The first 200 lines.
به نام خدا .::با درود خدمت دوستاران فيلم و سريال هاي شرقي::.
قسمت67 این قسمت:ماچااُ با لیو بِی عهد بیعت میکنه (متــــرجم:چــــيااُ فنگ(مهدي
مااُ،اماده مرگ شو
مااُ میخوای منو بسوزونی؟ اتیش من اینجاست
این نبرد خشم الود بین ییدو و ماچااُ
مطمئنا در تاریخ ثبت میشه
مدیر جنرال تو کِی رسیدی؟
الان رسیدم
از زمانی که ییدو و ماچااُ در نبرد قفل شدن
از دربازه غربی داخل شهر شدم
نگاه بکن
با این روش
میترسم که اخرش یکی از اونا بمیرن
ماچااُ از سااُسااُ به خاطر کشتن پدرش متنفره
میتونه کمک بزرگی باشه
ارباب شما ماچااُ رو دوست دارید؟
جز عشق چیز دیگه میشه داشت؟
حتی ارتش شی لیانگش سواره نظام بی رقیبی هستن
حتی ارتش شی لیانگش سواره نظام بی رقیبی هستن
خب پس،این نقشه کوچیک منو نگاه کنید
ماچااُ رو مشتاقانه تسلیم میکنم
جدی میگی؟
در راه اینجا من داشتم فکر میکردم
جانگ لو دشمنیه خونوادگیه با لیو جانگ داره
برای چی براش کمک بفرسته؟
پس باید رشوه بزرگی از لیو جانگ گرفته باشه
جانگ لونگ مشاوری به نام یانگ سونگ داره
که به طور طبیعی حریصه،خیلی حریصه
جی ین یونگ
جنرال تو لیو بِی تنها جنرال مونده از هان هست
چطور میتونه ارباب منو به شاهزاده هان نینگ معرفی بکنه؟
درحالیکه اربابم تنها جنرال بازموندست
امپراتور به عنوان عموی امپراتوری بهشون لقب دادن
در مقام عموی امپراتوری
مطمئنا در معرفی کردن ارباب جانگ لو به شاهزاده هان نینگ موفقن
این واقعا باارزشه
اما میترسم که اگر این هدیه ارزشمند رو بگیرم
اگه موفق نشم لیو بِی مسخرم بکنه
شما خیلی فروتن هستید
اینجا در خان جونگ
کیه که ندونه بعد از اربابتون شما دومین شخص
قدرتمند هستید؟
همین که صحبت کنید
اربابتون به حرفاتون عمل میکنن
به علاوه ارباب من گفتن
حتی اگر موضوع موفق هم نشه
مایله تا با شما رابطه دوستی بسازه
لطفا این هدایا رو به عنوان درود فرض کنید
احساس ناراحتی در موردش میکنم
فکرشو کن ماچااُ داره در جلوی خط میجنگه
و من اینجا از پشت بهش تهمت بزنم
بی انصافی از سمت منه
خیلی وقته میشنوم که مردی درستکارید
اما ماچااُ اینطور نیست
اقا دربارش فکر کنید
اگر ماچااُ در لشکرکشیه غربی موفق بشه
پس مطمئنا موقعیتش در خان جونگ بالاتر از شما خواهد رفت
پس مطمئنا موقعیتش در خان جونگ بالاتر از شما خواهد رفت
به علاوه
ماچااُ قبلا شی لیانگو از دست داده
پس دلیل موندنش این نیست که خان جونگو برای خودش بخواد؟
خوبه
ارباب
بیا به موقع اومدی
به این نگاه کن
ما مونگ چی برای چندین روز در نبرد با لیو بِی درگیر بوده
و جلوشونو از پیشروی به سمت جلو گرفته
با چنین جنرالی برای تسلیم دشمن
و با هم اهنگی لیو جانگ در سمت غرب
میتونیم تا از دو طرف بهشون حمله بکنیم
لیو بِی شکست میخوره
ارباب
حتی اگه لیو بِی شکست بخوره
ضمانتی نیست که استان یی متعلق به ما بشه
منظورت از این چیه؟
ارباب فکر کنید
چرا ماچااُ به خان جونگ اومده؟
چون توسط سااُسااُ شکست خوردش
و پایگاهشو در شی لیانگ از دست داد و مجبور شد دنبال پناهگاهی موقتی باشه
من نگران این هستم که
وقتی ماچااُ استان یی رو بگیره
دلیلی نداره که برای خودش نخوادش
مدرکی هم برای این داری؟
پیش اهنگ ها گزارش دادن
دلیلی که ما چااُ در معبر جیا منگ مونده
نه پیشرویه نه برای عقب نشینی
دلیلش داشتن مذاکره پنهانی با لیو بِی هست
لیو بِی
میخواد بزاره ماچااُ خان جونگو برای خودش بگیره
و خودش سرزمین رودخانه رو بگیره
اما ما چااُ
امیدواره که لیو بِی خان جونگو بگیره درحالیکه خودش سرزمین رودخانه رو بگیره
به این دلیل از قصد در این وضعیت بی بطالتی موندن
به این دلیل از قصد در این وضعیت بی بطالتی موندن
دو طرف بر سر اینکه کی خان جونگو بگیره و کی سرزمین رودخانه ها دارن میجنگن
دو طرف بر سر اینکه کی خان جونگو بگیره و کی سرزمین رودخانه ها دارن میجنگن
وقتی که با هم به توافقی برسن
هر دو سرزمین رودخانه ها و خان جونگ بریده میشن
یکی برای ماچااُ یکی لیو بِی
مطمئنا به شما حمله میکنن ارباب
درسته درسته
الان زمان هشدار دادن به ماچااُ نیست
پس
بلافاصله برای ماچااُ پیغام بفرست و بگو که
سااُسااُ داره حمله میکنه
فورا باید عقب نشینی بکنه
وقتی که برگشت اونوقت به خدمتش میرسیم
اطاعت
جانگ لونگ ناگهان دستور عقب نشینی داده
برای چی؟
گفته که سااُسااُ ناگهان داره حمله میکنه
امکان نداره
سااُسااُ در نبرد رودخانه جینگ با سون چواِنه
چطور ممکنه همزمان به خان جونگ حمله بکنه؟
حتی اینطورم باشه
جانگ لونگ باید خبرش رو زودتر از اینا میشنید
جانگ فِی دوباره اومده زود ارایش بگیرید چی شده؟
گزارش
جنرال،جانگ فِی دوباره برای مبارزه اومده
حرومزاده دیوونه چه جسارتی
ماچااُ تمام عمرش جنگجو بوده
اگه حتی نتونم خدمت این جانگ فِی نرسم
چطور امکان داره بتونم زندگی بکنم؟
پیغام اور به جانگ لو جواب بده
بعد گرفتن معبر جیا منگ عقب نشینی میکنم
ماچااُ رد کرده که عقب نشینی بکنه
و حتی ازم غلات و مهمات بیشتری رو خواسته
این گستاخیه
ارباب
حقیقتی که ماچااُ رد کرده برگرده
مدرک بیشتری برای خیانتش داره
ارباب نمیشه در مقابلش محافظت نداشت
این چطوره؟
خودت برو و بهش بگو که
ماچااُ اگر برنگردی اصلا موردی نداره
اما باید در یک ماه این 3 کار رو به انجام برسونی
اما باید در یک ماه این 3 کار رو به انجام برسونی
اولی گرفتن سرزمین رودخانه ها
دوم کشتن لیو جانگ و اوردن سرش
سوم شکست دادن لیو بِی
اگر 3 کارو نتونه انجام بده دادن تدارکاتشو قطع میکنم
اطاعت
انجام هر کدوم از این 3 کار غیر ممکن هستش
چطور در مدت 1 ماه میتونم این 3 کارو انجام بدم؟
این کار مجبور کردنم به حکم مجازت نیست؟
جنرال،ارباب مجبور به کاریتون نمیکنه
این خود شما بودید که ضمانتی رسمی ساختید
این خود شما بودید که ضمانتی رسمی ساختید
گفتید که لیو بِی و جوگو لیانگ رو زنده میگیرید
و حالا چند ماه گذشته
اما شما جلوی دربازه ها ایستادید نه پیشروی نه عقب نشینی میکنید
ارباب خاطر گرامی داشتنتون اینو خواستن جنرال
به این خاطر درخواست کردن که به خان جونگ برگردید
اگر برنگردم چی؟
غلات و مهمات در مرزهای خان جونگ منتظر هستن
جنرال بدون غذا چطور میتونید به نبرد ادامه بدید؟
به ارباب پاسخ بدید که بلافاصله برمیگردم
این ایده درستیه
مطمئنا ارباب 30 مایل برای خوشامدگویی بیرون شهر میان
دستور برگشت بده
برای جلوگیری از حمله پشت از لیو بِی
تمام چیزهای سنگین رو همیجا بزارید
با باری کم به شمال عقب میکشیم
و با تمام سرعت به خان جونگ برمیگردیم
اطاعت
ماچااُ طبق دستور برگشته
در مدت 3 روز
اون از مرزهای خان جونگ عبور کرده
سرعت برگشتش خیلی تنده
این چیزیه که من هم نگرانش هستم
ارباب فکرشو کنید
این ماچااُ داره عقب نشینی میکنه یا پیروی میکنه؟
پیش تر،ارباب درخواست برگشتشو کرده بودن
اما اون هر بهونه ای رو اورد و نپذیرفت که برگرده
حالا داره خیلی سریع برمیگرده
نکنه که این یک نیرنگ باشه؟
ارباب،نمیتونید که احتیاط نداشته باشید
زود باش
افراد بیشتری برای تقویت دربازه ها بفرست
نزار ما چااُ داخل خان جونگ بشه
اطاعت
گوش کنید،من جنرال ما دَی هستم
طبق دستور برمیگردیم فورا دربازه رو باز کنید
ارباب دستور دادن دربازه ها باز نشن
اون دستور برگشتمونو داده
چرا نمیذاره تا داخل بشیم؟
میتونید داخل شید
اما اول باید سلاحاتونو تسلیم کنید و دست خالی وارد شهر بشید
اما اول باید سلاحاتونو تسلیم کنید و دست خالی وارد شهر بشید
گستاخ،تو فکر میکنی ما دشمنیم؟
پرتاب بکنید
همگی مراقب باشید، زود برگردید
بسه
جنرال جنرال
جانگ لو داره چطور فکر میکنه؟
فکر کنم جانگ لونگ باید به شما مشکوک شده باشه برادر
این باید کار اون یانگ سونگ باشه
همیشه فکری عجیب دربارم داشت و بهم اعتماد نداشت
یادت میاد؟
پارسال جانگ لو میخواست دخترشو به من بده
No comments yet. Be the first to leave one.