The first 200 lines.
مادر عزیزم
اینجا اوضاع بر وفق مراده
خیلی دلم برات تنگ شده
ولی همهش مشغول یادگیری چیزهای جدید هستم
این هفته تو درس تجارت شاگرد اول شدم
و توی پیانو زدن هم پیشرفت چشمگیری داشتم
راستش یه خرده حسی شبیه به پرندهای که .تو قفس اسیره دارم
لحظهشماری میکنم که برم دانشگاه و .پر بکشم و رها شم
اوضاع اینجا آروم شده
،اون دختر تازهوارد با اینکه شروع آشفتهای داشت
الان جا افتاده و حسابی داره پیشرفت میکنه
دنیای اینترنت جاییـه برای خیالپردازی و رؤیاها
شما تنها جوونهایی نیستین که
،حضورشون توی دنیای مجازی
کاملاً بیانگر حقیقت زندگیشون نیست
خیلی قشنگـه که آدم میبینه
کسی که اونقدر ناراحت و عصبانی بود
به خودش اجازه میده عضوی از ما بشه و .به کاری که اینجا میکنیم مشغول شه
بعضی وقتها که غافلگیر میشه
متوجه غمی تو نگاهش میشم
دردی تو عمق وجودش هست. مطمئنم
و هر شب براش دعا میکنم
شاید بهخاطر اینکه میا هم همونطور که ،ما جودی رو از دست دادیم
کسی رو از دست داده، بهتر از هر کسی درکش میکنم
ولی کمکم داره یاد میگیره بهمون اعتماد کنه
و میفهمه که جنگیدن تو مبارزهای که
هیچوقت پیروزش نیست، کاملاً بیفایدهست
« ترجمه از یـاشـار و ســـروش » .:: SuRouSH AbG & TAMAGOTCHi ::.
کارمایکل - جان، یه مشکلی داریم -
یه شخص افشاگر قصد داره
عملیاتمون رو افشا کنه
رد یه ایمیلش رو زدیم که
دیشب واسه یه روزنامهنگار بریتانیایی فرستاده
،بهنظر میاد قصد داره به کل دنیا بگه .مشغول چه کاری هستیم
کی هست؟
نمیدونیم
ولی باید جلوش رو بگیریم تا چیزی فاش نکنه
خیلیخب
نمیتونم این قضیه رو از طریق کانالهای رسمی حل کنم
وقتشـه این دخترها
کاری که براش تعلیم دیدن رو انجام بدن
نمیتونم بهت بفهمونم"
نمیتونم به هیچکس بفهمونم
که در درونم چی میگذره
"حتی خودم هم نمیتونم توضیحش بدم
میا؟
میشه لطفاً همراهم بیای؟
سلام، میا
بفرما بشین
از هر دوتون ممنونم که تشریف آوردین
همونطور که به یاد دارید ،یه مدت پیش باهاتون در مورد
یه دورهی خدمتی صحبت کردم که یه زمانی باید متقبل بشید
خب، الان موعدش رسیده
میخوایم بفرستیمتون سراغ اولین مأموریت
لئو؟
یه روزنامهنگاری توی لندن هست
به اسم نیکولا گاف
احتمالش هست که اطلاعات حساس و محرمانهای رو
از یه منبع ناشناس آمریکایی دریافت کنه
منبع مذکور با اسم رمز تاسیتوس فعالیت میکنه
باید از هویت واقعی تاسیتوس مطلع بشیم
و باید مانع دسترسی نیکولا گاف به اون بشیم
هرچی که لازمـه بدونید اینجا هست
یه نگاه بهش بندازید
همهش رو خوب به ذهن بسپرید
سؤالی نیست؟
چرا ما؟
خب، میا تجاربی تو دنیا کسب کرده
تجاربی که باعث میشن فعلاً بقیهتون
اصلاً قادر به رقابت باهاش نباشین
...و تو، جولز
تو مورد کاملاً مناسبی واسه این مأموریت هستی
حالا خواهی دید
خب دیگه، آماده شید
لطفاً این مسئله رو فعلاً با کسی در میون نذارید
ممنون
اصلیترین هدف مأموریت، تعیین هویت واقعی افشاگر با اسم رمز تاسیتوس و] [پی بردن به محل ملاقاتش با سوژه، نیکولا گاف است
،به سوژه از طریق همسرش نزدیک بشید] [بتانی جیمز، استادِ رابطهی جنسیت و فرهنگ در دانشگاه ساوت بانک لندن
قبلاً خیلی خوب بود ها
ولی به معنای واقعی کلمه همین الان یه مو توش پیدا کردم
.اوه، نگران نباش .مطمئنم مال تو چیزیش نیست
شاید اونی که غذا رو میکشیده
یادش رفته کلاه بکشه رو موهاش یا یه همچین چیزی
اوه، نه. مطمئنم مشکل مهمی نیست
.شایدم مهم باشه بهتر نیست به یه نفر گزارش بدیم؟
کلارا؟
!پِخ - !اوه -
خب، چه خبرا؟
با جولز میری؟
آره. میریم لندن
واسه چه کاری؟
اجازه ندارم بگم
چیه؟
چه میدونم
فقط یهکم عجیبـه
مگه همین رو نمیخواستی؟
چرا
موندنِ اینجا تصمیم تو بود
...میتونستیم
بریم و مادرت رو پیدا کنیم - مادرم مُرده -
...ماریسا - ماریسا دروغ میگفت -
اون مُرده
اینجا حالم خوبه
منم همینطور
هانا؟
مراقب خودت باش
جدا از هم سفر میکنید
.اونجا همدیگه رو میبینید .میا، اول تو میری
سوار ماشین جلویی شو
به امید دیدار
خداحافظ - موفق باشید. یادتون باشه -
قبلاً بارها این کارها رو توی تمرینات انجام دادین
جولز... میشه چند کلمه باهات حرف بزنم؟
.اینجا رو میشناسم .اردوگاه جی ـه
اینجا از هانا بازجویی کردیم
از جان کارمایکل خواستیم تو رو بفرسته اینجا
چون یه سری سؤال هست که .خودمون باید ازت بپرسیم
شبی که خواستی از مدوز فرار کنی
یه نفر بهت کمک کرد
اون کی بود؟
،بهتون که گفتم .اصلاً نمیدونم در مورد چی صحبت میکنید
!کارمایکل گفت که دروغگوی قهاری هستی
.دو نگهبان کُشته شدن ،یکی به ضرب گلولهای با سرعت شلیک بالا
اون یکی هم گردنش شکسته
.به یه دوستت پیغامی دادی .بهشون گفتی کجا میری
اومدن دنبالت و سعی کردن کمکت کنن
اونا کی بودن؟
کسی نبود
!خودت رو به حماقت نزن
هانا میدونه کی سعی داشت بهت کمک کنه؟
اون شب دیدشون؟
آخه چطور دیده باشه؟
اصلاً کسی اونجا نبود
کی اینا رو کُشته؟
چون مطمئناً کار تو نبوده
اسم رمز تاسیتوس برات معنایی داره؟
آره
اسم سگمـه
واقعاً درک نمیکنم که چطور
به چشم یه قهرمان بهش نگاه میکنی
!کل افراد یه جنس رو از کلاسهاش حذف کرد
یعنی حاضر نیست به من درس بده؟
نمیدونم و ازش چشمپوشی نمیکنم
ولی کتاب "کلیسای مسیحیت و جنسیت درجه دو" رو خوندی؟
آره، ولیـ... اوه، سلام - سلام -
من میا هستم
.من پِرل هستم .اینم جولز ـه
فقط همین ترم رو اینجام
حالا ترم یا هرچی که بریتانیاییها میگن
منم ترم یک کارشناسیام
اول تو دانشگاه پورتسموث
زبان فرانسه میخوندم
ولی راضی نبودم
واسه همین انتقالی گرفتم اینجا
خب، خوشوقتم
امیدوارم بدجنس نباشه
امیدوارم خیلی زود نیومده باشیم - نه، نه -
بیایید تو
از این اشتیاق استقبال میکنیم
خب
بیاید اول با گفتن اسمهامون شروع کنیم، باشه؟
من بتانی هستم
هی
سندی
سندی - چیه؟ -
پاشو کلاس داریم
گور بابای کلاس
سندی، چند روزه خیلی بداخلاقی ها
زرِ مفت نزن، هلن
،هروقت خواستم کسی بهم درس اخلاق بده
خبرت میکنم
چرا اونا؟
میا فقط دو ماهـه اومده اینجا
چرا اون؟ ها؟
شبکههای اجتماعی
فضای بازی هستن که بستری رو فراهم میکنن تا
اشخاص بتونن با وجود اینکه از دیرباز وادار به سکوت شدن و
در اقلیت بودن، حرفشون رو بیان کنن
.خیلیخب، پس یه تریبون نوظهوری تو اینترنت داریم !چه عالی
اما توی دنیای واقعی راستش شرایط خیلی متفاوتـه
درضمن، مگه اهمیت اصلی رو دنیای واقعی نداره؟
شما نمیتونید ادعا کنید این دو تا کاملاً مجزا هستن و .هیچ ارتباطی باهم ندارن
رسانههای اجتماعی زندگی واقعیمون رو دائماً تحت تأثیر قرار میدن
بله
بیا تو، سندی
بشین
خب
شنیدم حس میکنی یه خرده حقت ضایع شده
اوه، نه. اصلاً اینطور نیست، قربان
خب، الان وقتشـه که این مشکلت رو حل کنیم
،یه مأموریتی هست که میخوایم .تو و کلمنسی انجامش بدین
شامل مسافرت به خارج از کشور هم میشه
یه عملیات جدیـه که کمی خطر هم چاشنیشـه
هردوتون حس میکنید آمادگیش رو دارید؟
جولز
چیزی فراموش کردی؟
نه
...خواستم ببینم
امکانش هست یه لحظه وقتتون رو بگیرم؟
معلومـه
No comments yet. Be the first to leave one.