The first 62 lines.
«+زوتوپیا»
«قسمت اول: بپر تو قطار»
خیلی بهت افتخار میکنیم جودی
البته یهکم هم نگرانیم - آره -
آره یه ترکیبی از جفتش درواقع
آخه زوتوپیا هم خیلی دوره هم شهر خیلی بزرگیه
من کل زندگیم برای رسیدن به همچین روزی تلاش کردم
میدونیم، خیلی برات خوشحالیم ولی یه کوچولو هم وحشتزدهایم
قطار «زوتوپیا اکسپرس» وارد ایستگاه شد
خب دیگه باید برم
خداحافظ جودی - خداحافظ جودی -
نگاهش کن بان، داره به رویاش میرسه
داره برمیگرده - آروم باش، خونسردیت رو حفظ کن -
عاشقتونم
ماهم دوست داریم
وای خدا جونم، سیل اشکهام داره سرازیر میشه
استو، خودت رو جمع کن
خداحافظ
خداحافظ
خداحافظ - خداحافظ -
بیبی
باشه، عزیزم، خودت رو خالی کن
نه! بچهمون
وای بچهمون
مالی روی قطاره
بابا، بچهها رو ببر خونه حواست به تیمی هم باشه، هی همه رو گاز میگیره
من پوشک کسی رو عوض نمیکنم ها
جودی
دست بجنبون استو. کلیدها رو بده بهم
خدمتت عزیزم
از دست این پنجولهای خیس عرقم
عزیزم فکر نکنم بتونیم صبر کنیم
.خب. قرمز به آبی آبی و قرمز باهم میشن بنفش
از چیزی که بهنظر میاومد آسونتر بود
اووف چه زن کاربلدی دارم
بیا بریم مالی رو نجات بدیم
باید مراقبش میبودم
و سرشماریشون میکردم الی، ابی، انی، ایمی
اندی، آرنولد، اشلی، آرچیبالد - اگی رو یادت نره -
تندتر بشمار استو، هنوز نصفشون مونده - سفت بچسب استو -
وای پسر
نفس عمیق بکش استوارت
ممنونم عزیزم
با این بهتر شد
یه پوشک کثیف اون تو بود
آرتروزم رو خوب کرد
عه! قطار اونجاست. باید یه فکری بکنیم
.میتونیم به جودی زنگ بزنیم تلفن کجاست؟
کوش پس؟
باریکلا! ماشالا به این دست فرمون
من یه دقیقه بیهوش شدم. چطور شد؟
نجاتمون دادی. حالا به جودی زنگ بزن
.نمیتونم رمزش رو حدس بزنم هان! فهمیدم، اسکن چهره
چه لبخند قشنگی - مرسی عزیزم -
خدایا از دست این پنجولهای عرقیم
دیری»، زنگ بزن به جودی»
«باشه. پخش آهنگ «آل گرووی
عه آهنگ عروسیمون
یادش بخیر چه روز خوبی بود
وای خدا
بدن خود را در آغوش گرفته و رها باشید
یا خدا تنها نقطه بدن گوسفند که پشم نداره رو دیدم
No comments yet. Be the first to leave one.