The first 200 lines.
× قسمت 17 ×
معلوم هست داري چيکار ميکني؟
ديوونه شدي؟
نه اين امکان نداره
... . پدرت
پدرت بک مان گيوم کجاس؟
چرا بايد بهت اعتماد کنم؟
برو نقش قبر کن ،تابوتو باز کن خودت ميفهمي
درونش
حقيقت نهفته
اون روز اخرين کسي که ديده اش تو بودي
حالا چي شده يهو افتادي دنبال بک مان گيوم ؟
طفره نرو بگو با جسدش چيکار کردي؟
با توام بايست ،وايسا
بگيرينيش
جسدو بيارين
جسدو در اوردم و بردمش پيش جسد بک ميون
توي يه جاي افتابي و خوش اب و هوا بسوزونينش
چشم ارباب
پس من برم ديگه
همين؟
چي بگم ديگه اخه؟
×مطب دکتر×
ما از مرگ بک مان گيوم مطمئن بوديم
ولي حالا ميخوان بگن که زنده اس؟
مطمئنم همش زير سر يي اين جوائه
صبر کن
حالا يادم اومد
بيماري داشتيم که به خاطر تيرخوردگي زخمي بود
و چه اتفاقي براش افتاد؟
اون به طرز معجزه اسايي جون سالم به در برد
يعني اينکه بک مان گيوم زنده اس؟
اصلا ممکنه؟
بعدش چي به سرش اومد؟
چند رو بعد ناپديد شد
خودش که بيهوش بود
مطمئنم کسي ربوده اش
يي اين جوا بوده
مطمئني بيمار زنده بوده؟
بله که مطمئنم
وايسا... دِ... دِ
نميخوام پسر معشوقه ي بي ارزش رو روي تخت پادشاهي ببينم
نميتونم دست رو دست بزارم تا کاخ با افراد بي ارزش به سمت نابودي بره
شاهزاده
پادشاه داره دنبالتون ميگرده
ميدوني چرا دو روز به يي اين جوا وقت دادم و
و فورا نکشتمش؟
نميخواستين واسه گير انداختن ياغي جونگ طعمه اش کنين؟
همينطوره ،ولي عقيده ام عوض شد
گير نميفته
جونگ با حقه ي شاه گير نميفته
طبيعيه کسي که زياد سختي کشيده باشه اينطور رفتار کنه
احتمالا داره منو امتحان ميکنه
حتي حرف جسد بک ميون فلان فلان شده رو هم نزن
به اندازه کافي از دستش کشيدم گاهي از خواب ميپرم
اون الان حواسش به منه
من اون کارتيم که ميخواد بندازش دور؟
حالا که هيچ اقدامي نميکنه
احتمالا دورم ميندازه
اون اصلا قابل اعتماد نيست
اون يه روده راست نداره
همينطوريم هي از دستم در رفت
و تونست زنده بمونه
حالا چيکار ميخواي بکني؟
به جاي زدن دو نشون با يه تير
روي يه نشونه ي مقابلم تمرکز ميکنم
اين نشونه ي فرمانده کل ارتش نيست؟
... کل پنج شاخه ي ارتش
همشون رو در اختيار تو قرار ميدم
شورشيا يهو حمله ميکنن
با اين روش همشونو يکجا مجازات ميکنيم
چشم عليجناب
شاهزاده
لي گون ميونگ، يي يي ميونگ× ×کيم چانگ جيب
اين نشونه ي فرمانده کل ارتش نيست؟
بله که زنده اس
جواب شما خيلي مهمه
کي اينجاس؟
همه ي وزرا و تجار و صاحب قمارخونه
و حتي دام سو
پشتشونو به يي اين جوا کردن
گفتم کي اونجاس؟
ولي خب يه زندگي طولاني خيلي مهم تر از هزار هزار سربازه
دوست دارم نظرتو بدونم
امکانش هست با يي اين جوا همکاري کني؟
جونگ خودش جواب قطعي رو از ده گيل ميگيره
اون با توجه به جواب ده گيل اقدامي انجام ميده
حالا چه منو نجات بده چه نده
موندم چرا افراد حزب سورون اصلا خودي نشون نميدن
وزيرا که کم کسي نيستن
فک کنم اونام نااميد شدن
من که بميرم نوبت اونا ميشه
وليعهد
شما بايد خوب و بد اين موضوع رو سبک سنگين کنين
خيلي وقته استادم نديدم کي ميخواد جلومو بگيره؟
وليعهد ملاقات يي اين جوايي که به جرم خيانت دستگيره خطرناکه
به جاش بايد شاه رو راضي کني که محاکمه برگزار کنه
اينجوري ميتوني يي اين جوا رو از گناه مبرا کني
اگه به خاطر خيانت کشته شه
ضررش به شما که هميشه کنارش بودين ميرسه
چرا حرفتونو عوض ميکنين
مگه توافق نکرديم يي اين جوا رو بزاريم کنار و يه ترفند ديگه استفاده کنيم؟
اين موضوع به کل حذب سورون مربوطه
فقط مختص به نظر تو نيست
اين چه معني اي ميده؟
اين قدرتي نظامي براي گير انداختن شورشيانه
نه
اين خبريه که عين شعله هاي اتيش همه جارو فرا ميگيره
منظورتون چيه؟
... اينه که
هيچ چيز سريع تر از شايعات نيست
تا وقتي اونا هيچ اقدامي نکردن ما بايد کاخ رو اروم نگه داريم
تا وقتي متهم خودش خودشو لو بده
بايد صبر کنيم
لطفا بزارين برم تو فقط يه لحظه
هيچ کَس توي اين ساعت اجازه ي ورود نداره
چون اون متهم به يه جرم سنگينه
از اينجا برو
اومدي اينجا يي اين جوا رو ببيني؟
پدرت زنده اس؟
پدرش بک مان گيوم زنده اس؟
دنبالم بيا
بهم توضيح بده تا متوجه شم
وقتي اومدي سراغم اون پيش من بود
وقتي اومدي بفهمي چرا پدرتو کشتم
اون،اونجا بود
پدرم اونجا بود؟
الان کجاس؟
اگه نمرده چرا خودشو نشون نميده؟
بک مان گيوم هم ميخواد که تو شاه بشي
اوايل نميتونست قبول کنه
بيدار شدي؟
يي اين جوا
يه ذره حس بدي دارم که اينجا خوابيدي
اينجارو باش بک مان گيوم
نظرت چيه؟
که تظاهر کنيم تو مردي و با من يه توافقايي برسي؟
من کاري ميکنم بک ده گيل شاه بشه
همين که نقشه ي باشکوهم رو فهميد قبول کرد
اون نقشه هاي منو درک کرد
انقدر حرف بيهوده تحويل من نده
پدرم منو دور نميندازه بياد سمت تو
... پدرم
بک مان گيوم حقيقتو ميدونست
اون ميدونست تو فرزند سوک بين و شاهي
اون ميدونست تو نسلي از خاندان سلطنتي هستي
و براي به نتيجه رسيدن نقشه ي ... پادشاه کردن تو
از رابطه ي پدر پسريتون گذشت
الان زمانِ تو رسيده
وقتشه که شمشير بکشي
به خاطر خودم نميگم به خاطر مردم چوسان ميگم
به خاطر شهروندان
خيلي خب پدر من الان کجاس؟
بک مان گيوم جاييه که زندگيش به اقدامات تو بستگي داره
خب ، چي ميگي؟
يه مو از سرش کم شه کاري ميکنم مرغاي اسمون به حالت گريه کنن
قبل از اجراي حکم خودم دخلتو ميارم
ببينيم و تعريف کنيم
فقط تويي که ميتوني نجاتم بدي
فراموش نکن
فقط من يي اين جوا ميتونم پدرتو پيدا کنم
ميخواي اينکارو بکني؟
منظورم اينه که ميخواي يي اين جوا رو نجات بدي؟
اون داره گولت ميزنه
اگه پدرت زنده اس چرا اصلا خودشو نشون نميده؟
فقط حرفه
هيچ مدرکي وجود نداره
سانگ گيل- بله شاهزاده؟-
چي داري ميگي؟
بک مان گيوم زنده اس؟
نميدونستي؟
امکان نداره
خودم با چشماي خودم جسدشو ديدم
نه اون مطمئنا زنده اس
قبرش خالي بود
اون نگاه يي اين جوا به طرز عجيبي صادقانه بود
پس بک مان گيومي که فکر ميکرديم مرده زنده اس؟
استاد ، اينو حتي از منم قايم کردي؟
به خاطر مرگش خيلي عذاب وجدان داشتم
بگو ببينم اون الان کجا ميتونه باشه؟
نگو که استاد داره از اين قضيه سوء استفاده ميکنه؟
نميتونم بازم پدرمو از دست بدم
حداقل نه به خاطر يي اين جوا و نقشه هاي شومش
هانيانگ در اختيار استادمه
با اين روشي که در پيش گرفتي نميتوني پدرتو پيدا کني
نه پيداش ميکنم
حتي اگه مجبور شم هانيانگ رو از اين رو به اون رو کنم
فقط يه نصيحتي ميتونم بهت بکنم
هيچوقت طرف استاد و نگير
توام ديگه لازم نيست
به خاطر پدر من عذاب وجدان داشته باشي
منم تصميم گرفتم همه چيو فراموش کنم
خداروشکر
واقعا بايد خدارو شاکر بود
پدرت زنده اس
چي؟
يي اين جوا چي گفته؟
خواسته معامله کنه
بهت گفته اگه نجاتش بدي جاي پدرتو ميگه
همتون بيدار بودين؟
No comments yet. Be the first to leave one.