The first 200 lines.
...آنچه گذشت
من نمایندهی یه گروه مقاومت در خارج از .دیوار هستم
.ما یه "رپ" داریم
فقط به اون قطعه نیاز داریم تا بتونیم ارتباطاتشون رو .تحت نظر بگیریم
.هدف رو پیدا کردیم، بزن بریم
.نمیشه...نمیتونــه مُرده باشه
.بهمون نگفت پایگاهش کجاست
.هیچی بهمون نگفت
.یه عملیات بازیابی برای اون قطعه
.پیداش میکنیم
.حین بازرسی مرزی زمان تخلیه
میخواستی بهم بگی؟ - .دیشب خبرش بهم رسید -
میتونم بپرسم به جاش چه برنامهای دارن؟
."نابودی کامل و فرستادن همه به "کارخونه
...یه پُست تو مقامات جهانی
.برام در نظر گرفتن
.یه جا هم واسه تو به عنوان پرسنلم خالی گذاشتم
.باید از بلوک خارج بشیم .میتونیم با "اسنایدر" تماس بگیریم
...اگه معامله کنیم، این توانایی رو داری
که ما رو از بلوک خارج کنی؟
.میخوام باهاتون بیام
.نمیخوام دیگه یه خائن و بدکار باشم
.من میمونم
..."وقتی رفتی بیرون، باید با افراد "نوا
.ارتباط برقرار کنی و اینو بدی بهشون
.آخ
.آخ
صبحانه آماده شد؟
نمیدونم از کی تا حالا به آشپز غذاهای فوری .تبدیل شدم
.به خاطر اینه که تو کارهای دیگه خیلی بیعرضهای
...بیعرضه" دیگه"
.خیلی بی انصافیــه
.تمام تیشرتهام رو صورتی کردی
من مسئول شست و شوی لباسهاتونم؟
کتاب "جزیرهی گنج" چطور پیش میره؟
.به "جان سیلور" اعتماد ندارم
.شم خوبیــه
.صبح بخیر
.چندش آوره
همینطوره، مگه نه؟
...اگه شماها یه جای خلوت واسه خودتون میخواید
.هم ابزار تو گاراژ داریم هم چوب توی جنگل
.میتونید خونهی خودتون رو بسازید
شما دو نفر امروز صبح یه طلوع قشنگ دیگه رو .از دست دادید
.من که اینطوری فکر نمیکنم
.امروز زود اتفاق افتاد
.باید حرکت کنیم
.ببرشون داخل پناهگاه
.داره درست میاد به سمت نشونهها
...باید تا سه ثانیه دیگه برگرده
.سه، دو، یک
چیکار داره میکنه؟
باید فرار کنیم؟
.صبر کن
چرا الگوی همیشگی رو دنبال نکرد؟
.از خط آمار و بررسی عبور کرد
.:. ترجمـــــه و زیـــرنـــویـس .:. © Elka © فرشــــاد © Rain Angel © پری ســــا
به نظرت داشت به چیزی پاسخ میداد؟
.راهی واسه فهمیدنش نیست
.شاید باید بریم به کلبهی پشتیبان
.به این سمت حرکت نمیکرد
...حتی اگر میومد، تمام این منطقه رو
.با آژیر و تله پُر کردیم
از شرایطمون توی "لس آنجلس" که بهتره، هان؟
!یکی گرفتم
.خیلی خب
.خودشه
.همینطور تعادلش رو حفظ کن
.یهویی نکشش بالا
.خودشه، خودشه، نوکش رو بالا نگه دار
.طناب رو آروم جمع کن
.خودشه، سرش رو بالا نگه دار
.آفرین، الان تموم میشه
!ایول
!گرفتمش
!ماهی بزرگیــه
.خوشمزه میشه
.خیلی خب
.نگاش کن
.ذاتا واسه این کار ساخته شدی
.از اینجا خوشم میاد
.منم همینطور
میمونیم؟
.تا زمانی که امن باشه
.گاهی اوقات دلم واسه بچههای دیگه تنگ میشه
.آره، میدونم
حداقل برادرهات کنارت هستن، مگه نه؟
.این جلوی یه درون رو نمیگیره
.تو این جنگل فقط با درونها سر و کار نداریم عزیزم
...مثل زنهای قبیلهایــه "کنیا" شدم
.خوبه
...اون زنها 40 مایل رو تو "تانزانیا" برای آب طی میکنن
.شکایتی هم نمیکنن
یه کمکی میکنی؟
17،19،5
36،22
86،114.
چیزی گیرت اومد؟
دخترت زودتر از اینکه بتونم تور ماهیگیری .بندازم، میگیرتشون
کجا بودی؟
.باید یه چیزی نشونتون بدم
.مدتیه که از یه رادیوی جهت یاب استفاده میکنم
چی؟
یه دریافت کننده با یکای اندازه گیری و .S قدرت سیگنال
...رد شمارههای ایستگاهها رو زدم
...و یکی از سیگنالها خیلی قویــه
.واسه همین سعی کردم موقعیتش رو زاویه بندی کنم
...زمان اعلام برنامه در حال حرکتــه
...اما اگه فرض کنیم که پیاده هستش
.باید اینا رو کامل توضیح بدی
.خیلی نزدیکــه
.خیلی بهمون نزدیکـه
.میخوای باهاش ارتباط برقرار کنی
اگه با بیسیم جوابش رو بدیم ایستگاهش رو .عوض میکنه
.واسه همین کار آموزش دیدن
...نه اگه بهش بگیم که قطعه رو داریم
.و یه جای امن رو بهش معرفی کنیم برای ملاقات
خودت الان ثابت کردی که اگه از بیسیم ...استفاده کنیم
.موقعیت خودمون رو لو دادیم
...مدام از اهمیت این قطعه صحبت میکنی
...اینکه ارزش اتفاقاتی که در بلوک افتاده رو داره
...اما همینطوری اینجا نشستیم
.و هیچ کاری باهاش نمیکنیم
.پدرت درست میگه
.اما کارت واقعا محشر بود
.باید فکر کنیم ببینیم باهاش چیکار کنیم
.بازی "جین رامی"، هر کی 3 دست از 5 دست رو ببره
.من با متقلبها بازی نمیکنم
...آخرین باره که میگم
.من تقلب نمیکردم
.اونا قانون بازی بودن - .قانونهایی که برای بردن از خودت در آوردی -
.که این خودش یعنی تقلب
.خب تقصیر من چیه ورق بازیت خوب نیست
خوب نیست؟
...خانم جوون، باید بهت بگم که
من دو بار برندهی مسابقات پوکر ..."بین شهری "شرمن اوکس
.شدم
برم" کجاست؟"
5،19
17،22
چی میخوای؟
...واقعا برای سلامتی یه پسر جوون
...خوبه که تمام وقتش رو صرف گوش دادن
به خانمی که تو رادیو شماره میخونه، کنه؟
چیه اومدی نکات سکسی بهم بگی؟
...آره مگر اینکه عاشق یه خرس شده باشی
.که اینطوری گفتنش فایدهای نداره
.خب، ممنونم که اومدی یه سری بهم بزنی
.شنیدم که داشتی با پدر و مادرت صحبت میکردی
جاسوسی ما رو میکنی؟
.خب این دیوارها خیلی نازک هستن
.نکته اینجاست که حق با تو بود
.باید با گروه مقاومت ارتباط برقرار کنی
چرا یهویی این گروه مقاومت انقدر برات مهم شده؟
هر چقدرم که از اقامتمون توی این کوهستان ...لذت ببرم
.بازم نمیشه تا همیشه اینجا زندگی کرد
...یا تدارکاتمون تموم میشه
.یا یکی از اون درونها ما رو پیدا میکنـه
.یا شایدم یه خرس
...دارم تشویقت میکنم که به کارت ادامه بدی
.به خاطر همـمون
!آره - .داری تقلب میکنی -
...به نظرت اون بچهها
چند دست "جین رامی" بازی کردن؟
.اونقدری بوده که ورقها از بین بره
.گریسی" خیلی دغلــه"
...چند روز پیش سعی کرد به خاطر
.یه تیکه شکلات منو بازی بده
..."اما "برم
.آره، خیلی حوصلهش سر رفته
.سرزنشش نمیکنم
شاید حوصلهش سر رفته باشه اما .یه منظوری داره
.تا همیشه که نمیتونیم اینجا بمونیم
چرا که نه؟
چیکار باید کنیم؟
بریم اون بیرون دنبال یه گروه مقاومت بگردیم؟
.خیلی مایوس و سرخورده شدم
.خیلیها به خاطر اون قطعه جونشون رو از دست دادن
چیکار میخوای کنی؟
.درست میگی که نمیتونیم خودمون رو نشون بدیم
.اما باید راه دیگهای باشه
.خیلی خب
.خیلی خب، سعیمون رو میکنیم
،اما تو این فاصله، اینجا خیلی هم بد نیست مگه نه؟
.مثل خانوادهی "رابینسون" شدیم
اونا هم یه عمو "اسنایدر" دارن؟ - .خب، هر چیزی یه نواقصی داره -
.بیا اینجا بینم عزیزم
.بیخیال بابا
.من بچهها رو برمیدارم - این دیگه چه کوفتی بود؟ -
.درونها - دارن میان اینجا؟ -
چی بود؟
یه سفینه. تو چند مایلی اینجا .سقوط کرد
...اولین واکنش میزبانان جستجو و نجاتــه
.اما این منطقه رو میبندن
اون درونها ما رو دیدن؟ - .فکر نکنم -
.باید از اینجا بریم
.حین حرکت راحتتر دیده میشیم
آره، اما اگه عملیات جستجو و نابود رو شروع کنن چی؟
.به اطلاعات بیشتری نیاز داریم
...میرم تو کوهستان
No comments yet. Be the first to leave one.