The first 140 lines.
بهت صدمه که نزدن؟ - نه -
فکر کنم به این نتیجه رسیدن که زندهم بیشتر میارزه
اینها کیان؟
راهزن یا شاید هم شکارچی غیرقانونی
صداهای هولناکی شنیدم
گندش بزنن
بیا زودتر بریم تا منبع صدا رو به چشم ندیدیم
زود باش. این تو
وکس
نه. نگاهش کن
اذیتش کردن
چه بلایی سرت آوردن؟
وکسالیا، باید زودتر بریم
داره عذاب میکشه
به کمک نیاز داره
...هر اتفاقی بیفته
خارج از کنترل ماست
وکس
چیزی نیست. آروم باش
آروم
حالا دیگه میتونی استراحت کنی
خدایان به ما رحم کنند
اون... مادر بود؟
طوری نیست. ما بهت صدمه نمیزنیم
چی کار میکنی؟
نمیشه که همینجا ولش کنیم
چی؟ نه نمیشه
چی تو سرته؟ میخوای یه خرس رو بزرگ کنی؟
بعضی وقتها باید اتفاقات پیشآمده رو با آغوش باز بپذیری
نه اینکه باهاشون سرجنگ برداری
« ما را در تلگرام، اینستاگرام و توییتر دنبال کنید » @NightMovie_Co
« مترجم: عاطفه بدوی » Atefeh Badavi
خواهر
لعنتیها. پیداش کردن
پایک، شفاش بده
چیزی نمونده که بتونم شفاش بدم
یکی یه کاری کنه
زی! نمیشه که کاری نکنیم
بذارین ببینمش
میتونیم سعی کنیم احیاش کنیم
یه مراسم احیا؟
تا حالا این کار رو نکردم - آره، آدمها زیادی نیستن که انجامش داده باشن -
خیلی سخته
پس باید تا وقتی بدنش هنوز گرمه انجامش بدیم
کمکم کنین
شروع میکنیم
این اتفاق نباید میفتاد
کی باهاش بود؟
...اگه بتونم زندهش کنم
بدجوری مدیونم میشه...
طلسم داره از بین میره - زود باش -
نه. جواب نمیده
چون داخل معبدشیم
اینجا قلمرو بانوی کلاغهاست
خیلی قدرتمنده
خدایانمون اینجا اختیار و قدرتی ندارن
نمیشه وکس رو ببریم یه جای دیگه؟
.الان زیر یه دریاچهایم جای دیگهای وجود نداره که بریم
باید یه معجونی چیزی باشه که بتونیم امتحانش کنیم
فایدهای نداره. کارش تمومه
پایک، چرا طلسم کار نمیکنه؟
نباید تسلیم بشین. خواهش میکنم
نه
وکس
نه
زود باش - چه اتفاقی داره میفته؟ -
خدای من - نه -
نه، خواهش میکنم
...تو
چی؟ نه
جون من رو به جاش بگیر کلاغ عوضی
متاسفم
آروم
روشنایی ابدی را شاکرم
باورم نمیشه موفق شدی
!پشمهام چه خفنم من
چی شد؟
من به زره دست زدم
...و تو... تو
مرده بودی بابا - گراگ -
راست میگه، جدی جدی مُردی
آره. خیلی وحشتناک بود
سرمون رو برگردوندیم دیدیم دراز به دراز افتادی
وکسالیا، یه اتفاق بود - ...خب -
برگهام
جونش رو نجات دادی
ازت ممنونم
خواهش میکنم قابلی نداشت
یکی طلبم
باشه، باشه
آره، بوی نفست عالیه
...اگه من مُرده بودم، پس چطوری
وکس؟
اون زره... کِی...؟
چطور تنته؟ - ...من -
نمیدونم
ترسیدم از دست داده باشمت
حالت خوبه وکس؟
آره خوبم. فقط اتفاق خیلی وحشتناکی بود
کش، زره نصیب اونها شد
.شما دوتا ما رو پیچوندین چرا همچین کاری کردین؟
نه بابا کِی پیچوندیمتون
فقط گمتون کرده بودیم. همین
که اینطور
آره خب اصلا اگه پیچونده بودیمتون
چرا باید برمیگشتم به دوستتون کمک کنم؟
نکته به جایی بود
قابلتون رو نداشت
حالا میشه دیگه راه بیفتیم؟
آره حتما
شما اول بفرمایید - بیا. مراقب باش -
ممنون پرسی
بانوی کلاغها
چه کار کردم؟
.برای انجام ماموریت اینجاییم نیومدیم که دوست پیدا کنیم
انتظار داشتی چه کار کنم؟ ولش کنم بمیره؟
ببین منم اصلا بابت این قضیه خوشحال نیستم
ولی قبل از ما دستشون به زره رسید
پس ما پسش میگیریم
فقط باید بفهمیم قدم بعدیمون چی باشه
کنار هم بمونین بچهها
فکر میکنم بهتره حواسمون به تلههای اینجا باشه
تقریبا مطمئنم اومدنی گراگ همه رو یکی یکی امتحان کرد
خواهش میکنم
من هم دوستت دارم ترینکت ولی باید خودمون رو به بقیه برسونیم
این همون مصیبت بزرگ بوده؟
یا خدا
شماها هم دارین این رو میبینین؟
دوست ابوالهول
حواست باشه کجا پا میذاری
زی، بیخیال شو. از دستش دادیم
نه هنوز
اجازه ندارن با اموال غنایم قاتل بذارن برن که
حتی نمیدونن باید باهاش چی کار کنن - سلام؟ -
دوباره گمشون کردیم؟
وایسا ببینم، میخوای بکشیشون؟
زیادی نگرانی عزیزم
اگه شایستگی زره رو داشته باشن
این براشون کاری نداره
این دیگه چیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.