The first 200 lines.
قضیه سر جاودانگیه
سر اینکه تا ابد، اسمت توی یادها بمونه
.باید منتظر لحظه مهم زندگیمون بمونیم مثل کروکدیلی که توی منجلاب، کمین کرده
هیچکی از تاریخ وقوع خشکسالی خبر نداره
و حیوونها مجبورن به اون سرِ صحرای بزرگ کوچ کنن
ولی ما صبر میکنیم
ماهها، یا حتی سالها منتظر میمونیم
آهوهای کوهی و کَلهای یالدار
از آب رد میشن
و وقتی بیان، ما گازشون میگیریم
فهمیدی، پسرم؟
اونقدر محکم گازشون میگیریم که وقتی جیغ زدن
کل دنیا صداشون رو بشنوه
هرکسی رو از پیش رو، برمیداری
تو یه هیولایی
بین انسانها، تو یه دیوی
...حرفهام رو آویزهی گوشت کن
تا یه روز مثل خدایان، بر دنیا فرمانروایی کنی
نمیدونستم آهوی کوهی چه کسشعریه
ولی تاحالا هیچکس، حرفهای مثبتی دربارهم نزده بود
میخواستم بیشتر حرف بزنه
بوکس، سرگرمیه
پس برای موفقیت؛ وظیفهی بوکسور صرفاً بردن نیست
بلکه باید توی یک جو مهیج کسب پیروزی کنه
باید با نیت بد، مشت بزنه
میفهمی چی میگم، مایک؟
اون هم با یه سرعت شیطانی
ذهنت، دوستت نیست
امیدوارم متوجهش باشی، مایک
باید با ذهنت مبارزه و کنترلش کنی
برای احساساتت، سد بساز
خستگی، 90 درصدش ریشه در روان داره
.سه، چهار، پنج اگه میخوای بوکسور بزرگی باشی
باید توی ذهنت غرق نشی
دکمهی خاموشِ احساساتت رو بزن
مثل یه گلادیاتور
یه گلادیاتور، فقط روی هدفش متمرکز میشه
و به بقیهی چیزها، بی اعتنایی میکنه
کنترل ذهن و این کسشعرها برام مهم نبود
تاحالا کسی به من علاقه نشون نداده بود
کاملا بهش ایمان دارم
من بهترین بوکسور جهانم
سه بار در هفته، با «کاس» تمرین میکردم
و شبها برمیگشتم ترایون
.من بهترین بوکسور جهانم هیچکس نمیتونه شکستم بده
باید درباره مایک، صحبت کنیم
به ناموست بکش بیرون، تدی
پولت رو ندزدیده
دزدیده
ولی سوژه بحثمون، این نیست
کار مایک نبود
به زودی، عفو مشروط میخوره
کار خودم بود
خب؟ اتفاق خوبیه که
برمیگرده بروکلین، یه کار احمقانهای میکنه
که یا کشته میشه یا میافته زندان
لعنتی
مادرم میگفت؛ هروقت اولین بار
...رفتی خونهی یه نفر
براش هدیه ببر
چه شکلات آشغال و ارزونی
نه، ممنون
میخوای ازم بگیریش؟
نمیگیرمش
هروقت خواستی، بیا ببینش
فکرکردی، توی تربیت و پرورشش
بهتر از من عمل میکنی؟
خوب رو از بد تشخیص میده ولی براش مهم نیست
حواسم هست که خودش رو توی دردسر نندازه
نمیدونم قراره چند دفعه بیان سراغم
و بگن که دستگیر شده
باید تک و تنها
شکم سه تا بچه رو سیر کنم
لورنا مهی
مایک پسر مستعدیه
استعداد مثال نزدنیای داره
میدونم که میتونم این استعدادش رو شکوفا کنم
چه سودی برای خودت داره؟
کل زندگیم رو مشغول چنین کاری بودم
از من بشنو؛ بوکسور موفقی میشه
اگه دیگه نتونه بوکس کار کنه
باز هم نگهش میداری
همین فکر رو میکردم
مادرجنده، چی به تو میماسه؟
میشم مدیربرنامههاش
ترجیح میدی بری پیشش زندگی کنی؟
آره
ببرش
خودت رو مأیوس میکنه
شکلاتهای تخمیت رو یادت رفت
نمیدونم چرا فکر میکنی
اگه سُس اضافی بخوری، خوبه
فردا که همه کالریش رو آب میکنی
کاس، این بهترین پنیریه که توی عمرم خوردم
این چه نوع پنیریه؟
نرینی داداش
این کرهست
باشه. بسه دیگه
گرد بود
کَرهی گرد ندیده بودم
.اروپاییه کَمیل دوستش داره
...وقتی مردم، لهجهم رو میشنون
میدونن کف خیابون بزرگ شدم
دستکم میگیرنم
و بهخاطر سیاهپوست بودنت تو رو هم دستکم میگیرن
بذار بگیرن
همین رو پله میکنیم
برنامه از این قراره
برای آمادهسازیت توی المپیک نوجوانان شرکت میکنیم
بعدش 18 سالت که شد طلای المپیک بزرگسالان رو کسب میکنی
بعدش حرفهای میشیم
و میریم سراغ عنوان و کسبش میکنیم
عنوان قهرمانی جهان
چرا فکرمیکنی؛ میتونم قهرمان جهان بشم؟
چون میتونی
نمیخوای زندگیت رو عوض کنی؟
حتی نمیتونی کرهی اروپایی رو تشخیص بدی
توی این برهه، وضعیت حرفهای کاس
تعریفی نداشت
تموم امیدش به من بود
به یه پیروزی بزرگ نیاز داشت
و این برای یه بچهی 13 ساله غیرقابل هضمه
این دوتا فلک زده، باهم آشنا شدن و تاریخسازی کردن
...کاس از این آدمهای
عجیب غریب بود، نه؟
جیبهای کتش رو همیشه میدوخت
تا کسی نتونه توی جیبش مواد جاساز کنه
هیچوقت در ملاءعام، مشروب نمیخورد
چون فکرمیکرد یهنفر چیزخورش میکنه
رفتن به اتاقش که قدغن بود
هر روز توی جاکلیدی اتاقش، کبریت میذاشت
تا ببینه کسی رفته توی اتاقش یا نه
آدم پیشتازی بود
عاشق مارتین لوترکینگ و چگوارا بود
واسه عصبانی کردنش
...کافی بود بگی
نمیدونم سوسیالیسم، چه فایدهای داره
پول فایدهای نداره
مگه اینکه باهاش، به مردم کمک کنی
از «رونالد ریگان» که دیگه متنفر بود
مفتخور، دروغگو، مار هفتخط، شیاد
به دولت جمهوری خواه، مالیات نمیداد
در عوض اعلام ورشکستگی کرد
و من باید به چنین فردی اتکا میکرد
فقط نمیدونستم چطوری
باید به استعدادی که کاس درون من دیده، اتکا کنم
همچنان میرفتم دیدن مادرم
ولی کم کم داشتم حس میکردم که به اونجا هم تعلق ندارم
این همه شمال ایالت بودی، چی یاد گرفتی؟
باید به بقیه هم پاس بدی
مایکل
...گه توش
دارین توی خونهم مواد میکشین؟
بارکیم داره میکشه
اون عن رو بده من
فرستادمت پیشرفت کنی
اونوقت معتاد برمیگردی؟
مواد نزن
دارم یاسین تو گوش خر میخونم
ما که کاری نکردیم
بچههام رو صالح بار آوردم
به جز توی ناخلف
مواد، یه چیز کسشعره
نمیخوام بشی یه جاکشی
مثل پدرت
شاید هم مثل پدرم "شماس" شدم
چون پدرم هم شماس بود و هم جاکش
تو خوابت هم
شماس نمیشی، مایک
تو خوابت هم شماس نمیشی
اونایی که باهاشون زندگی میکنی چطور آدمایی هستن؟
میدونی که آغوش خانوادهت به روت بازه؟
باید با اون پیرمرده باشم
کسی نمیتونه بوکسور بشه چون آدم بوکسور به دنیا میاد
و تو جفت مشتهات قویان، پسرم
بهت دروغ نمیگم
که راجع به خودت، خیال اشتباه برت داره
این همون کاریه که براش زاده شدی
میخوام ببرمش مبارزات زیرزمینی
نمیتونی بچه ببری اونجا
باید تجربه کسب کنه
هیچکس با یه پسری که تازه 14 سالش شده مبارزه نمیکنه
رقیبی براش پیدا نمیکنی
معلومه که نمیکنم
چون این کار توئه
تو نگاهش کن
کی باورش میشه این پسر فقط 14 سالش باشه؟
کاس، طرف بچهست
دستگیرم میکنن
برو تدی، کسخل خودتی
چطور تو چشمهام نگاه میکنی
و میگی این یارو 14 سالشه؟
خدا سرشاهده
این حجم از خایه رو از کجات میاری؟
چی بگم داداش؟
تازه 14 سالش شده دیگه
از باشگاه من برو بیرون
باشه
18سالشه
این شد یه چیزی
No comments yet. Be the first to leave one.