Release info

RRR 2022 ZEE5 VERSION FA
RRR 2022 DSNP VERSION FA
A Commentary by OrTa_TV
🟣◼️ 𝗢𝗿𝗧𝗮.𝗳𝘂𝗻 | 𝗧𝗿𝗮𝗻𝘀𝗹𝗮𝘁𝗲𝗱 𝘁𝗼 𝗣𝗲𝗿𝘀𝗶𝗮𝗻 𝗯𝘆 𝗢𝗿𝗧𝗮𝗔𝗥 ◼️🟣

Tags

other
Published on: 2023-01-30
Downloads: 51
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫«

‫«ا

‫«او

‫«اور

‫«اورت

‫«اورتا

‫«اورتا»

‫«اورتا»

‫«اورتا»

‫«اورتا» ‫ب

‫«اورتا» ‫با

‫«اورتا» ‫با

‫«اورتا» ‫با ا

‫«اورتا» ‫با اف

‫«اورتا» ‫با افت

‫«اورتا» ‫با افتخ

‫«اورتا» ‫با افتخا

‫«اورتا» ‫با افتخار

‫«اورتا» ‫با افتخار

‫«اورتا» ‫با افتخار ت

‫«اورتا» ‫با افتخار تق

‫«اورتا» ‫با افتخار تقد

‫«اورتا» ‫با افتخار تقدی

‫«اورتا» ‫با افتخار تقدیم

‫«اورتا» ‫با افتخار تقدیم

‫«اورتا» ‫با افتخار تقدیم م

‫«اورتا» ‫با افتخار تقدیم می

‫«اورتا» ‫با افتخار تقدیم می

‫«اورتا» ‫با افتخار تقدیم می ک

‫«اورتا» ‫با افتخار تقدیم می کن

‫«اورتا» ‫با افتخار تقدیم می کند

‫«اورتا» ‫با افتخار تقدیم می کند

‫«اورتا» ‫با افتخار تقدیم می کند

‫«اورتا» ‫با افتخار تقدیم می کند ‫ ı

‫«اورتا» ‫با افتخار تقدیم می کند ‫ ıl

‫«اورتا» ‫با افتخار تقدیم می کند ‫ ıll

‫«اورتا» ‫با افتخار تقدیم می کند ‫ ıllı

‫«اورتا» ‫با افتخار تقدیم می کند ‫ ıllıl

‫«اورتا» ‫با افتخار تقدیم می کند ‫ ıllıll

‫«اورتا» ‫با افتخار تقدیم می کند ‫ ıllıllı

‫«اورتا» ‫با افتخار تقدیم می کند ‫ ıllıllı

‫«اورتا» ‫با افتخار تقدیم می کند ‫ ıllıllı O

‫«اورتا» ‫با افتخار تقدیم می کند ‫ ıllıllı Or

‫«اورتا» ‫با افتخار تقدیم می کند ‫ ıllıllı Ort

‫«اورتا» ‫با افتخار تقدیم می کند ‫ ıllıllı Orta

‫«اورتا» ‫با افتخار تقدیم می کند ‫ ıllıllı Orta.

‫«اورتا» ‫با افتخار تقدیم می کند ‫ ıllıllı Orta.t

‫«اورتا» ‫با افتخار تقدیم می کند ‫ ıllıllı Orta.to

‫*این زیرنویس شامل ترجمه موزیک ویدیو و اشعار نمیباشد*

‫ «داستان»

‫"باید تو بغل مامانم راحت بخابم"

‫"بلبلی که از پشت درخت با من میخونه"

‫"باید با صدای من ، کوکو کنه"

‫"هر روز که خورشید طلوع می کنه"

‫"مامان، میخوام پا به پای تو قدم بزارم"

‫“بعد تاب خوردن و بازی کردن”

‫"باید تو بغل مامانم راحت بخابم"

‫برای شکار روز خوبیه، عزیزم؟

‫بله، همینطوره

‫از این خوشت میاد؟

‫خیلی قشنگه، کار کیه؟

‫چی! کار این دخترست؟

‫میخوام این کوچولو رو تو قصرمون داشته باشم

‫ادوارد ‫-بله قربان

‫به خاطر خوندن دخترت دارن بهت پاداش میدن

‫قبولش کن، لوکی

‫باعث افتخاره خانوم

‫باعث افتخاره آقا

‫مالی

‫لوکی، پولی که بهت دادن برا آهنگ نبود

‫برا خرید دخترت بود

‫مااالی

‫مالی

‫مالی... مالی...

‫دخترم

‫التماس میکنم دخترمو بهم بدین

‫به پاتون میوفتم

‫التماس میکنم

‫التماس میکنم ‫به پاتون میوفتم

‫گروهبان

‫میدونی گلوله ایی که توی این تفنگه ‫چقدر ارزش داره؟

‫با تجهیزات و فلز انگلیسی ‫توی یه کارخونه انگلیسی ساخته شده

‫با یه کشتی انگلیسی از هفت دریا گدشته...

‫وقتی که به لوله تفنگ تو رسیده

‫یک پوند خرجش شده

‫یک پوند با ارزش!

‫و تو میخوای که روی این آشغال تیره هدرش بدی؟

‫راهو باز کنید

‫لطفا دخترمو نبرید ‫خواهش میکنم

‫خانوم لطفا

‫«آتش»

‫ حومه دهلی

رهبرمون رو آزاد کنید ‫وگرنه اینجارو به آتیش میکشیم

رهبرمون رو آزاد کنید

‫قربان ما برای تحریک اونها هیچ اقدامی ‫انجام ندادیم

‫اونها شورش کردن چون ‫لالا راجپوت توی کلکته دستگیر شده

‫وحشی شدن!

‫پشتیبانی لازم داریم، همین حالا

‫7ساعت دیگه طول میکشه

‫دووم بیار، لعنتی

‫بیاید به آتیش بکشیمشون

‫اون حرومزاده رو دستگیر کنید

‫و...

‫بیاریدش پیش من

‫لاشی حروم زاده

‫خائن کثافت

‫یا خدا...

‫اون جمعیت...

‫همه رو ترسوند، قربان

‫اون منو بیشتر میترسونه

‫ پادگان بریتانیا، دهلی

‫به مناسبت مراسم سالانه ‫افسران ویژه

‫فقط 3 نفر از بین 75 نفر شایستگی

‫ارتقا درجه رو داشتن

‫که فیلیپ اندرسون،

‫چارلز لنگفورد

‫و فرانک پول هستند

‫و درمورد بقیه شما

‫سال آینده موفق باشید...

‫متفرق شید

‫«آب»

‫سلام آقا

‫ایشون آقای ونکات آوادانی هستن ‫مشاور ویژه فرمانده

‫جناب فرمانده تو هند نیستن

‫به جاش میتونید حرفتون رو به آقای ادوارد بگید

‫چند وقت پیش که فرمانده اسکات ‫به عادل آباد اومده بود

‫دختر کوچیکی رو از اونجا با خودشون بردن

‫کدخدا منو فرستاده که راجبش چیزی بهتون بگم

‫نظر اداره پلیس اینه که دختره برگرده به روستاش

‫نظر کدخدامون هم همینه

‫خب که چی!؟

‫این دختر که شما آوردین از قبیله گونده، قربان

‫-خب؟

‫مگه با بقیه فرقی دارن؟

‫اونها مردم ساده ایی هستن، قربان

‫حتی اگه ظلمی بهشون بشه ‫جیکشون در نمیاد

‫اما یه چیزشون خیلی خاصه

‫اونا مثل گله گوسفند به باهم بودن عادت کردن

‫اگه یه بره از گله شون گم بشه ‫دیوونه میشن

‫برا همین گله شون یه چوپان داره

‫که برای محافظت گله از جونش مایه میزاره

‫پس این قبیله میخواد با تیر و کمون ‫کل امپراطوری بریتانیا رو از بین ببره؟

‫منظورمو اشتباه نفهمید قربان

‫من فقد دربارش بهتون هشدار دادم

‫چوپان برای پیدا کردن بره گمشده ‫همه جا رو زیرو رو میکنه

‫شب باشه یا روز...

‫آفتابی باشه یا بارونی، نوک کوه باشه یا ته دره

‫همه جارو میگرده و پیداش میکنه..

‫حتی اگه بره تو دهن ببر باشه...

‫دهنِ ببرو باز میکنه و دندوناشو خورد میکنه

‫و بره رو به گله ش برمیگردونه...

‫اینطور که معلومه چوپان برای شروع شکارش به دهلی اومده...

‫ جنگلی خارج از دهلی

‫تله آمادس ‫به داداش علامت بده

‫جانگو، این گرگ نیست. ‫یه ببره!

‫جانگو

‫من از شماها برای هدفم استفاده میکنم

‫منو ببخشین

‫شیش ماهه که به دهلی اومدیم

‫واسه پیدا کردن مالی هرکاری که از دستمون بر میومده انجام دادیم

‫به نظرتون...

‫مالی هنوز زنده س؟

‫اختر

‫کجا بودی اینهمه وخت؟

‫کلی کار ریخته رو سرمون ‫زود باش

‫بده ش من

‫هی تو

‫سلام آقا

‫دوباره موتور خراب شده ‫پس چیو تعمیر کردی؟

‫هرچی استارت میزنم، میزنم، میزنم

‫این گوه روشن نمیشه

‫بزارین ی نگاهی بکنم آقا

‫سوخت به موتور نمیرسید آقا

‫ببخشید

‫چ شیره ایی سرش مالیدی

‫من هیچ کاری نکردم آقا

‫قبلاً ی چیزیو ازش قطع کرده بودی ‫الان وصلش کردی..

‫تا دوباره ازم پول بگیری

‫من هیچ کاری نکردم آقا

‫حرومزادۀ متقلب

‫من هیچ کار اشتباهی نکردم قربان

‫آقا لطفاً ببخشیدش

‫-من هیچ کاری نکردم آقا ‫-ببخشش، آقا.

‫رابرت، بس کن

‫تقصیر اون نیست

‫دیگه هیچوقت تکرار نمیشه اقا ‫خواهش میکنم ولش کنید

‫یا خدا

‫پسرم

‫مواظب باش پسرم ‫-داداش خوبی؟

‫اون آدم نیست، یه حیوونه

‫ببین چه بلایی به سرش آورده

‫پسرم چرا از خودت دفاع نکردی؟

‫اگه اونها بفهمن من کیم...

‫همتونو به خاطر پناه دادن به من میکشن

‫با اینکه بچه واقعیتون نیستم ‫از جونتون برام مایه میزارید

‫نباید شماها چیزیتون بشه

‫هرچی بشه، اجازه نمیدم هویت واقعیم فاش شه

‫و این اصل ماجراست

‫ما یه شکارچیو داریم که آزاد توی خیابونای دهلی ول میچرخه

‫واقعاً نباید اونو دست کم بگیریم

More Farsi Persian subtitles for RRR

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left