The first 200 lines.
من با خانمهای صورتی موافقم
نمیتونیم به سوزان اعتماد کنیم
سوزانهها
مدیر گفت بچهها میتونن موسیقی راک اند رول داشته باشن
بد نیست برای تبلیغات کمپینم
اسم آلدریج سر زبونها بیوفته
متاسفم اما نمیتونیم
امروز عصر میزبانتون باشیم
چه جالب
سالن ورزشی لازم نداریم
مهمونی در فراستی
چیزی رو نشکونین
پس بادی چی؟
منظورت چیه؟
انجامش دادیم
همون مهمونیه که همیشه میخواستیم
اگه یه مرد درست حسابی بودی خوشت میاومد
میخواستی کاری کنی همه فکر کنن
جین راحت وا میده
با اینکه اونی که با بادی آلدریج ریخت روی همم خودت بودی
بابام و نیکلسون آرا رو دستکاری کردن
.جین جین، خواهش میکنم
.بذار توضیح بدم جین خواهش میکنم
تنهاش بذاز - از سر راهم بروکنار -
ریچی
همهش تقصیر توئه
اگه راحت یه طرف رو انتخاب میکردی
یه پسر رو انتخاب میکردی - بیخیال، عیبی نداره -
خانمهای صورتی همیشه هوای هم رو دارن
آره
شاید من دیگه نخوام خانم صورتی باشم
رایدلیها امشب هنوز
از آشوب راک اند رول شنبه شب گیج و مستن
مشکل وقتی شروع شد
بعضی نوجوانان شر و شیطون دبیرستان رایدل
کل هفته به دوستهاش زنگ میزده
هیچکدوم جواب نمیدن
اما این دفعه همراه با راک اند رول
و نوشیدنیهای الکلی آزاد
عیش و نوششون سریع تبدیل به درگیری شدیدی
بین دو گروه رقیب شد ...که از فراستیپلس به عنوان
نانسی دوستهات اومدن
نانسی ما با بیل و روی بهم زدیم
وقتی پلیسها اومدن، اونا فرار کردن و ما رو ول کردن به امون خدا
و تموم ماهگردها رو یادشون رفته بود
هم ماهگرد اول هم دوم
باید به حرفت گوش میدادیم
دلمون بارت تنگ شده
میشه باهامون شیک بخوری؟
باشه فکر کنم
ببخشید اما من همین الانش هم سهتا دوست صمیمی دارم
و اونا هیچوقت من رو به خاطر کلهپوکهایی مثل رالف و بوی ول نمیکنن
بیل و روی
مگه گروه خانمهای صورتی بهم نخورده؟
قراره دوباره متحد شه
بابت فیل و تروی متاسفم
باید تا آخر شیفتت بمونی
.میدونم بذار کارم رو بکنم
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
خانم مکگی، اگه مسئلهی مراسم رقصه میتونم توضیح بدم
بهخاطر مراسم رقص نگفتم بیای
تبریک میگم
تو به طور رسمی
اولین دختر به عنوان رئیس شورای دبیرستان رایدل هستی
متوجه نمیشم
جزئیاتی دربارهی انتخابات روشن شدن
و بهنظرمون انصاف حکم میکنه
تا تو به جایگاه برحقت برسی
مدیر نیکلسون ازم خواستن عذرخواهیشون رو برسونم
و امیدوارن خیلی ناراحت نشده باشی عزیزم
....جین، این مسئولیت بزرگیه
بهخصوص الان
امیدوارم از چکش عاقلانه استفاده کنی
« مترجمان: کیمیا و عاطفه بدوی » ::. ♤Sherlocked ♤ & Atefeh Badavi .::
دو شب توی زندان بود
حالش خوبه؟
ازش شکایت میکنن؟
نه
اهمیتی نداره
هردوشون قراره اخراج شن
و والدینم میخوان ریچی رو به مدرسه نظامی بفرستن
چی؟
کجا؟
اوهایو، نمیدونم
همه چیز خیلی سریع داره اتفاق میافته
...اولیویا
نه
میبینم به چیزی که میخواستی رسیدی
تبریک میگم
چه مسخره بازیایه
اگه تونستی بدون من به جایگاه سرپرستی برسی
شمارهمم رو پاک کن
بادی خیلی متاسفم
بجنب
باورم نمیشه امروز روز آخرم توی رایدله
بعدش باید کجا برم آخه؟
دبیرستان واشنگتن؟
با کلیفتون دی تماس گرفتم مدرسه سابق خودم
توی کنتیکت هست
باید بعد از تموم اتفاقاتی که پیش اومده
برات خوبه یه مدت از شهر بری
بعد از فارغالتحصیلی برمیگردی و تا اون موقع همه
این اوضاع رو فراموش کردن
بابا مگه نگفتی از اون مدرسه متنفر بودی
خب بادی چه خوب چه بد
من رو تبدیل به مردی کرد که الان هستم
برات بهترین انتخابه
شایدم بهترین انتخاب برای شما و کمپینتونه
....پسرم
سینتیا باید میرفتم
این رو دیگه لازم ندارم اما به نظرم
به هرحال به تو بیشتر میاومد
ریچی
یادتون باشه نباید رول ژلهتون خیلی شل بشه
وگرنه کسی دستپختتون رو نمیخواد
برای بعضیها دیگه دیره
شوخی بود
خانم ادکاک دکترم گفته نباید کارهایی
که بینش عمقی لازم دارن رو انجام بدم
میتونم برم؟
باشه
باید بری توی قسمت شستوشوی لباس
اولیویا، به جین با ماشین چرخخیاطی کمک میکنی؟
نمیدونم چه جوری باید این لعنتی رو به کار بندازم
اصلا تلاش خوبی نبود نانسی
ممنون نانسی
فکر نکنم فایدهای داشته باشه
سینتیا تاخیر داشتی
ببخشید
کارهای بهتری داشتم
یا خود بالینسیاگا این چیه تو پوشیدی؟
ریچی کتش رو برام گذاشت
درش بیار
تو خودت یه گروه داری
وقتی گرامپی و دوپی باهم دعوا میکنن
ما باید متحد بمونیم
نانسی سرت رو از زیر برف دربیار
ریچی رو به زودی میفرستن بره
اولیویا جین رو سرزنش میکنه
فکر نکنم بتونیم باهم مثل قبل شیم
حتی اگه اولیویا رو از دست بدیم
بقیهمون هنوز میتونیم خانمهای صورتی باشیم
نمیدونم
حالا که همه چی تموم شده بهنظر مسخره میاد
آخه من؟
یه خانم صورتی؟
هنوز میتونیم باهم رفیق باشیم
مدرسهی نظامی؟
لعنتی
میتونست بیاد باهامون یه خداحافظی کنه
هنوز که نرفته
امشب یواشکی میکشونیمش بیرون
و قبل از رفتنش یه دورهمی حسابی براش میگیریم
بردز دیگه هیچوقت مثل قبل نمیشه
هی
ولش کن
کمکی نمیکنه
بابت ریچی متاسفم پسرها
ممنون
سلام رفقا
ریچی این رو داد بهم گفت میخواد من داشته باشمش
و از اونجایی که گروه قبلیم از هم پاشید
متاسفم
نمیتونی این رو بپوشی ما این رو میپوشیم
و اگه تو چیزی رو بپوشی که ما پوشیدیم
روزنامههای اجتماعی چه حرفهایی میزنن؟
میگن به من خیلی بیشتر از شما احمقهای زشت میاد
به بردز خوش اومدی
باید خیلی وقت پیش یکی از اینها رو بهت میدادیم
متاسفم که مجبور شدی اینجوری به دستش بیاری
درش بیار
آروم باش پسر
.ریچی بهش داده همهچی خوبه
برام مهم نیست
نمیخوام توی گروه باشه
جدی میگم
اگه اون بیاد توی گروه من دیگه نیستم
هی خجالتی
خجالتی
خجالتی
خجالتی
هی
کنتیکت
میدونی حالا که داری میری
حداقل توی اوج رفتی نه؟
تو یه افسانهای
هرآخرهفته بهت زنگ میزنیم
منم برات هرروز نامه مینویسم
حتما همینطوره
نمیدونم چرا اومدم اینجا
هیچکدوم از اینا رو لازم ندارم
میشه میکی منتلت برای من باشه؟
والی - چیه؟ -
آره
همه چیز رو بردارین اصلا
بیاین روراست باشیم
وقتی برم دیگه رفتم
بهتره باهم خداحافظی کنیم و این حرفها رو ادامه ندیم
بیا
بادی
No comments yet. Be the first to leave one.