Third Watch

Third Watch

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

S04 E22 - The Price of Nobilityg
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 22 Third Watch زیرنویس فارسی سریال

Tags

other
Published on: 2025-11-29
Downloads: 17
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...قبلاً در «Third Watch»

.تو وضعیت بدی‌ام، فیث

.اوه، واقعا؟ - آره

.قضیه کروزه

م-م-می‌دونستم گاهی اوقات از حدش رد می‌شد،

...ولی فکر می‌کردم

.می‌دونید، برای خیر جمعی بود

.مجبور بودم، اونا می‌دونستن

.اون مدت‌ها بود که کارها رو سرسری می‌گرفت

.برو بیرون. تو هیچ‌وقت اینجا نبودی

اسلحه‌ام؟

.نه کسی اونو می‌بینه نه تو رو

.بوسکو، دیگه هیچ‌وقت تو وسایل من سرک نکش

.من دیگه اونجا نیستم

.چه بهتر. - با شمارش تو

.یک، دو

.نگو که اون بود. - خودش بود

.گفتم بهم نگی

!سوار شو

!چه غلطی شد؟ پسرت کارمون رو به گند کشید

.اون آدم من نیست

.گروهبان بخش جنایی ۵ به مرکز. - صبر کن

.این مسیر الان تعقیب و گریز با خودروئه

.در آرتور به سمت شمال، از خیابان ۱۶۶

.خودروی مورد نظر یک شورلت مشکیه

.بدون پلاک، راننده‌اش ریچارد بوفورده

.مرد، سفیدپوست، تحت تعقیب به خاطر جرایم مواد مخدر

.باید مسلح در نظر گرفته بشه

.اون حرومزاده باید جواب پس بده

.چی؟ - هی، نوبل

حدس بزن دارم چیکار می‌کنم؟

.الان اصلاً حوصله این چیزا رو ندارم

.درگیر تعقیب و گریز خودرویی‌ام. - شروع شد

و می‌دونی چیه؟

!اونو دیدی؟ - از تعقیب و گریز متنفرم، نوبل

اون تو اون ماشین چی داره؟

چرا داری اینا رو به من میگی؟

.چون اون رفیقته، ریکی بوفورد

!خودتو بگیر! بهتره یه چیزی رو محکم بگیری

.ایول. - فقط شانس بود

...اون از گاراژ اومد بیرون، نیم بلوک اونورتر

.از همون آدرسی که بهمون دادی

.چی؟ نه، نه

این چه غلطی بود که شد، هان؟

.چرا تو بهم نمی‌گی؟ آره، ی-ی-یه تونل هست

!تو به ما نگفتی یه تونل اونجاست، نوبل

...بهتره همونجا تو اون اتاق هتلت بمونی

.چون ما باهات کار داریم

حدس بزنم، اونم به اندازه ما شوکه شده، نه؟

...چرا الان فقط روی گرفتن این

حرومزاده تمرکز نمی‌کنی، باشه؟

.آره. آروم و متمرکز

.این گروهبان بخش جنایی پنجه

.من الان این تعقیب و گریز رو لغو می‌کنم

.به دستور من، همه واحدها عقب‌نشینی کنن

...در پی خودروی مورد نظر باشید

.شورلت مشکی، بدون پلاک

.آخرین بار در آرتور به سمت شمال از خیابان ۱۷۰ دیده شد

.راننده باید مسلح در نظر گرفته بشه

.متوقفش کردی؟ - عمراً

!بوسکو

.خدای من

!حرکت کن، بچه! برو کنار

.اون داره می‌پیچه

.باید برای چیزی وایساده باشه

.خوبه، بهش نیاز داریم

.به نظر میاد می‌خواد بپره بیرون

.با این سرعت اگه بپره بیرون خودشو می‌کشه

...یه لحظه، آیا اون

.اوه، لعنتی، آره، داره این کارو می‌کنه. - آره، داره این کارو می‌کنه

هیچ‌کس تو اون ماشین نیست. اون لعنتی کجا رفت؟

.اون ماشین کوفتی داره حسابی رو اعصابم میره

اون بالا پیاده‌اس. - چی؟

!اون بالا پیاده‌اس. بزن بریم

.هیچ‌کس این ماشینو نمی‌رونه

اون قراره فرار کنه! - چی کار باید بکنم؟

.من که اصلاً نمی‌دونم

.شاید بتونم خودمو بین این ماشینای پارک شده چپون کنم

...بخش جنایی پنجم، یک مورد تصادف خودرویی داریم

...در تقاطع کینگ و ۱۷۳، با چند مجروح

.و موتور آتیش گرفته. وایسید، رفقا

یه نفر داره میاد. باشه؟ صدام رو می‌شنوی؟

.پیام هوشیاری برای اون شورلت مشکی رو هم لغو کنید

...سرپرست می‌خواد بدونه که آیا این تصادف

.نتیجه یک تعقیب و گریز بوده، بخش جنایی پنجم

.من لغوش کردم. ما دنبالش بودیم

...منفیه، مرکز. مربوط به همون خودرو میشه

.ولی اون موقع در حال تعقیب و گریز نبودیم

.باشه، واحدها در راهند

.بریم اون حرومزاده رو بگیریم

.چی؟ نمی‌تونیم همینطوری اینجا رو ترک کنیم

...رسیدگی به تصادفات یکی از دلایلی بود که

.از لباس فرم متنفر بودم. بزن بریم

.نه، ما می‌مونیم

.سالی

امروز پشت میز پذیرش چه غلطی می‌کنی؟

.اوه، من الان یه جورایی سرگردانم

.دنبال یه همکار ثابت جدیدم

.ولی به محض اینکه بتونم برمی‌گردم خیابون

.پنج-پنج چارلی

.بریم یه روزنامه بخونیم و راحت شیم، چارلی

«چارلی، تصادف چند وسیله نقلیه رو تحویل بگیر.»

«در مارتین لوتر کینگ تا ۱۷۳.»

«مامورای لباس شخصی تو صحنه‌اند.»

«نیروهای امدادی و شهری هم اعزام شدند.»

هی، مامورای لباس شخصی دیگه اینجا چه غلطی می‌کنن؟

تو صحنه؟

.وقتی شماها تو حضور و غیاب بودید، یه تعقیب و گریز بود

.واحد ضد جرم، و ظاهراً وقتی تصادف شد، دیگه دنبالشون نمی‌کردن

.وقتی تصادف شد

!آره، حتماً

.پنجاه و پنج، چارلی، کینگ ۱۷۳، مفهوم شد

مطمئنی اینقدر عجله داری برگردی بیرون؟

.مواظب باش

.چی شده، داک؟ اون کارآموز لعنتی دیر کرده

«دقیقاً جلوی در وایستادی.»

.مطمئنم می‌بینیش که میاد تو

!خانم‌ها، توجه کنید

.آروم باش، رئیس. اینا که خانم نیستن

.من از شما خانم‌های واقعی عذرخواهی می‌کنم

از بین بیش از ۱۲۰۰ امدادگر تو این شهر خوب ما،

«دوازده نفر برای ترفیع انتخاب شدن.»

...برای سومین سال متوالی، نفر اول لیست

.داک پارکر. - داک پارکر

.اما صبر کنید، صبر کنید، صبر کنید

یه تازه‌کار هم نفر سیزدهم هست، یه علی‌البدل،

.در صورتی که بعضی از اون ۱۲ نفر قبول نکنن

.کسی نیست جز کیم زامبرانو

.چی؟ - هی هی

.عالیه، خیلی بهت افتخار می‌کنم

«وضعیت اضطراری تغییر مسیر جاده.»

«تکرار می‌کنم، وضعیت اضطراری تغییر مسیر جاده.»

.اون کلاه فرم دیگه رو بیار بیرون

.بیخیال، من سیزدهمم

.آره، ولی داک ردش می‌کنه. اون همیشه همین کارو می‌کنه

.آره، درسته

.و به همین راحتی، می‌تونی نفر دوازدهم باشی

.و سالی پنج هزار دلار ثروتمندتر

پس باید جلوی کل گروه اعلام می‌کردی؟

.تو سرنوشت خودت رو قبول نمی‌کنی

.فکر کردم با خجالت‌زده کردنت مجبورت کنم

.ببین، ما آدم‌های خوب تو خیابون نیاز داریم

.اما آدم‌های بهتر رو تو مرکز شهر لازم داریم

.من از تلفن متنفرم، از میز متنفرم و از کارهای اداری هم متنفرم

.و واقعاً از اون اتاقک‌های کوچیک موکت‌شده متنفرم

.و کارآموزم هم دیر کرده

.کارآموزت تو شرق نیویورکه

.چی؟ - آره، اون نابغه تو مرکز شهره

«اونو به آدرس اشتباهی فرستادن.»

کمک می‌خوام. می‌تونی تیلور رو بفرستی؟

.بهش نیاز دارم، ستوان

.تیلور، تو سوار اتوبوسی

.تو با نفر اول اینجا سوار می‌شی

چرا همیشه من؟

.چون تو اون کسی هستی که دستاش لطیفه، خانم کوچولو

!یالا، بریم

ماشین ما باید گزارش اینو بنویسه؟

.همین رو گفتن

.هی سولی، بدترینش اینه که یه نفر گیر افتاده

.زیر اون برانکو اونجاست

این تعقیب و گریز بود؟

.اوه، تا وقتی تصادف شد، دیگه تعقیب و گریزی نبود

.حداقل نه به طور رسمی

داستانش طولانیه. «لطفاً کمکم کن.»

.و من همونیم که باید گزارش رو بنویسه

یکی داره میاد، باشه؟

!چشمام، کمک

آقا، کمک در راهه، باشه؟

.کسی برای کمک بهتون میاد

.باشه، یکی داره میاد، آره

.من هیچ وقت واقعاً بهش فکر نکرده بودم

.ستوان زامبرانو

.ستوان. ستوان

.اوه، مو به تنم سیخ شد

هی، ستوان، یه دقیقه وقت داری؟

فکر نمی‌کنی یه اتفاق عجیب غریبه؟

.شما دو نفر با هم تو لیست ترفیعاتید

.همزمان

.این یه امتحانه، کارلوس. یه آزمون استخدامی دولتی

آره، ولی منظورم اینه، می‌دونی، چیکار می‌کردین؟

گروه‌های مطالعه مخفی داشتین یا همچین چیزی؟

.حداقل می‌تونستی به من بگی

تو دیوونه‌ای، اینو می‌دونی؟

.اوه، این حرف از دهن تو خیلی معنی داره، ستوان

.اوه، خفه شو. - بله آقا

مو به تنم سیخ شدن دیگه چیه؟

.من کل روز با این رفتارت کنار نمیام

.وقتی رسیدیم صحنه، کار خودت رو انجام بده. والسلام

.پس حدود دو بلوک وقت داری که اینا رو از سرت بندازی بیرون

.من یه آتش‌نشانم. دیگه امدادگر نیستم

.و هیچ‌وقت هم از امدادگر بودن خوشم نمی‌اومد

...تنها دلیلی که این کارو کردم این بود که

.چون اداره استخدام نمی‌کرد

.همیشه همینه

.مردا دوست ندارن زنا تو اداره باشن

.واسه همین دنبال بهونه می‌گردن که ما رو تو این شغل‌های زنونه بذارن

...زنونه؟ من به نظرت زنونه میام؟ - ببین، من

می‌دونی، تو نیروی واکنش سریعی، باشه؟

...چه فرقی می‌کنه که داری تبر می‌چرخونی

یا به یکی زندگی می‌بخشی؟

More Farsi Persian subtitles for Third Watch

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left