Superstition

Superstition

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Superstition S01E03 SYFY WEB-DL x264-ROYALTIES
Superstition S01E03 720p HDTV x264-W4F
A Commentary by zirkhaki
Zirkhaki ترجمه از iMovie-DL.Co ارائه‌ای از

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
Published on: 2017-11-13
Downloads: 43
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...‏آنچه در "خرافه" گذشت

.‏به خونه خوش اومدی،‌پسرم

.‏می‌مردی اگه به من می‌گفتی که یه دختر دارم

.‏پدر من می‌موند و من رو بزرگ می‌کرد

‏می‌تونین به اطلاعات مخفی یا هر چیزی ...‏مربوط به کالوین هیستینگز

‏در "شبکه‌ی سیاه" دسترسی پیدا کنی؟

.‏به نظر میاد قراره بزودی مرد این خونه بشی

.‏می‌خوام این رو بگیری و توی انگشتت کنی

.‏و هیچوقت این رو در نیاری

.‏صبح بخیر

‏کمکی از دستم بر میاد؟

...‏آب

.‏فعلاً منتظر چند نفر دیگه هستیم

.‏ممنون

.‏بسیار خب

.‏ویسکی. خالص

،‏کمی تنها هستم .‏پس بطری رو بذار همین‌جا

.‏باشه

.‏بفرما

‏از دوستان توئه؟

.‏میشه گفت یک هم‌قبیله‌ای هستش

‏جدی؟

.‏بسیار خب

...‏مگه از مدت‌ها پیش اینطوری نبود که همنوعان شما

‏...اجازه نداشته باشن با تغییر قیافه، بین مردم وارد بشن؟

.‏اون موقع، همه‌چی ساده‌تر بود

‏چی می‌خوای، "جیمز"؟

.‏خودت خوب می‌دونی چی می‌خوام

،‏تو هم مثل ما می‌تونی بشنوی که ارباب .‏ما رو فرا خونده

‏پس هر کاری که فکر می‌کنی می‌خوای ...‏با ما بکنی، این رو بدون

.‏خیلی‌های دیگه هم دارن میان

.‏روی این حرفت حساب می‌کنم

!‏دستات رو بذار یه جا تا بتونم ببینمشون

!‏وگرنه پلیس رو خبر می‌کنم. یالا

.‏منتظر می‌مونم

...‏می‌دونی، به جای بالا بردن دست‌هام

.‏می‌خوام پیکم رو بالا ببرم

.‏اگر جای تو بودم، ماشه رو نمی‌کشیدم

.‏خنجر بدجوری اونجا گیر کرده

.‏ممکنه لوله‌ش بترکه

...‏در مورد اونها

.‏می‌تونی بعداً از من تشکر کنی

.‏عده‌‌ی بیشتری دارن میان

!‏سلامتی

‏چیکار می‌کنی؟

.‏نمی‌تونم...نمی‌تونم حتی صدات رو بشنوم

.‏صدا رو کم کن .‏بیا با هم صبحونه بخوریم

.‏غذای مورد علاقه‌ت رو درست می‌کنم

...‏من خیلی دارم تلاش می‌کنم .‏چند سال میشه که طرفش نرفتم

...‏نه، واقعاً اینطوری باید به خاطر سوزوندن کالریِ اون

.‏در مسابقه‌ی ماراتون بوستون شرکت کنم

.‏- باشه. اسمش رو بذار روز خودفریبی .‏- نه اسمش "بهانه واسه قرار" هستش

.‏- دیگه باید برم .بلند شو، برقص -

.‏بلند شو برقص. چاره‌ای نداری

.‏باید برم. داره دیرم میشه

‏مگه تو رئیس نیستی؟

‏مگه این موقعیت، مزایای خودش رو نداره؟

.‏بله. و مسئولیت هم داره .‏باید یکی باشه که دستور بده

‏چیکار داری، کالوین؟

....‏هیچی، فقط

.‏از وقتی برگشتم، تو رو به حد کافی ندیدم

‏و اون قضیه‌ی...می‌دونی که؟

‏و قضیه‌ی "گاروی"، آره؟

.‏آره. مطمئنم که از من متنفره

...‏اون...اون از تو متنفر نیست. این

.‏این کمی پیچیده است

.‏آره، هنوز هم دروغ‌هات رو متوجه میشم

.‏خب، یه لحظه صبر کن

...‏فقط واسه اینکه 16 سال

،‏یک پدر غایب بودم ‏باید بتونم توجیه مناسبی بیارم؟

."‏کافی‌شاپ "لوئیجی .‏راس ساعت 7 عصر، ملوان

‏- لوئیجی؟ .‏- دیر نکنی

.‏باشه

.‏میام اونجا

."‏"به پیش "‏{اصطلاح نظامی

.‏خدافظ

."‏"به پیش

.‏چی؟ یالا، یالا، یالا .‏زانو، زانو. بیار بالا، زود باش

.‏می‌خوای باهاش بری سر قرار

.‏این اسمش قرار نیست

...‏این فقط

‏نمی‌دونم، فقط دو تا آدم هستیم ...‏که با هم یه اشتراک کوچیک داریم

.‏و قراره با هم شام بخوریم

.‏من یه اشتراک کوچیک نیستم

.‏- و اسم این کار هم قرار هستش .‏- اون منظورم رو می‌دونه

.‏- و نه، اینطور نیست .‏- دوستی صمیمی. اصلاً هر چی دوست داری صداش کن

.‏- و قطعاً دوستی صمیمی هم نیست .‏- باشه

.‏این خطر غریبه‌هاست

.‏گاروی

.‏کالوین غریبه نیست

.‏اون پدرته، چه خوشت بیاد چه نیاد

.‏می‌خوام که اون رو بشناسی

.‏- اُه، من می‌شناسمش ‏- اُه، جدی؟

.‏آره

.‏می‌دونی، من سابقه‌ش رو چک کردم

،‏پرونده‌ی سه سال اخیر خدمتش در ارتش .‏کاملاً محرمانه است

.‏پنهانکاری دولت در خصوص نیروی دریایی، غیرعادی نیست

‏- اینطوریه؟ .‏- بله

.‏- ولی این به اسرارش بستگی داره .‏- گاروی

.‏پدرت مرد خوبیه

.‏لطفاً بهش فرصت بده تا این رو بهت ثابت کنه

.‏عجب

‏- مگه آدمای خوب یه چیزهایی رو از همدیگه مخفی می‌کنن؟ .‏- گاروی

.‏خواستم گفته باشم

...‏می‌ونی، این

.‏...می‌تونه بحث خوبی واسه قرارتون باشه

.‏این یه قرار نیست

.‏- آره .‏- این یه قرار نیست

.‏- باید برم، مامان .‏- دوسِت دارم

.‏من هم دوسِت دارم

.‏کانتر وست‌بروک هستم

.‏الان راه میفتم

.‏آها

‏- چیزی پیدا کردی؟ {‏- نشان "آزمودئوس". {پادشاه شیاطین

‏همون اهریمنی که ...‏در ساخت معبد سلیمان کمک کرد

...‏و قبل از اون، جایگاه پادشاهی رو غصب کرد

.‏و با ظاهر سلیمان، حکمرانی کرد

.‏صبر کن

‏پاشداه شیاطین همونی بوده که ‏به خونه‌ی ما تجاوز کرد؟

.‏اِهممم

‏خب، قبلاً چطوری شکست داده شده؟

.‏حلقه‌ی سلیمان

‏همون حلقه‌ای که ایزاک قبل از رفتنش .‏به کالوین داد

...‏می‌دونی، درسته، حالا معلوم شد که چرا

‏...اون "دِرِج" از اهریمن‌هایی که قبلاً .‏باهاشون مواجه شدیم، قوی‌تر بود

.‏کاش ایزاک اینجا بود

.‏جادوی این اهریمن، از ایزاک هم قدیمی‌تره

.‏معرکه است

...‏ببین

.‏ایزاک رفت تا اون دِرِج رو به دنبال خودش بکشونه

‏تا ما فرصت داشته باشیم .‏و از ماهیت واقعی اون سر در بیاریم

.‏حرف کمتر، تحقیق بیشتر

."‏خب نه، "بی .‏باد این سوال رو بپرسم

‏ماهیت واقعی ایزاک چی میشه؟

،‏عذر می‌خوام، ولی فناناپذیری .‏خودش یک راز بزرگ هستش

‏اون چی رو به ما نمیگه؟

‏چی رو از تو پنهون کرده؟

.‏ایزاک چیزی رو از من پنهون نمی‌کنه

.‏تا جاییکه یادمه، اون هم یک مرد هستش

‏ولی جداً، چطور می‌تونی اینقدر مطمئن باشی؟

.‏این رسوم "خرافه" از مادرم به من رسیده

...‏زبون یک غاز زنده را

.‏...ببُر و روی سینه‌ی یک مرد که خوابیده قرار بده

،‏وقتی بیدار بشه .‏هر چی بدونه بهت میگه

.‏حالا دلیل اون شام‌های شب کریسمس رو فهمیدم

،‏به نظرت چرا این مرد توی مستی ‏چند نفر رو همینطوری اتفاقی در "کاتن‌موث" کشته؟

،‏"تراویس" شاهد اون اتفاق بوده .‏شهادت‌نامه رو هم امضا کرده

.‏چند تا اسلحه‌ی عجیب هم داشت .‏یه فلاسک خنک‌نگهدارنده هم داشت

.‏فکر کنم اونا عتیقه بودن

.‏اونا رو توی اتاق "شواهد و مدارک" گذاشتم

.‏و این "نورمن بیتز" اصلاً حرفی نزده {‏{شخصیت اصلی فیلم "روانی" از هیچکاک

‏یه جورای منتظر بودم شما بیاین .‏و ازش بازجویی کنین

.‏راستش من رو مضطرب می‌کنه

‏جداً، معاون؟

‏همشه می‌تونی سعی کنی .‏به چشم سالمش نگاه کنی

‏می‌خوای برات آب یا قهوه بیارم؟

.‏اگه ویسکی باشه خیلی عالی میشه

!‏باشه، حتماً. الان میگم برات بیارن

‏می‌تونی بگی امروز صبح چه اتفاقی افتاد؟

‏تو نمی‌تونی بشنوی، مگه نه؟

‏چی رو بشنوم؟ صداهایی رو؟

‏صداها بهت گفتن که اون زوج رو بکشی؟

.‏عده‌ی بیشتری دارن میان

‏کی داره میاد؟

...‏هی، یا همین حالا جواب سوالم رو میدی

،‏یا اینکه اینجا بیهوش میشی .‏و بعداً جواب میدی

.‏نوبت توئه که حرف بزنی

.‏- ‏عده‌ی بیشتری دارن میان .‏- آره، این رو قبلاً گفتی

.‏باشه

،‏خب، باید یک وکیل تسخیری داشته باشی

...‏لباس‌هات رو عوض کنی و خودت رو بشوری

.‏تا انطوری بو ندی

.‏پس همینجا بشین، الان برمی‌گردم

.‏کالوین هیستینگز

‏- اون رو از کجا می‌شناسی؟ .‏- فقط با کالوین هیستینگز حرف می‌زنم

.‏عده‌ی بیشتری دارن میان

.‏روز پر مشغله‌ای داشتی

‏اسم من رو از کجا می‌دونی؟

‏مطمئنم که چهره‌ای مثل چهره‌ی تو رو .‏هرگز فراموش نمی‌کنم

.‏کالوین، پسر آیزاک

.‏فکر می‌کردم قد بلندتر باشی

.‏من هم فکر می‌کردم تو تمیز و به‌هوش هستی

‏همه نمی‌تونیم کامل باشیم، درسته؟

.‏یه صدایی رو شنیدم

‏صدای جارچی رو نمی‌شنوی، مگه نه؟

‏تنها چیزی که می‌شنوم این هست که .‏دارم وقتم رو اینجا هدر میدم

‏پدرم رو از کجا می‌شناسی؟

.‏من رو آزاد کن تا بهت بگم

‏و چرا باید این کار رو بکنم؟

.‏چون ‏عده‌ی بیشتری دارن میان

‏- یعنی چی "‏عده‌ی بیشتری"؟ .‏- ‏عده‌ی بیشتری دارن میان

.‏دو نفر رو کشتی

...‏اگه دنبال کمک هستی، باید

.‏...به خودت کمک کنی

‏اون چه کوفتی بود؟

."‏میشه گفت "یاوه‌گو

‏اون بیت‌ها ربطی به آیزاک نداشتن؟

.‏هنوز منتظر اون ویسکی هستم

.‏چرت و پرت‌های یک آدم مست

‏می‌دونی، خیلی از مردم این شهر ...‏فکر می‌کنن که خانواده‌ی هیستینگز

More Farsi Persian subtitles for Superstition

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left