The first 170 lines.
آنچه در مردان ایکس گذشت...
مگنیتو همین الان به کل سیاره اعلان جنگ داد
کارش فقط یهجور تموم میشه
ـ شجاعها همیشه اول میمیرن ـ لوگان
این دشمنی دیگه تمومه
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
جین...
معلوم شد آدامانتیوم
همون چسبی بوده که این سرباز داغون رو سر پا نگه میداشته
این هم از خونهٔ گرم و نرم
نمیدونم چه نقشهای داری، لوگان و راستش نمیخوام هم بدونم
اما بهعنوان دوست میگم تنهایی نباید بری سراغشون
نگران پرهای خوشگلت نباش، کپ برای خودم یه گروه جور کردم
حتی میشه گفت دارم گروه قدیمی رو دوباره جمع میکنم
پس بازده دست راستم رو به ۲۱۰ درصد رسوندم
و فکر کردم این نیرو بیشتر از حد کافیه
که جمجمهٔ کلفتش رو خرد کنم پس ضربه زدم
بوم! بوم!
اما زمین نخورد باورت میشه؟
پس بهجاش با دوستای دیگهام آشناش کردم
پَخ! پَخ! پَخ!
اونوقت دیگه بلند نشد
پسرهای احمق و تفنگهای احمقانهشون
تفنگهای واقعی همینجان، خانم
دوستانه رفتار کنین، رفقا یادتون باشه برای چی اینجاییم
آره، بیصبرانه میخوام دکتر کورنلیوس رو خاک کنم
و اون آشغالهایی رو که ازمون ماشینهای کشتار بیمغز ساختن
اورا!
درست مثل قدیمها، قربان
گروه دوباره جمع شده
عجب گروهی جمع کردی
کجا داریم میریم؟
اطلاعاتم میگه آشغالهای «سلاح ایکس» توی آزمایشگاهی تازه آزمایش ممنوعه دارن
کی بهتر از گروهی که سختتر از همه میزنه میتونه جلوشون رو بگیره؟
پس برای مرور
ماوریک و کین رفقای جونجونی قدیمی «سلاح ایکس» هستن
تو و یوریکو هم قبلاً با هم بودین که...
وای، فکر میکردم رابطهٔ تو و جین سمیه
تو و سیبرتوث از هم متنفّرین ولی انگار بدون هم هم نمیتونین زندگی کنین
نسخهٔ کلاسیکِ «بالاخره همدیگه رو میکشن یا نه؟»
نمیتونم برای خاطرات تازه صبر کنم
یادم نمیاد زورت کرده باشم بیای
چندتا نگاه مظلومانه تحویلم دادی و...
نگاه مظلومانه دیگه چه کوفتیه؟
نگاهی معصوم که از عذاب وجدان پنهان لبریزه
داستان تو چیه، پسر خمیری؟
با «سلاح ایکس» خردهحساب داری
یا فقط دستآموز مردان ایکسیِ اون کوتولهٔ پشمالویی؟
تنها حیوان اینجا همون چیزیه که لباس پرککت قبلاً بوده
قبل از اینکه توی جاده له بشه
در مورد لباس لعنتی من حرف نزن
ها؟
زدنمون! زدنمون!
بکش بالا! بکش بالا!
همه محکم بچسبین! محکم بچسبین!
ـ داریم سقوط میکنیم! ـ آمادهٔ برخورد! آماده! آماده!
لوگان؟
لوگان!
ای بابا
لوگان؟ کسی هست؟
گزارش وضعیت؟
فکر کنم مقصر کثیفمون رو پیدا کردم
حریف یه دسته پرنده هم نشدیم
خیلی امیدوارکنندهست
بریم بقیهٔ گروه رو پیدا کنیم
ها؟
هوم؟ هوم
خوشحال نیستی که همیشه ازت بهتر بودم؟
چنگالهای فلزی خوشگلت چی شدن؟
نگرانش نباش
غیرممکنه
فرایند آدامانتیوم برگشتپذیر نیست
به هیچکس جز خودم مربوط نیست
به هیچکس مربوط نیست؟
اینجا توی قطب شمال گیر افتادیم با یه مشت مزدور و قاتل دروغگو
معلومه که هرچی به تو مربوطه به من هم مربوطه!
هی، نرهای آلفا
میشه برگردیم سر برنامهٔ معمولمون
به لطف دانشمند دیوونهتون؟
به نظر میاد این موجودات آلوده شدن
شاید یه بیماری مسری باشه
بو هم درست نیست
هیچوقت همچین بویی حس نکردم
هوم، حصار امنیتی شکسته شده
انگار اینجا اتفاقی افتاده
بریم
حیوانات محلی حتماً به زور وارد شدن
یا با چنگال از داخل بیرون زدن
کورنلیوس یه جایی همین دوروبره
بهتره اون عوضیهامون رو پیدا کنیم قبل از اینکه شکم یکی رو سفره کنم
اِ... قبل از شکمدریدن
بهتر نیست یه لحظه وایسیم
و بفهمیم چطوری برمیگردیم خونه؟
هر بار به یه مشکل میرسیم
برای انجام یه مأموریت اومدیم
پس اول مأموریت رو تموم میکنیم
ماوریک، این چیه؟
نشانهٔ حیات، ساعت شش
توی اتاق کنترله بالای هستهٔ هیدروژنی
علائم حیاتیش داره افت میکنه
توموی بیچاره، چه وفادار
چندش!
وقتی لوگان گفت گریدون کرید پسرت بوده شباهتی نمیدیدم
اما حالا... دیگه نمیتونم نبینمش
وقتی فرصت داشتم باید اون اشتباه کوچیک رو میکشتم
انگار هیچکس جون سالم به در نبرده
آه
سگهای ولگرد همیشه یواشکی برمیگردن خونه
دیر یا زود... ها!
عجب... دکتر کورنلیوس
دزد! کار پدرم رو تحریف کردی
وایسا! فهمیدم گذشتهٔ بدی دارین موضوع امروز همینه
اما طرف سلاحی نداره و احتمالاً میدونه
چطور از اینجا بیرون بریم
هوم
کار پروفسور اویاما همش آشغاله
علم مرده و ابتدایی
درست مثل شما جهشیافتهها در برابر ملکه
نه خیر
چهارچشم مال منه!
یکی از شوخیهات رو از دست دادم؟
چه عالی
این دیگه چه...؟
ماوریک، پشت سرت!
اینها شبیه حیوانات محلی نیستن
بیاین تو!
هوم، گزارشها میگفتن اینجا یه خبرهاییه
لابد بخش سوسکهای غولپیکر رو سانسور کردن
تو تقریباً بوی هرچیزی روی این سیاره رو حس کردی، لوگان
این چیزها چیان؟
یه بار بویی شبیهش حس کردم
اما اینها فرق دارن
دستکم با هرچیزی که روی این سیارهست فرق دارن
اون رو نگاه کن، یوریکو
دومین تهاجم فضاییمون
خبر خوب اینه که این پناهگاه با آدامانتیوم تقویت شده
تا وقتی راه خروج دیگهای پیدا کنیم جلوشون رو میگیره
باید عمیقتر بریم
احمقی یا دیوونه؟
باید یه راه خروج پیدا کنیم
دیوونگی اینه که بخوایم پیاده از این حشرهها فرار کنیم
من و مورف از این مسیر به آشیانهٔ خودروها میریم
یه وسیله جور میکنیم
اما درهای آشیانه باز نمیشن
تا وقتی شما دلقکها ژنراتورهای اتاق سرور رو دوباره راه بندازین
راه خروجمون همون پایینتره
بعد از سقوط اونجا نبودی
از کجا معلوم با یکی از اون چیزها لب نگرفته باشی؟
و حالا مثل کورنلیوس آلوده شده باشی!
ممکنه تحت کنترلشون باشه
و ما رو به تله بکشونه
بعد از سقوط تو رو هم ندیدم
از کجا میدونی ولورین رفته بود؟
داشتی زیر نظرمون میگرفتی؟
شاید خودت یکی از اونهایی
شاید هر دوتاشون باشن
ببین، این دوروبر پر از دانشمند مردهست
خیلی دور از ذهنه که کورنلیوس
دیانای موجودات فضایی رو به خودش تزریق کرده باشه؟
هوم... هیچکدوم از مردان ایکس تنها جایی نمیره
تومو با من میاد
یه بار عضو تیم ایکس، همیشه عضو تیم ایکس درسته؟
آره، درسته
آه!
توی هلیکوپتر جواب سؤال کرید رو ندادی
سهم تو از کابوس ما چیه، تومو؟
این تومو گفتنها دیگه چیه؟
تومو توی افسانههای ژاپنی روباهی جادویی و تغییرشکلدهندهست
همراه وفادار یه سامورایی قهرمان
هیچ کاری نبود که تومو حاضر نباشه انجام بده
No comments yet. Be the first to leave one.