The first 200 lines.
دین، واقعا اینجا به کمکت احتیاج دارم
دارم به نتیجه میرسم، سم
الان نمی تونم بیخیال ابدان شم
اگه واقعا این چیزیه که می خوای، دین من می تونم نشان رو به تو بدم
ولی باید بدونی که این نشان با خودش مسئولیت بزرگی به همراه داره
از من چی میخوای متاترون؟
از نو ساختن بهشت رو!
تو میخوای دست راست من بشی،
اثبات کن که آماده ای
گادریل، ما داریم داستانِ حماسی خودمونو اینجا می نویسیم.
من هاله ی خودمو پس گرفتم
نه دقیقا مال خودمو اما به درد بخوره
جنگ فرشته ها با فرشته ها یه جایی باید تموم شه
تو بهم نشون دادی که یه شانس (دوباره) وجود داره
من رهبر کسی نیستم
من ازت پیروی خواهم کرد
و من تنها پیروت نیستم
چی باعث میشه یه داستان تاثیرگذار باشع؟
طرح اصلی؟ شخصیت ها؟ متن؟
The subtext?
و کی به داستان معنا می بخشه؟
نویسنده؟
یا تو؟
فکر کنم که امشب می خوام برات یه داستان کوتاه تعریف کنم
و اجازه بدم تصمیم بگیری.
آره، خیلی خب.
مرسی، کارلوس
ببین، اگه، آم، اگه هر نشونه ای از ،فعالیتِ شیطانی دستگیرت شد
یه ندا بهم بده، باشه؟
ممنون
سلام
خبریه؟
آره.
یه دو جین پرونده ی مرتبط با شیطان،
آدمایی که طوری رفتار می کنن که انگار روح ندارن اما ...
اما اثری از ابدان نیست.
درسته. به نظر میاد غیبش زده
خب، چاره ای جز بیشتر گشتن نداریم.
درسته.
تو خوبی؟
آره، خوبم.
بیا بریم سر کارمون.
خیلی خب
لطفا ... لطفا این کارو نکن
بهم صدمه نزن.
نمی خوام بهت صدمه بزنم
طوری نیست.
اسمت چیه؟
هانا
هانا، اینجا چه اتفاقی افتاده؟
آره، منم ... منم در موردش شنیدم. چی بود؟
نمی دونم
اون، آه به نظر آشنا میومد
به نظر بهشتی میومد.
این پایین خیلی عجیب غریبه.
من، آه، صدا رو دنبال کردم
و خیلی از برادرا و خواهرایی رو که داشتم اینجا پیدا کردم
اینجا احساس امنیت داشت،
و بعدش درها با صدای بلند باز شدن و یه فرشته ی غریبه وارد شد
اون گفت که برای خدای جدید کار می کرد.
برای متاترون؟
اوهوم.
اون یه پیشنهاد بهمون داد ...
به متاترون ملحق شید، براش بجنگید،
و اونایی که این کارو انجام بدن، یه روز اجازه ی برگشتن به بهشت رو به دست میارن
برگشتن به بهشت؟
منم باورش نکردم.
اما اون گفت که می خواد ما رو به خونه برگردونه
بعضی از فرشته ها بهش ملحق شدن
من و دوستام قبول نکردیم، و، اوه ...
متاسفم که از دستشون دادی
چیزایی که همه مون از دست دادیم
تو کستیل هستی، مگه نه؟
بله.
تو مقابل "بارتولومیو" وایستادی
می خوای بهمون کمک کنی؟ رهبرمون در مخالفت با متاترون باشی؟
من رهبر کسی نیستم.
اما تو
من رهبر کسی نیستم، هانا!
ولی من متاترونو پیدا می کنم و به حسابش می رسم.
بذار کمکت کنم
بذار ما کمکت کنیم
شما دور از من امنیت بیشتری دارید.
حالا، این فرشته ای که بهت حمله کرد،
اسمش چی بود؟
گادریل؟
گادریل برای متاترون کار می کنه؟
چند وقته؟ نمی دونم.
یعنی متاترون گادریلو وادار کرد که کوین رو بکشه؟
این خیلی چیزا رو توضیح میده،
و دیگه پیامبر جدیدی وجود نداشته،
که متاترون بخواد ترتیبشو بده
و گادریل گفت که فرشته ها دارن به بهشت برمیگردن؟
چطوری؟ من فکر می کردم که طلسم برگشت ناپذیر ( غیر قابل شکستن) بوده.
این چیزیه که کراولی گفت.
ببین، فقط بیا بریم گادریلو پیدا کنیم.
و ... و چند تا جواب از زیر زبونش بکشیم بیرون.
آره، اینجا یه چیزی هست که میشه باهاش شروع کرد
اوه ... صبر کن .... من، اوه ...
دارم عکسِ سمبل رو برات می فرستم
که همه ی فرشته ها رو داغون کرده. اوکی.
دارمش.
یه جورایی مثل "آژیر خطر" برای فرشته ها می مونه
فکر کنم یه طلسم باشه
موادی که برای ساختنش استفاده میشه، خیلی عجیب غریبه ...
پرِ شیرِ دال : استخوونای یه پری
قبلا هیچوقت ندیده بودمش
آره، منم همینطور
خیلی خب، بذار ببینم چی می تونم پیدا کنم
"بارِ افتخار"
کجایِ یه بارِ کوچیک تو اتاقِ یه متل افتخار آمیزه؟
همه جاش.
حالت چطوره، دین؟
من خوبم، کس.تو چطوری؟
دلم برای بال هام تنگ شده
زندگی توی جاده ها، بوی گند میده!
همـم
آره
گوش کن، یه چیزی دستگیرم شد.
ولی نه از لور... از بایگانیِ اداره ی پلیس
به نظر میرسه سمبلی که پیداش کردی
تو صحنه ی جرمِ قتل های متعددی که
این چند روزه اتفاق افتاده، کشف شده.
و این صحنه های جرم کجان؟
اوه، اوتا ... بیکر، هیل والی
و منم در "بی شاپز فالز" و اوتا هستم.
علاوه بر این به نظر می رسه بیشتر صحنه های جرم
تو مناطقِ صنعتی هستن
به نظر میرسه گادریل داره میره بطرف شمال
شهر بزرگ بعدی کجاست؟
دو تاست. می تونسته آربورن باشه یا اوگدن
خیلی خب، تو برو آربورن ما میریم اوگدن
وسط راه همدیگه رو می بینیم
قبلا یه پرونده تو "اوگدن" نداشتیم؟
آره، یه ... یه مسئله ی جادوگری بود درسته؟
آره.
یه بچه تو اون شهر بود که بهمون کمک کرد، نه؟
آره، باید یه زنگی بهش بزنیم، ببینیم هنوز سرکارش هست یا نه؟
آره، اسمش چی بود؟
عصر بخیر.
عصر شده؟
می خواستم ببینم می تونم از شما تهیه کنم؟
پرهای یه شیر دال رو
ام ما یه سری جنسِ زیرخاکی هم داریم،
اما، ام، اینجا که محله ی جادوگرا نیست، مرد!
من نشونِ شکارچی ها رو روی در دیدم، مرد جوان
تو چیزی رو که من دنبالشم، داری.
پرِ شیرِ دال، ها؟
ما که قرار نیست شق القمر کنیم، ها؟
انسانها هیچوقت دست از مبهوت کردن من برنمیدارن
ببخشید؟
می خواستم بدونم ... استخونِ پری هم دارید؟
مهم نیست که از چه قلمرویی اومده باشه.
شیرهای دال و پری ها ... چه کوفتی داری شکار می کنی، پسر؟
خانواده
همم.. باشه
بذار بیینم اینجا چی داریم؟
بعضی وقتا شما به استراحت نیاز دارید
از این همه فشار و کشمکشِ زندگیِ شهری
درست نمیگم؟
بعضی وقتا شما نیاز به "کاسا اروتیکا" دارید!
Casa erotica
توضیح مترجم:کاسا اروتیکا یه جور فن فیکشنه که توش روم به دیفال! دین / کستیل / سم با هم روابط عاشقانه دارن !!!
این یکی ناجور بود!
سلام
مغرور، منو یادته؟
جبرئیل؟
اینو به عنوان جواب "بله" در نظر می گیرم
به کمکت احتیاج دارم، برادر.
من فکر کردم تو مُردی
لطفا!
نمی تونی از عهده ی (درکِ) حقه های یه حقه باز بربیای؟
پس، اینطور فرض می کنم که مرگِ خودتو جعل کردی
و منم اینطور فرض می کنم که تو تیزهوشان راهت نمیدن
از وقتی که من رفتم.
تو کجا بودی؟
اووه، می دونی همین دور و برا
مخفی شده بودم، اطرافو می پاییدم
در امن ترین جای کل دنیا! ... بهشت.
ولی بعدش تو و اون دو تا دلقکِ دیگه
مجبور شدید برید و تعطیلاتو به گند بکشید، اینطور نیست؟
متاسفم
اوه، برام خون گریه نکن!
ببین ...
من سقوط کردم، مخفی شدم
بالاخره "قهوه ی تلخ" رو دیدم
اما بعد، دوست جون جونیت متاترون
نوچه هاشو فرستاد تا دنبال من بگردن
ظاهرا به خاطر اینکه فکر می کنه، چون من فرشته ی مقربم
شهدِ بیشتری دارم.
و اینکه تو (براش) یه تهدیدی؟
بله، و منم در طی سقوط صدمه خوردم
و بیشتر استعدادم رو برای دوباره سکسی شدن استفاده کردم
که درست هم از آب درنیومد
خلاصه.
اوه، نکته اینجاست که من در حال فرار بودم.
اما بعدش، چند هفته قبل ...
یه نفر شروع به نواختنِ آهنگ من کرد
آژیر خطر فرشته ها؟
نه
No comments yet. Be the first to leave one.