The first 200 lines.
...در قسمتهای قبلی "گروه نجات"
.ببین، دیشب تو آستین یه آتیشسوزی شد
.من اونجا بودم. گفتم شاید ما هم بتونیم یه نگاهی بهش بندازیم
ما؟ - گروهبان
.میخوام یه مدت اینجا کار کنم
.به آزادی نیاز دارم
«قراره مردم رو عصبانی کنی؟»
.تقصیر من نیست اگه نمیتونی چارلی رو بیاری
.یا تو درسام کمکم کنی
.ولی وقتی یکی دیگه این کارو میکنه، عصبانی نشو
!من بابت کار کردنم از تو عذرخواهی نمیکنم
.اینجوری پول لباسات رو میدم
.و غذا و قبضهای بیمارستان پدرت
.اگه دست من بود، بچههام هیچوقت گریه نمیکردن
.هیچوقت آسیب نمیدیدن، اینقدر دوستشون دارم
.میخوام بذارمشون تو یه حباب تا سالم بمونن
.ما واقعاً نمیدونیم پدر و مادرمون چیکار میکنن
.یعنی، ما میدونیم به شغلشون چی میگن
ولی اونا واقعاً تمام روز چیکار میکنن؟
به کی اهمیت داره، مگه نه؟
تا وقتی که غذا و لباس داری،
و هر از گاهی هم پول کافی برای یه سیدی جدید،
.نمیخوایم بدونیم از کجا میاد
ما چی میخوایم؟
.ما فقط میخوایم تنهامون بذارن
!دیگه توپ رو تو خونه شوت نکن، احمق
.هی، بابا
مامانت خوشحال نمیشه اگه ببینه
.داری تو خونه توپ بازی میکنی
.ببخشید
آمادهای؟
بذار دخترا برن برای
.اول مهمونی دخترونهشون رو برن و بعد ما میریم
چرا توپ رو نمیبری تو اون یکی اتاق
.و ژاکتت رو برداری؟ میخوام با امیلی حرف بزنم
.امروز واقعاً داره اعصاب خرد کنی میکنه
.هی، هی، هی، هی. - ببخشید
.ولی خب هست
.اینقدر بلند گوش دادن به موسیقی واقعاً برای گوشات بده
آمادهای؟ - واقعاً داریم میریم؟
.معلومه
بابا، بیخیال. مامانای دوستام
.فقط بهشون پول میدن که برن خرید
.خودشون باهاشون نمیرن، مثل اینکه هفت سالشون باشه
.مامانت میخواد با تو وقت بگذرونه
پس من باید اذیت بشم؟
چون عذاب وجدان گرفته؟
.عذاب وجدان نیست، دلتنگته
.پاشو، خودتو جمع و جور کن، منتظره
.و هدفون رو بذار خونه
چرا من و تو با هم نریم؟
.امیلی
.و تو و من
.هرچی، بابا
چی گفت؟
.چی گفتم؟ هیجانزدهست
.باشه
.فکر نمیکنم این لباس مناسب باشه
.فکر کنم عوضش کنم
.عزیزم، فقط خریده
پس دهکده خوبه یا میخوای بری یه جای دیگه؟
.دهکده خوبه
.خوبه
خب، مدرسه چطوره؟
.خب، خوبه
.خوبه
!اوه، نه! جنی مالینوفسکی
!امیلی! - جنی
!سلام. - هی
.اوه، کجا میری؟ اِم، وقت دکتر دارم
!اوه
.باشه، خب، پس فکر کنم بعداً میبینمت
.آره
.مگر اینکه من اول تو رو ببینم
اون دیگه چی بود؟
.به اون ربطی نداره ما کجا میریم
.اون یه فضول افادهایه
خجالت نمیکشی که با من بیای خرید، نه؟
.نه
.هشت تا چهارراه دیگه داریم. - میدونم
.ولی باید یه چک تو بانک نقد کنم
.تو دهکده عابربانک هست
.آره. عابربانک اینجوری حساب جاریت رو خراب میکنه
این چطوری حساب جاریت رو خراب میکنه؟
.چون یادت میره برداشت رو ثبت کنی
.و بعدش میبینی چکات برگشت خورده
.و بانک هم بهت جریمه میزنه
.بابت چیزی که خودشون میدونن نداری
.با این حال، مردم از پسش برمیان
.پنج دقیقه طول میکشه
حالا این جنی مالینوفسکی، دوست توئه؟
.بیخیال
لیزی چی شد؟
.دیگه نمیشنوم راجع بهش حرف بزنی
.اِم. از وقتی که سقط جنین کرده، زیاد بیرون نمیاد
چی؟
.عصبی نشو، شوخی کردم
.اصلاً خندهدار نیست. - ببخشید
.هی، خانم
.ممنون. - خواهش میکنم
خیلی خوبه
.درو باز کردم، چیز خاصی نبود
اون بلوند جذاب کوچولو رو دیدی؟
.اون که بچه است
.برای من که به اندازهی کافی بزرگه
یادته چی در موردش حرف زدیم؟
.آره. - درسته
.میخوام که حواستو جمع کنی، رفیق
.نگران من نباش
.لابی یازده دقیقه دیگه میبنده، خانمها
.اوه، من... من فقط میخوام یه چک نقد کنم
.ما به عابر بانک اعتقادی نداریم
.اعتقاد داشتن به چی؟ - هیچی
.ممنون
این مثلاً باید نگهبان باشه؟
.اون از پیرزنه عصا به دسته هم مسنتره
.اوه، من یه بار نگهبان بانک بودم، زیاد پول نمیدن
.برای همین کلی آدم بازنشسته استخدام میکنن
.فکر میکردم بازنشستگی یعنی دیگه لازم نیست کار کنی
.آره، خب، اون روزا خیلی وقته گذشته
چند تا کار داشتی تا حالا؟
خیلی زیاد. اینو باور میکنی؟
.بهت گفتم تا ساعت ۴ بعدازظهر میخوامش
.میتونستیم همینجوری یه دوری بزنیم
.به این نگاه کن
.ما اینجا وایستادیم. - بیخیال شو
"آره، ساعت ۴ بعدازظهر یعنی ۴ بعدازظهر، نه ۴:۳۰."
صدای منو میشنوی؟
.افتاده جلوی ما. باشه، نگرانش نباش
باورت میشه؟
.یه باجه بازه، و اون هم چک مسافرتی میخواد
چطور ممکنه یکی انقدر بیفکر و خودخواه باشه؟
.انگار فکر میکنه تنها آدمیه که اینجاست
.آقا، من اینجا میتونم کمکتون کنم
!چه روز گندی
.باشه، دیگه تموم شد
.من هیچوقت چک مسافرتی نخریدم
فکر کنم ما هیچوقت سفر واقعی نرفتیم، نه؟
.حداقل، نه جاهای دور
ماه عسلتون چی؟
ماه عسل؟
.ما شبو خونه مادربزرگ تو گذروندیم
.تو اتاق مهمون
.این ناراحتکننده است
...نه، ناراحتکننده نیست، این
.میدونی، ما فقط... خوشحال بودیم که ازدواج کردیم
.واسمون مهم نبود کجا هستیم
اون اولین باری بود که کارای خاکبرسری میکردین؟
!امیلی آماندا
.چیز مهمی نیست، مطمئنم شماها هم انجامش میدین
.تمومش کن
.با اونجوری که همیشه به هم میچسبین
.امیلی، گفتم بس کن
"به توجه همه احتیاج دارم!"
.ما فقط برای پول اینجا هستیم، نمیخوایم بهتون آسیبی بزنیم
"همکاری کنید تا آسیبی بهتون نرسه."
.خب، بریم، عزیزم. - اوه خدای من
.درست همونجا. عجله نکن، عجله نکن
.از پیش پیشخوان برو کنار! من همینجام باهات
.عجله کن! بگیر... - خوبه
.ببین، مگه اینکه بخوای جنازه افتاده ببینی
.برو اونجا، اون درو باز کن
"انجامش بده! برو."
.شما دو نفر، بیاین بیرون، همین الان
"بریم. برو اونور." ما خوب میشیم، باشه؟
"پشت اون دیوار."
"راه برو!" - ها؟
.همین الان راه برو! - باشه باشه
کلیدها؟
.اینو بگیر
.برو اونور، پشت اون دیوار
.بجنب! - دارم میرم
.لازم نیست هل بدی
یه کم احترام چی؟ ها؟
."بله قربان" چطوره؟ باشه. بله قربان
"برو اونور، پشت اون دیوار."
"بجنب!" - "باشه."
.لطفاً بهم آسیب نزن. - خفه شو
کراواتتو بده به من. - چی؟
.کراواتتو بده به من! - باشه باشه
.تو، کرکرهها رو ببند. - بله قربان
"بجنب!"
"همهشون. عجله کن!"
.برو رو زمین. هی، برو رو زمین
.آروم باش، کسی جلوتو نمیگیره
.هی، خفه شو و برو رو زمین
.بیا... دستاشو ببند
!چی-چی؟ - دستاشو ببند
...هی، اگه داری فکر میکنی
.در مورد قهرمان بازی درآوردن، احمق، نکن
.من قهرمان نیستم، آقا. - درسته، نیستی
.بقیه هم برن پشت دیوار
!امیلی، ما باید الان بریم. همین الان پشت دیوار
!دارم سعی میکنم. - بجنب! بجنب
!دارم سعی میکنم. - همین الان پشت دیوار
"جیغ زدن رو بس کن و بذار من ببرمش، باشه؟"
امیلی، خوبه، باشه؟
.اونا به کسی آسیبی نمیزنن
شما به کسی آسیبی نمیزنین، درسته؟
همین الان پشت دیوار! میشه بس کنی جیغ بزنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.