The first 200 lines.
...آنچه گذشت
ازمن چی می خوای؟
...صبور باش،جک
صبر داشته باش
صبر کن،دنی
صبر کنید
مراقب خودت باش
...اون سنگها رو میبینید؟باید اونا رو خُرد کنید
و بیرون بیارید
من دشمن نیستم.یعنی ما دشمن نیستیم
ولی اگه بهم شلیک کنی،دقیقا دشمنت میشیم
سقف اینجا مشکل داره؟
چی؟
شاید بهتر باشه امشب به پایینِ ساحل بری
در این صورت می تونم اینجا رو تعمیر کنم
...خیلی لطف داری ،ولی
...آرون،خوابش برده.شاید بهتر باشه
ارزشش رو داره.بهت قول میدم
چکار داری میکنی،برادر؟
داشتم پیشنهاد میدادم که سقفِ اینجا رو تعمیر کنم
سقف؟
سقف که خوبه
اگه مشکلی داشته باشه،خودم تعمیرش می کنم توی اینکار ماهرم
قبل از اینکه اکو منفجر بشه،داشتم یه کلیسا میساختم
خیلی خوب
...راستش
فقط می خواستم کمک کنم
ممنونم
منظورش چی بود؟
نمی دونم
باید براش یه دکمه دیگه تهیه کنیم تا فشار بده
امروز چطوری،جک؟
عالی ام
به نظر، نا اُمیدی
اگه نمی خوای بهم بگی چرا اینجام برو می خوام کارتون نگاه کنم
...امیدوارم درک کنی.من می تونم
میشه با بنجامین صحبت کنم؟- ببخشید؟-
میشه با بنجامین صحبت کنم؟
برای اینکه به این نتیجه رسیدم که تو فقط مسئولِ غذایِ منی
...اگه بخوای میتونی باهاش حرف بزنی
ولی اون بهت چیزی نمیگه
تو برای اون کار میکنی- نه،من برای اون کار نمی کنم-
اون مسئوله
اونطوری که فکر میکنی نیست،جک ما با هم تصمیم میگیریم
واقعاً؟
برای اینکه وقتی تو رو گروگان گرفتم
ظاهرا بدش نمیومد که بذاره تو بمیری
منظورم اینه که احساس کردم که تصمیمِ آخر رو اون میگیره
تو اشتباه می کنی.من زیر دست اون نیستم
جولیت،بهت نیاز دارم
میشه صبر کنی؟
بچه ها برگشتن.یه موقعیت اظطراری پیش اومده
!پس همین الان باهام بیا
وقتِ کاره
یه جوری حرف میزنی انگار که عُقده داری
دوست داری این دفعه دماغتو بترکونم؟- خواهش می کنم بهم رحم کن-
فکر کنم قبلا بهت رحم کردم.این دفعه با مادرت کار دارم
دنی،اونجایی؟
آره
صبر کن
خیلی خوب،بگو
چی؟
اونا کجا هستن؟
بیا،جولیت
بیارش
اون خوب میشه؟حالش خوب میشه؟
چی شده؟
ما این کار رو کردیم
چی؟
...اونقدر اینا رو شناختم که بتونم تشخیص بدم
هیچوقت به همدیگه شلیک نمی کنن
ما این کار رو کردیم
گروهِ ما
داری می خندی؟
درسته،دارم می خندم
برای اینکه بلیطِ خروج از اینجا روگرفتیم
مترجم:جابر یوسفی تقدیم به دوستداران لاست
season3 episode4
چکار داری میکنی؟
هر موقع دوست داشتی بهم بگو
هیس،دارم فکر میکنم
اون دختره که آوردن،میدونی کیه؟
زن همون مردیه که دماغش شکسته
بهش میگن پیکت
خوب،در حال حاضر،پیکت همه حواسها رو به خودش مشغول کرده
خوب
نگاه کن و یاد بگیر،خانم کوچولو
یه پمپِ آب داخلِ این جعبه اس
...دفعه بعدی که یه نفر میاد ومیخواد منو بیرون ببره
صبر میکنم تا داخل اون گودالِ آب بشه
وبعدش می گیرمش
به اونا شوک وارد میشه و من میتونم کلید رو بدست بیارم
شرط می بندم اون یارو که ریش داره به فکرش هم نمیرسه
هر دوی شما با برق می میرید
آره،ولی من تجربه اش رو دارم.می تونم تحملش کنم
ولی بقیه اونا آمادگیشو ندارن
چیه؟فکر میکنی دیوانه شدم؟
نه،واقعا تحتِ تاثیر قرار گرفتم
برق چشمهات رو پنهان کن،عزیزم
برای اینکه می خواهیم این کار رو بکنیم
پس جک چی میشه؟
باید چی بشه؟
ما حتی نمی دونیم اون اینجاست
حتی نمیدونیم اون زنده اس
باید از خودمون مراقبت کنیم
هرکسی باید به فکر خودش باشه،کک مکی
خیلی خوب،فورد،کافیه
مسئله اینجاست که من به دستهات نگاه میکردم نه به چشمهات
و مسئله اینجاست که پیر و فرسوده شدی
کجا پنهانش کردی؟
شبیه کیسه بوکس نیست؟
اسمش مانسونه
...میگن که 10 میلیون دلار از دولت دزدیده
ولی اونا هرگز پولها رو پیدا نکردن
لعنتی
اگه رفیقت،همون رئیس،دستورِتوقفِ کتک زدنش رو نده
مانسون میمیره
حرومزاده
هی،نامه فدایت شَوَم رویِ بالِشِت پیدا نکردی؟
ببخشید
تو الان یه هفته اس که اینجایی وداری یه کارِراحت انجام میدی
من 9 ماهه اینجام وهنوز ظرفِ آشغال حمل می کنم
منظورت چیه؟
فکر کردی رئیس چون از قیافه ات خوشش میاد دستورِتوقفِ کتک زدنت رو داد،کوستانزا؟
اون می خواد بازی در بیاره تا به 10 میلیون برسه
در مرحله اول خامِت میکنه
بهت یه کارِراحت داده
...در مرحله دوم
رئیس، زنت رو پیدا میکنه
و اونو بر علیه تو تشویق میکنه
خیلی ساده
...یعنی تو داری در حق من لطف میکنی که
نصیحت،هیچ ضرری نداره
ظرفِ 9 ماه گذشته،زندگی منو سیاه کرده
...اون 10 میلیونی که تو داشتی رو بدست آورده
ممکنه مجبور بشم خودم بکُشمش
!هی
چطوری،رئیس؟
اون اذیتت میکنه،مانسون؟
چه چیزی تو رو به قسمتِ خیاطی کشونده،رئیس؟
یه کاری نکن مدتِ حبسِت رو زیاد کنم،فورد
تمامِ کاری که باید انجام بدم،یه تلفنه
فقط یه تلفن
چطوره اونو توی آشغالی بندازی؟
اوه،رئیسِ بزرگ اومد
نهار آماده شده؟
وزنِت چقدره؟- چی؟-
وزنِت چقدره؟
حدودِ 82
چند سالته؟
سی و دو سال- دروغ نگو-
سی و پنج
خوبه
خداحافظ،عوَضی
تو چکار کردی؟
جریانِ برق رو قطع کردم
!ساویر
هی
الان دو روز از زمانی که آسمون بنفش شده میگذره ما دچار مشکل شدیم
تمامِ ارتباطمون رو از دست دادیم ودیگه نمی تونیم بازیابی کنیم
باید بگم کالین در بحرانه- جولیت ازش مراقبت میکنه-
من کجام؟
چه بلایی دارید سَرَم میارید؟
وِلَم کنید
جیسون
ولم کنید
لطفا اینو گاز بگیر
خودت گازش بگیر
به خاطر درده
چیه؟
صبر کن
ولم کن
من از آمپول بیزارم
نه.چکار داری می کنی؟
هی
هی.چه غلطی داری میکنی؟
نه
نه.چه غلطی داری می کنی؟
نه.باید بینِ جناغِ سینه بزنی.جناغِ سینه
نه
مثلِ فیلم ها- میدونم.میدونم-
!نه- ...یک
چکار داری میکنی؟- ...دو-
میشه یکی از این چوبها رو بردارم،برادر؟
هارلی بهم گفت که مشکلی نداره
هارلی؟پس احتمالا بقیه روزت رو بیکاری
می تونم یکی از اینا رو بردارم؟
چوبِ شماره 5 رو بردار.ازش استفاده نمی کنم
...اگه هر کاری کنی و هر بلایی سرِت بیاد
من که نمیام دنبالت بگردم
ممنونم،رفیق
باید هنگامِ ضربه،شانه هات رو بیشتر بچرخونی
تو گلف بازی میکنی؟
من یه اسکاتلندیم
خوش باشی
چکار داری می کنی؟- هیس-
هی
هی،زودباش
هی،تکون بخور
حرکت کن.زود باش.زود باش
No comments yet. Be the first to leave one.