The first 200 lines.
قراره حسابی اوضاع اینجا رو تغییر بدیم
میتونم توی حفظ کردن دیالوگها کمکت کنم
آره بیا انجامش بدیم
بهخاطر بوسه مضطربی؟
میتونم نشونت بدم
تا از نتیجه دعای خود بهره ببرم
ریچی فکر میکردیم قراره بمیریم
آره؟ بادی محکم تو رو چسبوند به خودش؟
همه چی باید حول محور تو باشه
و این انتخابات چرندی که پای همه رو بهش باز کردی
همهش تظاهر میکنی برای مصلحت عمومه
ولی درواقع همه اینکارها برای خودته
گویا داریم تاریخسازی میکنیم
برای اولین بار یه زن رئیس شورای رایدلهای میشه
باید دوباره رایها رو بشمارین
تو برنده شدی چون الهامبخش بقیه بودی
من ازت الهام گرفتم
نمیتونم به بوسیدنت فکر نکنم
راستش برای همین زنگ زدم
واقعا؟
به نظر خبر خوبی نمیاد
بهنظرم بهتره اتفاقی که افتاد رو بین خودمون نگه داریم
البته فعلا
باشه
آخه
من تازه با ریچی بهم زدم
...و ممکنه - و ترجیح میدی با اون باشی -
نه
نمیدونم
من و تو باید سر از خیلی چیزها دربیاریم
...خیلی اتفاقها افتاده و
و لازم نیست چیزی رو الان تصمیم بگیریم
آره
ممنون
به علاوه
به عنوان رئیس شورا سرت خیلی شلوغ میشه
باور کن
شاید بتونی کمکم کنی
خوشحال میشم کمکت کنم
آره حتما
باهم تیم خوبی میشیم
آره
دیر وقته
شب بخیر
خانم رئیس
پس ای پنجره روز را اجازهی ورود ده و جان و روح را خارج کن
خدانگهدار! بوسهای ده تا رهسپار شوم
باز گناهانم را بده
مادامی که دعا میکنم
خدانگهدار
... و من
آره خیلی توش پنیر ریختم
بد نشده؟ - نه خوبه -
خوبه
به نظرم برای امروز کافی باشه
فقط دو روز دیگه مونده نه؟
آره، روش کارش همینه
یادم رفته بود این اولین باره نمایش اجرا میکنی
پس مراحلش رو برات توضیح میدم
کل زندگیته
کاملا درگیرت میکنه
و بعد یه روز، زمانش فرا میرسه
پردهها بالا میرن و با تموم وجودت اجرا میکنی
خیلی سریع پیش میره
بعد تشویق، تشویق پرده میاد پایین و بعد بوم
بوم؟
دیگه تموم شده و همهمون ازش میگذریم
فردا میبینمت
آره
ای فرشتهی روشن بازهم به سخن درآی
چون تو در بالای سر من در شب تار همانقدر باشکوهی
...که
خب بهم بگو
که پیامبر بالدار در آسمان
کاش این طرف شکسپیر انگلیسی نوشته بود
همه این شوخی رو میکنن
ادامه بده - خیلی خب -
که پیامبر بالدار در آسمان
هنگامی
هنگامی که بر فراز ابرهای کندرو گام برمیدارد
چشمان موجودات فانی را مجذوب خود میکند
هیزل لعنتی
میدونم ترس از صحنه داری
اما خیلی عجیبه که تو قراره ابزار نمایش باشی
درحالی که کل نمایشنامه رو حفظی
اگه به آقای وان بگم
مطمئنم برات یه کاری میکنه
نگو
.من توی پشتصحنه راحتترم واقعا میگم
باشه
هیزل دوست ندارم این بیرون روی پشتبوم باشی
امن نیست
وقتی خونه بودم همیشه این کار رو میکردم
پشتبوم اینجا فرق داره
شب بخیر بادی
شب بخیر آقای رابرتسون
داری زمان زیادی رو
صرف نمایشی که خودت درش نقشی نداری میکنی
دارم به بادی کمک میکنم
.کمک کردن رو دوست دارم برای همین پشتصحنهها رو دوست دارم
این برای نمایش چهطوره؟
.مامان، من پشتصحنهام فرقی نمیکنه چی بپوشم
همه احتیاج ندارن همیشه خدا دیده بشم
خیلی سخته که یه ستاره دنیا آورده باشی
و اون همیشه درخشش رو با لباسهای چارخونهای
پنهان کنه
چیزهای چارخونه که خوبن
موافقم. منطقیه
دیگه از شما دوتا قطع امید کردم
شاید بهتره به حال خودش بذاریش
بهحال خودش گذاشتمش
اون یه بانوی جوان و زیباست
عین چوببرها لباس میپوشه لارنس
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
یه رازی دربارهی یکیتون میدونم
.من که نیستم من همهچیزم رو هست
همهتون لیست دشمنانم رو دیدین
آره و اسمهایی که خط زدی ناراحتکننده هستن
جین برندهی انتخابات شده
چی؟ - آره -
واقعا؟
دیشب میخواستم بهت زنگ بزنم
اما خطتون مشغول بود
.ما تونستیم نزدیک بود نشه اما تونستیم
بالنسیاگا رو شکر
حالا دیگه میتونیم نگرانیهای انتخابات رو کنار بذاریم
و روی لباسهای نمایش تمرکز کنیم
آره راستی! نمایش
سینتیا برای اولین نمایشت آمادهای؟
از زمین به سینتیا حالت خوبه؟
انگار حواست یه جای دیگهست - استرس داری؟ -
میخوای دربارهش حرف بزنی؟ - ما شنوندههای خوبی هستیم -
من بدک نیستم اما تلاشم رو میکنم
جیمینی
پریودم باشه؟
راضی شدین؟
برم ببینم نوار بهداشتی لازم داره
یا اینکه بخواد به کسی مشت بزنه
خیلی اسمها هنوز از لیستم خط نخوردن
تعجب کردم اومده - بزنین بریم پسرها -
هنوز توی حال و هوای هالووینه
حلش خوبه؟
نه
اما نمیخوام دخالت کنم
بریم
بیا بریم قیافههای شگفتزدهمون وقتی خبر رو اعلام میکنن تمرین کنیم
خیلی خب پسرها روز جدید بسکتباله
برید خوش باشین
خانمها نگران نباشین
توپهای بسکتبال قدیمی پسرها گیر شما میاد
خودت ضایع شدی
من میتونم از این کلاه درست کنم
پسرها و دخترها صبحتون بخیر
و از همهتون ممنونم
که در این رویهی دموکرات نقشی ایفا کردین
نتایج اعلام شده
...تبریک میگم به
بادی آلدریج
رئیس شورای برگشته به کارمون
الان چی شد اولیویا؟ مگه نگفتی جین برنده شده
.چرا برنده شد خودم دیدم
خب از آشنایی با همهتون خوشحال شدم
چی؟
بیاین اقرار کنیم
این گروه رو تشکیل دادیم تا جین بتونه توی انتخابات برنده بشه
و الان باخت
دورهی زیبایی بود
سینتیا داری دربارهی چی حرف میزنی؟
ما هنوز هم باهم دوستیم - واقعا؟ -
یا فقط چهارتا دختریم
که برای یه هدف مشترک دور هم جمع شدن و نتونستن بهش برسن؟
چه برنده چه بازنده خانمهای صورتی هنوز هم یه اکیپ هستن
چیزی عوض نشده
تو تونستی بادی
بخشید، عذر میخوام
شروع شد
«مترجمان: عاطفه بدوی و کیمیا» ::. Atefeh Badavi & ♤Sherlocked ♤ .:: @SublimeTitle
واقعا بادی روی این رو داشت
که ازت درخواست کمک کنه؟
آره
دقیقا نمیتونستم بهش نه بگم
چون خودم هم ازش همین درخواست رو داشتم
این کی اتفاق افتاد؟
یهمدت پیش، یه حرفی بود که با نیت رقابت سالم زدم
فکر میکردم قراره باهم به مدرسه حکومت کنیم
ما خانمهای صورتی
هنوز هم میتونیم اما با یه روش دیگه
ببین اگه تموم چیزی که گیرم میاد حرفشنوی بادی باشه
با همین هم کار رو پیش میبرم
شاید هنوز هم بتونم چیزهایی که میخواستیم رو به دست بیارم
.باید قبولش کنم من باختم
نباید یه بازندهی بیجنبه باشم
پس بذار من بیجنبهت باشم
باشه هرکاری میخوای با بادی کن
البته نه هرکاری
البته که تو از این کارها نمیکنی
بقیهش با من
هنوز کارم به عنوان مدیر کمپینت تموم نشده
آقای دنیلز
No comments yet. Be the first to leave one.