LINK CLICK

LINK CLICK (时光代理人)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Link Click S2 - 11 [480p]-Erai-raws
Link Click S2 - 11 [720p]-Erai-raws
Link Click S2 - 11 [1080p]-Erai-raws
Link Click S2 11
Link Click S2 11
Link-Click-S2-11
Link Click S2 - 11 [1080p HEVC x265 10Bit][AAC]-ASW
Link Click S2 - 11 [NF] [1080p][HEVC 10bit x265]-Anime Time
Link Click S2 - 11 [1080p] [HEVC WEBRip]-EMBER
A Commentary by AnimDL.ir
🈯️ انیمه لیست | 𝘼𝙣𝙞𝙢𝙚-𝙇𝙞𝙨𝙩.𝙉𝙚𝙩 🈯️

Tags

480p
480
720p
720
1080
x265
HEVC
webrip
web
BRip
Published on: 2023-09-17
Downloads: 31
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫رفتیم برای پخش!

‫رفقا دکمۀ فالو رو زدید دیگه؟

‫زود باشید!

‫لو گوانگ، یه‌چیزی بگو!

‫لطفاً فالومون کنید.

‫درخواستشون واسه معاوضۀ لو گوانگ،

‫حتماً یه‌بخشی از نقشۀ شیان جینه.

‫می‌گه تنها کسی که می‌تونه باهات بره اونجا،

‫کسی نیست جز...

‫چیائو لین.

‫باشه، قبوله.

‫صبر کن.

‫حتماً یه راه‌حل دیگه‌ای هست.

‫وقت فکرکردن نداریم.

‫چطوره توی راه صحبت کنیم؟

‫با تواناییش،

‫می‌تونیم وضعیتتون توی زمانِ حال رو ببینیم.

‫ممنون، شی‌شی.

‫یه فکری دارم.

‫چطوره که اون «من» توی معاوضه؛

‫«من» فعلی نباشه؟

‫منظورت چیه؟

‫می‌تونم وارد عکسی که دوربین‌های امنیتی گرفتن بشم.

‫اون «من» توی عکس،

‫باهاشون معامله می‌کنه.

‫وقتی‌که معاوضه تموم شد؛

‫و مطمئن شدیم لو گوانگ توی امنیته؛

‫دست می‌زنم و میام بیرون.

‫بعدش،

‫می‌تونم برگردم به مکان توی عکس و بیام پیش شماها.

‫این تصاویر فعلیِ ورودی اتاق کنترله.

‫فکرت،

‫از درک من خارجه.

‫خدایی جواب می‌ده؟

‫کمیسر چائو، انجامش دادم!

‫مگه همین الان اینجا نبودی؟

‫دیگه مشکلی نداریم.

‫بریم.

‫خیلی از نمایش‌های جادویی توی این سالن اجرا شدن.

‫بعضی‌هاشون،

‫به سازوکارهایی واسه بالا و پایین رفتنِ سریع احتیاج داشتن.

‫وقتی‌که چنگ ژیاعوشی سر جای طراحی شده وایسه،

‫می‌تونیم بیاریمش اینجا.

‫چندباری باهاش درگیر شدم.

‫بیکار واینمیسته تا ما گیرش بندازیم.

‫حتماً یه نقشه‌ای می‌کشه تا با تواناییش فرار کنه.

‫بعضی‌وقت‌ها اگه یکی زیادی به تواناییش اتکا کنه،

‫یادش می‌ره جوانب احتیاط رو بسنجه.

‫نقشۀ دومی هم دارم.

‫هروقت چنگ ژیاعوشی فرار کنه،

‫می‌تونیم ردشو بزنیم.

‫یه ردیاب توی لباسش قایم می‌کنم،

‫و بعدش فلزیاب رو غیرفعال می‌کنم،

‫تا باور کنن که راحت از بازرسی امنیتی رد شدن.

‫عالیه.

‫ردشو زدیم.

‫پشمام!

‫باورم نمی‌شه!

‫رئیس، حق داشتی!

‫جاشو عوض کرد،

‫و نزدیک هم هست!

‫وقتی لو گوانگ نجات پیدا کنه،

‫نیروهای پلیس اطراف، می‌ریزن داخل.

‫واسه اینکه حرکاتشون رو به‌تعویق بندازیم،

‫و رد خودمون هم پاک کنیم،

‫پس...

‫یه انفجار،

‫بهترین گزینه‌ست.

‫آهای،

‫داری می‌بینیشون؟

‫خیلی لفتش ندید.

‫زود باشید.

‫بالأخره آوردیمت اینجا.

‫آسون نبود.

‫رئیس، عین پیامبرهایی.

‫همین نزدیکی‌ها قایم شده بودن.

‫خب،

‫یه‌نفر دیگه رو هم آوردم.

‫چنگ ژیاعوشی،

‫این‌سری نمی‌تونی کلکی بزنی.

‫چرا...

‫چرا تو اینجایی؟

‫مگه بده؟

‫دیدار خانوادگی قشنگیه.

‫بیا جلو.

‫گفتم،

‫بیشتر از هرچیزی از خیانت متنفرم.

‫صبر کن.

‫نـــه!

‫می‌شه،

‫اولش یه سؤال بپرسم؟

‫اون شب،

‫کی بود که اومد به اتاق لو گوانگ،

‫و اون عکسو بهش داد؟

‫صبر کن.

‫من گوشیِ اون یارو مین رو...

‫دادم به کسی که توی راهرو دیدم.

‫مگه اون، تو نبودی؟

‫عه،‌ تویی که.

‫چی شد؟ رئیس بهم اعتماد نداره؟

‫تو کارتو انجام دادی و منم هواتو داشتم که.

‫منظورت چیه؟

‫اوه، آها!

‫عجب عقلی داری!

‫دیگه می‌رم.

‫تازه وایسادی تو نقطۀ کور دوربین‌ها.

‫چی شده؟

‫گوشی لیو مین دست توئه؟

‫حتی به منم شک کردی؟

‫اگه تو نیستی،

‫پس اونه.

‫قایمش نکن.

‫خواهرت دروغ نمی‌گه.

‫به تغییردادن گذشته،

‫فکر کردم.

‫آخرش،

‫حتی تو هم بهم خیانت می‌کنی.

‫گوشی لیو مین رو بده بهم!

‫صبر کنید.

‫من یه‌کمی گیج شدم.

‫رئیس،

‫من که بهت درمورد گوشی گفتم.

‫تا الان گوشی رو ازش نخواسته بودی؟

‫قبلاً بهت نداده بودش؟

‫همین، انگیزۀ شخصیش رو بروز نمی‌ده؟

‫پس از اولش هم می‌دونستی که!

‫احمق.

‫تنها دلیلی که اجیرت کردم،

‫این بود که سربه‌راه بودی.

‫حالا که دیگه زیادی می‌دونی،

‫وقتشه دهنتو ببندی.

‫تو خیلی وقته بهم شک داری،

‫فقط خودتو زدی به کوچۀ علی‌چپ تا همچنان ازم استفاده کنی.

‫به‌نظرم هیچ‌وقت بهت اعتماد نداشته!

‫خفه شو!

‫گفتم،

‫بیشتر از هرچیزی از خیانت متنفرم، خیانت، خیانت!

‫چرا این‌کارو کردی؟

‫ما از اولش هم داشتیم از هم استفاده می‌کردیم.

‫اعتمادی درکار نیست.

‫خیانتی هم نشده.

‫مگه من بهت اعتماد نکردم؟

‫تو و اون خواهر لالت رو انگار بچه‌های خودم بزرگ کردم.

‫پیاده شو باهم بریم!

‫تو فقط با اونا عین ابزار و جایگزینی ‫واسه نیازهای احساسیت، رفتار کردی!

‫تقصیر من نیست!

‫به جایگزینی هم احتیاج ندارم!

‫خب،

‫می‌تونی برگردی به گذشته، درسته؟

‫عالیه.

‫پس برگرد اونجا،

‫و همه‌چیزو درست کن.

‫بعدش،

‫دیگه هیچ‌کدوممون زجر نمی‌کشیم.

‫همه‌ش تقصیر اونه.

‫اون، اشتباهیه که باید درست شه!

‫چی شده؟

‫لوله‌های گاز ترکیدن؟

‫نمی‌دونم.

‫زنگ بزنید آتش‌نشانی.

‫یکی زده.

‫باید درخواست پشتیبانی بدم.

‫لعنتی، گوشیمو بردن.

‫وایسید کنار!

‫اینجا رو شلوغ نکنید،

‫خطرناکه!

‫کیه؟

‫پلیسه؟

‫چیائو لین، لو گوانگ؛

‫حالتون چطوره؟

‫آسیب دیدید؟

‫داخل چه‌خبره؟

‫تا رسیدیم به ورودی، از پایین صدای انفجار شنیدیم؛

‫و کلی دود هم اومد.

‫وقتی به خودمون اومدیم،

‫به افراد توی سالن کمک کردیم،

‫تا بیایم بیرون.

‫چنگ ژیاعوشی کجاست؟

‫حالش چطوره؟

‫آتش‌نشانی رسید.

‫کسی توی تئاتر مونده؟

‫زود برید داخل و نجاتشون بدید!

‫منو از پشت زدن.

‫چنگ ژیاعوشی و لی تیان‌شی هم گم شدن.

‫حتماً اونا بردنشون،

‫ولی احتمالاً خیلی دور نشدن.

‫چه همهمه‌ای شده.

‫نمی‌تونن راحت در برن.

‫به کوچه‌های اطراف اطلاع دادیم.

‫همۀ وسایل نقلیه و افراد مشکوک، بررسی می‌شن.

‫ولی،

‫چرا باعث یه انفجار شدن تا خودشونو توی دردسر بندازن؟

‫راه دیگه‌ای برای فرارشون هست؟

‫یادمه وقتی توی انبار زیرزمینی بودم،

‫صدای مترو رو واضح می‌شنیدم.

‫ممکنه از طریق تونل زیرزمینی فرار کرده باشن؟

‫ممکنه.

‫الان نیمه‌شبه،

‫و الان دیگه مترویی نیست.

‫نزدیک‌ترین جا...

More Farsi Persian subtitles for LINK CLICK

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left