The first 200 lines.
به نام خدا .::با درود خدمت دوستاران فيلم و سريال هاي شرقي::.
قسمت 54 این قسمت:ازدواج بانو سون و لیو بِی (متــــرجم:چــــيااُ فنگ(مهدي
کالسکه اماده هست؟
بانوی ارشد،بیرون منتظر هست
اگر راضی بودی
این فلوت رو بزن
پدرت برام گذاشته بودش
بعد اینکه در نبرد مُرد
تمام سرزمین جنوب دست دیگران افتاد
و تقریبا تمام متعلقات خانواده ما از دست رفت
فقط همین باقی موند
پیش برادر بزرگت بود
در حالیکه داشت در جنوب رودخانه سرزمین جنوب میجنگید قبل اینکه سرزمین اجدادیشو پس بگیره اسیب های زیادی رو دیده بود
در حالیکه داشت در جنوب رودخانه سرزمین جنوب میجنگید قبل اینکه سرزمین اجدادیشو پس بگیره اسیب های زیادی رو دیده بود
اما خیلی زود
ما رو ترک کرد
هر دفعه طرف سرزمینمون وایمیستادم و این فلوت رو میزدم
هر دفعه طرف سرزمینمون وایمیستادم و این فلوت رو میزدم
پدرت رو میدیدم
و برادر بزرگتو
"معبد شبنم مطبوع" سریع سریع
ارباب افتادن فضله زاغ جلوی شما میترسم که نشان بدی باشه
فکر میکنم بهتره که نرید
فضله یه کلاغ میتونه منو بترسونه؟
زی لونگ،فقط محافظای شخصیمو بیار
بقیه رو بزار باشن
بریم
سوار شید
سوار شید
سون چواِن به عموی امپراتوری درود میفرسته
لیو بِی به مرزبان وو درود میفرسته
عموی امپراتوری بفرمائید
عموی امپراتوری بفرمائید
لیو بِی از جو جون به بانو درود میفرسته
لیو بِی،جانگ جااُ بهم گفت
رفتار شریفانه و سلوک شاهانه ای داری
امروز میبینم که همینطوره
بانوی ارشد لطف دارن سزاوارش نیستم
لطفا بنشینید
بانوی ارشد بفرمائید
همه میتونید بشینید
بله بانوی ارشد
خانوم،اون مرد لیو بِیه
چی فکر میکنید؟
شراب بیارید
بیا لیو بِی بفرمائید
بانوی ارشد بفرمائید
مقام وو بفرمائید
مقام وو،اربابمو به اینجا دعوت کردید
پس چرا سرباز مسلح در راهرو هست؟
سرباز مسلح در راهرو هست؟
گوشهای من میتونن
گریز یک تیر رو از 100 متری بشنون
حالا صدا شمشیر کشیدنو از 10 قدمی نتونم بشنوم؟
حالا صدا شمشیر کشیدنو از 10 قدمی نتونم بشنوم؟
زی لونگ،بانوی ارشد اینجان
چطور جرات میکنی شمشیر بکشی؟
ترکمون کن
بانوی ارشد
اگر میخواید لیو بِی رو بکشید باید زندگیمو بدم
عموی امپراتوری چرا اینو میگید؟
این سربازای مسلح
به خاطر لیو بِی در راهرو نبودن؟
تو ارباب سرزمین هستی
اینجور با مهمونت رفتار میکنی؟
مادر عصبانی نشید فرزندتون خبر نداشت
بعد از تحقیق کامل در این مورد مسئولانشو نمی بخشم
جیا خوا
در خدمتم
کی گفته بود اینکارو کنید؟
ارباب
من بودم
لو مانگ
خیلی گستاخ شدی
ترکمون کن
ارباب
لیو بِی بد قول هست
جینگ جو رو ازمون دزدید و افرادمونو کشت
امروز
باید انتقام افرادی رو که در نبرد نان جون مُردن بگیرم
گستاخ
لو مانگ دیوونه شده
افراد ببریدش سرشو بزنید
چشم
ارباب
مقام وو صبر کنید
مقام وو امروز رویدادی خوشحال کنندست
کشتن یک افسر بد شگونه
تنفر زی مینگ
تنها برای خودش نیست
مثل این می مونه که تمام سرزمین جنوب همین حس رو دارن
اون دلیل خوبی داره
درسته لیو بِی در گرفتن استان جینگ سهم کمتری داشته
اما من انتخاب دیگه ای نداشتم
در من خون اجداد بزرگم جریان داره
شکست دادن سااُ قدرتمند و بازگردوندن هان
در تکلیف غیر قابل انکارم
اما من پایتختی ندارم
تونستم اینکاره خجالت اورو بکنم
و استان جینگ رو از سرزمین جنوب قرض کنم
صادق باشم
وقتی منه رقت انگیز کوچک سربازامو داخل استان جینگ جو بردم
وقتی منه رقت انگیز کوچک سربازامو داخل استان جینگ جو بردم
مملوء از افسوس بودم
خودمو سرزنش میکردم
لیو بِی تمام عمرش صادق و درستکار بوده
همیشه دردسر رو برای خودم مقدم می دونستم تا اینکه دیگران
همیشه دردسر رو برای خودم مقدم می دونستم تا اینکه دیگران
چطور میتونم قطعه زمینی رو اشغال کنم
که دوستانم میخوان براش خون بریزن؟
اما وقتی به شمال فکر میکنم
به رنجش سرورم،به ناراحتیه سرورم
به امپراتور،باید دلمو محکم کنم
حتی اگر تمام سرزمین جنوب متهمم کنن
باید جینگ رو قرض بگیرم
چون نزدیکترین جا به دشت های مرکزی هست
هر شب خواب صف ارایی کردن افرادمو میبینم
و حمله کردن از جینگ به شو دو برای نجات دادن امپراتور از بدبختی
و حمله کردن از جینگ به شو دو برای نجات دادن امپراتور از بدبختی
امروز لیو بِی میخواد
خدا شاهد خلوص نیتش باشه
هیچ سرزمینی زیر اسمان
متعلق به لیو بِی نیست
و نه سزاوار متعلق به سااُسااُ باشه
فقط متعلق به هان هست
اگر لیو بِی شانس بیاره موفق شه
باید زندگیه نظامی رو ترک کنه
از کشور کناره گیری کنه و هرگز پستی رو نگیره
ارزوی خوبیه
بانوی ارشد،لیو بِی امسال 48 سالش شده
سال های زیادی برای جنگیدن وقت ندارم
من باور دارم هر یک از شمایی که اینجائید به هان وفادارید
بنابراین اینجا
باید از همتون در خواست کنم
به لیو بِی کمک کنید
خانوم ببینید
این مرد اصلا قیافش به 48 سال نمیخوره
البته
اگر باور ندارید که صحبت هام حقیقی هست
زی مینگ میتونه با این شمشیر سرمو قطع کنه
ارباب
بنابراین خون من میتونه
به عنوان عذرخواهی برای مردم سرزمین جنوب باشه
مادر
لو مانگ
برو بیرون
عموی امپراتوری زودتر بلند شید
بفرمائید بشینید
شمشیرمو بده
اگر لیو بِی بتونه به جینگ برگرده
و ارزوی شاهانشو کامیاب کنه
باید بتونه با یه ضربه سنگ رو نصف کنه
اما اگر نتونم به جینگ جو برگردم
باید سنگ تسلیم شمشیر من نشه
شواِندو،چرا اینقدر از این سنگ متنفرید؟
مقام وو
لیو بِی نزدیک 50 سالشه
و هنوز ناتوانه قلمروشو از یک بلاء رها کنه
خودمو سرزنش میکنم
بانوی ارشد اینقدر بخشندن که منو دامادشون کردن
و این وصلت مبارک رو ساختن
بنابراین از خدا نشانی خواستم
خواستم اگر میتونم سااُ رو نابود کنم و هان رو برگردونم
با یک ضربه تیکه سنگ رو دو نیم کنم
به نظر خداوند
ارزوتونو براورده میکنه
خب
بزارید منم از خدا نشانه ای بخوام
اگر سااُ بتونه نابود بشه منم سنگ رو برش بدم
شمشیرمو بده
اگر بتونم دوباره جینگ رو پس بگیرم
و سرنوشت امپراتوریمو تکمیل کنم
این سنگ رو دو نیم بکنم
خیانتکار نابود میشه و هان برمیگرده
ارزوهای ما به انجام خواهد رسید
تبریک عموی امپراتوری
بانوی ارشد لطفا بنوشید
خب خب
دامادم،امشب چند تا کاسه نوشیدی؟
نشمردم،حداقل 50 تا بوده
50تا کاسه کافی نیست
تو حداقل 100 تا نیاز داری
تا 100 سال برکت ازدواجی داشته باشید
عموی امپراتوری زود بنوشید
خب،ارزوی بانوی ارشد برای من دستوره
باید 100 کاسه بخورم
خوبه خوبه
سلامتی
خوبم،چطور همچین شراب کمی روی من تاثیر بکنه؟
عموی امپراتوری اینجا حیاط داخلیه
بفرمائید
این اتاق خوابه عروسیه؟
به نظر مثل سرباز خانه می مونه
بانو از مهارت های رزمی لذت میبرن
بنابراین اتاق عروسیشون کمی متفاوته
عموی امپراتوری مراقب باشید
جناب،بانوی من همیشه به شمشیر زنی علاقه داشتن
دو شمشیر اینجا هست
یک شمشیر خوب هست،یک شمشیر بد
لطفا یکیشونو بردارید
No comments yet. Be the first to leave one.