The first 200 lines.
به نام خدا .::با درود خدمت دوستاران فيلم و سريال هاي شرقي::.
قسمت71 این قسمت:درمان جراحت تیر سمی گواِن یو (متــــرجم:چــــيااُ فنگ(مهدي
برادرای من فردا من با گواِن یو می جنگم
این جنگ مرگ بین خودم و گواِن یوئه
مهم نیست کی بمیره
اگه اون مُرد جسدشو داخل تابوت بزارید و برای والاحضرت وِی برگردونید
اگه اون مُرد جسدشو داخل تابوت بزارید و برای والاحضرت وِی برگردونید
اطاعت
بیاین،با هم یک کاسه می نوشیم
تا گواِن یو کشته نشه استراحت نمیکنیم
بعد اینکه لیو بِی خان جونگو گرفته
خودشو والاحضرت خان جونگ اعلان کرده
اون الان ارتش قدرتمندی رو داره
و نصف کشور برای اونه
5سال پیش
گواِن یو شیانگ یانگ سنگر اصلی در قلب کشورو گرفت
حالا داره به فان چنگ حمله میکنه
سااُسااُ یه پیغام اور فرستاده و گفته
که 7 نیرو رو برای عقب راندن محاصره فان چنگ فرستاده
که 7 نیرو رو برای عقب راندن محاصره فان چنگ فرستاده دعوتم کرده به حمله به لیو بِی برم
و قول داده زمینو باهام تقسیم کنه
از لحن این نامه تقریبا داره ازم خواهش میکنه
چطوره؟ بیاید با هم تصمیم بگیریم
چطور باید رسیدگیش کنیم؟
ارباب،از وقتی لیو بِی سرزمین رودخانه رو گرفته
جنبش بزرگی گرداوری کرده گرفتن شو چانگ موضوع زمانه
و پیشنهاد یکی شدن کشور کرده
در حال حاضر نیرومندترین دشمن ما لیو بِی هست
در حال حاضر نیرومندترین دشمن ما لیو بِی هست لو زی جینگ در موقع مرگش گفت
وقتی سااُ قویه با لیو بِی برای دفعش متحد شیم
وقتی لیو قویه،با سااُ برای دفعش متحد شیم
اینجوری سرزمین جنوب زنده باقی خواهد موند
و اینجوری ما پیروز میشیم
از نظر این حقیر باید با سااُسااُ متحد بشیم
و غافلگیرانه جینگ جو رو بگیریم
قدرت ارتش لیو بِی بهترینه
نباید باهاش دشمن بشیم
حداقل فعلا نباید با اون دشمن بشیم
اگر نتونیم دشمن بشیم
نکنه باید در عوض متحدش بشیم؟
الان لیو بِی حتی بیشتر از من به اتحاد فکر میکنه؟
الان لیو بِی حتی بیشتر از من به اتحاد فکر میکنه؟
ارباب من یک راه حل دارم نمیدونم اگه کار کنه
بگوش
گواِن یو یک دختر داره که هنوز عروسی نکرده
ارباب هم یک پسر دارن که الان در سن ازدواج هستش
لطفا ارباب وزیری به جینگ جو بفرستید و به گواِن یو پیشنهاد ازدواج بدید تا 2 طرف دوباره با ازدواج متحد بشن
لطفا ارباب وزیری به جینگ جو بفرستید و به گواِن یو پیشنهاد ازدواج بدید تا 2 طرف دوباره با ازدواج متحد بشن
اتحاد دوباره با ازدواج؟
وقتی خواهر ارباب سون با لیو بِی ازدواج کردن
به قیمت بانو و اخراج سربازان تموم شد
چطور میتونیم اینکارو تکرار کنیم؟
اگر گواِن پیشنهادو قبول بکنه
ارباب میتونن از فرصت استفاده کنن و بازگشت جینگو طلب کنن
به علاوه لیو بِی خان جونگو گرفته طبق قرار باید جینگ جو رو برگردونه
به علاوه لیو بِی خان جونگو گرفته طبق قرار باید جینگ جو رو برگردونه
اگر گواِن یو پیشنهادو رد بکنه
برای ما حتی اهانت امیز تر خواهد شد
غرورشونو زیاد میکنه
بهر حال
امیدوارم سربازان سااُسااُ مجبور بشن تا با گواِن یو بجنگن
و ارباب باشه که جینگ جو رو به دست میاره
پدر،سااُسااُ برای دور کردن محاصره فان چنگ سرباز فرستاده
چه تعداد هستن و الان کجا هستن؟
سااُ 80 هزار سرباز رو در 7 گروه تقسیم کرده
پیشقراول در 30 مایله دربازه شمالی رسیده
فرمانده سربازا چه کسی هست؟
جنرال جلو یو جین
یو جین؟
یو جین میتونه یه ارتشو رهبری کنه؟
سااُسااُ داره پیری ابله میشه
یه کشاورزو برای نجات فان چنگ فرستاده
پدر دارن درست میگن وقتی داشتم بازدید میکردم
فهمیدم که کمپ های یو جین تماما بی نظم هستن
اما پانگ دو رئیس پیشقراوله
خیلی باشکوه و مغروره اون یک تابوت همراه خودش اورده
و اظهارتی گستاخانه داشته
اون قسم خورده تا حد مرگ باهاتون بجنگه
پانگ دو کیه؟
پانگ دو قبلا به ماچااُ خدمت میکرده
بعد شکست ماچااُ توسط سااُسااُ پذیرفته شده
دلاوریش خارق العادست
و شجاعتش همانند ماچااُ هستش
قهرمانان سرتاسر کشور از شنیدن نام گواِن لرزه به اندامشون میوفته
قهرمانان سرتاسر کشور از شنیدن نام گواِن لرزه به اندامشون میوفته پانگ دو بی ارزش
چطور جرات کرده که با خودش یک تابوت بیاره؟
گواِن پینگ به حمله به فان چنگ ادامه بده
خودم این پانگ دو رو میکشم
اطاعت
گزارش
جنرال،فرستاده ای از وو درخواست ملاقات داره
کی هستش؟
مشاور نظامی جوگو جین
اون چرا اینجاست؟
باید برای درخواست بازگشت جینگ باشه
بهش بگو که من مشغولم
اطاعت
جوگو جین برادر بزرگ مدیر جنرال ما هستش
این همه راه اومده اگر ملاقاتش نکنید
بی احترامی تلقی میشه
به علاوه در حال حمله به فان چنگیم
بنابراین دلیل بیشتری داره که با وو رابطه دوستی برقرار کنیم
بنابراین دلیل بیشتری داره که با وو رابطه دوستی برقرار کنیم
درست میگی،پس دعوتش کن داخل بیاد
اطاعت
من شما رو ترک میکنم
درود بر جنرال گواِن
زی یو لطفا بشین
متشکرم
قصدت از این ملاقات چی هست؟
من برای پیشنهاد ازدواج اومدم تا 2 خانه بتونن متحد باشن
دوباره اتحاد با ازدواج؟
برادر من با سون چواِن قبلا توسط ازدواج رابطه خویشاوندی نداشتن؟
برادر من با سون چواِن قبلا توسط ازدواج رابطه خویشاوندی نداشتن؟
جنرال گواِن وضعیت زمان عوض شده
مقام وو یک پسر جوان دارن خیلی باهوشی هست
ما شنیدیم شما دختری دارید که هنوز ازدواج نکرده
بنابراین من برای پیشنهاد ازدواج اومدم
جنرال چرا شما می خندید؟
خنده داره وقتی برادر بزرگم با خواهر سون چواِن ازدواج کرد
نزدیک بود زندگیشو از دست بده
چطور بچه یه ببر میتونه با یه توله سگ ازدواج کنه؟
برگرد
جنرال گواِن
دیگه صحبتی نکن خوش امدی
اقا بفرمائید
خداحافظ
قربان چی شده؟
شنیدی؟
سون چواِن دوباره میخواد اتحاد ازدواجی با من بسازه
اون دخترمو برای ازدواج با پسرش خواسته
سعی میکنه به من نزدیک بشه
شما پیشنهادو قبول کردید؟
چرا قبول کنم؟ اونو فرستادمش بره
قربان حتی اگه قبول نداشتید
نباید بلافاصله ردش میکردید
در مقابل باید براش طاقچه بالا میذاشتید
گواِن پینگ
پدر
فورا همه سربازای زبده رو جمع کن
من شخصا مقابل پانگ دو جنگ میکنم
در مدت 2 روز 7 نیروی سااُ رو شکست میدم و فان چنگ رو تصاحب میکنم
در مدت 2 روز 7 نیروی سااُ رو شکست میدم و فان چنگ رو تصاحب میکنم
قربان،اگر تمام سربازای زبده جینگ جو رو بفرستید
پس جینگ جو چی میشه؟
نترس،در سرزمین جنوب فقط 2 نفر راهبرد نظامی داشتن
یکی جو یو بود،یکی لو سو
بعد مرگ این دو سرزمین جنوب هیچ کس جز یه گروه ابله بی کفایت نداره
جرات حمله به جینگو ندارن
اما لو مانگ نیروی ده ها هزار نفری مستقر در لو کو رو داره
اگر اقدام بکنن جینگ نمیتونه مقابلشون مقاومت کنه
من یه نقشه دارم
در حاشیه رود برجهای دید با فاصله 20 مایل میسازیم با محافظت 50 سرباز نگهبان
در حاشیه رود برجهای دید با فاصله 20 مایل میسازیم با محافظت 50 سرباز نگهبان دشمن نزدیک شد
در روز دود راه میندازن و در شب شعله
من در نصف روز میتونم برای نجاتشون بیام
من همین که پیشنهاد ازدواج رو گفتم
گواِن یو هاهاها شروع کرد به خنده بعد گفت
چی گفت؟
ارباب لطفا عصبانی نشید گواِن یو گفت
دختر ببر چطور میتونه با توله سگ ازدواج کنه؟
پس اون یه ببره و من یه سگ؟ خارقالعاده ای گواِن یون چانگ
هرگز اینطور در تمام زندگیم توهین نشده بودم
اینجوری اگر لیو بِی کشورو یکی کنه
اونوقت از سااُسااُ خطرناک تر نمیشه؟
ارباب،چیزی برای اطلاع دادن دارم
یک علت برای برگزاری جشن
چه جشنی؟
مطابق گزارش دیدبان ها
گواِن یو 50 هزار سرباز زبده رو به خارج جینگ جو حرکت داده
اون داره به فان چنگ میره تا به سنگرهای سااُسااُ حمله بکنه
اون داره به فان چنگ میره تا به سنگرهای سااُسااُ حمله بکنه
جینگ جو هرگز قبلا اینقدر بی دفاع نبوده
ارباب بالاخره فرصت ما برای حمله به جینگ جو رسید
فورا دستورمو به لو مانگ برسونید از رودخونه عبور کنه
و به جینگ جو حمله کنه
خدمتکارتون اطاعت میکنه
گواِن یو گوش کن من تحت دستور والاحضرت وِی
اینجام تا سر تو رو بگیرم
ما یه تابوت برات اماده کردیم
اگر ترسیدی از اسبت پیاده شو و تسلیم ما شو
بی شرم،قهرمانان کشور از شنیدن اسمم لرزه میگیرن
افسوس که شمشیر بلند اژدهای سبزم با خون ادم کثیفی مثل تو لکه دار میشه
افسوس که شمشیر بلند اژدهای سبزم با خون ادم کثیفی مثل تو لکه دار میشه
حیله گر تیر انداخت،تو پستی
حمله
پدر زود برگردید عقب
جنرال زود باشید
پدر
قربان
پدر
قربان
این پانگ دو چطور جرات کرد با حیله گری تیرم بزنه؟
قسم میخورم که این پست فطرتو بکشم
خدایا جنرال حرکت نکنید
قربان حالا که شما اسیب دیدید
قبل اینکه دوباره بجنگید بگیرید استراحت کنید تا خوب بشید
قبل اینکه دوباره بجنگید بگیرید استراحت کنید تا خوب بشید
من الان نمی کشمش
اما از ناحیه بازدید میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.