The first 200 lines.
اداره هوانوردی فدرال هنوز ،در حال جمعآوری اطلاعات است
،اما در این زمان تمامی شواهد و مدارک حاکی از
.نقص موتور است
کاهش بودجه اخیر واشنگتن به افزایش گشتهای گارد ساحلی
در امتداد ساحل جنوب شرقی
.پایان خواهد داد
منتقدان میگویند که محاصرهی دریایی یک ساله
منجر به صدها جستجو و توقیف موفق
...کالای قاچاق از جمله
،نباید رهاش میکردیم
.اونم همینطوری مرده روی زمین
.ما با 911 تماس گرفتیم
...بازم
.نمیتونستیم اونجا بمونیم
.پلیس مارگریو نیروی فاسد داره
از کجا معلوم پلیس ایالتی آتلانتا یا جورجیا هم
حقوقبگیر کلاینر نباشن؟
تنها راهی که مطمئن بشیم مرگ مالی بث محض هیچ و پوچ نبوده
.اینه که کسیو که اونو کشته دستگیر کنیم
اگه پلیسای فاسد بکشنمون
یا بخاطر قتلش بیفتیم زندان و بپوسیم
.که نمیتونیم این کارو بکنیم
.بزن کنار
اینجا چه غلطی داریم میکنیم؟
.داستانش مفصله. زود برمیگردم
.چیزی نیست
داره باهات چیکار میکنه؟
.قلادهـش زخمش کرده
.دیگه کافیه
داری چکار میکنی؟
.سگه که کاری به کار کسی نداشته
.حقش نیست اینطوری اذیت بشه
!بهت گفتم که وارد خونهی من نشی
جدی؟
.ببینم تو چقدر از این کار خوشت میاد
.بزن بریم، پسر - .زود باش -
.خیلیخب
خب، حالا قراره چکار کنیم؟
سگه رو ببریم به یه ،پناهگاهی که حیوونا رو نمیکشن
.بعد منو در خونه هابل پیاده کنین
چرا؟
ماشینی که سری پیش بهم دادن .سوراخ سوراخ شده
.یه نوشو احتیاج دارم
.خیلیخب، تو پارکینگ ادارهی پلیس میبینیمت
هی. حالت خوبه؟
.نباید میذاشتم وارد این ماجراها بشه
.خب این خوبه
دانلود فیلموسریالهای روز دنیا، بدونسانسور و حذفیات، به همراه زیرنویسچسبیده اختصاصی، تنها در رسانه اینترنتی نایت مووی
@nightmoviett : کانال تلگرام زیرنویسهای ما @NightMovie_Co : کانال اصلی و اینستاگرام
:ترجمه از Atefeh Badavi & Parisa Shiva & Imana
چطور صاحبت واسه تو و رفقات اینقدر علوفه خریده؟
.چقدرم که به دردم خوردی
«فاحشه»
!لعنتی
...و بعد من اونو پر از
...ترقههای ام80، بمبی و سیگارت
.کپسولی کردم - .آره، کپسولی -
بعد داسون روشنش کرد .و از اونجا رفتیم
.صندوق پستی منفجر شد
کاغذ و فلز سوخته همه پخش و پلا شد، خب؟
،شش ماه بعد، تو یه ایستگاه پمپ بنزین بودیم
.و این یارو پیرمرده اسلتری اونجا بود
.توی پارکینگ داشتن دستگیرش میکردن
حکم دادگاه برای عدم حضور .تو جلسه هیئت منصفه
یه احضاریه هیئت منصفه .تو اون صندوق پستی کوفتیش بود
اینم سزای کسیه که منو .تو درس ادبیات انگلیسی انداخت
.ببینین کی اینجاست، جنایتکار جنگی
.هی، اگه گرسنته، یه پرس غذا برات میخرم
.میدونی، کمک به بیخانمانها و اینا
.این همون یاروییه که درموردش بهت گفتم
میدونی، تو و دوستم امیت
.یه وجه اشتراک دارین
.جفتتون تو کالج فوتبال بازی میکردین
امیت سه سال متوالی بازیکن کناری
.تیم ایالت جورجیا بود
با توجه به سوابقت، تو یه .بازی برای ارتش انجام دادی
بعدش چی شد، مرد؟ نتونستی از پسش بربیای؟
.انداختنم بیرون - بخاطر چی؟ -
.زیادی خشن بودن
.مزاحم ناهارمون شدی
.بذار یه چیزی ازت بپرسم
تو چجور مردی هستی؟
یه مرد احمق؟
یه آدم کج خلق؟
...یا این که فقط
یه بچه پولدار ترسو و لوس و ننری که خودتو لای پولای باباجونت قایم کردی؟
.سوالم استفهام انکاری نبود ها
جداً میخوام بدونم چجور مردی
.از ترسوندن یه زنی که نصفشه لذت میبره
...زنی که
.راستی، کار از قلدری و ترسوندن گذشته
.فکر کنم بدونم چجور آدمی هستی
.از اونایی که یه سری چیزا رو خوب میدونن
تو میدونستی که وقتی ببینم
.چه بلایی سر راسکو آوردی میام سراغت
میدونستی که میتونم وانتت .رو که درست اون بیرون بود ببینم
یه وانت که پشتش تا حالا هیچی غیر از
.بشکه نذاشتن
و میدونستی پا میشم میام اینجا شر به پا میکنم
که احتمال زیاد باعث میشه .خودم تو دردسر بیفتم
ولی میدونی چی رو نمیدونی؟
همم. و اون چیه؟
این که وقتی میزنمت .چه حسی بهت دست میده
چون اگه میدونستی، عمراً اون قوطی رنگ رو
.برنمیداشتی
.باشه
حالا بذار من یه چیزی .راجع به راسکو کانکلین بهت بگم
...اون جندهی کوچولـ
.بندازش - .هی! هیچوقت ازت خوشم نمیومد داسون -
.کاری نکن مجبور بشم بهت ثابتش کنم - .چاقو رو بنداز، و گرنه تو رو میندازم زمین کیجی -
.پسرم
.بذارش زمین
.هنوز کارمون باهم تموم نشده
.هر وقت که تو بگی حسابمون رو صاف میکنیم - از روزی که این مرد پاشو تو مارگریو -
گذاشته، هیچ کاری غیر از .اعمال خشونت و دعوا نکرده
و حالا به پسر من حمله کرده؟
.دیگه کافیه، از اینجا ببرینش بیرون
،تا جایی که من اطلاع دارم .تو رئیس من نیستی
...سروان فینلی
،تو اهل یه شهر بزرگی...
.پس شاید این اصطلاح رو نشنیده باشی
،ولی میگن وقتی گاو رو میبری پشتبوم
.فکر پایین آوردنشم باش
پس این ماجراها رو تمومش کن
.قبل از این که کسی صدمه ببینه
.من همه چیو دیدم
جونیور و بقیه پسرا ،سرشون به کار خودشون بود
.و یهو این یارو اومد و همه چی رو بهم ریخت
،ممنونم، اِرل
.که یه شهروند خوب مارگریوی هستی
.کارآگاه
.راسکو، ریچر رو ببر بیرون
.به زودی میبینمت، جونیور
مالی بث مرد چون به یه ریچر .اهمیت داد و براش ارزش قائل شد
.آره
.تیلـه
.رئیس تیل
.بله
.آه... اطلاعی از این قضیه نداشتم
.احتمالاً به خاطر سهلانگاری من بوده
چی؟
.جدی که نمیگین؟ نه، نه، نه احتمالاً گزارششو با یکی دیگه
.قاطی کردم !مادرجنده
!کیرم دهنت - آروم باش. چی شده؟ -
.تیل همین الان اخراجم کرد - برای چی؟ -
،وقتی گزارش ماشین جو اومد
گفتم که شماره پلاکش با یه ماشین یه کلاهبردار
.که موریسن دستگیرش کرده بود، مطابقت داره
خب، حالا تیل گزارش رو درآورده
و دیده که گزارش شده که اون .ماشین اصن شماره پلاکی نداشته
گفت که وقتی داریم پرونده قتل
،یه رئیس پلیس لعنتی رو بررسی میکنیم
نمیخواد که بیدقتی .یه نفر گند بزنه به همه چی
.و بعدشم منو دور انداخت
،شماها همش داشتین اینور اونور میچرخیدین
.و خیلی تو اداره نبودین
.معلومه که میره کاراتون رو بررسی میکنه
.داره مشکوک میشه - .باهاش حرف میزنم و سعی میکنم این قضیه رو درست کنم -
.من تفنگمو تحویل نمیدم - .با همهی این ماجراها، خودمم نمیخوام این کارو بکنی -
فقط اجازه بده باهاش صحبت کنم، باشه؟
!اینا همش کسشره
ایشون چی؟
قراره برگرده زندان؟
.کلاینر نمیخواد رسماً ازش شکایت کنه
.چون نمیخواد پاش به دادگاه باز بشه
چون شکایتش این اجازه رو بهم میده که تو دادگاه
دربارهی کیجی سوال بپرسم و اونوقت
سوابق کارمنداش تو صنایع کلاینر یا حتی شاید
.سررسیدهای مالیش مورد بررسی قرار بگیره
.و اونا اینو نمیخوان
خیلیخب، حالا میخوایم چکار کنیم؟ فقط به خاطر این که دیگه
.پلیس نیستم بیخیال این ماجرا نمیشم
.برمیگردیم سروقت لیست جو
نقشهی اون بود پس باید .برنامهی ما هم همین باشه
.درموردش بحث کردیم
،اون پروفسورها هنوز خارج از کشورن
و دوستت نیگلی از سمت ممفیس .داره ماجرا رو بررسی میکنه
.توی گاراژ جابلینگ هم چیزی نبود
.پس باید برگردیم سراغ پروندههای گری - ،من که بهت گفتم -
.هیچی از خودش به جا نذاشته
.راستش، این کارو کرده
،پروندهها رو نمیگم
.ولی تفنگ دیزرت ایگلش رو بهت داد
.حدود یه سال قبل از مرگش
دقیقاً. کسایی که به فکر خودکشین
معمولاً داراییهای ارزشمندشون رو
درست قبل از این که خودشونو بکشن .به بقیه میبخشن، نه یه سال قبلش
.میخوام جعبهای که تفنگ توش بوده رو ببینم
.فقط مراقبش باش
.خیلی برام ارزشمنده
.خالیه
.تف توش
.ادبو رعایت کن
،وقتی گری مرد کمدی، گاوصندوقی چیزی
توی خونهـش نبود؟ - .نه -
.هیچی نبود - جای دیگهای نبود که -
ممکن باشه چیز مهمی رو اونجا نگه داره؟
تنها جاهایی که
گری توش وقتشو میگذروند .ایستگاه پلیس و خونهـش بودن
.این دقیقاً درست نیست
No comments yet. Be the first to leave one.