The first 158 lines.
ژولیت دعوت می کند برای تولد 22 سالگی او
نه آنقدر عالی
آقای پاروتی سوال را تکرار می کنم.
آیا شما با آلفارومئو رانندگی می کردید؟ بله یا خیر؟
منتظر وکیلم هستم
خنده دار. او کمی دیر کرده است.
خوب، پس یک چیز کاملا متفاوت
چیکار میکنی با خانواده وندائل؟
فکر کنم مادرت درست میگفت دو سال پیش
وقتی وندال ها را به پلیس گزارش داد به خاطر قتل خواهرش
عمه تو کلودیا
می فهمی؟ من طرف شما هستم
می توانید شروع به همکاری کنید، آقای پاروتی؟
سیم؟
با تشکر
کارآگاه ژرمونپرز.
- ساکت بودی؟ - بله.
خیلی خوبه
-خسته ام - بیا بریم
- من نمی توانم. - به دست می آورد.
لو صبر کن
کمی راه برویم
باشه بریم
کارا
- امروز به مهمانی ژولیت می روی؟ - او شما را دعوت کرد؟
اوایل امروز با پیام آخرین لحظه
- باحال - اما من نمی کنم.
- چی؟ البته خواهد شد. -ببینم
بیا، موضوع باستانی است. لباس من فوق العاده سکسی خواهد بود.
حال و حوصله ندارم
- لو، باید بیشتر بری بیرون. - من الان رفتم.
- سلام. - چی بود؟
- میدونم داری چیکار میکنی - چی؟
داره بسته میشه
بله همینطور است.
- من دیگه مشروب نمیخورم. - لازم نیست.
- میخوای منو مجبور کنی - باحاله
- و من به ژولیت اعتماد ندارم. - چرا؟ او باحال است.
من قبلا او را می شناسم، یادت هست؟ عجیبه که منو دعوت کرده
- چرا؟ چه چیزی وجود داشت؟ - خیلی شدید بود.
من نمی فهمم چرا ناگهان برگشت
- حسودی می کنی؟ - از ژولیت و الکس؟
- چی نیست - من مشروب نمیخورم
و من نمی توانم آنها را در حال تشخیص ببینم با لباس های رومی اگر هوشیار هستید.
- بیا، سه تا دیگه. - نه، بس است.
- سه تا دیگه و شاید من برم. - نه
چی؟ لو، این کار نمی کند!
خانواده واندیل در بحران فروش دارایی ها ادامه دارد
ارتباطت چیه با خانواده وندائل؟
- اینجوری؟ - نیازی نیست جواب بدی
این مربوط به تصادف است. توسط چه سوالی در مورد خانواده وندائل؟
مشکلت چیه کارآگاه؟
خب حالا میخوای حرف بزنی در مورد تصادف همه خوبن
اینجاست.
آقای پاروتی من همین نزدیکی می ماندم اگر تو بودی من سوالات بیشتری دارم
من فکر می کنم او چیزی را پنهان می کند.
شاید بهتر باشد در این مورد بحث کنیم دفعه بعد با خانواده وندال
شگفت انگیز، موریس. تو خیلی زیاد.
و آنها موافقت کردند با همه شرایط؟ بله.
بله، ما راهی پیدا خواهیم کرد. مدارک را آماده کنید.
سیم
و آنها را به زودی امضا کنید. وقت را تلف نکن، باشه؟ با تشکر
پدر، آیا آن مقاله را در De Tijd دیدید؟
از کی روزنامه می خوانی؟
چرا به ما حمله می کنند؟
درختان بلند باد بیشتری می گیرند. روزنامه نگاران میمون هایی هستند که سعی در بالا رفتن دارند.
آیا مقدار زیادی برای فروش باقی مانده است؟
-به تو ربطی نداره - Bonmamie فکر می کند که است.
از جوانی خود لذت ببرید. من از آن مراقبت خواهم کرد.
ما یک پروژه جدید در زمین گلف داریم که همه را شگفت زده خواهد کرد
موریس در حال مذاکره است با صاحبان لات آخر
سپس می توانیم شروع به ساختن کنیم و ما مجبور نیستیم به ورمیر بفروشیم.
این خبر عالی است.
هنوز هم می توانید یاد بگیرید چند چیز با من
گوش دادن…
آیا می خواهید به Verbier بروید؟
- بله البته. - باید مدارکی تهیه کنید.
و دان را بگیر من می خواهم او را از اینجا دور کند.
آنها از من می خواهند که اینجا بمانم برای بررسی های بیشتر
- لعنتی - آره لعنتی
کارآگاه بهبود یافت پرونده خاله کلودیا.
- جدی؟ - بله.
حرف شما را خواند و باور کرد در آنچه در آن زمان گفتید
که وندائل ها به هم مرتبط هستند به ناپدید شدن او
یک سال پیش، من را ترک می کرد خوشحالم اما حالا با توماس...
- لعنتی - اما ما نمی توانیم مانع آنها شویم.
از ورمیر چیزی گرفتی؟
از آنها متنفرند. از نفرین شده متنفر باش وندال ها حتی بیشتر از ما.
اما آنتون آدم خوبی است.
نه تو عاشقی این متفاوت است
من نیستم.
- آنتون. -آنجلیک
من دیوانه ام تا بفهمم چرا با من تماس گرفتی
وارد کنید.
تو، تا حد زیادی، بهترین وکیلی که تا به حال داشته ام
با تشکر من همیشه دوست داشتم واقعا برای شما کار کنم
ازت میخوام برگردی
صدایم را شنیدی من می خواهم برگرد برای من کار کن
لطفا متاسفم جدی؟
- وای، جدی است. - انگار پیشنهاد ازدواج دادم.
- ببخشید ولی… - می خوای؟
... من را غافلگیر کرد.
چرا اینجوری به من نیاز داری ناگهان؟
من می خواهم گروه وندال را بخرم.
گروه وندیل لعنتی، آنتون.
جدی
باید فکر کنم باید جدی فکر کنم
- آنها خیلی خوب نیستند. - برای همین الان می خوام اقدام کنم.
بله، اما عمدتا در سطح شخصی
- الئونور وحشتناک است. - اوه بیچاره.
من هنوز شعله را می بینم.
بیا تو خیلی خوب بودی خیلی تیز.
من واقعا بودم.
آیا می توانم روی شما حساب کنم؟
وجودشان را پاک کنیم. زندگی خوب آنها به پایان رسیده است.
آرام پاک کردن هرگز نبوده است سبک من، شما این را می دانید.
- اما من با جان صحبت می کنم. - چرا؟
- سلام، آنجلیک. - دخترا چه کاره ای؟
بیا بریم مهمونی
این ایده خوبی نیست. این رالی قبلاً بسیار قوی بوده است.
قبلا هم گفتم که نبودم رانندگی دان بود.
من می دانم که.
- چی؟ - من به تو ایمان دارم
- آیا؟ - بله، من آن را باور دارم.
و اگر همچنان با من صادق باشید، به این باور ادامه خواهم داد. ترکیبی؟
مشکلی نیست
- اون پدر ژولیت بود؟ -آنتون
او از من می خواهد که برگردم.
- به عنوان وکیل. - چه خبر خوبی!
- برای انجام یک تصرف خصمانه. - از کی؟
- از گروه وندائل. - چی؟
او می خواهد لذت ببرد ضعف آنها
سالها این را می خواست و می گوید الان زمان مناسبی است.
- و تو به او کمک خواهی کرد؟ - چه کار می کنی؟
الئونور بهترین دوست شماست، مادر شما نمی توانید این کار را انجام دهید.
حق با شماست.
بیا لو، کارهای زیادی برای انجام دادن داریم
پس من چیز جدیدی نمیفرستم؟
- خداحافظ! - نه
- فکر می کنم ژولیت امروز سخت خواهد بود. - فکر میکنه؟
او دیوانه الکس است. دقت نکردی؟ خجالت آور است.
آیا می توانم این رژگونه را قرض بگیرم؟
- پدرش می خواهد گروه وندائل را بخرد. - چی؟ جدی؟
بله. امیدوارم الکس بداند کاری که شما انجام می دهید
چرا اهمیت میدی؟ مشکل شما نیست
- به نظرت عجیب نیست؟ - چی نیست فعلا بذار بره، باشه؟
من خیلی هیجان زده هستم برای امشب
- فقط نگاه کن در زمان مناسب. - این چیزی است که من به آن سرویس کامل می گویم.
باید بیشتر ورزش کنی مثل او آن سینه کبوتر تو…
دارم میرسم اونجا
- وای با ویک معاشقه شد. - من اینجا را دوست داشتم، می خواهم بمانم.
می فهمم. می دانی، در روم باستان، همجنس گرا بودن مد بود.
کارشناس عجیب و غریب ما
یه جایی خوندمش اسمش را گذاشتند لواط.
- اسمش چی بود؟ - لواط یعنی…
-یعنی چی؟ - مقعدی
- باور نمی کنم. - من درستش نمی کنم. و حقیقت.
من این دوره مستقیم را ترجیح می دهم.
No comments yet. Be the first to leave one.