Abbott Elementary

Abbott Elementary

Download Farsi Persian Subtitle

Season 5

Release info

Abbott Elementary S05E01 Team Building 720p DSNP WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 5 قسمت 1 Abbott Elementary 2021 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-22
Downloads: 26
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

صبح بخیر و شادباش، دومین تعطیلات مورد علاقه‌ام بعد از کریسمس.

روز توسعه، هر...

اوه! دونات. بیاین!

آه، چه خوب، ولی من امروز رژیمم، پس فقط یه ماست می‌خورم.

هوم، ببینم امروز چه حسی دارم، نه؟

حس باکلاسی دارم یا حس دیوونه‌بازی؟

حس شکلات روکش‌دار دارم؟

جانین. اوه.

کار همیشگی. ممنون. تو منو خوب می‌شناسی، مِل مِل. هوم.

خب، شش سال همین کارو با آدم می‌کنه.

اوه، شنیدین سقف ادینگتون ریخته؟

اوم. و اون ساختمون بعد از مال ما ساخته شده بود.

واقعاً؟ وای. اوم.

صبح بخیر، همگی. آره، جذاب‌تر شدم. نیازی نیست در موردش حرف بزنیم.

و ممنون از هر کی که این دونات‌ها رو آورده.

فکر کردم کار توئه. آخه من چرا باید این کارو بکنم؟

وقتی صبح اومدم قهوه‌مو بگیرم، اینجا بودن.

هوم. "دونات نگران هیچی نباش."

اوه، اونجا عالیه.

یادتونه پارسال برای آخرین روز مدرسه دونات آوردم؟

آره، آره.

ولی هیچ کدوممون نتونستیم بخوریم چون مصمم بودیم

که کلاسامونو تمیز کنیم و قبل از شلوغی ترافیک بزنیم به چاک.

آقای جانسون، امم...

تو آشپزخونه رو آخر سال پیش تمیز کردی، درسته؟

آره.

وایسا، گفتی پارسال؟ آره.

نه.

شوخی می‌کنی.

بچه‌ها، امسالم عالی می‌شه.

وای!

من اینجا زندگی نمی‌کردم.

اوه، دونات!

خوش اومدی آب‌نبات؟ باشه.

همگی می‌دونین چه وقتیه. روز توسعه‌ست.

بعضی از این "بزرگترا"، از شروع مدرسه وحشت دارن،

ولی بذارین من اولین نفر باشم که با یه آب‌نبات می‌گم "خوش برگشتین".

بفرمایین. ممنون.

ملیسا.

آب‌نبات من.

باربارا، تو که آب‌نبات خوش‌آمدگویی نمی‌خوای، نه؟

با کمال میل. ممنون.

اوه، از اینکه برگشتم، ذوق‌زده‌ام.

آخر سال تحصیلی گذشته،

من واقعاً با کلاس موسیقی ریتم گرفتم.

برای همین کل تابستون رو صرف برنامه‌ریزی درسی کردم

و با موزیک‌هایی که دانش‌آموزا این روزا دوست دارن، آشنا شدم.

دوباره جون گرفتم.

این فصل جدیدیه در کتاب باربارا.

می‌تونین همگی بیاین یه لحظه یه چیزی رو ببینین؟

مثل این؟

ببینین، ما امسال قرار نیست هیچ لذتی ببریم.

نمی‌دونم چطور گاز از جاش تکون خورده.

اتصالات نباید اینجوری باز باشن.

تو حوزه اختیارات من نیست. می‌گم یه نفر بیاد چک کنه.

خواهش می‌کنم. لازم نیست به کسی زنگ بزنی.

برو کنار. خودم درستش می‌کنم. فقط یه کم... توجه می‌خواد.

شایعه‌ها راسته. من عاشق شدم.

اسمش اُشان‌ئه و توی بخش فنی کار می‌کنه.

می‌دونین، وقتی تازه با هم دوست شدیم همه مخالف بودن.

اداره منطقه حتی منو اخراج کرد تا رابطه‌مون رو بهم بزنه.

و جانین سعی کرد نذاره کارمو پس بگیرم.

اما... با وجود همه‌ی اینا ما... ازش رد شدیم.

خلاصه، من دیگه از خودم می‌گذرم چون عاشقم و اُشان رو دارم.

اوا، برای دوازدهمین باره که می‌گم نباید این چیزا رو به ما نشون بدی.

این نقض قوانین منابع انسانیه.

پیراهن تو هم همینطوره.

باشه. دیگه چی؟ مشاور جدید میاد. خسته‌کننده.

اوه. خواهش می‌کنم به معلم جدید کلاس چهارم، دومینیک کلارک خوش‌آمد بگین.

این اسمو کجا شنیدم؟

نمی‌دونم. دومینیک کلارک.

تو همون فیلم جدید تایلر پری، "عروسی مقصد مِدیا"، بازی کردی؟

نه، خانم هاوارد. من دومینیک‌ام. توی کلاس مهد کودک شما بودم.

دومینیک، چطور می‌تونستم فراموش کنم؟ تو همه چیز رو قرمز رنگ می‌کردی.

هنوزم می‌کنم. شوخی کردم. دیگه این کارو نمی‌کنم.

باعث افتخاره که همکار جدیدتون هستم.

همکار جدیدم.

سلام به همگی. هی، حالتون چطوره؟

وای، تصورش رو بکن.

شاگرد مهد کودک تقریباً، هوو، ۲۰ سال پیشم شده همکار جدیدم.

این دیوونه‌کننده‌ست، باربارا، چون شما دو تا دقیقاً هم‌سن به نظر می‌رسین.

آره، همینطوره. اه...

این قراره خوب پیش نره. اینجا میدان مینه، باشه؟

این یارو قراره باربارا رو برگردونه به همون باربِ غرغرو و قدیمی.

آره، نه، من حواسم هست.

خیلی خب. به خاطر افزایش دانش‌آموزان راهنمایی،

خانم شکمنتی دیگه کلاس دوم درس نمی‌ده.

میره بالا که ریاضی راهنمایی و کلاس پایه رو درس بده.

نه، نه، اشکال نداره. خودم می‌دونستم.

و می‌دونین، این روزا هر اپلیکیشنی شبیه شرط‌بندی ورزشیه

پس فهمیدم این یه فرصته که مهارت‌های درصدگیری‌ام رو دوباره تقویت کنم.

و چون به اندازه کافی کلاس دومی برای دو تا کلاس نداریم

خانم تیگز حالا ۴۰ تا دانش‌آموز خواهد داشت.

من شخصاً هیجان‌زده‌ام ببینم آیا این کار می‌شکنتش یا نه.

نمی‌شکنه.

شاید بشکنه. باشه، الان فقط داری برای بقیه حرف می‌زنی.

می‌ریم که چیدن کلاسا رو تموم کنیم.

آره، روز توسعه تموم شد. کارتون خوب بود، تیم.

خب، کسی گفت "تیم"؟

این کت و شلواری کیه؟ اوه. درسته.

این اسکلت کاغذی اسمش کرِیگه. اداره نمی‌دونم چرا فرستادتش.

بله، صبح بخیر دبستان آبوت، و خوش آمدید به مدرسه.

خیلی خب! اینم از این.

راستش، مدیر کولمن درست می‌گن. من بی‌دلیل اینجا نیستم.

اداره منطقه فکر می‌کنه دبستان آبوت یه مدرسه‌ی خیلی خاصه

و ما می‌خواستیم خاص‌ترش کنیم

با تأکید مجدد بر چند اصل کلیدی منطقه

و دستورالعمل‌های اخلاقی، از طریق کار گروهی.

این نتیجه‌ی اینه

که دیگه به ما اعتماد ندارن، به خاطر دروغ‌های پارسال

اخاذی از کسب‌وکارها

آره، و سنت سالانه‌مون در برگزاری نمایش‌ها و جشن‌های بی‌مجوز.

شاید. بله.

پس این یه تنبیه هست که توی فعالیت‌های کار گروهی پیچیده شده؟

بله. برای اینکه نشون بدیم همه‌مون یه تیم بزرگیم

و اعتماد بین منطقه و آبوت رو دوباره بسازیم

اعتمادی که همه‌تون درهم شکستید.

من قراره یه روز کامل فعالیت‌های اجباری کار گروهی رو با همه پیش ببرم.

پس بدون فوت وقت،

همه‌مون به اجبار بریم سمت کتابخونه.

اوه!

آهای، بیاید دیگه. چند تا بازی کار گروهی شاید بامزه باشه.

اوه، بازی نه، فعالیت.

خب، وقتی ۲۰ سال پیش من شاگرد کلاس مهد کودک شما بودم

بذار همین‌جا متوقفت کنم، دامینیک.

اوه. وای وای. شروع شد. ام... هی، دام، بهتره

می‌دونی، دارم سعی می‌کنم خونسردیمو حفظ کنم

اما تو خیلی هیجان‌زده‌ام کردی!

شاگرد سابقم حالا همکارمه. وای، چه روز مبارکیه که زنده‌ام!

آره! هی، بچه خرخون!

هر چی که هست، می‌شه سریع‌تر انجامش بدیم؟ بعضی از ماها کار واقعی داریم که باید بهش برگردیم.

آره، باشه.

خب، برای شروع

قراره یه چیزی رو بگید که مردم در موردتون می‌دونن

و یه چیزی که نمی‌دونن.

پس، من شروع می‌کنم.

خب، چیزی که مردم در مورد من می‌دونن اینه که عاشق کارمم.

چیزی که نمی‌دونید اینه که

من صلیب می‌ندازم، اما به خدا اعتقادی ندارم.

اما اون به تو اعتقاد داره.

من باربارا هاوارد هستم و یه چیزی که همه‌تون درباره‌ی من می‌دونید اینه که

من رابطه خیلی قوی و عاشقانه‌ای با خدا و جرالد دارم.

آه، اما چیزی که نمی‌دونید اینه که من هرگز اسم خدا رو بیهوده نمی‌برم.

ام‌اِم‌اِم

ملیسا.

ای عیسی مسیح عزیز... این حساب نیست چون در مورد یه نوزاده.

پس، حتماً.

خب، یه چیزی که در مورد من می‌دونید اینه که

شما همین الانم هر چی لازم بوده در مورد من بدونید رو می‌دونید.

یه چیزی که ممکنه در مورد من ندونید اینه که دهنتونو سرویس می‌کنم.

باشه.

آقای جانسون.

چیزی که در مورد من می‌دونید اینه که قبلاً تو چیپندیلز کار می‌کردم.

هی هی هی!

چیزی که نمی‌دونید اینه که من تمام یک مسابقه‌ی سه‌گانه رو شنا کردم.

خب، این فقط "مسابقه‌اس." صبر کن، چرا شنا کردی؟

آسون‌تر از سوار شدن روی بادبادک.

فکر کنم منظورت دوچرخه‌س.

نمی‌دونم. هیچ‌وقت سوار نشدم. به خاطر همینه که کلش رو شنا کردم.

منظورت چیه که هیچ‌وقت سوار نشدی؟

تو یه جام تور دو فرانس توی کمدت داری.

اون برای فرهنگه.

که اگه... اگه وقت می‌ذاشتی و تحسینش می‌کردی، می‌دونستی.

ببخشید که حرفتون رو قطع می‌کنم اما اِ... این چه بوییه؟

عاشق این بازی‌ام. اوه، آره.

بو مثل سنجاب مرده‌ست.

آه، آره. نه، راکونه.

راکونه. اوه، نه.

من... من می‌دونم اون بو چیه. مورتونه.

من نیستم.

البته، بوی گاز میده.

گفتم که باید یه متخصص اون اجاق رو بررسی کنه.

احتمالاً همون مورتون کثیف گوزیده،

ولی میرم چک کنم.

خب، من یه بویی حس می‌کنم، ولی چیز دیوونه‌کننده‌ای نیست، درسته؟

درسته؟

اوه، لعنتی.

اوه، لعنتی!

بسیار خب، کی دوست داره نفر بعدی باشه؟

کسی وحشت نکنه، اما از همه می‌خوام با عشق برید بیرون.

بیرون. فوراً، و عاشقانه.

گفتم که عاشق بودم؟

دیگه کی چیزی داره که به خاطرش زندگی کنه؟

چی؟ بریم. یالا.

بسیار خب. پس اداره منطقه کسی رو می‌فرسته تا نشت گاز رو برطرف کنه

اما چیزی که نمی‌تونه درست کنه

زیرساخت اخلاقی متلاشی‌شده‌ی این مدرسه‌ست.

حالا به پنج گروه تقسیم شید.

هر گروه یه فعالیت متفاوت خواهد داشت که من کمکتون می‌کنم.

ببینید، هر چی زودتر تمومش کنیم

زودتر می‌تونید به کار روزمره‌تون برگردید.

بسیار خب، این چیه؟ نوعی استعاره‌ست؟

در مورد اینکه چطوری باید سال تحصیلی‌مون رو دوباره شروع کنیم؟

نه، فقط نمی‌دونستم چند نفر قراره اینجا باشن

و اینا تو صندوق عقب ماشینم بودن.

شما خوش آمدید که هر مشکل یا نگرانی‌ای دارید با من در میون بذارید.

کوچیک یا بزرگ، من برای کمک کردن اینجام.

البته، اون ساعت مشخصی برای حضور در دفتر داره.

پس شاید بخواید، می‌دونید، یه عالمه مشکل رو طی چند هفته جمع کنید

اما اگه تو دفتر باشم، اون ساعت‌ها آزاده.

More Farsi Persian subtitles for Abbott Elementary

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left