The first 200 lines.
.کاتر ویکتوریا هستم از گارد ساحلی اثری از بچهها نیست
گزارشهایی مبنی بر دیده شدن یک قایق بیتل کت در شمال شرقی اینجا داده شده
بررسیهای لازم رو به عمل میاریم. تمام
مال مریته؟
.اون شب دستش بود تگ بهش دادتش
دارن یه چیزی رو مخفی میکنن
اگه همهشون دستشون تو یه کاسه باشه چی؟
خیلیخب. بیا از اول شروع کنیم
پس تگ میدونسته مریت باردار بوده؟
آره. همون شب بهش گفت
به کس دیگهای هم گفت؟
...آره خب من، ولی
من به هیچکس نگفتم نمیدونم دیگه با کیا حرف زده
پس چرا فکر میکنی همه خانواده درجریانن؟
دلایلش یکی دوتا نیست که
یکیش رو بگو - ...مثلا -
گریر هرکسی که زیاد به اون خونه رفت و آمد داشته باشه رو
وادار میکنه قرارداد عدم افشا امضا کنه
یه دختره دیگه هم بود که تگ قبلا باهاش رابطه داشت چند سال پیش سعی کرد خودش رو بکشه
ولی هیچکی حرفی ازش نمیزنه
...و بنجی
خب هروقت این قضیه رو مطرح میکنم سریع جبهه میگیره
تو هم جاش بودی همین کار رو میکردی
یعنی اگه نامزد تو هم خیال میکرد خانوادهت دارن
روی یه قتل سرپوش میذارن همچین واکنشی از خودت نشون میدادی
بچهها رو پیدا کردیم. حالشون خوبه
گارد ساحلی خبرش رو داد
دارن میارنشون اینجا
الو؟ - خانم وینبری، ویل رو پیدا کردیم -
حالش خوبه. هردوشون صحیح و سالمن
عالی شد
صرفا بردنشون بیمارستان که معاینهشون کنن
خیلی لطف کردید
کارشون که تموم شد میارمش خونه
«زوج بینقص»
خانم سَکس
چیزی درباره مریت هست که بهمون نگفته باشین؟
...مثلا چیزی میدونسته که باعث بشه کسی
مثلا چی آخه؟
نه
نه
شوتر دیوال چی؟
بهنظرتون ممکنه تو قضیه دست داشته باشه؟
نه
میدونین با وجود اینکه صراحتاً اعلام کردیم هیچکس حق نداره جزیره رو ترک کنه
سعی کرد سوار کشتی بشه؟
خانم سکس؟
خانم سکس؟
عصرتون بخیر خانم - سلام -
مراقب باشید - ممنون -
تقریبا آماده رفتنیم
چقدر دیگه پرواز میکنیم؟ - یه ربع -
همه چی اون پشت حاضره؟
...نمیدونم چطور میتونی
هی
شوتر هستم. دیوال
آمیلیا سکس. خوشوقتم - همچنین -
بنجی هنوز نیومده؟
نه. جلسهش به بعدازظهر موکول شده
گفت خودش بعدا میاد
خیلیخب
بذار کمکت کنم
مرسی
اولین بارته؟
ببخشید؟
پرسیدم بار اولته؟
که سوار هواپیمای شخصی میشم؟
که میری نانتاکت
احتمالا چون به دفعات به اونجا سفر کردی دیگه واسهت تکراری شده باشه
آره خب زیاد رفتم ولی نه هیچوقت برام تکراری نمیشه
قبلا جایی همدیگه رو ندیدیم؟
فکر نکنم
شاید تو قطاری جایی؟ مثلاً راهآهن شمال؟
نه
« مترجم: عاطفه بدوی » ::. Atefeh Badavi .::
خیلیخب
خیلی سرده - آره -
قرار بود خونه رو حاضر کنیم ولی هیچکس نیومده
بنجی پیام داد
.گفت تاریخها رو قاطی کرده مستخدمها آخر هفته دیگه میان
احتمالاً سیستم گرمایشی هم آخر هفته آینده روشن میشه
گفت میادش
و اینکه اینجا رو خونهی خودمون بدونیم
آره. حدود پنج ساعت دیگه میاد
بیا. بذار بهترین قسمتش رو نشونت بدم
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
خیلی قشنگه
و برای اینکه ازش لذت ببریم نیازی به خدمه نیست
هیچکی واقعا به مستخدم نیاز نداره
حق با توئه
اولین باری که اومدی اینجا کِی بود؟
تابستون بعد از فوت مادرم
...کِی - چهارده سالم بود -
من و بنجی توی دیرفیلد هماتاقی بودیم
میدونست دوست ندارم برگردم خونه برای همین ازم دعوت کرد بیام اینجا بمونم
کل تابستون رو؟ - آره -
خیلی دوست داره به بقیه کمک کنه
آره
...بنجی
گفت مادرت حال مساعدی نداره
آره
متاسفم
ممنون
خیلیخب
خب
چی کار میکنی؟
!یخه! خیلی دیوونهای
اونور رو نگاه کن
جدی میخوای بری تو آب؟
بای بای
!نه! نرو
چی کار میکنی؟
تو هم بیا
زود باش! فوقالعادهست
یالا دیگه. بپر تو آب - نه. عمرا اگه بیام -
بیا یه تنی بزن
یالا
خیلی سرده
بیخیال
چرا سعی داشته جزیره رو ترک کنه؟
تو علتش رو برامون توضیح بده - نمیدونم -
چرا از من میپرسین؟ از خودش بپرسین خب
پرسیدیم
آقای دیوال رو چقدر میشناسین؟
چون ایشون آدمهای بانفوذ زیادی رو میشناسن
کِی اینطور شد؟ - دو روز پیش -
باید زودتر میومدین
میدونم
مرسی
میخوام تنها باهاش صحبت کنم
فقط یه سوال ازت دارم ویل
چطور تونستی اینقدر حماقت به خرج بدی و دخترم رو تو اون طوفان ببری وسط دریا؟
ممکن بود جفتتون کشته بشین
من... واقعا متاسفم
.عذرخواهیت رو بذار در کوزه آبش رو بخور اگه بلایی سر کلویی میومد چی؟
متوجه صحبتهام میشی؟
اگه یه بار دیگه جونش رو به خطر بندازی یا به هر طریقی اذیتش کنی
بلایی سرت میارم که مرغهای آسمون به حالت گریه کنن
گرفتی؟ افتاد؟
آره. افتاد
خیلیخب
دستبند مریت موناکو دست تو چی کار میکرد؟
نمیتونم بگم - چرا؟ -
چون ممکن کسی آسیب ببینه
همین الانش هم یکی آسیب دیده
یه زن کشته شده ویل
خب؟ مریت مُرده
...می
میدونی چه اتفاقی برای مریت افتاده؟
یعنی... اونجا بودی؟
...تو - حاملهم -
این خبر فوقالعادهایه عزیزم
واقعا؟ - آره -
خوبی؟
خیلی دوستت دارم - دوستت دارم -
مبارک باشه
مریت
اینجا چه کار میکنی؟ - تو ساحل با پدرم دیدمت -
نمیاد مادرم رو به خاطر تو ول کنه - چی؟ -
همچین اتفاقی نمیفته. هرگز ترکش نمیکنه
هیس. آروم
احتمالا مجبور شه
بهش گفتم اگه برای بچه به کمک احتیاج داره من حاضرم کمکش کنم
.یه ماه دیگه سپردهم رو میگیرم پول دستم میاد
و از پسش برمیومدم - خیلیخب -
باید به حرفهام گوش کنی. بهم اعتماد کن - طوری نمیشه. قول میدم -
.نگران نباش این مشکل تو نیست
میتونم بهت پول بدم - مسئله پول نیست -
دستبندش چی؟ - همه چی درست میشه. قول میدم -
...پیداش کردم
اون شب تو ساحل پیداش کردم
پرتش کرد تو شن و ماسهها
وایسا ببینم. گفتی پرتش کرد؟
به خدا دروغ نمیگم
.میدونستم احتمالاً بعدا بخوادش آخه خیلی گرونقیمت بود
...پر از الماس بود. برای همین
میخواستم بهش پسش بدم
دستت چی ویل؟
...دستم. خب
یه... حادثه بود
آخ
کیر توش
چی شده؟ ویل
وای. خوبی؟
یا خدا. چیزی نیست
نمیخواستم مامانم چیزی بفهمه
مطمئنی مادرت از قبل نمیدونست؟
نه
مامان
اینجاست؟
پسر محبوبت برگشته خونه
ویلیام - وای. خدا رو شکر -
همه رو زهره ترک کردی - برو درت رو بذار -
حالت خوبه؟ من رو نگاه - آره -
.ممنونم رئیس کارتر لطف کردین رسوندینش
آره. واقعا ممنون - خواهش میکنم. برو استراحت کن -
دقیقاً چه فکری پیش خودت کردی؟
هان؟ - چه میدونم -
نه. بگو ببینم وقتی دختره رو وسط طوفان برداشتی سوار قایق کردی چی تو اون کلهی پوکت میگذشت؟
سلام
No comments yet. Be the first to leave one.