The first 200 lines.
هی
...اگه میخوای بری تو اداره زندگی کن
باید برای کارت برنامه داشته باشی
متاسفم
واقعا برنامه کاریتونو رو این میز بهم زدم
....خیلی خب.دوستان
من الان 12تا دستور کار امروز رو براتون بازگو میکنم
میرسیم به مورد اول
در مورد افت هاست
...کسی که داره این اطراف غذا کوفت میکنه
جغد های گوش خوار رو به خودش جذب میکنه
و من برای این اولین, مورد خسته شدم از درست کردن تله این جغد کثیف
...حالا
...ابن نمودار تکون دهنده رو نشونتون میدم
مصرف آبمون در ماه گذشته سه برابر شده
من متوجه شدم که اقای فرای سه ماه رو تو اینجا بوده
...پس من میخوام اونو رعییس کمیته کنم
تا کسی رو که مسعول این بینظمیه پیدا کنه
فرای؟
.... پس من کناره گیری میکنم
...یا زندگی کردن فرای در اینجا
باید دست از این کاراش بکشه
چه غلطی داری میکنی؟
سرت داره برق میزنه
و خیلیم بلنده
...میدونی چقد طول میکشه تا من
این دستگاه رو درست کنم؟
هی وقتی انقد خوب نگاه میکنی
مجبور نیستی چیزی رو بدونی
پرفسور لازمه درمورد فرای صحبت کنیم
!راس میگه ما یکم پول میخوایم
وایسا!اچی درمورد فرایه؟
...اون ادم خوبیه
ولی ما فکر میکنید نباید اینجا بمونه
اوه,دس ور دار
اون هیچ دردسری درست نمیکنه
حالا,اگه اینطور فکر نمیکنید.برام مهم نیس
بنظر میرسه باید مومیایی گمشده رو پیدا کنم
...این سارفاکاگوسه باید حاوی بقایای
....که دوره حکومتش باید امپرتور نیمبالاد باشه
29سال قبل از زوبن پنجم
هی پروفسور
اوووم,این غذا فوق العادس
خدای من.یه نباید خوب باشه
من اونو برای مومیایم درست کرده بودم
فرای از اینجا باید بره
غذای گرم با عطرو طعم عالی
بعد دیگفوت افتاد....
...چرند,40000تا کانال
بعد فقط 150 تاش چیزای خوب داره
...همه این موارد به وسیله
روبو فرش ازدواج کردند
طراحی شده برای تمام ربات ها
...من تاحالا این کارو نکردم مونتیزو
اما...خب..خب,با من ازدواج میکنی؟
اوه کالکولاس
منسب دستمه
....ولی تو باید بدونی من
عاشق متریکی؟همیشه میدونستم
اما به خاطر تو من هرکاری میکنم
هومم, این باید رفیقشون باشه
فرای ما باید در مورد تو صحبت کنیم
...ما درموردش صحبت کردیم و
هی این فروشگاه
برو اونطرف تر
Ah!
...فرای گاهی وقتا تو جاهای های نزدیکمون
مردم کارای بی اهمیت انجام میدن
میدونم,من میبخشمت
نه فرای ینی اینجور جاها
منظورم تو این ادارس
Uh-huh.
و منظورم از مردم تو بودی
باشه
....و منظورم از کار های بی اهمیت هم
لیلا,ما داریم سعی میکنیم تلوزیون ببینیما
آره,میتونی مهربون باشی و اون دهن مقدس ات رو ببندی؟
پس اون مرد عجیب غریب کیه؟
اون یه انسانه
اون چیکار میکنه؟
مثل یه انسان
میخنده,میفهمه,عاشق میشه
حوصلم سر رفت
کارکولا؟ فکر میکردم تو کما باشی
....اون چیزی که من میخوام فکر کنی
با برنامه .مغز انسانه
هی چرا تلوزیون کوچیک تر میشه؟
امید وارم جاتون راحت باشه
راحت باش داداش یه چیزی بخور
غصه نخور درست میشه
غذا قیافش که خوبه ولی حس خوردن نیس
مال منو میخوای؟
خیر,قربون دستت,نوش جون
من فقط به مقدار زیادی آب شنگولی نیاز دارم
اینا انرژی شیمیایی برای هزینه تماس هامو نگه میدارن
خب سیگار چیتو نگه میداره؟
کمک میکنه خوب ببینم
اوه,باورم نمیشه اونا اینطوری منو انداختن بیرون
من حتما زیاده روی کردم
اره میفهممت,همه یه مشکلی دارن.من ،تو ,این موزشت هم حتی مشکل داره
اینو منطقم بهم میگه
خب ,الان کجارو برای موندن داریم؟
اوه,نمیدونم
هنوز خونه های اجاره هستن؟
اره,اما اجاره ها گرونن
چرا به اپارتمان من نریم ؟
جون من؟ باید عالی باشه
مطمعن باشم که بهم امرو نهی نمیکنی؟
خیر,من همیشه یه حیوون خونگی میخواستم
رسیدیم...خونه جدیدمون
...عاله.میدونی من هیچوقت تا حالا
آپارتمان یه رباتو ندیدم
بفرماین,الان میتونی از نزدیک زیارت کنی
بزار ببینم.چطور شروع کنیم
...خیلی خب.این تلوزیونه
...اونطرف گوشه میز صبحانس
...اونجا هم جاییه که تو بریز به پاش داری
این عالیه نه؟و فقط اینگوشست که نمیدونم برای چیه
اما اینجا تنگه
من تاحالا کمدی برای اویزون کردن لباسام نداشتم
...نگام کن,حیوون خونگی.تو فقط اینجا یه لباس داری
بعد اینجا هم عوضشون نمیکنی تا زمانی که هستم
خب,من خستم.شب بخیر
صبر کن.بندر؟بندر؟
...(باید همه رو بکشید)
بندر بیدار شو ببینم
اشغال من داشتم یه خواب شگفت انگیز میدیدم
فکر کنم تو هم توش بودی
...آه,گوش کن بندر
دسشویی کجاس؟
دس چی؟- دسشویی-
چی شویی؟ دسشویی-
چی چی؟
آه,اشکالی نداره
Mmm.
...(هی اقای جذاب)
هی انگار یکی امروز صبح خوشحاله
آره همین هفته گذشته با فرای تو فضا بودیم
...میدونی,زیر زمین گرمه,لایه بیرونی خورشید
هیولای سردیه.بروم نیار دارم شروور میگم
چه اتفاقی برات افتاد؟
آه,اپارتمان بندر بودم
دیشب میخواس بره اب بخوره منو ندید افتاد رو سرم
هی,امروز فهمیدی که چقد خوشگل شدی؟
حالا خوب شد
به خودت نگاه کن...همه چیزو خراب کردی
تو بابد یه جا دیگه برا زندگی پیدا کنی
این الان یه دعوت نامس؟
روت رو برم فرای
ولی واقعا میگم تو و بندر باید از اینجا برید
آره,ولی ممکنه ناراحت بشه
فکرنمیکنم بتونم اینکارو باهاش بکنم
هی,بخاری فضایی کوچیکم اونجاست
خب,ما باید از اینجا بریم؟
چی؟
...متاسفم بندر
ولی اینجا به اندازه کافی اتاق نداره
اتاق اضافه نداره؟؟؟
...اپارتمان من دو متر مکعب
و ما فقط یکو نیم متر مکعبشو اشغال میکنیم
که اصلا تو اون اتاق جا نمیشیم
خب چی میشه اگه بهتون کمک کنیم یه اپارتمان بزرگتر پیدا کنید؟
نمیدونم
من کلی خاطره توی اون اپارتمان قبلیم داشتم
الان همشون پاک شدن
حتما.این مکان تو جای دیگه کره زمین وجود نداره
....ولی اگه اینجا رو دوست دارین هیچی فراموشش کنید
حد اقل اینجا یه چشم انداز درست حسابی داره
آآآ ...این چیه-
منو ببخشید. من باید برم لامپ اتاق بقلی رو عوض منم
واو ,این خارق العدست
...هومم..مطمعن نیستم اینجا
خیلی پیچ در پیچ و طولانیه.بدرد ما نمیخوره
Aah! Ooh! Ee! Ooh! Oh! Aah! Ee!
Ooh! Aah! Ee! Aah! Ooh! Ee! Ooh! Ee! Aah!
Ooh! Ee! Ooh!
...خب,من داشتم نا امید اینجا اتفاقی نمیوفته؟
او نه،هیچ اتفاقی
تمام تجهیزات اینجا جدیده و از نیوجرسی خریده شدند
هیچ جایی پیدا نشد ریدن توش
اوه,چقد بد
حد اقل بگو ببینم بدون درد مرد؟
با شلیک.باشه گفتی
خب,حال زنش چطوره؟
که اونم مرده. باشه
خیلی خب,تا بعد
...ناراحتی,ناراحتی,وحشتناکه,خبرای محرمانه
درباره ی همکارم دکتر موبوتو
اپارتمانش خالیه؟
واو.این معرکس
این اشغالا چیه؟
اینا اشغال نیستن
...دکتر موبوتو این اشغالارو جمع کرده
درحالی که ساعت ها مینشست و تماشاشون میکرد...دیوونه بود
این مکان همه چیز داره بجز تنها چیزی که من بهش اهمیت میدم...یه تلوزیون
تو جوونی و احمقی .اینجا تلوزیون داره اندازه قد بابات
اوووه
پیاده شین باهم بریم
این مکان اصلا حس راحتیه یه خونه رو نداره
یه جورای انگار...راحت نیست
No comments yet. Be the first to leave one.