The first 200 lines.
...و آنگاه
شب بخير، عزيزم
خواباي خوب ببيني، سم
سمي، من تو رو بيشتر از بقيه دوست دارم
اين يعني در من خون شيطان وجود داره؟
تويي
!ماري
ببين، ما کل زندگيمون دنبال اين شيطان ميگشتيم
!اون جسي رو کشت! مادر رو کشت
...سم
متاسفم
براي چي؟
تو کي هستي؟ کاستيلو
من کسي هستم که تو رو آزاد کردم و از ضلالت رهانيدم
منظورم اينه که چي هستي؟ من فرشته پروردگار هستم
ساموئل کُلت يه تفنگ خاص ساخت اون تفنگ هرچيزي رو ميکُشه
چرا بايد يه فرشته منو از جهنم نجات بده؟
بخاطر اينکه فرمان خدا بود
بخاطر اينکه کارهايي هست که بايد انجام بديم
...و اينک
آماده اي؟
کاملا
سلام، دين
داشتي چه خوابي مي ديدي؟
خوشت مياد وقتي مردم خوابن بالا سرشون وايسي؟
چي ميخواي؟
گوش کن
تو بايد جلوش رو بگيري
جلوي چي رو بگيرم؟
تکون بخور، رفيق
تو نميتوني اينجا بخوابي
خيلي خب
کجا بخوابم؟
هرجايي بجز اينجا
عاليه
هي، من کدوم گوري هستم؟
رستوران جي برد
آره، ممنون. منظورم کدوم شهر و ايالت بود
لورنس، کانزاس
لورنس
تو حالت خوبه، رفيق؟
آره
شب سختي بوده
هي، يه قهوه بيار اينجا، رج
ميشه بهم بگي اين کجا آنتن مي ده؟
مال نيروي دريايي هستي؟
ممنون
خيلي موهات خوشگله
مي دوني که ساني و شر ديگه باهم نميخونن، نه؟
ساني و شر ديگه باهم نمي خونن؟
دوشنبه، آپريل، 1973
!سلام، وينچستر
!حرومزاده چطوري، سرجوخه؟
سلام آقاي دي شنيدم که برگشتي
آره، يه چند وقتيه
خوشحالم که برگشتي جان...خيلي خوشحالم
پدر؟
به پدرت سلام منو برسون حتما آقاي دي
ما همديگه رو ميشناسيم؟
فکر نکنم
زياد سخت نگير، رفيق
باشه
اين ديگه چيه؟
به نظرت چي مياد؟
واقعيه؟ خيلي
خب، حالا چي، فرشته ها ماشين زمان هم دارن؟
من چطوري اومدم اينجا؟
زمان سياله، دين
آسون نيست، اما گاهي مي تونيم خمش کنيم
خب، مثل اولش کن يا بهم بگو اينجا چه غلطي ميکنم؟
بهت گفتم
بايد جلوش رو بگيري
جلوي چي رو بگيرم؟ هان؟
چيه، چيزي دنبال پدرمه؟
بيخيال
چيه، به جواب درست دادن حساسيت داري، حرومزاده؟
خوبه مرد جوان، به نظر مياد چشمت رو گرفته
چطور 250 دلار ديگه هم بهت تخفيف بديم؟
برش ميدارم
من کاراي اداريش رو انجام مي دم
اين اوني نيست که تو مي خواي
تو منو تعقيب مي کني؟
نه، نه. فقط داشتم رد مي شدم
نشد بابت قهوه امروز صبح ازت تشکر کنم
يه کمي حالم سرجاش نبود
خيلي بيشتر از يه کم
بذار لطفت رو جبران کنم
اين ماشينيه که تو ميخواي
اه، واقعا؟ تو در مورد ماشين ها مي دوني؟
آره
آره، پدرم هرچي در موردشون بلدم رو بهم ياد داده
و اين...اين ماشين فوق العاده ايه
کاربراتورش 4دهنه است، 275اسب هم قدرت داره
اين خيلي ماشين توپيه
...مي دوني، پسر
حق با توئه
براي چي ميخواي اون ماشين رو بخري؟
يه جور قوليه که به کسي دادم
در مقابل يه شورولت مدل 67؟
منظورم اينه که، ببين اين ماشين رو ميتوني کل زندگيت سوار شي
بهم اعتماد کن، اين 40سال ديگه هم خفن ميمونه
جان وينچستر
ممنون
دين ون هيلن
و ممنون
من امروز صبح خيلي اوضاعم خراب بود ،نه؟
واقعا
خيلي قبلش حالم بد بود اما، هي
تو اون رستوران خيلي حالم بهتر شد
تو زياد تو اين موقعيت ها گير نمي کني، نه؟
نه
نه
قسم ميخورم يه بوي عجيبي هم حس کردم، ميدوني؟
مثل تخم مرغ گنديده
تاحالا نشده که سولفور بو کني؟
نه
نه
تا حالا شده گاوها تو شهرتون کشته بشن؟
خيلي خب، آقا، بسه ديگه
آره، کاش ميدونستم چجوري جلوش رو بگيرم
گوش کن، اه...مواظب خودت باش، خب؟
باشه، حتما
خب؟
من اينو برميدارم
اين چيه؟
ماشين منه
چه بلايي سر وَن اومد؟
ماري، اين خيلي بهتر از ونه
کاربراتورش 4 دهنه است
مامان
...سمي هرجايي که هستي
بايد ميديدي مامان چه تيکه ايه
من دارم مي رم جهنم
دوباره
بايد باهاش حرف بزنم
پدرم پدر منه، جان، مثل تو نيست
چرا مثل من نيست؟ چندوقته اينطوريه؟
اون فقط خيلي نسبت به من حساسه، همين
...نمي خواد من
با يه مکانيک از يه خانواده مکانيک رابطه داشته باشي؟
نه
من تورو همينطور که هستي دوست دارم
الان بر ميگردم
چرا ما رو تعقيب مي کني؟
ديوونه شدي؟
تو داري از خونه ما ما رو تعقيب ميکني
نمي دونم از چي حرف مي زني اه، واقعا؟
خيلي خب، چطوره در موردش حرف بزنيم، نه؟
!ولم کن
تو يه شکارچي هستي؟
بعدا باز ميبينمت؟
اگه خوش شانس باشي
دين، درسته؟
زياد مطمئن نيستم، درست باشه بياي تو
مي توني بهم اعتماد کني
منظورم اينه که، ما همه شکارچي هستيم ديگه، نه؟
يعني، يه جورايي...هممون يه خانواده هستيم
...مسئله اينه که، پدر من، يه کمي، ام
بايد ببينمش
چيزي ازش شنيدي؟
ظاهرا که زياد نه
پس تو يه شکارچي هستي؟
...خب، يه چيزي رو بهم بگو، آقاي شکارچي
خون آشام ها رو بايد با چوب کشت يا نقره؟
هيچکدوم، بايد سرشون رو بُريد
حالا در امتحانتون قبول شدم؟
آره
حالا از خونه من برو بيرون !پدر
من به شکارچي هاي ديگه اعتماد ندارم، دين
به کمکشون هم نيازي ندارم
نمي خوام هم اطراف خانوادم باشن
تمومش کن، ساموئل
اون يه شکارچيه
که از آزمايشت هم موفق بيرون اومده
و حالا ميخوام براي شام نگهش دارم
گشنه نيستين؟ دارم ميميرم از گُشنگي
خوبه
من ديانا هستم
همسرم ساموئل رو هم که ميشناسين
حالا دستاتون رو بشوريد
ساموئل...و ديانا؟
واقعا؟
اولين باره که مياي لورنس، دين؟
خب...خيلي وقته
خيلي اينجا عوض شده...به نظرم
دنبال کاري هستي؟
آره، احتمالا
يعني چي؟
يعني اينکه منم به بقيه شکارچي ها اعتماد ندارم، ساموئل
خب حالا چرا من و جان رو تعقيب ميکردي؟
فکر کردم يه چيزي دنبال...دوست پسرته
اما، ديگه اونجوري فکر نمي کنم
جان وينچستر و ارواح؟
باورت ميشه؟
من ديدم
چي رو؟
اون قيافه اخمالوت رو
وايسا
...جان واقعا پسر خوب و
خوب و کم تجربه ايه
No comments yet. Be the first to leave one.