The first 200 lines.
آیدان هستم
امروز، روزِ چهلودومـه
...متأسفم
واقعاً سعیم رو کردم
« تنها »
سلام؟
!آهای؟
!عالی شد
!بیا اینجا ببینم
.بدو، عزیزم .بجنب
این پیام به درخواستِ
سازمان حفاظت شهری پخش میشود
.این یک برنامۀ اضطراری است .برنامۀ آزمایشی نیست
!یا خدا ...وای، خدای من! خدایا
!بجنب! بدو
!فرار کنید - !بجنبید -
!کمکم کنید
!هی! هی، عزیزم
.چیزی نیست ...الان خودم میامـ
...یه نفر
!وای! نه
!خدایا
!وای - !وای! هی! هی -
...چیکار - چیزی نیست... هی، هی، هی -
!من همسایهتم - !از... از خونۀ من برو بیرون -
!همسایهتم - !گمشو برو بیرون -
قیافهم رو که میشناسی! خب؟
!قبلاً من رو دیدی !من رو میشناسی
.خونهم واحد بغلیـه .اسمم برندون ـه
لطفاً... خواهش میکنم
!کمکم کنید! کمک
!اینجا چیکار میکنی؟
درِ خونهت قفل نبود
باشه، ولی واسه چی اومدی خونۀ من؟
...چهـ - داره یه اتفاقی میافته -
!چشمبسته غیب گفتی !واسه چی اومدی اینجا؟
تنهایی؟
!فقط بگو چه خبر شده
هماتاقیم بهم حمله کرد
!از کلاس پنجم باهم دوستیم
!وای، خدایا
!کلانشهرها کاملاً به آشوب کشیده شدهاند
!افراد آلوده بسیار خطرناک هستند
شاهد بودیم که از چشمهاشون خون میاد و !جیغ میزنند
!همینطور موارد آدمخواری هم مشاهده شده
،این ویروس عمدتاً از طریق خون
گازگرفتگی و خراش منتقل میشود
...مقدارِ
این پیام به درخواستِ
سازمان حفاظت شهری پخش میشود
!من اونطوری نشدم ها
حالم خوبه
خوبِ خوبم
...حالم خوبه
!مجبورم نکن برم بیرون
!نه - متأسفم -
!میمیرم - کمکی که از دست من برنمیاد -
باید از اینجا بری
!رفیق
!اوه، نه! نه
!گمشو برو بیرون
!برو بیرون
!ببخشید... برو، برو
!تامی! تامی! یکی کمک کنه
...شاهدیم که عدهای از مردم
خب، عدهای از مردم در حال مبارزه با اونا هستن
مردم رو به این کار تشویق نمیکنیم
مسلماً اگه بهتون حمله بشه .باید از خودتون دفاع کنید
ولی با توجه به اطلاعاتمون در حال حاضر ،بهترین راه برای زنده موندن
برای آلوده نشدن، برای کمک نکردن به انتشارِ ویروس
اینـه که از ارتباط با دیگران کاملاً پرهیز کنید
جایی واسه پنهان شدن پیدا کنید و همونجا بمونید
امیدواریم که این وضعیت زیاد ادامه پیدا نکنه
با عرض پوزش
برقراری تماس امکانپذیر نیست
...لطفاً شماره رو چک کنید و
!فرار کن
!یکی کمکم کنه
« بابا: حالِت خوبه؟ »
بابا: هی، رفیق، تلویزیون داره چیزهای وحشتناکی» «نشون میده... از خواهرت خبری داری؟
بابا: داریم میایم سمتت. حواست باشه اول» «مطمئن شی ماییم، بعد در رو باز کنی
.بابا: نتونستیم بیایم، رفیق. نگران ما نباش. پیش همدیگهایم» «تو فقط حواست به خواهرت باشه. قوی باش و زنده بمون
یعنی چی؟
!چه اتفاقی داره میافته؟
.مامان: خیلی سعی کردیم ازت خبر بگیریم» «.لطفاً باهامون یه تماس بگیر
در حال حاضر تمامی خطوط اشغال هستند
لطفاً بعداً مجدداً امتحان کنید
!کمک
« زنده بمون »
خیلی راضیم که اولین ضربه رو دادن به اون
!همۀ ضربهها رو میزنه !ببینش
هیچ توپی از دستش درنمیره
!علاوه بر اون با تمام قوا و ماهرانه هم میزنه
!محشره
متوجه شدیم که در پی فقدانِ ضروریات حیاتی
احتمالاً یک محرک روانی باعث میشه
افراد آلوده فقط بخوان هر موجود زندۀ غیرآلودهای رو بخورن
تغییراتی شیمیایی رخ میدن که
روی فعالیت مغز شدیداً تأثیر میذارن « دست از تلاش برندار »
طبق مشاهدات، حس خشم و شرمساری
هر دو بهشدت روی اونا تأثیر میذاره
مشترک مورد نظر در حال حاضر در دسترس نمیباشد
اگه به فکر جیرهبندی غذا هستید .بدونید که کار عاقلانهایـه
اما باید به فکر ذخیرۀ آب هم باشید
فعلاً اینجا هنوز قطعی آب نداشتیم
ولی خبرهایی از قطعی آب کلانشهرها
به گوش میرسه
یک انسان میتونه بیش از سه هفته بدون غذا زنده بمونه
ولی بدون آب بیشتر از سه روز امکانپذیر نیست
!ولم کن
!سلام
فکرکنم این اولین گزارش ویدیوییمـه
انگار داره ضبط میشه
اسم من آیدان ـه
و هفت روز از شروع این جریان گذشته
تو اخبار میگن یه بیماری همهگیر جهانیـه
از روز اول تنها بودم
...خیلی حس عجیبیـه چون
تا حالا تو عمرم بیشتر از یه روز تنها نبودم
نمیتونم از خونه برم بیرون
...و تلفنها
!نیا جلو
میشنوید؟
مدام همین وضعـه
همیشۀ خدا
...و
...من
...سعی میکنم که
خب، مغز فرد آلوده با دو مشکل مواجه هست
اول اینکه بخش مغز خزنده شدیداً حساس میشه
بهخصوص بخشهای کنترلکنندۀ خشم و پرخاش
همونطور که دیدیم پی تماس با .هر موجود زندۀ غیرآلودهای تحریک میشه
فعالیت شدید مغز خزنده بر
فعالیت عادیِ لوب پیشانی غلبه میکنه
اونقدری کافی نیست که بتونه فرمان انجام کاری رو بده
ولی برای جیغ و فریاد زدن کافیـه
بله، همینطور باعث حرکات غیرارادی هم میشه
البته بهکار بردن لفظ حرکات غیرارادی نادرستـه
...رعشه
...آخرین حرکتیـه که یه فرد آلوده
!دیوونهای
پس طبق گفتۀ شما
اونا از کاری که میکنن آگاهن؟
در یه سطح ابتدایی بله
و میشه گفت واسه کنترل کردن خودشونـه که ،جیغ و فریاد میزنن
اما نمیتونن
هی، آیدان هستم
فکرکنم این شونزدهمین گزارش ویدیوییمـه
...هر روز یکی ضبط کردم
بعد از اولین بار هر روز یه ویدیو ضبط کردم
...کمکم همهچیم
داره تموم میشه
مطمئنم که بالاخره یه موقعی مجبورم برم بیرون
...ولی
تو اخبار هم دیگه گزارشگری رو واسه .گرفتن خبر جدید بیرون نمیفرستن
همهش یه سری کلیپ رو دوباره و دوباره پخش میکنن و
یه سری حرف تکراری میزنن
عجیبـه که سعی دارن خونسرد باشن
یا وانمود کنن که خونسردن انگار هیچ اتفاقی نیفتاده
!ولی... مشخصـه که یه اتفاقی داره میافته
بههرحال اخبار رو دنبال میکنم چون ...چه میدونم
میگم شاید یهو خونوادهم رو دیدم
میدونم احمقانهست
مگه احتمالش چقدره... غیر از اینـه؟
خیلی وقت پیش یه مطلبی در مورد
محرومیت حسی خوندم
یه عده رو تو محفظههای محرومیت حسی میذاشتن و
نه میتونستن صدایی بشنون نه چیزی ببینن
بعد از یه مدت آدم یهجورهایی... دیگه توهم میبینه
اینطوری که آدمهای کاملاً سالم توهم میبینن
واسه اینکه فقط یه چیزی دیده باشن
میشه گفت تلاش مغزه که .چیزی واسه پردازش داشته باشه
...فکرکنم کمکم دارم
...خارج از محیط اطرافم
...نمیدونم ...فکرکنم مثلاً
!این واقعیـه
نه
نه
!ای وای! اوه
چه بلایی داره سرم میاد؟
...انگار
.نه، میدونم چم شده !چیز پیچیدهای که نیست
دارم عقلم رو از دست میدم
...منـ
...همهش
...همهش به داستان مردی فکر میکنم که
کیلومترها تو برف سینهخیز رفت
...تازه با دو تا پای شکسته .رفت که به جای امن برسه
ولی من حتی نمیتونم در خونهم رو باز کنم
...خیلی ناجوره که
آدم بفهمه ترسو ـه و
قشنگ از این مطمئن شه، میفهمین؟
خب، از سه روز دیگه باید گشنگی بکشم
...این چهـ شنیدین؟
...یعنی چی
در حال حاضر تمامی خطوط اشغال هستند
لطفاً بعداً مجدداً امتحان کنید
آیدان، عزیزم، صدام رو میشنوی؟
مامانتم. من و بابات خیلی نگرانیتم
.امیدوارم خونه باشی ،خواهرت قبل از بسته شدن جادهها
No comments yet. Be the first to leave one.