The first 200 lines.
ما قصد برچیدن نهادهای نظارتی را نداریم.
با این حال، باید با واقعیت روبرو شویم
مقررات ناکارآمد و دست و پاگیر.
ما آنها را حذف خواهیم کرد
که غیرمولد و غیرضروری هستند.
درهم شکستن این دیوارهای کهنه
و اعطای اختیارات جدید و مهم به بانکها
در یک پیروزی برای صنعت بانکداری
کنگره قانونی را تصویب کرده است که اجازه میدهد
بانکهای تجاری و سرمایهگذاری ادغام شوند
و موسساتی را تشکیل دهند
با ابعاد بیسابقه و گستره جهانی.
من فکر میکنم بسیار مهم است
که ما دست به تدوین نزنیم
صرفاً به خاطر تدوین، مقرراتی را.
من واقعاً به رویای آمریکایی اعتقاد دارم.
خانهدار شدن بخشی از آن رویاست.
ما در حال انجام اقداماتی هستیم
تا هزاران آمریکایی را
به مالکیت خانه نزدیک کنیم.
این پروژه نه تنها برای
روح کشور خوب است،
بلکه برای جیب کشور هم مفید است.
بازار مسکن به ابعاد دیوانهکنندهای رسیده است.
به نظر میرسد همه در حال ساخت، خرید یا فروش هستند.
داو جونز و اساندپی هر دو رکورد میشکنند.
امسال سود گلدمن ساکس ۹۳٪ افزایش یافت.
معاملهگران و بانکداران برجسته انتظار دارند به خانه ببرند
۱۰، ۲۵، و در برخی موارد ۵۰ میلیون دلار.
چیزهایی که برای واقعی بودن زیادی خوب به نظر میرسند، واقعاً همینطورند.
وقتی چیزی را در راه میبینید... حباب املاک و مستغلات
حباب مسکن... حباب.
-آن را به تعویق نیندازید. فوراً اقدام کنید.
آیا فرودی آرام خواهیم داشت یا حباب خواهد ترکید؟
داستان جدید... فروپاشی وام مسکن.
امروز صبح در فروپاشی وام مسکن، آمار جدیدی نشان میدهد
که تعداد بیسابقهای از آمریکاییها خانههایشان را از دست میدهند.
بیش از ۷۰ شرکت وام مسکن ورشکست شدهاند
طی چند ماه گذشته در آمریکا.
و حالا بزرگترینِ شرکتهای بزرگ، یعنی "بِر اِسترنز"
بانکهای بزرگ گیر افتادهاند و باید پاسخگو باشند.
پنجمین بانک سرمایهگذاری بزرگ در کشور،
"بِر اِسترنز"، در حال فروش است
تنها با ۲ دلار به ازای هر سهم به "جی.پی. مورگان".
که دولت نیز به آن کمک میکند
و با ورود خود ۳۰ میلیارد دلار را تضمین میکند
در داراییهای سمی املاک و مستغلات بِر.
باید تصور کنید که "هنک پالسون"
فکر نمیکرد کارش به اینجا برسد
وقتی پرزیدنت بوش او را انتخاب کرد
تا وزیر خزانهداری شود.
هنک پالسون اکنون ممکن است مجبور باشد اصلاح کند
برخی از اقدامات مقرراتزدایی را
که او و همکارانش در وال استریت پیش برده بودند
وقتی که گلدمن را اداره میکرد.
وزیر خزانهداری "هنک پالسون"
امروز صبح به مت لاور میگوید:
"ما بر اوضاع مسلط هستیم. من به بازارهایمان بسیار اطمینان دارم.
آنها انعطافپذیر و مقاوم هستند."
علی، حقیقت این است که "بر استرنز"
تنها بخش بسیار کوچکی از این ماجراست.
اقتصاد ما ممکن است با چیزی روبرو شود
بسیار بدتر از یک رکود.
در پی فروپاشی "بِر"،
"لِمن برادرز" در تلاش است تا به سرمایهگذاران اطمینان دهد
در مورد تأثیر بحران وام مسکن
بر داراییهای خودش. سهام این شرکت
امروز صبح تحت فشار زیادی قرار دارد.
"دیک فولد"، یک کارکشته ۳۹ ساله لِمن
و قدیمیترین مدیرعامل یک بانک بزرگ سرمایهگذاری در وال استریت
در بحرانهای دیگر شرکت را از لب پرتگاه بازگردانده است.
اما امروز، برای اولین بار که من میشنوم،
سرمایهگذاران رهبری او را زیر سوال میبرند.
لعنتی. یک سوال کلیدی که سرمایهگذاران از "لِمن برادرز" دارند:
توانایی کسب درآمد واقعی این تجارت بانک سرمایهگذاری چقدر است؟
هی
بیا بالا. باید شروع کنیم به کیسههای شنی چیدن.
در مورد چی حرف میزنی؟
ما ۲۱٪ سقوط کردهایم. روی کاغذ
من شخصاً ۹۰ میلیون دلار از دست دادم.
در حالی که سرمایهگذاران سهام لِمن را زیر ضربه گرفتهاند،
سوال بزرگ این صبح این است که...
فولد چه گزینههایی در اختیار دارد؟
او تا کنون در جذب سرمایه جدید شکست خورده است
در حالی که عملاً تمام رقبایش قبلاً این کار را کردهاند.
و حالا "دیوید اینهورن"، مدیر صندوق پوشش ریسک،
علناً در دقت آمارهای شرکت تردید میکند.
چیز خوبی هست؟
این یک سارگپه دمسرخ است. اولین پرنده در امسال.
دیک فولد پشت خط است.
آنها نتوانستهاند پاسخهای قابل اعتمادی ارائه کنند.
پس بیایید از میان چند تا از اینها عبور کنیم،
که شما آنها را تناقض مینامید، چون...
صبح سختی بود؟
ما سود باکیفیتی را نشان میدهیم. ما هر پیشبینیای را شکست دادیم.
بله. این تقصیر فروشندگان استقراضی لعنتی است.
شما بازی "فروش و تحریف" را میدانید.
آنها شایعهپراکنندهاند. و دارند پول پارو میکنند.
برنامههای شما برای جذب سرمایه چیست؟
ما خیلی جلوتر از شما هستیم. حالا اجازه دهید واضح بگویم
ما به نقدینگی احتیاجی نداریم.
شما میدانید که مسئله، برداشت (عمومی) است.
بافت، بافت.
داریم فکر میکنیم با وارن بافت تماس بگیریم.
عالیه.
تو و بافت با هم سابقهی آشنایی دارید، درسته؟
لطفی کن و باهاش تماس بگیر.
بهش بگو «لهمن» کاملاً مستحکم و پابرجا است.
من به عنوان وزیر خزانهداری، نمیتوانم از یک سرمایهگذاری خاص دفاع کنم.
هنک، بالاخره میخوای سرمایه جذب کنم یا نه؟
«برادران لهمن» خیلی خیلی بزرگتر از «بیر استرنز» است.
بازار وحشتزده است.
وقتی داشتم گلدمن را اداره میکردم، حتی تصورش را هم نمیکردم
که از وزیر خزانهداری بخواهم برایم معاملهای ترتیب دهد.
بله، اما آن بستهی نجات "بیر" باعث شد
خواهش میکنم اسمش را «بستهی نجات» نگذار.
بسیار خب، آن بسته کمک برای خرید بسیار بزرگ بیر استرنز
یک انتظار ایجاد کرد.
فولد روی مداخله مستقیم شما حساب میکند.
بافت یک راه حل ساده است.
به نظرم شما باید تماس بگیرید.
به عنوان چی؟ دوست وارن؟
بانکدار سابق او؟
نه. فولد خودش با او تماس میگیرد.
امیدوارم او وارد عمل شود و ما بتوانیم نفسی بکشیم.
نفس بکشیم؟ ما همین الان یک بانک سرمایهگذاری را دفن کردیم.
حالا یکی دیگر داریم که به زور نفس میکشد.
این بازی اعتماد است. اگر مردم به "لهمن" بیاعتماد شوند،
این بانکها مثل دومینو سقوط خواهند کرد.
و من اختیار ندارم حتی کاری در مورد آن انجام دهم.
ما دیر کردهایم.
ما در مورد همه چیز دیر عمل کردهایم.
تیم نیل روی نوعی سناریوی فاجعه کار میکند.
ما اسمش را گذاشتهایم «طرح شکستن شیشه» (وضعیت اضطراری).
اینکه اگر کارد به استخوان رسید، از کنگره چه چیزی بخواهیم.
پول.
این چیزی است که باید از آنها بخواهید.
مشکل این است که کنگره اقدام نخواهد کرد،
تا زمانی که ما عملاً به کوه یخ برخورد کنیم.
و در آن لحظه ممکن است خیلی دیر باشد.
پس میگویید با تمام وزن و اعتبار
وزارت خزانهداری آمریکا پشت سر من است،
و تنها کاری که از دستم برمیآید این است که به وارن بافت زنگ بزنم؟
سلام وارن. من هنک هستم.
متوجه شدم که با دیک فولد صحبت کردهای.
هنک، تو از نگرانیهای من خبر داری،
درباره بانکهای سرمایهگذاری.
به محض اینکه شروع کردند برای خودشان معامله کنند،
مدیران ریسک کنترل را از دست دادند.
من دوران بسیار ناخوشایندی با «برادران سالومون» داشتم.
این قابل قبول است.
اما هر دوی ما میدانیم
که بانکداری سرمایهگذاری، کسب و کار سودآوری است.
فکر میکنم تا حدودی باعث شد تو میلیاردر شوی.
باید باور کنم که اگر قیمت مناسب باشد،
تو به راحتی کنار نمیکشی.
تو وقتی یک معامله خوب میبینی، آن را میشناسی.
نظرت چیست؟
باید این را به قضاوت تو بسپارم.
مردم طوری رفتار میکنند که انگار ما فروشنده مواد مخدر هستیم.
هیچکس اسلحه روی شقیقه کسی نگذاشت و نگفت:
"هی نادان، خانهای بخر که از پس هزینهاش برنمیآیی،
و میدانی چی؟ حالا که اینجایی،
روی آن اعتبار بگذار و برای خودت قایق بخر."
خبری از بافت نشد؟
او سهام ممتاز را به قیمت ۴۰ درخواست کرده
با سود سهام ۹ درصد.
ما تازه ۶۶ بودیم. این چه کوفتی است؟
شاید فقط یک حرکت اولیهی مذاکره است، دیک.
بیشتر شبیه یک توهین لعنتی است.
بگذارید من جواب بدهم، دیک. ممنونم.
ما الان ۳۶ هستیم.
ما ماههاست که به ۶۶ نزدیک نشدهایم.
بازارها بافت را دوست دارند.
اسم او قیمت را یک شبه بالا میبرد.
میدانید، برایم مهم نیست او کیست،
من سالی ۳۶۰ میلیون دلار هزینه نمیکنم
فقط برای لذت معامله کردن با او.
املاک و مستغلات برمیگردند.
کرهایها اطراف ما پرسه میزنند.
بله همینطور است. و آنها ما را کورکورانه غارت نخواهند کرد.
من این را قبلاً دیدهام. مدیران عامل وحشت میکنند و ارزان میفروشند.
الان بازار مثل یک دیوانه در حال دویدن است،
اما طوفان همیشه میگذرد.
ما محکم میایستیم و در طرف دیگر،
ناهار گلدمن را خواهیم خورد.
خب، در مورد بافت چه کار میکنیم؟
گور بابای وارن بافت.
او انصراف داد؟
«لهمن» امروز صبح تا ۲۸ و نیم سقوط کرد.
اصلاً دارد به چه فکر میکند؟
او فکر نمیکند. او توهم زده است.
فکر کرد قیمتی که ما خواستیم، خیلی بالا بود.
او باید نقدینگی جذب کند.
من بهش گفتم.
من با گرینسپن صحبت کردم.
واقعاً؟
او میگوید عرضه مسکن بیش از حد است.
مشکل اینجاست.
پس ما باید تمام خانههای خالی را بخریم؟
No comments yet. Be the first to leave one.