The first 200 lines.
از اینها خوشم میاد
گمونم خوبن
آخه کدوم گلی مناسب اینه که به طرف بدی و بگی
.سلام! خوش برگشتی شرمنده که بهت نارو زدم
بابا تازه دو هفته از زایمانش میگذره
بهنظرم گلی بگیر که بگه، عزیزم برگرد تو جات
واقعا
اما بعد از اون فاجعه مجبورم دوبرابر قبل کار کنم
که به مدلین ثابت کنم بهش وفادارم و گرنه از هر دوطرف اخراج میشم
وای نه! اگه اینطور بشه که من آواره کوچه و خیابون میشم
الفی چطوره؟
نمیدونم. به زور جواب پیامهام رو میده
واقعا دلم میخواد بپرم سوار قطار لندن بشم و بهش بگم چه حسی دارم
یه تنه دارم اوضاع سووار رو مدیریت میکنم
مدلین باید از خداش باشه یکی مثل تو رو داره
بیخیال گلها
دسته گلی مثل تو کافیشه
متاسفانه بیشتر مشتریهای فرانسویمون دارن میرن شرکت سیلوی اینها
مدلین روحش هم خبر نداره اوضاع چهقدر داغونه
ولی به زودی شستش خبردار میشه
مطمئنم امروز طولانیترین روز سال میشه
راستش رو بخوای فردا طولانیترین روز ساله
انقلابینه
مرسی که مناسبتهای تقویم پگانها رو یادم میاندازی
تو پاریس مهمه
کل شهر جشن میگیرن. خیلی دوستش دارم
.اسمش «جشنواره موسیقی»ـه اجرای من و بچهها، اجرای سومه
میندی تو باید توی کلاب جاز بخونی
نه تو خیابونهای پاریس
بنووآ میدونه پیشنهادشون رو رد کردی؟
نه، نمیخوام گروه رو از هم بپاشونم
دوست هم نداشتم همزمان دو جا کار کنم
با اتفاقاتی که واسه تو افتاد میدونستم عواقب خوبی نداره
خوشحالم درس عبرتت شدم
راستش، من هم همینطور
@A_Movie2 فیلموسریال بدونسانسور رایگان
سلام
ببینین کی برگشته
!همه باهم اومدین مثل مهمونی میمونه
امیلی ایشون جوزتن، پرستار بچه
از آشناییت خوشوقتم جوزت
جک رو هم که میشناسی
آره! سلام جک کوچولو
.یک بار تو بیمارستان همدیگه رو دیدیم اونجا همه میشناختنت
چون بزرگترین بچهای بود که تو چند ماه اخیر به دنیا آورده بودن
همهشون بهش میگفتن بچه گندهـه
فکر کنم بهخاطر همین سه روز بیشتر بستریم کردن
برای انجام توانبخشی پرینه
مسئله مهمتر اینه که هنوز تو شیکاگو کسی نمیدونه
چرا سیلوی و کل کارکنان دفتر فرانسه استعفا دادن
اون بخشی که جنابعالی دنبالشون رفتی رو هم سانسور کردم
متشکرم. و میخوام بدونی که من همه جوره کنارتم
میدونم استخدام کارکنان جدید باید در اولویت قرار بگیره
برای همین با چندتا شرکت کاریابی فرانسوی تماس گرفتم
یا همون استعدادیابها و الان کلی رزومه به دستم رسیده
مهمترین کارمون پر کردن جای یک شخص خاصه
یعنی سیلوی
.مهمترین مسئله برای شیکاگو همینه الان هم دارن روش کار میکنن
ریموآ، پیر کادو، میزون لاوو، هتل زیمر و شما
کارت ویزیتمون
چه زیبا
برای اینکه مشتریهای بالقوهمون وقتی میخوان با «گراتو» قرارداد ببندن
حس کنن استعداد احاطهشون کرده
حواست باشه حتما تا قبل از ملاقات عصرمون یکیش به دست ساندرین تو تیفانی برسه
بهنظرم باید عکس یکی از این جعبهها رو توی صفحات مجازیمون پست کنیم
.یک مشکل کوچیک هست حسابی تو شبکههای مجازی نداریم
لباست برای مراسم موزه پیر
مستقیم از خود کارگاه اومده
وای لباس برند «کادو»م
ازتون خواستن موقعی که تن میکنین نه چیزی بخورین نه بنوشین
و بعد از اینکه دادینش خشکشویی پسش بدین
باید حتما مطمئن بشیم ساندرین به مراسم پیر دعوت میشه
مهمه که بدونن پیر مشتریمونه
دو هفته گذشته و خیلی تو این مدت باهم حرف نزدیم. رابطهمون تموم شده؟
میدونم دلت واسه پاریس هیچ تنگ نشده ولی احیانا واسه من چی؟
بیا بریم دیگه. نمیخوام برای جلسه توی تیفانی دیر کنم
این جلسهـه رو سیلوی ماه پیش قبل از رفتنش ترتیب داده بود
جلسه برای سووار ترتیب داده شده نه سیلوی، پس میریم
زود باش
«مترجم: عاطفه بدوی» Atefeh Badavi
روز بخیر
ممنون
این دو تا خانم خبره نگاه
.کاش رقیبمون نباشن خشن و قدرتمند بهنظر میان
روز بخیر ساندرین
مدلین ویلرم از سووار
سلام
ولی من این ساعت با سیلوی از گراتو جلسه داشتم
.نه. جلسهتون با سووار بوده سیلوی دیگه برای ما کار نمیکنه
...من مدلین ویلرم و ایشون هم همکارم
امیلی؟
نه، امکان نداره
باز هم؟
عذر میخوام ساندرین
این خانم عادت بدی داره و توی تمام جلسات و قرار ملاقاتهام پیداش میشه
.جلسه برای سووار تنظیم شده بوده و آژانس سووار هم متعلق به ماست
نه تو
آره گیجکنندهست
الان دیگه اسممون آژانس گراتوئه
شرکت جدیدمه
فکر میکنم جعبهی سیلوی به دستتون رسیده باشه
ریموآ، پیر کادو؟
زیمر و و میزون لاوو
من رو ببخشید خانم نمیدونم حواستون هست یا نه
اما وقتی که گروه گیلبرت سووار رو خرید همه شما قرارداد عدم رقابت امضا کردین
خیلیخب، من میرم که شما به دعواتون برسید
ساندرین
برو متن قراردادت رو بخون سیل
یا بهتر از اون، بگو وکیلت بررسیش کنه
بیا امیلی
باورم نمیشه «سیل» صداش کردی
امیلی ازت میخوام خوب حواست رو بدی
حداقل میزون لاوو که دیگه باید با ما کار کنه
ناسلامتی با انتوان رابطه داشتی
نه مثل سیلوی
آره امیدوارم اینطور نبوده باشه ولی باید موضعمون رو برای انتوان روشن کنیم
اگه میخواد با سیلوی کار کنه باید پای لرز عواقب قانونیش هم بشینه
من رابطه طولانی مدتی با سیلوی داشتم
و خب بنده عادتم، چه انتظاری دارین؟
من هم عاشق قراردادهای لازمالاجرام
سیلوی میتونه از شرکت بره ولی اجازه نداره مشتریهامون رو بدزده
ایشون چی میگن؟
سیلوی با گروه گیلبرت
قرارداد عدم رقابت امضا کرده
و وکلاشون تو این موارد اصلا شوخی ندارن
خب پس بهشون بگو با وکلام تماس بگیرن
حالا اگه اجازه بفرمایید باید به جلسهم با مدیر ارشد مالی جدیدم برسم
الفی؟
سلام امیلی
مدیر ارشد مالی جدیدش تویی؟ تو که قرار بود تو لندن باشی
خب، انتوان بهم پیشنهاد کاری داد
میخواستم بهت بگم ولی خیلی سرم شلوغ بود
تمام این مدت پاریس بودی و بهم نگفتی؟
اگه میشه شما دوتا قناری عاشق صحبتهاتون رو بذارید واسه یک وقت دیگه
بیا بریم - وکلامون باهاتون تماس میگیرن -
بابت اینکه بهت زنگ نزدم میخوای ازم شکایت کنی؟
.امیلی صاف و پوست کنده بهم بگو طرف من هستی یا نه؟
معلومه که هستم
پس چطور نمیدونستی
دوست پسرت پاریسه و داره برای انتوان کار میکنه؟
چون گمونم دوست پسرم نیست
امیلی متاسفم که این رو میگم ولی داری بازی میخوری
هردومون رو دارن بازی میدن
میشه برای بار سوم امیدم رو ناامید نکنی؟
سلام - سلام -
یک گیلاس شراب سفید لطفا - حتما -
تنهایی نوشیدن اصلا نمیچسبه
سلام
میتونم پیشت بشینم؟ - آره حتما -
تنها غذا خوردن هم اصلا خوب نیست
ولی خب اکثر شبها در انتظار گابریل تنهایی غذا میخورم
زندگی دوست دختر یک سرآشپز
سلام عشقم
امیلی غافلگیرم کردی
سلام
چندتا خبر جالب براتون دارم
الفی پاریسه و داره برای انتوان کار میکنه
فکر کنم دارن از توی آشپزخونه صدام میکنن
میدونستی؟
جفتمون خبر داشتیم
بالاخره باهات تماس گرفت؟
نه
رفته بودم دفتر انتوان و اونجا با مدیر ارشد مالیش آشنا شدم
ازمون خواست بهت نگیم تا خودش آمادگی گفتنش رو پیدا کنه
ولی شماها دوستهای منین
کاش پای ما رو به قضیه باز نکرده بود
باورم نمیشه تو هم هیچی بهم نگفتی
تو هم قبلا یک چیزهایی رو ازم پنهون کرده بودی دیگه
متاسفم. باید بهت میگفتم
ببین کمی، خیلی دوست دارم باهم دوست بمونیم
و این به این معنیه که باید بتونیم بهم اعتماد کنیم
من هم همین رو میخوام
جدا
سلام کوپر
میرم که راحت باشین
گمونم همه میدونستن پاریسی الا من
جریان چیه؟ چطور شد که داری برای انتوان کار میکنی؟
توی مهمونی خداحافظیم که نیومده بودی خیلی باهاش صحبت کردم
چند تا ایده راجع به میزون لاوو داشتم که فکر کنم خیلی ازشون خوشش اومد
همه اینها تو همون مهمونی اتفاق افتاد؟ - نه همهش -
وقتی رفتم لندن، انتوان ازم پرسید میتونم برگردم یا نه
میخواست بیشتر باهام صحبت کنه
من هم برگشتم
و بعد از ناهار ازم پرسید که میخوام مدیر ارشد مالیش بشم یا نه
همه چی خیلی سریع اتفاق افتاد
خب چرا هیچی بهم نگفتی؟
اینجور برداشت کردم که باهم همنظر نیستیم
نمیخواستم فکر کنی به خاطر تو برگشتم پاریس
متاسفم که همچین حسی بهت دست داده
اینها رو از خودم درنیاوردم که
من هر کاری که تونستم برای رابطهمون کردم ولی تو من رو به حال خودم رها کردی
نمیدونم چی باید بگم
نیازی نیست چیزی بگی
از آشنایی باهات خیلی خوشحال شدم کوپر
شاممون به حساب انتوانه
@SublimeTitle زیرنویس درخواستی رایگان
خدای من الفی تمام این مدت اینجا بوده
تو از کجا فهمیدی؟
بابا اینجا شبیه خوابگاه میمونه دیگه
سرچهارراه کمی رو دیدم
No comments yet. Be the first to leave one.