The first 169 lines.
،دلایل مرگ زیاد و متنوع ان ...پیری, خودکشی, بیماری
ولی این دوره زمونه مرگی که بیشتر از همه ...مردم رو میترسونه
.شعلهور شدنه
: قسمت ۱ مبارزهی یک سرباز آتش
حالا کجا بریم؟
.اونطرف بستنی میفروشن
.خوشمزه میزنن
!بستنی! بستنی
.آخی. ببین چقدر دخترونه و مگولی ان
.ماکی سان، تو هم باید یکی از این لباسها میپوشیدی .بهت میاد
...من
.به دردم نمیخوره
.انگار نه انگار قضیه زیرزمین اتفاق افتاد
همهی این آدما، زیر سایه ترس .از دوزخی شدن زندگی میکنن
...برای برباد نرفتن این خندهها
.یه راهی برای دوباره آدم کردن دوزخیها پیدا میکنم
،بعد راز روحانی و انفجار آدولا رو میفهمم
.این قائله رو تموم میکنم بره
.چیه؟ عین خل و چلها نگاه میکنی
.بازم داری میخوری؟ به هلههوله میرسه خوب بخوری ها
.میگم بچهها، یه پیشنهادی
.عملیات نوسازی ستوان
.بعد مدتها مرخصی
.راستی، چند وقتیه فوتبال نزدم
بریم همونجایی که گفتم؟
!بریم
.بریم لباسهای جدید امتحان کنیم
!من که میخوام بستنی تازه و خنک بخورم
.دلم میخواد بریم
میرن خرید؟
.خسته نباشین
.فردا میخوایم سهتایی بریم بیرن
شینرا سان، باهامون میای؟
من هم؟ اشکال نداره بیام؟
خواهر،آخه چرا این؟
برنامه دیگهای داری؟
.نه، کار خاصی ندارم
!خسته نباشید
!خسته نباشید
نشانگر
میرین خرید؟
مجوز گریه نکردن
.چرا که نه
.خوش بگذره
!چشم
.مثل همیشه عجب سلیقهای داره
نکنه فروشندهها جنسهای رودستمونده رو میکنن تو پاچهش؟
.فکر کنم اونی که باید بره خرید ستوانه
چطوره خودمون واسه ستوان لباسهای قشنگ کادو بگیریم؟
!حالا این شد
فکر خوبیه! کدوم مغازه بریم؟
...ستوان - فکر خوبیه! کدوم مغازه بریم؟ -
.شدی بهونه خوشگذرونی
...ای داد
این چطوره؟
!نه، این
پس این چطوره؟
بنظرت واقعا همچین چیزی رو تن کنه؟
...کلاه کچلی؟ این دیگه
.فکر کنم کم کمش وسوسه بشه
پس این چطوره؟
بذار ببینم
.بنظرم کلاه حیوونی هم یهکم مشکل باشه
چشمهی سر
مجوز گریه نکردن
راستش دلم میخواد بدونم مرز .سلیقه ستوان تا کجا ادامه داره
!باید بفهمیم مرزش تا کجاس
.من ستوانمون رو دوست دارم
.یه لحظه، قرار بود قیافه ستوان رو باحالتر کنیم
اگه هدفمون دخترکشتر کردنشه
پس چرا اومدیم این مغازه؟
!ماکی سان مغازه رو انتخاب کرد
.شینرا سان، این بهت میاد
...چقد نزدیکه
.آه، چه کیفی میده
.مرتیکه چندش
تو چه مرگته؟ - .چندش. ازم دور بمون -
.رو اعصاب
.تاماکی سان خیلی نگرانت بود
راجب مادرت شنیدیم. همه دست به دست .هم میدیم تا راه نجاتشو پیدا کنیم
.با وجود همچین زخمی جون به در بردی
.بازم شو کون رو میبینی
.خیلی مچکرم
.خوشحالم همگی تو بخش هشتیم
!خدا بده برکت
!ماکی سان
من فرماندهی موقت نیروی .پاسخ فوری رو به دست میگیرم
شینرا، سریع برو محل سانحه رو ارزیابی کن
.غیرنظامیها رم از محوطه دور کن
.شما دو تا با من
.برای غیرنظامیها مسیر فرار آماده میکنیم
!چشم
...آخ
!اکسکالیبر
!آرتور؟
.محافظت از ضعفا وظیفه یه شوالیهس، شیطان
!به کی میگی ضعیف، شوالیه شِفت؟
!خوبی شینرا؟
!بله
این دوزخیه؟
.این دیگه چه اندازهشه
چیکار کنیم، کاپیتان؟
.غیرنظامیها تخلیه شدن دیگه؟ زودتر قالشو بکنیم
.شینرا، لباس کار تنت کن
!چشم
.لیخت و والکان هسته اون دوزخی رو پیدا کنین
.چش اوستا - .مفهوم شد -
.خواهر، زحمت دعا با تو
.حتما
.ما هم تا تموم شدن آنالیز اونا وقت میخریم
!چشم
ویکتور لیخت بخش هشتم نیروی آتش ویژه افسر پزشکی قانونی بیقدرت
والکان جوزف بخش هشتم نیروی آتش ویژه مهندس بیقدرت
آیریس بخش هشتم نیروی آتش ویژه خواهر بیقدرت
اوزه ماکی بخش هشتم نیروی آتش ویژه سرباز درجه اول آتش آتشجنبشی نسل دومی
کوتاتس تاماکی بخش اول نیروی آتش ویژه سرباز آتش درجه اول آتش جنبشی نسل سومی
اوبی آکیتارو بخش هشتم نیروی آتش ویژه کاپیتان بیقدرت
هیناوا تاکهیسا بخش هشتم نیروی آتش ویژه ستوان آتشجنبشی نسل دومی
اصلا این ممکنه؟
!اینجوریشو ندیده بودم
!دهنشو! دهنشو! دهنشو
!مگه بذارم
آرتور بویل بخش هشتم نیروی آتش ویژه سرباز آتش درجه دو آتشجنبشی نسل سومی
شینرا کوساکابه بخش هشتم نیروی آتش ویژه سرباز آتش درجه دو آتشجنبشی نسل سومی
آنالیز چطور پیش رفت؟
.یه چیز جالب فهمیدیم. بدن این جونور چند هستهایه
چند هستهای؟
،دقیق ۵. تو هر دست و پاش یکی
.با یه هسته مرکزی که از همه محکمتره تو سینهش
پس برای خلاص کردنش باید همه هستهها رو ازبین ببریم؟
بله بله. برای اینکار اول باید دست و پاشو ازبین ببرین
.که دوزخی غولآسا از حرکت بیفته
سرآخر برای هسته مرکزی
.تنها راه اینه که شینرا کون با تمام قدرت بکوبتش
،خیلهخب، شمایی که حمله دوربرد دارین .هیناوا، ماکی و تاماکی برین سراغ دستها
.من و آرتور ترتیب پاها رو میدیم
بعدش، شینرا
.نوبت توئه
!چشم
!نباید وقت تلف کنیم! همه باهم
.۱۴۲۰ !عملیات خلاصی این دوزخی غولآسا شروع میشه
!چشم
هسته اونه؟
هنگارگردان: شتاب
!سریعه
!من جلوی حرکتشو میگیرم
نکوماتا
!پوسپوسو! مرامرا
!حداکثر پیشران
هجوم پوسمرا
حماقتتو نشون میده که برای .شاهشوالیه گردنکشی میکنی
!اسم من آرتور بویله
،سرور اعظم کاملوت
!فرماندهی محفل شوالیههای میزگرد
تابش کبود
!عالی بود بچهها
!بگیرش
...من هرروز
!اینو تمرین میکنم
!شینرا، باقیش با تو
!چشم
شعله نفس روح است.
.دود سیاه رهایی روح است
...از خاکستر آمده و به خاکستر برگرد. باشد که روحت.
...روح
به آتش ابدی برگردد.
!بســـــوز
لگد مرد سرعتی
.لاتوم
No comments yet. Be the first to leave one.