Twisted

Twisted

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Twisted 2013 S01E09 480p HDTV x264 mSD-EVOLVE
A Commentary by Mani Vampire
ناین مووی تقدیم میکند | Mani Vampire و Litoo : مترجمین

Tags

HDTV
hdtv
x264
480p
480
HD
Published on: 2013-08-08
Downloads: 28
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...آنچه در "منحرف شده" گذشت

مدير "تنگ" . با هيئت مديره مدرسه صحبت کردي ؟

. آره . همه چيز مرتبه

. مارک" ، گفتم که حوصله ندارم"

، منم دلم براتون تنگ شده بود . "خانم "پورتر

اوه نه ، من چند سال پيش بعد از اينکه طلاق . به اتمام رسيد ، به اسم اصليم برگشتم

رجينا" هيچوقت راجع به يه کسي که" . همچين چيزي بفرسته ، صحبت نکرد

مطمئناً نه يکي از يه آپارتمان تصادفي . توي کِنِتيکِت

"تا حالا فکر کردي که "رجينا کرين چطور اون گردنبند به دستش رسيده بود ؟

بابا ميشناختش ؟ ، "رجينا" رو ؟ اصلاً همديگه رو ديدن ؟

! چيزي که داري بهش ربط ميدي نفرت انگيزه

...اين شاهد

...تو رو ديده که به سمت اسکله رفتي...

. و يه چيزي رو توي درياچه پرت کردي...

. ما درياچه رو گشتيم و اين رو پيدا کرديم

ميدونم که چقدر داري ريسک ميکني . که با من باشي

. ارزشش رو داره

پس حقيقت چيه ؟

. من "رجينا کرين" رو کشتم

داري به چي فکر ميکني ؟

مادرم همين الآن به کشتن . بهترين دوستت اعتراف کرد

دقيقاً مطمئن نيستم که . الآن به چي فکر کنم

تو چي ؟ تو چطوري ؟

اين رو پشت سر ميزاريم ، باشه ؟

. هي . پيامکت رو گرفتم

چه خبر شده ؟

چند دفعه ديگه مجبوريم اين رو تکرار کنيم ؟

هر چند دفعه که واست طول بکشه . تا بهم حقيقت رو بگي

. "من کشتمش ، "کايل

. کاش اينکارو نميکردم ، اما کردم

. باشه بابا . از اول شروع کن

...اونروز رفتم مدرسه

. براي يه جلسه با "دني" و مدير

...تو راهرو از کنار "رجينا" رد شدم

. ديدم که اون گردنبند گردنشه...

. فوراً فهميدم که مال "تارا"ـه

. ميدونستم که حتماً "ويک" بهش دادتش

ميدونستي که "ويک" داره با يه نفر بهت خيانت ميکنه ؟

. من شک هاي خودم رو داشتم

، سعي کردم که فراموششون کنم . اما نتونستم

، پس بعدش توي اونشب

. رفتم که باهاش روبرو بشم

و اون بهم گفت که ..."اون و "ويک

، قبل از حادثه ـش... . تو رابطه بودن

...اون گفت که هنوز عاشقشه

. و گفت که هميشه عاشقش ميمونه....

...و من فقط

. از کوره در رفتم

يه چيزي برداشتم و باهاش . زدم تو سرش

اما يادت نمياد چي بود ؟

. من شکه شده بودم

. ما هيچوقت آلت قتاله رو پيدا نکرديم

. خب ، شايد به قدر کافي خوب دنبالش نگشتيد

. و اثر انگشتت هيچ جاي صحنه جرم نبود

. حواسم جمع بود

. همين الآن گفتي که شکه شده بودي

چرا بخوام دربارش دروغ بگم ؟

. من و تو جفتمون دليلش رو ميدونم

من رو متهم ميکني يا نه ؟

...من 48 ساعت وقت دارم

تا زماني که قانوناً مجبور بشم... ، به بازپرس بخش قضايي زنگ بزنم

. دو روز کامل تا تاييد داستانت وقت هست

، اگه من رو آزاد کني . فوراً ميرم سراغ مطبوعات

اينکار شما رو چطور نشونتون ميده ؟

خب ، اين يه فرصتيه که ...فقط مجبورم قبولش کنم

چون تا زماني که مطمئن نشم . دستگيرت نميکنم

. الآن ميخوام که با پسرم صحبت کنم

. دني" بهم پيامک زد"

...بابا ، گفتش که چرا

فکر ميکني که اين رو جواب ميدم ؟

. ميخواد که باهات صحبت کنه

تو خوبي ؟

. آره ، فقط يه کوچولو نگرانم

. ديروقته

يه افسر ميفرستم که تو . و "ليسي" رو برسونه خونه

. من از اينجا نميرم

. منم همينطور

. راه رو نشون بده ، رييس "مسترسون

خانم "دساي" ؟ . باورم نميشه

...واقعاً فکر ميکني که اون استعدادِ

انجام يه همچين کاري رو داره ؟...

کي به قتل کسي اعتراف ميکنه اگه اينکار رو نکرده باشه ؟

يه گمونم اين تاييد ميکنه که "ويکرام" و . رجينا" باهم يه رابطه نامشروع داشتن"

فکر ميکني که خانم "دساي" اون نامه و پول رو فرستاده ؟

غير خدا کي ميدونه ؟ ...راستش ، الآن خيلي خسته ـم

. که بخوام دربارش فکر کنم...

. خدايا ، همينطوريشم دلهره اين آخر هفته رو داشتم

. حالام تمام اين جريانات

مگه اين آخر هفته چيه ؟

. جشن تولـد خواهرم ـه

. پدرم داره از سياتل مياد اينجا بندر سياتل در ايالت واشنگتن آمريكا

. اوه ، واي

. يه عمره که بابات رو نديدم

...اوضاع

بين تو بابات چطوره ؟... ...هنوزم

. "خوبه ، "جو . رابطمون خوبه

. در عجبم دارن درباره چي حرف ميزنن

. هنوزم فکر ميکني من کشتمش مگه نه ؟

. من نکشتمش

. ميدونم . من کشتمش

...نتونستم ببينمت که داره توسط

. جرمي که من مرتکب شدم بهت حمله ميشه...

. نتونستم با گناه ـش زندگي کنم

خب که چي ؟ تو "رجينا" رو کشتي ؟

...گردنبندش رو برداشتي

و گذاشتيش تو کُمُد مدرسه ـم ؟ چرا ؟

چرا تمام اين کارا رو کردي ؟

کي گفته که توي کمد مدرسه ـت بود ؟

. نميخوام که ديگه دربارش فکر کني

. برو و يه نوجوون باش

. برو مدرسه . خوش بگذرون

. با دوستات باش

. وقتشه که ديگه تو خوشحال باشي

منحرف شده" قسمت نهم از فصل اول" حقيقت مشخص خواهد شد چهارشنبه ، شانزده مرداد 1392

<font color="#FFFF00" "ترجمه و زيرنويس : "محمد شهيدي "ماني ومپاير"

...باشه ، نشستي فکر کني که

شايد اون داره حقيقت رو ميگه ؟....

البته ، اما چرا الآن اعتراف کنه ؟

چون ما دليل و مدرک داريم

. که اون مدرک جرم رو دور انداخته بود

، سد راه پرونده ـمون شده بود . اما مرتکب قتل نشده بود

باشه ، خب ، اون گردنبند رو . بعد از تفتيش پليس انداخت دور

. ممکنه که داشته رد کاراش رو ميپوشونده

. شايد . اما داستانش ضعيفه

منظورم اينه که ، اون دعواش ، با "رجينا" رو يادشه

اما چيزي که باهاش بهش ضربه زد رو يادش نيست ؟

. راجع به جايي که جسد پيدا شد که خيلي رک بود

. همونطور که روزنامه گيرين گراو ميدونست

هرکسي که روزنامه ميخونه . ميتونست اين رو بدونه

. بحث اون پيامک ـه

، اگه واقعاً "کارن" اينکارو کرده

چرا "رجينا" به "دني" پيامک زد ، درست قبل از اينکه بميره ؟

اين فقط يه اتفاقه ؟ - . نميدونم ، رييس -

اما اگه "رجينا" و "ويکرام" يه ...رابطه نامشروع داشتن

، کارن" يه چيزي واسه اينکار داشته"... . که نميتونم اثبات کنيم که پسرشم داشته

. يه انگيزه

..."هيچ مدرکي نيست که "رجينا" و "ويکرام

. حتي همديگه رو ميشناختن

واقعاً باور داري که اون داره کاراي بچه ـش رو لاپوشوني ميکنه ؟

چون من فکر ميکنم ، که اون اگه يه کوچولو هم وجدان داشته باشه

. نميزاره که مادر خودش ، تقصير رو به گردن بگيره

تا حالا ازش راجع به رجينا" و پدرت پرسيدي ؟"

، آره ، هرچيزي که بينشون بود رو انکار کرد

...اما

اما چي ؟

. ناراحت شد ، حالت دفاعي گرفت

. به نظر ميومد يه جورايي ميدونتش

. "خيلي خب ، "دني

. ما مادرت رو 48 ساعت نگه ميداريم

. باشه بعدش چي ؟

...و بعدش بايد تصميم بگيريم

. که رسماً متهمش کنيم يا نه

پس فکر ميکني که داشت دروغ ميگفت ؟

...چيزي هست که بتوني راجع به مادرت

و "رجينا کرين" بگي ، "دني" ؟

هرچيزي که باشه ؟

. نه ، چيزي نيست

. باشه ، خب ، فقط دربارش فکر کن

، توي اين مدت . تو مياي پيش ما ميموني

تو اجازه ميدي که "دني" بياد پيش ما ؟

تو خونه ـمون ؟

. البته . اون يه نابالغ ـه

. بدون يه سرپرست قانوني نميتونه بره خونه

. "ممنون ، رييس "مسترسون

. "قابل نداره ، "دني

"رييس "مسترسون . آدم بدي نيست

، نگفتم که هست ...اما من

. واسه هفته ها اولين مظنونش بودم

فکر ميکني که تغيير ميکنه ؟

اگه همه چيز رو بهش بگيم چي ؟

، اون پول ، اون نامه و اون آپارتمان توي کنتيکت ؟

مادرت يحتمل ترين فرديه که . درباره اون آپارتمان بدونه

فقط باورم نميشه که مادرم . بخواد به کسي صدمه اي بزنه

. منم همينطور

اما بايد در نظر بگيريم که ...داره حقيقت رو ميگه

بخصوص اگه رييس "مسترسون" هنوزم . فکر ميکنه که تو گناهکاري

...خدايا ، دارم ميرم با يه پليس زندگي کنم

کي فکرشو ميکنه که من . يه جامعه ستيزِ قاتل باشم

...مثل درست کردن يه فيلم طنز

. واقعاً واقعاً نگران کنندست

...يقيناً سخت ترم ميشه

. اگه رازمون رو به "جو" نگيم

، ميتونيم فقط بهش بگيم مي دوني ؟

چيه ؟

يکم احساس گناه نميکني که اين رو ازش مخفي نگه داشتي ؟

چرا بايد احساس گناه کنم ؟

. من که ميکنم

. جو" بهترين دوستمه"

. و شماهام که رابطتون خيلي خوبه

ميدونم ، اما اينطور نيست که . دوباره يهويي بهترين دوست هم بشيم

چيه ؟

. مطمئنم که چيزايي هست که اون به من نميگه

. به گمونم

. فقط مزخرفه

، حتي نميتونيم وانمود کنيم که باهميم

. "حتي جلوي "جو

...و اين

. برام خيلي سخته که نتونم دستات رو بگيرم

، ممنون

. اما مطمدنم که ميتوني از پسش بر بياي

More Farsi Persian subtitles for Twisted

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left