The first 196 lines.
یهودیان کسانی هستند که به ظاهر مسئول هیچ کار بدی نبوده و مسئولیت هیچ اشتباهی را بر عهده نمیگیرند جک دِ ریپر، لندن، 1888
...فقط یه ذره صبر کن بعد اون مرد شرور و کثیف و سیاهپوش میاد
با یه ساطور کوچیک تیکه تیکهت میکنه
!تو مُردی و کارت تمومه
TAMAGOTCHi ترجمه و زیرنویس از
بگو چه حسی داری
!حست رو بهم بگو
بهم بگو... چه حسی داری
!جید، آرومتر - !زود باش بیا، عجله کن -
!دارم میام دیگه - الانه که برسه اینجا -
تاحالا مدرسه رو نپیچونده بودی؟
نه راستش
خب، لااقل بهمون که خوش گذشت
آره، قبول دارم
دوستپسر خواهرت آدم ردیفی ـه؟
زیاد حرف نمیزنه - خب، بگو چهجوریا ست؟ -
...نمیدونم راستش ولی میدونم که اهل اینجاها نیست
!اه، گندش بزنن !اونجا ست
!ماشین خفنی داری
خودم میدونم
خب، کجا باید پیادهت کنیم؟ - همینجا ست، یهکم جلوتر -
مرسی فردا میبینمت
خداحافظ، مگان
خب بگو ببینم، اولین روز مدرسهت چطور بود، جید؟
بد نبود
از معلمت راضی هستی؟
میدونی که، بیشتر از یه معلم داریم؟
خب، به چه درسی بیشتر از همه علاقه داری؟
تاریخ - تاریخ؟ -
!خیلی هم عالی میدونی، منم خیلی به تاریخ علاقهمندم
چرا از عکاسی خوشت میاد؟
چون عکسها هیچوقت دروغ نمیگن - یعنی چی؟ -
فریم یه دوربین 35میلیمتری زنده ست تا ابد باقی میمونه
برعکس آدمها
هیچی تا ابد نمیمونه
وقتی آدم میمیره چی به سرش میاد؟
نمیدونم فکرکنم میپوسیم و از بین میریم
و واقعاً به اینی که گفتی اعتقاد داری؟
...آره، فکر کنم
یادم بنداز بعضی وقتها ازت عکس بگیرم
چرا؟ تو که هیچوقت از خواهرم عکس نمیگیری
نگران نباش بعداً از اونم میگیرم
سلام، عزیزم
!سلام
!خب، برام تعریف کن ببینم چه خبرا بود
بعداً تعریف میکنم - نکن دیگه این کارو، برو بشین سر جات -
سه ماه بود خواهرت رو ندیده بودم
!داره حسابی خانمی میشه برا خودش
نه بابا، هنوزم همون فسقلیِ نیموجبی ـه - !نخیر فسقلی نیستم -
پسر جذاب تو مدرسهتون هست؟
خب خب، نگاهش کن !خانم پیوند دهندۀ قلبها باز شروع کرد
یه چندتایی هستن ولی واسه دوست شدن با تو زیادی بزرگن، کندی
!نیم وجبیِ پررو
آقایی که رسوندت کجا ست؟ - بیرونه داره ماشینش رو پارک میکنه -
منظورت دوستپسر جدیدت ـه دیگه، مگه نه شارلوت؟
!حواست باشه چی میگی ها
!شارلوت با یه شاهزادۀ آلمانی دوست شده
!جدی؟ - آره، راست میگم -
!حسودی نکن
سلام، حالت چطوره؟ - !عالی -
داشتیم با جید در مورد مدرسه ایناش حرف میزدیم
باید بیشتر مراقب باشی، دختر کوچولو
غر میزد و ناراضی بود؟
نه، اصلاً
خب، شاید بهتر باشه موقع شام همهچی رو برامون تعریف کنه
اوه، امشب نمیشه باید از یه سری دختر عکس بگیرم
خوشکلن؟ - !معلومه که خوشکلن -
اندازۀ من خوشکلن؟ - !هیچکدوم نمیتونن اندازۀ تو خوشکل باشن -
آخه چه ویژگی خاصی توش دیدی که عاشقش شدی؟ فقط یه گندهبک اُسکل ـه که همیشه یه دوربین مسخره هم همراهشه
!جید، بس کن
!اصلاً باورم نمیشه که به خاطر اون رفتی یه جفت کفش خریدی
آدم باحالی نیست، تازه یه جور عجیبی هم من رو نگاه میکنه
فقط چون اهل اینجا نیست و رفتار ایناش با ما فرق داره دلیل نمیشه بگی عجیب و ترسناک ـه
خودت همیشه غر میزنی که هیچوقت پیشت نیست و همهش گم و گور ـه حتی جواب تلفنهات رو هم نمیده
میدونی چندتا پسر میمیرن واسه اینکه با تو باشن؟
بیخیال، جید !الان حوصلۀ این حرفها رو ندارم
از مدل حرف زدنش باهات هم خوشم نمیاد
وقتی اون دوستت نداره تو چرا عاشقشی؟
اگه دوستم نداره پس چرا کلید خونهش رو داده بهم؟
!احتمالاً کلید الکی ـه
ببین، فقط یه حس خیلی بدی نسبت بهش دارم، خب؟
!تو هم با این حس شیشمت باید بدونی که همیشه هم حدسهات درست از آب در نمیان
!این دفعه درسته و حق با من ـه فکر میکنه از همه یه سر و گردن بالاتر ـه
اصلاً دیدی چهجوری حرف میزنه
سلام، من آلمانی هستم ...و شلوارهای تنگ میپوشم
و چون با دوربین مسخرهم از دخترهای لخت عکس میگیرم فکر میکنم خیلی خفنم
چکار کنم من از دست تو، هوم؟
!واقعاً شراب خوبی ـه
خب، جید، امروز مدرسه چطور بود؟
شنبهها که مدرسه نداریم
!البته که نداری
!متأسفم اخیراً سخت مشغول کارم و حواسم پرت ـه همهش
اشکالی نداره
همیشه گوشت و استیکی که میخوری اینقدر خونی ـه؟
آره، خون خیلی خوبه
مفید و مغذی ـه
...خون، آهن داره
و بدن آدم واسه بازسازی سلولها به آهن نیاز داره
...میدونی، یکی از مشکلات اساس زنها همینه زنها کمبود آهن دارن
البته در کنار کلی مشکل دیگه
و زنها باید بیشتر از مردها چیزایی بخورن که آهن بهشون برسه
...مسخره و خندهدار ـه
زنها هر روز خون مردها رو میمکن
...ولی آخر هر ماه
!خونریزی میکنن و از دستش میدن
یه جور مجازات ـه
خب، کی امشب دلش میخواد بستنی بخوره؟
!بخوریم، به نظر فکر خوبی میاد
من قبلش باید برم دستشویی
خواهرم کجا ست؟
دستشویی
جایی که مثلاً قرار بود تو بری
...آخرین بار که در مورد مدرسهت باهم حرف زدیم
یه چیزایی در مورد علاقهت به تاریخ گفتی
خب، تاریخ و پیشینۀ من اینه
اون پدربزرگم بود
میدونی... یه قهرمان بود
تو جنگ جهانی دوم با آدمهای بد جنگید
...باشه ...ولی
مگه آلمانی نبوده؟
وای پسر، از همه خوششانستری، مگه نه؟
!بگو اسمت چیه - !آندریا دیگه، خنگول -
!درسته
!یه لبخند خوشکل بزن - باشه -
!عالیه
خدای من... واقعاً خوشکل و جذابی
!خب، ممنونم
حالت خوبه؟
...یه لحظه ببخشید الان برمیگردم
خیلیخب
خب... قول میدی که به هیچکس چیزی نگی؟
خواهرم به کندی گفته که پسره حتی حاضر نیست باهاش بخوابه
!خیلی عجیبه - !آره، واقعاً -
بابابزرگش نازی بوده - !نازی؟ -
نازی دیگه از اونا تو جنگ جهانی دوم
نازی، مثل ادولف هیتلر و آلمانیها دیگه از اونا که یه صلیب شکستۀ عجیب رو لباس ایناشون بود
تو از کجا میدونی؟
یه عکسش رو دیدم تازه خودش هم بهم گفت و تأیید کرد
تازه وقتی که به شارلوت قضیه رو گفتم گفت الکی گنده و شلوغش کردم و دارم اغراق میکنم
خب، میخوای چکار کنی حالا؟
واقعاً ازش میترسم شارلوت هم اصلاً حرفم رو گوش نمیکنه
درست مثل همون آخرین دوستپسر عوضیش ـه
همیشه اجازه میده که پسرا رئیس بشن و اینو بکنن زیردست خودشون
خب، ولی خواهرت آدم باهوشی ـه ...به زودی باهاش بهم میزنه
...شاید، ولی فکرنکنم پسره دست از سرمون برداره
!لباست رو دربیار
!دیر اومدی
درست مثل همیشه
پسر، این هِمی بدجور اعصابم رو خرد میکنه و دردسر ـه همهش
ولی تو با اون ماشینت اصلاً این چیزا رو درک نمیکنی، مگه نه؟
شاید برا خودم یه دختر جوون پیدا میکنم و کسکشیش رو میکنم و میفروشمش
اونجوری ـه که میتونم همچین ماشینی بخرم
خودت دختر نداری، مگه نه؟
!فکرنکنم داشته باشم
...همه نمیتونن اندازه تو خوششانس باشن
یا مثل تو خوشتیپ
بیا بریم تو
بشین، یه دقیقه دیگه میام پیشت
بیا بریم تو اتاق
ساخت وطن خودمون ـه، آلمان
!آلمان نازی دوباره قدرت میگیره
پونصد دلار میشه دلار آمریکا
شرط میبندم اون دختره که اونجا ست همین الانش هم شرتش رو درآورده
اگه پونصدتا دیگه بهم بدی میرم و برا خودم از فروشگاه 11-7 دوازدهتا آبجو میخرم
همونجا هم میخورم
امشب باید برم از چندتا دختر عکس بگیرم
!مطمئنم که همینطور ـه
...رفتن به جهنم آسون ـه
خارج شدن ازش ـه که کار سختی ـه
...جندۀ کثافت - !خواهش میکنم بس کن -
...به خدا قسم، اگه نذاری کارم رو بکنمـ
کل این دنیای لعنتی !داره به آتیش کشیده میشه و رو به تباهی ـه
!و شما اصلیترین مشکل هستین
!اساسیترین مشکل شماهایید
!این نسل همه شرور و کثیف هستن
...همه هم دنبال یه نشونه اند
اما نباید به آنها نشانهای داده شود
من نشونهها رو میبینم !حسشون میکنم
آروم باش، خیلی زود میری به جهنم
!خوک کثیف
...پاککنندۀ قفس فیل
خب... شاید این باشه
!اگه مشتری نیستی و نمیخوای بخری یا نگاه کنی، الکی برشون ندار، رفیق ...خدایا، باید یه شغل دیگه پیدا کنم
...بهتره برم کارگری
...پاککنندۀ مخزن فاضلاب
چی میخوای؟ روغنی چیزی؟
هِد ویدیو پاککن میخوای؟
عروسک جنسی میخوای؟ یه دونه خوبش رو اونجا دارم
قدت چنده؟ حدود 190 سانت؟
!یه عروسک موقرمز با جنس عالی و مرغوب دارم که مناسبت ـه قیمتش هم شصت و نه دلار و نود و پنج سنت ـه
حال میکنی باهاش؟ به کارت میاد؟
دنبال یه اسناف فیلم هستم - !چی؟ - فیلمی که توش کسی واقعاً به قتل برسه یا خودکشی کنه یا مورد آزار جنسی قرار بگیره
به اسم دِ ناتبگ - !ببخشید؟ -
یه اسناف فیلم ـه
نه، داداش ببین ما همهچی اینجا داریم ...یه نگاه به دور و برت بنداز
مثلاً رقاصهای لخت داریم برات برقصن و خودشون رو بمالن بهت... میخوای ژتون بخری و بری تو کارشون؟
No comments yet. Be the first to leave one.