The first 200 lines.
!کوپر
آخه کی دیوار اتاق رو صورتی میکنه؟
...صبر کن، صبر کن
!همچینهمچین من رو نگاه نکن
!خودت بعداً باید اون رو دفعش کنی
اوه
به همین سادگی
!یا خود خدا
این زنگ باید تعمیر بشه ها
بوربُن؟
چی باعث شده که به حومۀ شهر بیاید؟
خواستیم حال و هوا و محیط زندگیمون عوض شه
من و همسرم یه بچه تو راه داریم و
ایشون هم یه حیاط لازم داشت
پیش خودمون گفتیم یهکم فضای بیشتر و
محیط دلبازتر به نفع همهمون ـه
خونواده داشتن خیلی خوبه
زمین خاکی خیلی خوبه
بچهها اگه شلوارشون گِلی نشه و
یه قورباغه تو جیبشون نباشه !درست بزرگ نمیشن که
خود شما چی؟ همین اطراف زندگی میکنی؟
1984 از سال
،اونقدری اینجا بودم که در حد خودم
رفت و آمد خیلی چیزها رو دیدم
پس یعنی شما یه راهبهای؟
!خدای مهربون
اونطور که من یادمه شیکاگو پیشرفتهتر از این حرفهاست
نه، ما پروتستان هستیم
منم کشیش هستم
.معذرت میخوام .باید خودم میدونستم
من و همسرم زیاد مذهبی نیستیم
...فقط منـ - سخت نگیر، دوست عزیز -
ما اینجا زیاد سختگیر نیستیم
،اگه دلتون خواست با این مسائل بیشتر آشنا شید
درِ اونجا همیشه به روتون باز ـه
!سلام، خرگوشه
.سلام، آقا ببره شب اول چطور بود؟
!اوه، عالی. اینجا رو ببین
تازه از خواب پاشدی؟
راستی، فسقلی لگدزنمون در چه حال ـه؟
!به بابایی سلام کن
سلام، فسقلیِ کلهگنده
،وای، خدای من! نباید به دخترت
!بگی کلهگنده. لطفاً
اوه، دست بردار، عزیزم
دیدی که اندازۀ شکمت چهقدر شده
!تنها توجیهش همین ـه
خب، بگو ببینم برنامۀ کاریِ امروز چیه؟
اوضاع برنامهت چهجوریاست؟
اوه، برنامه رو روال ـه
به محض این که تلفن رو قطع کنم
کارهای این اتاق رو تموم میکنم و
بعدازظهر هم میرم سراغ آشپزخونه
،چه کارهایی؟ مثلاً رنگ زدن، سنبادهکاری
بازکردن اون سوراخ گندۀ روی دیوار؟
،وای، مطمئنی که نمیخوای به یه سری آدم اینکاره
زنگ بزنم بیان کارها رو انجام بدن، دان؟
!کلی کاره ها
نه، به هیچکس زنگ نمیزنیم
خودم ترتیب کارها رو میدم
،آخه اگه یه آدم عوضیِ دیگه
قصر تو رو بسازه، من چطور شب با خیال راحت سرم رو بذارم رو بالش؟
خب، اتفاقاً با خیال راحت میخوابی چون !سقف دیگه چکه نمیکنه
اون چیه؟
اوه، این خونه همهجاش پر از آت و آشغال ـه
!لطفاً پارانوئید نشو
بهت اعتماد دارم
لعنت. باید برم
ساعت 10 تو شرکت جلسۀ طرح پیشنهادی گروهی دارم
بگذریم. شب باز بهت زنگ میزنم، خب؟
!عاشقتم
موچ
موچ
خداحافظ
پس وقتی اندازۀ دیوار کاذب دستتون اومد
باید فقط با دست چکش کنید و
ببینید کجاش سُست ـه؟
...خب، خوشبختانه فقط یه قسمت کوچیک ـه
به اندازۀ کافی شبیه ـه
این چه وضعشه دیگه؟
!اه، دریلِ کیریِ مادرجنده
!آخ
!وای، خدایا
حالِت چطوره، آقای کوک؟
تغییر رویه دادین، هوم؟
یه چیزی تو همین مایهها
یکی مثل تو چطور میخواد تو همچین جایی زندگی کنه و دووم بیاره؟
یه کاریش میکنم
بعید میدونم اینجا تفریحات شبانۀ زیادی باشه
نه خبری از کلوپ و رستورانهای اعیانی هست
نه خبری از رقاصهای برهنهست که بشه باهاشون نظر مشتریها رو جلب کرد
اوه، اینجا کلی رقاص برهنه هست
ولی دیگه مشتریای برام نمونده که بخوام نظرشون رو جلب کنم
درسته
،همین مسئله باعث میشه این سؤال پیش بیاد که
دقیقاً پول خریدن همچین جایی رو از کجا آوردی؟
لیزِ مهربون
آره. ازش خوشم میاد
زن باهوشی ـه
اون چطور با همچین تغییری کنار میاد؟
کارهای شرکتش رو روی روال پیش میبره و
وقتی بچه به دنیا بیاد دیگه میاد اینجا
میدونی، زندگیمون که به آخر نرسیده
...فقط
پیشرفت و بزرگشدن ـه
بهتره واقعاً اینطور که میگی باشه، دان
،با در نظر گرفتن همۀ مسائل، پلیسهای فدرال
خیلی خوب باهات تاکردن
خیلی حیف ـه اگه باز همهچی رو به گا بدی
تمام؟
آره
این آخریش بود
کلیسای قشنگی ـه
!اوه، گندش بزنن
مشکلی نداری که تنها بمونی تا میام؟
توی خونه نرینی ها
!دستگاه وامونده دوست داره توپها رو ببلعه
گشنهای یا تشنه؟
جفتش
کوکتل درستکردن کاری ـه که توش ماهرم
ولی غذاهام بگیر نگیر داره
خب پس، با یه نوشیدنی شروع کنیم
آدم باهوشی هستی
بدک نیست
تو تبلیغ بعدی از این حرفت استفاده میکنم
خب، بگو ببینم، اینجا مهمونی یا راهت رو گم کردی؟
ساکنِ همینجام
تازگی خونۀ توی "ساول اند سیرکل" رو خریدم
چیه؟
تو کونی هستی؟
!ببخشید؟
یه سؤال سادهست
خب، من بهزودی قراره که صاحب بچه بشم
!آخه این چهجور سؤالی ـه؟
شلوغش نکن، دان
آدمهای همجنسگرا هم میتونن بچهدار بشن
هیچ اشکالی هم نداره
...میدونم
من ازدواج موفقی داشتم
البته که داری
شرمنده
اون خونه انگار با کسایی که همجنسگرا نیستن میونۀ خوبی نداره
ولی مطمئنم واسه تو مشکلی پیش نمیاد
یه پیک برات بریزم؟
روش خوشآمدگوییت به کسایی که
تازه اومدن به این محل خیلی ناجور ـه، گاری
!کوپر
!کوپر
کوپر؟
!لعنتی
خیلی مزخرفی، میدونستی؟
،میدونی، کلیوو و جیسون
باز بحث پروژۀ "هاید پارک" رو پیشکشیدن
،خیلی اعصابخردکن ـه که
!همهش مجبورم جواب رد بهشون بدم
میدونی دیگه چی رو مُخم ـه؟
همیشۀ خدا جیش دارم
خدایا، اگه اینا بیشتر از این باد کنن
!حتی دیگه نمیتونم صاف وایسم
خب، بگو ببینم اونجا اوضاع چهجوریاست؟
.همهچی عالی ـه .امروز کلی کار کردم
حس خوبی نسبت به پیشرفت کارها دارم
واقعاً عالی ـه، عزیزم
آشپزخونه چه شکلی شده؟
،خب، راستش امروز
نرسیدم برم سراغ آشپزخونه و کارش رو شروع کنم
ولی تو برنامۀ فردا اولین کارم همونه
،عزیزم، مطمئنی که
کمک نمیخوای؟
مطمئنم، خرگوشه
همهچی داره عالی پیشمیره
یادته که مایلو هم آخر هفته میاد اینجا
،ولی اگه دوست داری کمک کنی
همین الان میتونی یه لطفی در حقم کنی
چیکار کنم؟
،فقط گوشیت رو یه خرده بگیر پایین
تا یه بار دیگه اون سینههای خوشگلت رو ببینم
تا کار آشپزخونه رو تموم نکردی بیشتر از این نشونت نمیدم
.خیلیخب .شب بخیر
!موچ
سلام، بابایی
من دختر خیلیخیلی شیطون و بلایی بودم
همیشه میدونی دقیقاً چطور با من رفتار کنی
اوه، هر کاری که تو بگی میکنم، بابایی
میخوای تنبیهم کنی؟
سلام، بابایی
من دختر خیلیخیلی شیطون و بلایی بودم
!هی، هی، برو بیرون
!خیلی وحشتناک و ناجور ـه
بهخاطر لولههای کهنهست
به نظر خیلی کهنه نمیان
کمکی از دستم ساختهست؟
از اینجا خوشم میاد
چی؟ - خونه رو میگم -
بیشتر وقتها خالی ـه
اوه، خب، من اینجا رو خریدم
پس دیگه خالی نیست
!هوم، چه حیف
من بهتره برگردم تو
.باشه .مشکلی نیست
No comments yet. Be the first to leave one.