The Legend of Vox Machina

The Legend of Vox Machina

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

The Legend of Vox Machina S03E08 1080p WEB-DL DDP5 1 H 264-SuccessfulCrab
A Commentary by AtefehBadavi
▓░╠▷‌ عاطفه بدوی ⣿ @SublimeTitle

Tags

webdl
Published on: 2024-10-31
Downloads: 99
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 187 lines.

...وایسا. داری چه کار

خیلی‌خب. در باز شد

دنبال کدوم یکی‌شونیم؟

.گفتم که، رهبر فرقه اگه آزادش کنیم یه پاداش تپل بهمون می‌دن

هی، تو

عضو فرقه‌ای چیزی نیستی؟

ببخشید؟

بقیه سلول‌ها خالی‌ان

حتما خود لاشیشه

اگر دنبال اون سالک دیوانه هستین

باید بگم که دو روزی دیر کردین

زندان بهش نساخت

آره. ایش

لعنتی. گمونم باید جایزه‌ـه رو فراموش کنیم

شاید هم نه

به قیافه تو هم نمی‌خوره جات اینجا باشه

...جالبه

چون به قیافه تو می‌خوره

یه‌کم دست و بال‌مون تنگه

و به‌نظر میاد از اون بچه‌ مایه‌دارها باشی

اگه از اینجا خلاصت کنیم چقدر کف دست‌مون رو می‌گیره؟

پاداش خوبی بهتون می‌دم

البته اگه در حال حاضر آهی در بساط داشتم

می‌تونستی این رو ازمون پنهان کنی و بعد از این‌که آزادت کردیم بگی

چرا باید دروغ می‌گفتم؟

دیر یا زود می‌فهمیدید هیچی از خودم ندارم

راستش رو بخواین تو این دنیای بزرگ تنهای تنهام

شاید بتونین درکم کنین

ظاهرا وقتی به ته خط می‌رسین

تنها ابزار چانه‌زنی که براتون باقی می‌مونه، حقیقته

اقرار به این‌که کمک احتیاج دارین دل مردم رو به رحم میاره

.اصلا بلد نیستی مذاکره کنی برادر می‌دونی دیگه، نه؟

اما خیلی صادقی

ممکنه روزی به کارتون بیاد

بسیار خب

بذار ببینیم حقیقت به کجا می‌رسونتمون

راستی اسمت چیه؟

::. تیم ترجمه سابلایم‌تایتل تقدیم می‌کند .:: @SublimeTitle

«افسانه واکس ماکینا» «قسمت هشتم: محاصره ایمان»

ساکنین وایت‌استون با غم از دست دادن بیگانه نیستن

سوگ به آشناترین همسایه‌مون بدل شده

با این حال، غم این مصیبت

بی‌رحمانه‌تر از تمامی اتفاقات اخیره

زیرا که دگر بار برادر، دوست و نجیب‌زاده‌ای رو

به خاک می‌سپاریم

،پرسیوال دی‌ رولو مانند سایر اعضای خانواده‌ش

عمیقا به مردم و میهنش

وفادار بود و خودش رو وقف اون‌ها کرده بود

با این‌که فردی مذهبی نبود با تمام تار و پود وجودش

به وایت‌استون باور داشت

قلب وی هدفش رو در تاریخ ما پیدا کرد

و ذهنش بر روی آینده‌مون متمرکز بود

ساعت‌های بی‌شماری از زندگی‌اش رو

بی‌چشم‌داشت وقف ساخت میراث‌مون کرد

وقتی ما از پا افتاده و ناتوان بودیم پرسی قوی موند

و بهمون یادآوری کرد که امید شعله‌ای‌ست که ارزش محافظت دارد

و با این‌که امروز با او وداع می‌گوییم

اطمینان داریم که پروردگار نور جرقه‌ وجودش رو

تا ابد در درون‌ تک تک ما زنده نگاه خواهد داشت

به نام او دعا می‌کنیم

بگذار نور در جایی که تاریکی‌ست غالب گردد

بگذار نور در جایی که تاریکی‌ست غالب گردد

بگذار نور در جایی که تاریکی‌ست غالب گردد

بگذار نور در جایی که تاریکی‌ست غالب گردد

« مترجم: عاطفه بدوی » ::. Atefeh Badavi .::

چی شده؟

پرسی کجاست؟

یه دلیلی داشت که اینقدر سر این قضیه بهت اصرار کردم

من عاشقت شدم

خواهر

نتونستم به زبون بیارمش

به اندازی کافی قوی نبودم

تو قوی‌ترین آدمی هستی که می‌شناسم

از واکنشش می‌ترسیدم

و از واکنش تو

درست وقتی که باید در قلبم رو به روش باز می‌کردم، محکم بستمش

خدایان، واقعا که نحس و بدیمنم

چرا همچین چیزی می‌گی؟

عشقم هرکس و هرچیزی رو که بهش نزدیک می‌شه نابود می‌کنه

می‌ترسیدم دوباره چنین احساسات قوی‌ای رو تجربه کنم

و حالا... پرسی هرگز نمی‌تونه حسم رو بفهمه

البته که می‌دونسته

شاید یه عوضی درونگرای خشمگین بود

اما از من تیزتر بود

و هربار نگاهت بهش میفتاد

ته دلم می‌دونستم چه حسی بهش داری

واقعا؟

باید احمق باشی که نفهمی

و پرسی به هیچ عنوان احمق نبود

با این وجود، حرف‌های ناگفته

تا ابد تو سینه‌م باقی می‌مونه

چطور می‌تونم به زندگیم ادامه بدم؟

اصلا همچین چیزی ممکنه؟

هی - هی -

وکس حالش خوبه؟

خودت چطور؟

ببخشید که فرار کردم

یعنی از خودمون و رابطه‌مون

بیا تو

آینده‌ مدت‌هاست که می‌ترسونتم

اما این آینده‌ایه که هنوز مقدر نشده

و کم کم دارم به این فکر میفتم که خودمونیم که سرنوشت‌مون رو تعیین می‌کنیم

اشکالی نداره که بترسی

اما اگه باهم باشیم

می‌تونیم از پس هرچیزی بربیایم

دلم نمی‌خواد امشب تنها باشم، تو چی؟

اکثر شب‌ها دلم نمی‌خواسته و نمی‌‌خواد

تقصیر تو نیست اسکانلان

من هم می‌تونستم جلوت رو بگیرم و نذارم بری

چرا نگرفتی؟

وقتی گزینه‌های روی میز یکی از یکی بدتره بهتره اونی رو انتخاب کنی که قلبت می‌گه

آره

اگه اون هم به شکست منتهی شه چی؟

هنوز راهی هست

تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟

برای عرض تسلیت اومدم

و این‌که برای حرکت بعدی‌مون علیه ثورداک برنامه‌ریزی کنیم

خیلی رو داری

معامله‌مون بهم خورد، مگه یادت رفته؟

تعدادی از فرزندانش سر از تخم برآوردن

ده‌ها اژدهای دیگه هم در روزهای آینده به دنیا میان

اگر نمی‌خواین تال‌دوری هم مثل دوست‌تون نابود بشه

پیشنهاد می‌کنم دوباره توافق‌مون رو از سر بگیریم

زمان احتیاج داریم، عزاداریم

تنها یک پوسته‌ی توخالی از وکسالیا سابق به جا مونده

نمی‌خواستم با به اشتراک گذاشتن این قضیه خاطرت رو آزرده کنم

اما دیگه وقتش شده که حقیقت رو بدونی

...ماجرای خانواده‌ت

با ثورداک

...باید صحبت کنیم وکس. تو

جریان این‌ها چیه؟

با این حال و روزم به کارتون نمیام

تمرکز ندارم

.باید برم و ذهنم رو خالی کنم ...من و ترینکت

نمی‌شه وکسالیا

اولین باری نیست

که چنین درد و عذابی رو تجربه می‌کنی قبلا همچین چیزی رو از سر گذروندیم

چی؟ منظورت...؟

داستان‌های تخریب و نابودی‌ای که ثورداک مدام ازشون دم می‌زنه

و شهرهای بی‌شماری که به آتش کشیدن‌شون افتخار می‌کنه

پورت کالاوان، گریمداش

بایرودن

،درسته، زادگاه‌تون البته اگر درست خاطرم باشه

مادر

سرنوشت‌تون از کودکی به پادشاه سیندار

گره خورده

دیگه وقتش رسیده که با واقعیتی که ازش اجتناب می‌کردین مواجه بشین

ثورداک سرنوشت‌تونه

غم اون اتفاق سال‌های سال ما رو فلج کرد

شاید حتی سایه‌ش هیچ‌وقت از زندگی‌مون کنار نرفت

اندوه پرسی هم می‌تونه چنین کاری باهامون بکنه

البته اگر بهش اجازه بدیم

منظورت چیه؟

کوتوله جانم. فرصت این رو داریم که انتقام جفت‌شون رو بگیریم

چند ده اژدهای جوان موفق شدن وایت‌استون رو به ورطه نابودی بکشونن

و طبق گفته‌های رایشان

بقیه‌ی فرزندان ثورداک هم به زودی سر از تخم بیرون میارن

...و اگر این اتفاق بیفته - به گای سگ می‌ریم -

بله، اتفاقات بدی در انتظارمون خواهد بود

هیچ‌کس بیش‌تر از من بهش شک نداره

اما سری پیش که به حرفش گوش نکردیم پرسی کشته شد

اما چطور ایمان رو از خطرناک‌ترین اژدهای کل جهان پس بگیریم؟

قبلا هم تلاش کردین

مگه این‌که ارتشی چیزی تو جیب‌تون داشته باشید

وگرنه شرایط‌ با سری قبل هیچ فرقی نکرده

اگر داشته باشیم چی؟

وای. گراگ بهت که گفتم خمیرهایی که تو کارگاه پرسی پیدا کردی خوردنی نیستن

چی؟ نه! منظورم این بود این مدت هرجا که رفتیم

کلی دوست پیدا کردیم - آره، و کلی هم دشمن -

آره خب، ولی اگه ثورداک پیروز بشه

تمام این دوست و دشمن‌ها خاکستر می‌شن

مسئله فراتر از وایت‌استونه

یا حتی تال‌دوری

راست می‌گه

شاید بتونم آشاری‌ها رو متقاعد کنم که کمک‌مون کنن

می‌تونیم از زهرا و کش و وسل‌هایم هم تقاضای کمک کنیم

و شکافنده زمین، گرون

خداست

فکر بسیار خوبی بود گراگ

اما دارین درباره تعداد معدودی جنگجوی پراکنده در سراسر سرزمین صحبت می‌کنین

فکر نمی‌کنم کافی باشه

هزارتا سرباز سینگورنی چطور؟ کفایت می‌کنه؟

قطعا می‌تونه تفاوتی در روال جنگ ایجاد کنه

پس منتظر چی هستیم؟

زیرنویس بدون سانسور @SublimeTitle :تلگرام

لعنتی

چرا همیشه من رو طعمه می‌کنی زی؟

More Farsi Persian subtitles for The Legend of Vox Machina

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left