The first 200 lines.
قسمتِ آخرِ سريالِ مردِ زيبا
، وقتي خودم هم بهش فکر مي کنم
. به اين نتيجه ميرسم که عشقِ ما خيلي خاص نبوده
اما در نهايت به اين ميگن عشق
عشق قراره خيلي بچه گانه باشه، مگه نه ؟
. برايِ من عشق، خيلي بچه گونه بود
پرسيدنِ اين سوال که چرا يه نفرُ دوست دارم
. برام يه سوالِ خيلي عجيب و غريبه
اون خوش قيافه است. با ملاحظه اس . توانمنده . و يه خانوادهِ خوب داره
. اما اينا باعث نميشه يه نفرُ دوست داشته باشي
البته اين موضوعم واقعيت داره که . من عاشقِ زيباييِ اوپا ماته شدم
. اون خوش قيافه و خوش تيپــِه
بهرحال، فقط يه چيز
اما اين دليلِ من برايِ دور و اطرافِ . اوپا ماته گشتن از بچه گي ام نبوده
. از لبخندِ اوپا ماته خوشم مياد
، اگه اوپا آه بکشه
.حس ميکنم رويِ زمين مي افتم
به همين خاطره که ميخوام هرکاري . مي تونم براش انجام بدم
. تا کاري کنم لبخند بزنه
اين عشقــِه ؟
ببينم اين موضوع خنده دار نيست ؟
. اونا پدر و مادرِ واقعي ام نيستن
چرا بايد به اين عکس نگاه کنم و گريه کنم . اونم وقتي که اونا هيچ ارتباطِ خوني اي با من ندارن
. چقدر رقت آميز
. اوپــا
چرا اينطوري رفتار مي کني ؟ . اينکارُ نکن
. برام يه کاري کن
خواهش مي کنم برو بيرون
. از زندگي ام
....:: ~ShOhrEh~ ترجمه و زيرنويس : شهـــــره ::....
? چيزهايِ زيادي تويِ اين مدت عوض شده ?
? شايد هنوزم نمي دوني ?
به همين زودي با هم آشنا شدين ؟
اين قطعاً
. سرنوشـتـــِه
! امممم اممم
زخم ميشه . بايد همين الان بري بيمارستان
. اينُ بگير
اين ديگه چيه ؟
. مثلِ کمکِ مالي به يه فقيره
. من ديگه ميرم
کيم بوتونگ . من ازت . حمايت مي کنم . اينکارُ مي کنم
. همونجا بمون
? اگه اين عشقه. شايد تو ?
?فراموش کرده باشي. يه نفر هست که دوسش دارم ?
? يه نفر که فقط به من نگاه ميکنه ?
? يه نفر که فقط کنارِ منه و من هيچ وقت نميزارم بره ?
? اگه عاشقش بشم ?
. حالا ديگه اومدم پيشت
? يکي يکي، در حالِ ناپديد شدن هستن ?
? در نهايت واقعاً بايد فراموشت کنم ؟ ?
? اگه فکرا در موردِ تو اينطوري ميان ?
? پس چرا بيشتر و بيشتر بهم صدمه ميزنن ?
? حتي تويِ روياهام هم تو عشقم نيستي ?
? چطوري در آغوشت بگيرم و زندگي کنم ?
? يه نفر هست که دوسش دارم ?
? يه نفر که فقط به من نگاه ميکنه ?
? يه عشق که فقط کنارِ من ميمونه و من هرگز نميزارم بره ؟
? اگه عاشقش باشم ?
? همهِ غم و اندوهم ?
? يکي يکي، ناپديد ميشن ?
? اميدوارم هميشه خوب باشي ?
. گفتي که پسوردُ پيدا کردي
. آره
. پيداش کردم
پسورد چيه ؟
. کيم بوتونگ
. بوتونگــِه
. که اينطور پيداش کردي
باور دارم مادرت
. بهت افتخار مي کنه
امــا
چرا اونُ با خودت به اينجا نياوردي ؟
. نمي تونم بيارمش اينجا
پسوردِ من
يه جايِ ديگه خيلي خوشحالتره
. تا اينکه کنارِ من باشه
فکر مي کردم که به جز من
همهِ مردايِ اين دنيا خطرناکن
با اينحال که من برايِ کيم بوتونگ . از همهِ مردا خطرناک تر بودم
، همونطوري که رئيس تيم گفت
بوتونگ کنارِ من
، فقط گريه مي کنه
. و دائماً صدمه مي بينه
، حالا
، ديگه بايد جلويِ گريه کردنش رو بگيرم
و ميخوام کاري کنم ديگه صدمه نبينه
به هيچ مردِ ديگه اي اطمينان ندارم که بتونم اونُ بفرستم پيشش
. به جز تو
اگه با خودت مياورديش، ميتونستي . امتيازِ 100 بگيري
، اما حالا که نياورديش اينجا
. امتيازت 200 شد
. منُ ببخشين
. هنوزم حالش خوب نشده . فقط و فقط دراز کشيده
. اون بهم گفت که ميخواد تنها باشه . اگه يکم انرژي شو بدست آورد باهات تماس ميگيرم
ببينم چيزي نخورده ؟
. اصلاً هيچي نمي خوره
. هرگز تويِ کلِ زندگي اش اينطوري نبوده
. ميرم و براش يه چيزي ميخرم
. نه، نيازي نيست . خودم يه چيزي بهش ميدم، بخوره
رئيس تيم چرا خوب به نظر نميرسي ؟
. برو و يکم استراحت کن
چيزي نيست که بخواي بخوري ؟
چي شده ؟
ببينم بينِ تو و ماته اتفاقي افتاده ؟
وقتي ميبينم که اينطوري تويِ بستر افتادي ... اونم وقتي که حتي يه بار از مريضي هم تويِ بستر نيوفتاده بودي
. از درون صدمه مي بينم
بوتونگ چرا اينطوري شدي ؟
. مامان، خوابم مياد
. ازت يه درخواستي دارم
... ميتوني ناپديد بشي
از زندگي ام ؟
. اوپـــا
. زندگيِ من پر از توئــِه
بايد چيکار کنم ؟
. زود اومــدي
هرگز هيچ مردي تا حالا ازم ، نخواسته که باهام مشروب بخوره
. به همين خاطر خيلي استرس گرفتم
در موردِ چي کنجکاوي ؟
... کسي که بهش ميگن نا هونگ ران
. ميخوام در موردش بيشتر بدونم
تويِ زندگي، شانس و موقعيتها . اغلب دنبالت نمي يان
بالاخره، که بايد يه روز بياد که . بخواي يکم تويِ زندگي ات پيشرفت کني و خودت رو بالا بکشي
ميخواي چقدرِ ديگه به عنوانِ کارمندِ دفتر که اصلاً مناسبِ استعدادت نيست، کار کني؟
بله ؟
گفتي که اسمت جانگ دائه سانگه، درسته ؟
، اونطوري که من ميبينم
بيشتر مناسبِ توئه که يه بارِ مشروب . رو با يه فضايِ عالي مديريت کني
... چــي
به نظرت چطوره ؟
برات يه بار تويِ بهترين نقطهِ . گانگنام تاسيس مي کنم
. چنين چيزايي برايِ من هزينه هايِ مختصري هستن
، در عوض
. فقط بايد يه کارِ ساده برام انجام بدي
بايد چيکار کنم ؟
قراردادي رو که شرکتِ بوتونگ داره روش کار ميکنه، رو بيار
. قراردادي که با برندِ جديد داره امضاء ميکنه رو
چي ؟
... هيونگ ماته
دوک گو ماته ميتونه به جايِ تو زندگي کنه ؟
به همين خاطره که تو هميشه تويِ . زندگي ات نفرِ دوم هستي
. درسته که با صداقت موفق شدن، بهترين راهه
. اما اين راه خيلي طولاني و دشواره
و ما فقط يه بار زندگي ميکنيم
پس بايد به سمت موفقيت و شانس . راهِ ميانبر بزنيم
نا هونگ ران ظالمانه هم رو زير پا گذاشت
برادراش که بيشتر از همه بهش . اعتماد داشتن و مردي رو که بيشتر از همه دوسش داشت
. نفرت به انرژيِ نا هونگ ران تبديل شد
. اوه، دائه شيک
خواهرت چطوره ؟
. خوب، هنوزم همونطوريه
. از اتاقش بيرون نمياد
. باشه، باشه
. اه، رئيس تيم
. ميخوام استراحت کنم
. بعد از اينکه هوايِ تازه خوردي، ميتوني استراحت کني
. بيا
. بيا بريم
داري چيکار ميکني، هان ؟
. مادر، بوتونگ رو خوب پيچيدمو دارم ميبرمش
! هي- ! باشه! بــرو -
! تو نمي توني - ! ببرش -
! از کجا چنين مردي پيدا ميکني ؟
! بي عقل، صداتو مي شنوه
. منم ميخواستم صدامو بشنوه
... جداً
، رئيس تيم
اين ساعت ميخوايم کجا بريم ؟
. خوب استراحت کن
يا شايد نمي توني بخوابي از اونجايي که خيلي خوابيدي ؟
- تويِ خونه
. بوتونگ
آروم و بي سروصدا با شرکتهايي . که شرکتِ بوتونگ قرارداد بسته، مذاکره کن
. بايد اونــا رو به سمتِ خودمون بياريم
سه بارِ مبلغي که شرکتِ بوتونگ پيشنهاد . داده بدونِ هيچ سوال پرسيدني، بهشون پيشنهاد بده
. و بهشون بگو که خودمون مسئوليتهايِ قانوني اش رو قبول ميکنيم
. باشه
. اين يه کادوئــِه
. هواش خيلي تازه است
اوپا بهم گفته بود
... که از زندگي اش
. برم بيرون
? وقتي چشمامو مي بندم ?
? . به تو فکر مي کنم
? نمي تونم هيچ
? . صدايي بشنوم
? تويِ قلبم
? خاطره هايِ باقي مونده
? ... حتي يه بارم از خاطرم نرفتن
اوپا، داري ازم انتقام ميگيري ؟ I
اينکارُ ميکني چون اونبار انگشتِ کوچيکِ پات رو لاک زدم ؟
. اينا مالِ منن
. فقط نگاه کن، خوشش اومده
. از اين به بعد خوب پاهام رو ميشورم
? فقط برايِ امروز
? . تويِ آغوشم همينطوري بمون
? . همهِ اشکاتو پاک ميکنم
? . دوســِت دارم
نميتونم کنارِ تو بمونم ؟
. نيازي نيست تويِ قلبت باشم
No comments yet. Be the first to leave one.