The first 200 lines.
آنچه در " ماورا " گذشت
.. وقتی در کما بودی
ذهنت به دنیای دیگری سفر کرد
اینجا همدیگه رو دیدیم " بهش میگن " قلمرو
من اولین دختری هستم که به اتاق خوابت آوردی ؟
... یکی از کارایی که دلم براشوت لک زده بود
گشتن با دخترا بود
هالو اسکای یه موسسه خیرخواهانه ست
فورت رید بشما کمک میکند
توسط کشیش " ایان براچمن " اداره میشه
دوستِ پسرمون کشته شده
نمیگم این هالو اسکای مستقیما مسئولشه
ولی باید یه ارتباطی باشه
ببینم چیکار میتونم بکنم
چارلی سینگر ؟ میخام کمکت کنم
هوم
اول یه چیزی ازت میخام
اون نیست ، مادرت نیست -
اون چیزی که میخواد رو میبینه
چیکار کنیم ؟ - پُل رو منفجر کن -
اندرو ، بلند شو
باید همین الان بلند شی و باهام بیای
تو پناهگاه جامون امنه
امن از چی ؟
بچسب بهم پسر
سرتو بگیر پائین ، باشه ؟
تقریبا رسیدیم
آفرین ، کارت خوبه
... متاسفم پسرم من
بابا ؟
بابا ؟
بابا ؟
بابا ؟
!!! بابا
این خوبه
نگاهش کن
پاهام تا تهش هم نمیرسه
انگار تو هتلم
اندازش میشه ؟
البته که میشه
منظورم اینه که از در رد میشه
... خوب دو تیکه اش میکنیم
بعد از در ردش میکنیم داخل
فهمیدم
محکم ـه
هی بخشید
چوبش مال این اطرافه ؟
باید چوب وارداتی باشه ، نه ؟
تا ارزون در بیاد
خوشم اومد - جدی ؟ -
آره ، گمونم همینو میخام
... نوشته
جنس درجه یک
باشه
مامان ؟
خوبم
خوبم ، خوبم ،خوبم
مامان عیب نداره
فقط یه تخت ـه
فقط یه تخت نیست ، هولدن
تخت توئه
هوم
وقتی 3 سالت بود برات تخت خریدیم
یادت میاد ؟ - آره -
اون تخت برای این بود که پسر بزرگی شده بودی
هوم
وقتی برای اولین بار میخاستی بری مدرسه در اون تخت لمست کردم
و هر وقت کابوس میدیدی کنار تختت بودم
وقتی نبودی روش میخوابیدم
تو در بیمارستان بودی .... پس فقط
ما ردیفیم ، مرسی
مامان مجبور نیستیم تخت قبلی رو دور بندازیم
میتونم زیرزمین پیش لوک بمونم
نه ، نه
نه
دیگه باید به چشم بزرگسال بهت نگاه کنیم
گرفتم ، براش سخته که فراموش کنه
ولی ما داریم فراموش میکنیم
الان دوماهه که هوشیارم
نمیتونم در گذشته گیر کنم
باید بتونم یه زندگی داشته باشم
تو زندگی داری
من زندگیتو میخام
میخای برده امیال درونیت باشی ؟
یا خودت باشی
نه ، نمیدونم ، شاید
... میدونی ، میخام
مثل یه پسر عادی 25 ساله خودم برای خودم تصمیم بگیرم
تو یه پسر عادی 25 ساله نیستی
و یادآوری مداومش به خودت چیزی رو حل نمیکنه
این تو رو متوهم میکنه
ببین شرمنده داداش ولی حقیقت داره
... من آدم خوش شانسیم اگه
ظرف دوماه در کارم بتونم سوپروایزر بشم
این برام یه بُرده
... ولی تو اینکارو بخاطر پدر قبول کردی
... درحالیکه اون بیرون
میتونی با کمک به آدما موجب تغییراتی بشی
گرفتم
با قدرت عظیم و غیره و غیره
ولی ویلا در امان ـه
تو ، بابا ، مامان همگی در امانید
دیگه با این قدرت کاری ندارم
فقط نمیخام تغییری ایجاد کنم
.. فقط میخام
تختم اندازه بشه
آره
گمونم اینکارو میشه کرد
نمیدونم قضیه از چه قراره
اون وانت فقط یکماه زیر پات بود
هنوز منتظر یه قطعه یدکی ان
گمونم یه توزیع کننده میخاد
توزیع کننده ، من میتونم برم پیش هری
و تا موقع دسر با توزیع کننده برگردم اینجا
تا کلورادو و هری خیلی راهه
اسم این مکانیکی چیه ؟ میخام یه سری برم اونجا
... باشه ، اون
اون
میدونی موضوع فقط توزیع کننده نیست
قسمت چرخان ماشین
کلاهک
یکی از پیستون هاش شکسته
و به یه میل لنگ جدید نیاز داره
هولدن در کل چقدر خرج ور میداره ؟
تا وقتی باهاشون قرار نزاشتم نباید یه قرون هم بهشون بدید
باشه ؟
... حالا که صحبت قرار گذاشتن شد
کشیش ایان مدتیه غایب ـه
جائی سفر زیارتی رفته
بیخیال شو لوک
چیه ؟ فقط خاستم بدونم بهم زدن یا نه
... نه اینکه بشما مربوط باشه ولی
کشیش ایان فعلا تو زندگی ما نیست
فقط همینو لازمه بدونید
دیروقته و باید برم
تا خونه میرسونمت
ماشین ظرفشور خالیه
فعلا اینارو میزارم توی سینک
برگشتم ترتیبشو میدم
باشه ؟
صبح ساعت 8 میبینمت تیزو بُز
رئیست تو رو میرسونه سرکار
سرکار باهات دوستانه برخورد میکنه ؟
... شاید اگه بهم یاد بدی تو کافه
چطوری از اون قهوه ها درست میکن بد نباشه
بهش میگن هنر لاته
اوه
اینجاست
دایان ، تام
ممنون که زنگ زدی کلانتر
بله فعلا بخاطر جان ـه
باشه
... ایشون مامور ویژه گیل
گیل بوردن از اداره شهر کانزاس
سلام
هستی ؟ fbi مامور - درسته -
میخام درباره "هالو اسکای "باهاتون صحبت کنم
عجب پرتابی
هی اگه چشماتو باز نگهداری کمکت میکنه
پرتاب شانسی بود
جون من ؟ - آره -
باشه دوباره پرتاب میکنم
اوف
فکر میکنی مامان و بابا یه چیزیشون میشه ؟
یه چیزیشون میشه ؟
آخرین باری که مامان ، بابا رو رسوند خونه اش کِی بود ؟
رفیق مامان حتی نمیدونه منو از مدرسه انداختن بیرون
آره ، فاصله ام رو حفظ میکنم
هی حالا نوبت توئه
... بیخیال ، تو که فکر نمیکنی
رفیق اون مال یه ماه پیش بود
... اگه هالو اسکای میومد سراغمون
یدفعه میومدن سراغمون
هالو اسکای نیست ، یه چیز دیگه ست
یه حس
مثل وقتی که یادت میره تُستر رو از برق بکشی
فراموش کردی تُستر رو از برق بکشی ؟
ولش کن ، چیزی نیست
نوبت منه ؟
آره
اوه
افتضاح بود
من میرم داخل ، تو نمیای ؟
گمونم باید یه کم تمرین کنم
باشه
هی هولدن
قبل از پرتاب رو زانوهات خم شو
باشه
افتاد زمین
یکی دیگه میگیرم
ببخشید ، خجالت آوره
سلام ، ببخشید
میشه یه لحظه اونو بدی ؟
بله ، ممنون
... مامور بوردن دنبال افراد گمشده
در سراسر کانزاس میگرده
9نفر
9گمشده
همه از نژادهای گوناگون
مذکر و مونث ، مذهب متفاوت
No comments yet. Be the first to leave one.