The first 200 lines.
ممنونم
... فکر کنم
جون سو فکر مي کرد که با جراحي هم نمي تونه زنده بمونه
براي همين مي خواست که تو رو کاملا بک جون سو بکنه
مُردن جون سو و زندگي کردنم به جاش
... زندگي کردن از طريق قرباني کردن يکي ديگه
تصورشم منُ میترسونه
گويا قبلا با اين جور نقشه اي موافقت کردم
اره
براي همين من خيلي ممنونم ازت
بابت بهتر کردن نقشه جون سو؛ ممنونم
اميدوارم جراحيش خوب پيش بره
حتما
سرنوشت نمي تونه فقط واسه اون ظالمانه باشه
درست ميگي
دو چان
تو ادم خوبي هستي
اين از کجا اومد؟ خيلي نادره
چيه؟ قبلا با شنيدنش مشکلي نداشتي
براي اين که وانمود مي کردم جون سو هستم
براي همين قبول کردنش راحت بود
... خوشحالم تو بودي
که وانمود کردي جون سويي
... من تنهايي
از پسش برنمي اومدم
راست ميگي؟
آقاي کو جي بونگ؟
بله؛ شما؟
ما از امور داخلي هستيم
ببخشيد؟ امور داخلي؟
لطفا باهامون همکاري کنين
حتما - با ما بيايين -
شما بازپرس بک جون سو بودين
.... دارين ميگين متوجه هيچ چيز عجيبي نشدين
يا اين که اون يه فرد ديگه اس؟
.. مدرکي هس که شما بيشتر از هر کس ديگه اي
به هويتش مشکوک بودين
شما حتي دست خطش رو بررسي کردين
بله اين کارو کردم ولي
اون حدود 99/99 درصد مطابقت داشت
مي بيني؟ توي گزارش هم همين رو ميگه
يه بازپرس به هويت دادستانش مشکوک بوده
چرا؟
شما چرا بهش مشکوک بودين؟
اون خيلي خوب بود
آقاي بک خيلي با ملاحظه بود؛ براي همين بهش مشکوک شدم
اون با دادستان هايي که تا به حال باهاشون کار کرده بودم؛ خيلي فرق داشت
ببين؛ ما هم دادستانيم
درباره چي حرف ميزني؟
... آقاي بک جون سو
آدم خيلي خوبيه
لطفا يه کاري کنيد که آسيب نبينه
ببين؛ اين چيزي نبود که پرسيديم
سا دو چان؛ مي دونستين يا نمي دونستين که خودش رو جاي يه دادستان جا زده؟
بله يا نه
بله - شما مي دونستين؟ -
نه
نه؟
اگه شما هم درگير اين مساله بوده باشين؛
به شدت مجازات ميشين
حتي ممکنه کارتون رو از دست بدين
اينو مي دونين درسته؟
به آدما اعتماد کنين؛ باشه؟
بهتون که گفتم؛ آقاي بک آدم خوبيه
باشه؛ از کارم استعفا ميدم
تو بهم اعتماد نداري نه؟
خوب منو ببين
مي توني منو ببينين؟ مي تونين؟
آقاي بک؛ نه ؛ آقاي سا دو چان
لطفا اينجا بمونيد
اگه به خاطر نجات دادن شما باشه؛ زندگيم رو توي خطر ميندازم
خداي من ؛ لعنت بهش
آقاي کو؛ چرا مي خواستي منو ببيني؟
آقاي بک
منو به زور يه جايي بردن
چي؟ کجا؟
بايد اينو مخفي نگه داري
من حتي يه توافق نامه محرمانه پر کردم
قسم مي خورم که درموردش با هيچ کسي حرف نزنم
... ولي
فقط مي خوام اينو با تو شريک بشم
تو کجا بودي؟
توي امور داخليِ دفتر دادستان عالي
تا زماني که اون عوضي؛ گوم ته وونگ رو زنداني کنيم
مهم نيس چه اتفاقي برام ميافته
در هر صورت من خيلي فرصت زندگي توي اين دنيا رو ندارم
مهم نيست که بقيه عمرم رو توي زندون بپوسم يا نه
اون شيطون عوضي؛ گوم ته وونگ
لطفا بگيرش
براي همين خواستم ببينمتون
.. لطفا همه چي رو درباره
گوم ته وونگ بهم بگين؛ حتي واقعيت هاي بي ارزش رو
اون عوضي آقاي کيم
حرف زد؟
هنوز نه
اون آشغال لجباز
اون از گوم ته وونگ هيچ سودي عايدش نميشه
رئيس بانک کِي
.... مطمئنم که آقاي کيم رئيس اون بانک رو
به دستور گوم ته وونگ کُشته
.... آقاي کيم و گوم ته وونگ از
از چندين سیم کارت سوخته استفاده نمي کردن؟
... ميدونم که اون سیم کارت هاي
سوخته رو از کجا گرفتن
.. همون فروشگاه موبايل اقاي يون
توي يئون دونگ پو ئه؟
برو اون مغازه رو چک کن
.. بعدش مي توني شماره هايي رو که
گوم ته وونگ و آقاي کيم ازش استفاده ميکنن رو پيدا کني
اين کمک بزرگي ميشه
بله؟ - اون پيام به دستت رسيد؟ -
همونجایی که آقاي موبايل خودش رو ثبت کرده
متوجه شدم
دارم ميرم اونجا
دوچان؛ کارت درسته ها
تو حتي تونستي از چوي جونگ پيل اطلاعات گير بياري
... نمي تونم اشاره کنم که من بدون در نظر گرفتن جنسيت و سن
مورد علاقه همه هستم
هارا؛ چي شده؟
الو؟
هارا؟ هارا؟
! ها را! هارا
! هارا ! هارا
آقا شما بايد بيرون منتظر بمونين
راننده کاميون هنگام رانندگي توي روز روشن؛ مست بوده
راننده کامیون یه بی خانمان بوده؛ اطلاعات دیگه ای نیست
جلوي منو نگير - تو نمي توني بري -
تو نمي توني بري پيش گوم ته وونگ
مي خوام برم و اينو درست کنم
میفهمم که چه احساسی داری
... با اين وجود؛ اين راهش نيس ؛ اگه بري اونجا و دردسر درست کني
اون میخواسته با تعقیب کردن هارا منُ تحریک کنه
داره منو امتحان مي کنه چون نمي تونم هيچ کار قانوني اي بکنم
جلوي منو نگير
من ديگه صبرم لبريز شده
خواهش ميکنم
لطفا اين کارو نکن
جون سو
هارا خیلی آسيب ديده
و اگه اتفاقي واسه تو بيافته؛ ما چطور مي تونيم تحقيقات رو ادامه بديم؟
اون درست ميگه
و چطور مي تونيم گوم ته وونگ رو بگيريم؟
من الان کاملا رفتارهاي تو رو درک مي کنم؛
ولي وقتي پات برسه اونجا چي کار مي خواي بکني؟ مي خواي بکُشيش؟
بله؛ اگه اونو بکشي که راحت ميشه
پس من و هارا چي؟
ما اينقدر زحمت نکشيديم که با چنين نتيجه وحشتناکي مواجه بشيم
ما نمي خوایم اين جوري اونو پايين بکشيم
ما مي خواهیم در حوزه قانون مجازاتش کنيم
ما اين همه سخت کار کرديم و اين راه رو اومديم تا از اصول مون پيروي کنيم
آقاي بک
لطفا اين کارو نکن
جون سو
... اين بايد براي يه هشدار
کافي باشه
آدمايي که با گريزلي سروکار داشتن آخر عاقبت شون به مرگ بوده
براي فهميدن حقيقت پشتِ مرگ شون؛
ما بايد اعترافي بگيريم که گوم ته وونگ اونا رو وادار کرده
... براي اين که اين کارو بکنيم؛ بايد به
آقاي کيم از حالا به بعد بيشتر فشار وارد کنيم
.... اقاي کو, اينا شماره هايي هستن که آقاي کيم
از اون فروشگاه موبايل؛ ثبت شون کرده
... بفهم که
روزي که قتل ها اتفاق افتاده؛ کجا و با کي حرف زده
بله قربان
... خانم ليم؛ لطفا گزارش هاي کالبد شکافي
افرادي رو که کشته شدن رو بررسي کنيد
مطمئنم که بايد اثري از اختلافات وجود داشته باشه
بله قربان
هارا؛ حالت خوبه؟
هارا
مامان
سو را
بيدار شدي
تو به خاطر شوک ناشي از تصادف ؛ بي هوش شدي
آرنج چپ شما دچار شکستگي جزئي شده
با وجود اين که تصادف شديدي بوده؛ ولي جراحت ها شديد نيس
ممنونم
من خوبم
برگرد سر تحقيقات
... به گوم ته وونگ نشون بده
که اين اصلا ما رو نمي ترسونه
مردم ممکنه فکر کنن من دادستان واقعي ام
درست الان؛
تو نزديک ترين چيز به اون هستي
آقاي گيل دئه رو
با کي دارم صحبت مي کنم؟ - ما از امور داخلي هستيم -
من هيچ وقت درخواست ها رو قبول نکردم
... چون با هم يه مدرسه مي رفتيم
فقط اونو همراهي کردم
نه؛ اين نيس
پس درمورد تماسي هس که گرفتم؟
بي خيال ؛ ما توي يه تيم هستيم؛ بيا اين کارو با همکارمون نکنيم
ما به خاطر جعل هويت آقاي بک جون سو اينجاييم
خداي من؛ فکر کردم که ... توي اين پرونده؛
بايد همکاري کنم
باهامون بيايين
شما خيلي وقت پيش مشکوک بودين که آقاي بک يه نفر ديگه اس
بله درسته
.. اون موقع نتونستم اینو ثابت کنم
No comments yet. Be the first to leave one.