The first 151 lines.
احیانا وایتاستون نباید همینجا میبود؟
دره رو که درست اومدیم
خب پس کجا رفته؟
چرا همه شهرها تصمیم گرفتن اسبابکشی کنن؟
شاید جابهجا نشده باشه
اژدهایان مدام در حال حملهن
تا امروز ایمان و وستران رو تصرف کردن
وضعیت خطوط دفاعیمون در حال حاضر پایداره
اما من و گیلمور به زودی به کمک نیاز پیدا میکنیم
از اول قرار نبود پنهان کردن شهر
راهحل دائمیمون باشه
نمیتونم به جای آلورا نظر بدم
اما برقرار نگه داشتن طلسم پنهانسازی
داره به پوستم آسیب میزنه
کاملا متوجه شرایطی که درش قرار داریم هستم
اما فعلا
تنها کاری که برای حفاظت از وایتاستون میتونیم انجام بدیم، مخفی نگهداشتنشه
خب کَس، هرکاری که کردی
خوشحالم میبینم جواب داده
پرسی
واکس ماکینا
بعد از گذشته سه هفته دیگه کم کم داشتیم امیدمون رو از دست میدادیم
سه هفته؟
ما که فقط سه روز نبودیم
از اون قلمرو پریان کوفتی متنفرم
با وجود اختلاف زمانی که پیش اومده
بازم خوشحالم که برگشتین
میبینم که سر و ریختت هم عوض شده
آره میشه اینطور گفت
من هم از دیدنت خوشحال شدم شان
...خب
بقیهتون کو؟
داستانش جالبه، راستش میشه گفت گمشون کردم
...یعنی
نه خیلی هم جالب نیست
وقتی آمبرسیل بهمون حمله کرد از بقیه جدا شدیم
الان ممکنه هرجایی باشن
پس احتمالا من بتونم کمکتون کنم دوستهاتون رو پیدا کنین
گمشدگان را نشانم بده
خب، خوبه، هنوز زندهن
ولی اینها کیان؟
گراگ چرا مثل بقیهشون قایم نشده؟
بذار ببینم... کوچیکتر نشده؟
خوبه، فکر کردم من اشتباه دیدم
وای نه. ظاهرا توی وسترانن
وستران؟
نمایندگانم بهم اطلاع دادن که آمبرسیل اونجا رو به تصرف خودش درآورده
...اکثر ساکنین فرار کردن یا
پس گمونم گراگ تو بد هچلی افتاده
استرانگجا
سلام عمو
فکر نمیکردم بدنت بتونه از آخرین باری که دیدمت و خردت کردم
کوچیکتر و نحیفتر هم بشه
بهنظر میاد خشم یه مرد مُرده رو برانگیختم
اومدم کاری که شروع کردی رو تموم کنم
هیچوقت مبارزهای که نمیتونی ازش برنده بیرون بیای رو شروع نکن
تاریخ هرگز اسم قربانیهای بیارزش رو به یاد نمیسپاره
و فکر میکنی اسم خودت تو تاریخ ثبت میشه؟
شنیدم کِوداک قدرتمند
صاحب مشت تایتان
در مقابل یه اژدها سر تعظیم فرو آورده
بهم بگو ببینم عمو
خایههات هنوز سرجاشه
یا اونها رو هم دودستی تقدیم اژدها کردی؟
بهتره تا سرت رو از تنت جدا نکردم اصل مطلب رو بگی
باشه
اومدم تا احترام و عزت این گله رو بهش برگردونم
پس من تو رو به یه نبرد تن به تن
دعوت میکنم کوداک
چالشت رو میپذیرم
دخلش رو بیار
باهام بیا
میدون رو خالی کنین
آماده نبردش کنین
تف، باورم نمیشه تنهایی رفت
باید یه کاری بکنیم
خب چی پیشنهاد میفرمایین؟
کیلی
مگه بهت نگفتم از اینجا برو؟
و بیخیال این همه خوشگذرونی بشم؟
قوانین مبارزه گله بدین شرح است
مبارزه وقتی پایان مییابد که یکی از طرفین کشته شود
پایان قوانین
خوبه. اگه بیشتر بود یادم نمیموند
خب، سلاح چی با خودت آوردی برادرزاده عزیز؟
ای گندش بزنن
راستیاتش فعلا دارم دنبال سلاح جدید میگردم
میدونی چه جوریه دیگه
خیلیخب
هرچی تو چنته داری رو کن
باید بریم کمکش
تو همینجا بمون
نمیذارم از جلوی چشمهام دور بشی
باشه
خب، اینجا چی داریم؟
بگیریدش
کیلی
نه، ولشون کنین
دوستهات رو دعوت کردی که مردنت رو تماشا کنن؟
اونها فقط دوستهام نیستن. خیلی برام عزیزن
جدی که نمیگی؟
بیا اینجا ببینم
باید زودتر میفهمیدم
همیشه دلت به حال این کوچولو موچولوها میسوخت
کی دوست داره پاشیده شدن مخ این جنده کوچولو رو ببینه؟
نه
دعوا بین من و توئه
تو باعثش شدی گراگ
لحظهای که پات رو توی شهر گذاشتی
سر تمام دوستهات رو به باد دادی
دوست جونم
پایک
گراگ استرانگجا
قدرتت از کجا نشات میگیره؟
قدرتت از کجا نشات میگیره؟
چی؟
کدوم قدرت؟
نمیبینی چه قدر ضعیف شدم؟
قدرتت از کجا نشات میگیره؟
گراگ
به کمکت نیاز دارم
...من
...میخوام ...
...خشمگین ...
بشم...
« مترجم: عاطفه بدوی » Atefeh Badavi
دیگه نبینم
دست رو پایک بلند کنی
آخی چه ناز
گراگ کوچولو هنوز یه نیمچه زور بازویی داره
ولی انگاری منم خوب زوری دارم
هنوزم هیچی عوض نشده گراگ
هنوزم همون گراگ بیعرضه بیخایهای هستی که با گریه از دستم فرار کرد
چرا فکر کردی میتونی شکستم بدی؟
د...دوستهام
چی گفتی؟
منبع قدرتم.... دوستهامن
خب بد شد
چون نتونستن نجاتت بدن
...آره، ولی نکتهش اینجا بود که
دوستهام فقط همینها نبودن
واکس ماکینا
به گاشون بدین
حالا
دست اسکانلان
شنیدین که چی گفت
خونشون رو بریزین
دستکش
یا خدا خیلی خفن بود
گله طوفان
اجازه ندین این موجودات ضعیف شکستتون بدن
No comments yet. Be the first to leave one.