The first 178 lines.
!وقیح
در قلمروی من؟
نه. مصون هستید
نمیتوانند به شما صدمهای وارد آورند
به آنها اجازه نخواهم داد
آری
واکس ماکینا بسیار زیرکتر از
آنچه بودند که انتظار داشتم
اما محل استقرارشان را خواهم یافت
اطمینان داشته باشید
.نیازمند تعهد نیستم میخواهم خونشان را بریزم
،اگر او نمیتواند آنها را بیابد من پیدایشان خواهم کرد
نه. این تکلیف به چشمان تیز صیادی ماهر نیاز دارد
نه به خشم جنگجویی ستیزهجو
به چه سبب تا به این حد اصرار میورزی؟
آیا چیزی را در پس پرده پنهان نگاه داشتهای؟
این تویی که از درمان من مضایقه میکنی
سپاسگزار باش که به جای بیرون کشیدن ریههای خیانتکارت
به آنها اجازهی تنفس دادهام
سنگی که در سینهات نهفته سبب کج خیالی تو گشته
قدرت مرا به سخره میگیری؟
وورگال، پیامم را به سراسر قلمروی پادشاهیام برسان
هر آن کس که واکس ماکینا را نزدم آورد
سهم رایشان از امپراتوری از آن وی خواهد شد
اگر برای جان حقیر و ناچیزت ارزشی قائلی
بهتر است خود آنها را بیابی
تنها دو روز فرصت داری
حال مرا با خانوادهام تنها بگذارید
::. ارائهای از تیم ترجمه سابلایمتایتل .:: @SublimeTitle
فرزندانم دیری نخواهد پایید
که اجساد دشمنانمان گهوارهیتان خواهند گشت
و شیر عذاب ابدییشان را خواهید نوشید
«افسانهی واکس ماکینا» «قسمت سوم: آزردگیها»
« مترجم: عاطفه بدوی » ::. Atefeh Badavi .::
زد تو خال
چه بداقبالم من
در واقع نشونهی خوش یمنیه
بهخصوص در عشق
با این حساب باید سالها پیش یه لونهی پرنده تو اتاقم کار میذاشتم
خیلی شوخی ناجوری بود
حالا از این شوخیهای پرسی که بگذریم
سپر ایثارگر سپیدهدم ظاهرا در قعر جهنمه
واقعا میخوایم بریم دنبالش؟
آهنگ خوبی که از توش درمیاد
حالا جا داره بهترش کنم. روش کار میکنم
اگه قرار به رفتن هم باشه چطوری میخوایم خودمون رو به اونجا برسونیم؟
.راستش رو بخواین ما راهش رو بلدیم ...یکی از دوستان قدیممون
.دولا رو میگی؟ عمرا میخواد سر به تنم نباشه
.الکی شلوغش نکن سالهاست که از اون ماجرا میگذره
.به به. کیما داستانهای جالبی برامون داره بگو ببینم جریان چی بوده؟
یکی از متحدین سابق ما در ماجراجوییهامون به تازگی به عضویت شورای دراکونیا دراومده
اعضای شورا از شکافی پنهان به دوزخها محافظت میکنن
احیانا دراکونیا یه سرزمین بایر و یخزدهی شناور نبود؟
و این دوستی که میگه اونقدر از دست من کفری بود
که بار و بندیلش رو بست و رفت اونجا ساکن شد
دوستان، ما واقعا این سپره رو احتیاج داریم
فکر میکنین بتونین موقتا تبرهای نبردتون رو غلاف کنید
تا ما بتونیم خودمون رو به دوزخها برسونیم؟
هیچ دوست ندارم وایتاستون رو به امون خدا ول کنم
نیمهی پر لیوان رو ببین عزیزم
تو برف و بوران پرنده پر نمیزنه
قدردان نگرانیهات هستم برادر اما مدت مدیدیه که
این شهر رو اداره میکنم و گیلمور
تقریبا موفق شده طلسم پنهانسازیش رو دائمی بکنه
ینن بهم گفته که جشن برداشت امسال حضور گستردهای خواهد داشت
نگهبانان سفید پوش قوای نظامیشون رو به دست آوردن
و به وضعیت قبل از حادثهی برایروودها برگشتن
بهت اطمینان میدم که مشکلی پیش نمیاد
اصلا میدونی تا شما نیستین
من درخت خورشید رو قطع میکنم و با چوبش یه قایق پر زرق و برق میسازم
درسته. چه عالی
فردا روز خیلی مهمیه. همه چی مرتبه؟
.آره... البته ...داشتیم درباره چیز حرف میزدیم
قایق
که اینطور. خیلیخب
اگه خواستی خبر جدیدی از جریان قایقها بهم بدی
من بیدارم
پاک دلباختهش شدی - شاید شده باشم، که چی؟ -
نمیتونم اقدامی در این راستا بکنم - برادر عزیزم -
زنها اونقدرها هم اسرارآمیز نیستن
وقتی به اتاقشون دعوتت میکنن کافیه که قبول کنی
میدونم روابط عاشقانه تو گروهی مثل گروه ما میتونه مشکلساز بشه... نه
...وکس... من نسبت بهت احساس پیدا کردم و
...و
جهنم
کیه؟
پرسیوالم
میخواستم... اگه میشه... حرف بزنیم
البته. قبلش صحبت کنیم یا بعدش؟
یه لحظه
سلام
اوه. آره، بیا تو
...من... میدونی
درسته. من... بشینم پس
...اگه - آره. البته. بشین -
...ببین
میبخشمت - نمیتونیم باهم باشیم -
...ممکنه شر بشه ها. من
خیلیخب. دیگه دهنم رو میبندم
ولی... ما همدیگه رو بوسیدیم
میدونم
ولی شدنی نیست
.سایهی شوم بدبختی روی آیندهمون رو پوشونده با چشمهای خودم دیدم
باز هم بانوی کلاغها؟
مسئله فقط اون نیست
...وقتی آرمانتهت هم تکمیل کنی
خیال کردی خودم نمیدونم؟
تبدیل شدن به «صدای طوفان» یعنی پذیرفتن تعهدی که احتمالا تا سالهای سال ادامه پیدا میکنه
سالها پس از ما. پس از مرگ من
پس میگی لذت امروز به رنج و عذابی که ممکنه بعدا به دنبال داشته باشه نمیارزه؟
تحمل ندارم کسی باشم که تو چنین موقعیتی قرارت میده
اما ما به عنوان یه تیم همیشه ریسک میکنیم
همین الان قراره واسه ...یه زره بزنیم به دل جهنم ولی
حاضر نیستی بهخاطر من ریسک کنی
نه اینطور نیست
اگه میترسی و نمیتونی بذاری بهت نزدیک بشم
شاید بهتر باشه بری
...اگه تو هم چیزهایی که من دیده بودم رو میدیدی
برو بیرون
کیکی! خواهش میکنم
صحبت خوبی بود
آهنگ جدیده؟
آره یه همچین چیزی
تا حالا شده فرصت این رو داشته باشی که احساساتت رو به کسی ابراز کنی
اما بترسی و جا بزنی؟
آره
...و
هرچقدر هم که به رابطهت با کیلی گند زده باشی
بدون که من اینجام
منظورم این نبود
...تف، تف، تف... فکر کردم
گندش بزنن
...آخه دستت رو گذاشتی - نه. اشکالی نداره... جدی میگم -
نمیدونم چه مرگم شده - صرفا داشتم دلداریت میدادم -
بهتره برگردم به کلاب شبانه جادوییم و بکوبم تو صورتم بلکه عقلم بیاد سرجاش
وایسا ببینم، گفتی کجا؟
...پایک
متاسفم
...من داشتم - ...تو -
...چیز نبود - ...باید -
خب پس قراره بریم دراکونیا؟ آره - آره دراکونیا. آره -
آلورا داره حلقهی تلهپورت رو حاضر میکنه
خوبه
هیچ دوست ندارم یه درخت دیگه رو به گند بکشم
کجا تشریف میبرید؟
چته جرت؟
از شمشیر چپ بلند شدی مگه؟
اول اینکه دیگه از این کارها نکن
و دوم، خودت گفتی بریم سپر رو پیدا کنیم
ثورداک همین الانش هم به شک افتاده
الان وقت خوبی نیست که خونهتون رو بدون محافظ رها کنید
،اگه تا برگردیم آسیبی به اینجا بزنی ...قسم میخورم
دو روز بیشتر وقت ندارین
.به دراکونیا خوش اومدین امیدوارم دستکشهاتون رو آورده باشین
...خب، این دوستتون
جلوش اینطور نگی ها
جریان شما سه تا چیه؟
بذار اینطور بگیم که قرار گرفتن
تو موقعیتهای خطرناک با کسی که خیلی بهش نزدیکی
میتونه منجر به... تنش بشه
.یهکم جلوتر باهاش قرار گذاشتیم خودتون رو حاضر کنید
چشم خانم
وقتی برگردین منتظرتون خواهند بود
آلورا
دولا. خوشحالم میبینمت
خدایان من، دلم برات تنگ شده بود
کیمای قدرتمند
کیمای شجاع
.کیمای زودباور حال و احوالت چطوره؟
متعجبم... که هنوز مثل سابقی و هیچ تغییر نکردی
پیامتون رو که گرفتم خیلی تعجب کردم اما بهنظر مهم میومد
و اگر دروازههای دوزخهای عذاب بتونه کمکتون کنه
مردم دراکونیا خوشحال میشن اون رو باهاتون به اشتراک بذارن
دوستان جدید، سفر سختی پیش رو داریم
سعی کنید عقب نیفتید
حالا مگه چقدر راهه؟
گه خوردم دور بود
خوبی؟
No comments yet. Be the first to leave one.