The first 200 lines.
ترجمه از سینا خدادادی
ترسو ها قبل از مرگشان بسیار میمیرند فرد شجاع فقط یک بار طمع مرگ را میچشد
بازم شراب میخوای؟
من...نه
این بهترین شرابی که دارم خوشت نمیاد؟
نه یعنی... بله
نترس
اگر باهام همکاری کنی، خیلی مهربون میشم
کی نامه رو نوشته؟
نمیدونم، قربان
دوباره برام بخونش
"پدر ساوتول رو به خانه امن ببر "
خونه امن کجاست؟
نمیدونم
!جاستیس یانگ
مهمونمون از نشستن خسته شده
بذار خستگیش رو در کنیم - نه -
!نه، نه، خواهش میکنم
نه، نه، لطفا
!نه، نه، نه، نه
!ویل! ویل! ویل! ویل
تلألو
...چه تلألویی میشود
...میشود
از آن پنجره
... چه تلألویی از آن پنجره
هویدا میشود؟
باید ساکت بود، چه تلألویی از آن پنجره هویدا میشود؟
این خوبه
یه نمایشنامه جدید؟
یه چیزیه که مدت ها تو ذهنم بود
احتمالا چیزه خوبی نمیشه
زود بیدار شدی
یه جای ساکت نیاز داشتم که فکر کنم
دیشب نتونستم بخوابم
باکستر؟
علاقه های باکستر فقط شعر های باستانی یونانی بود
چجوری میتونسته درگیر دین و سیاست بشه؟
مگه کسی درباره راز های نهان روح یک انسان خبر داره؟
ولی بیشتر نگرانش نشو
همه چیز روبراه میشه
میدونم
دستت چطوره؟
داره خوب میشه
پس دیگه برای نوشتن بهم نیاز نداری
من همیشه به تو نیاز دارم
...منظورم اینکه
من همیشه بهت کمکت احتیاج دارم
البته
لندن خطرناکه
...اگر همینطوری
یه آدم بی خبر مثل تو اینجا بچرخه، توی دردسر میفته
کاملا درست میگی
ولی بیا، همم؟
... امروز میبینیم که کسی حاضره
واسه نمایشنامه شکسپیر پول بده یا نه
تامبلورین شبح وار
!توسط ویلیام شکسپیر
!زنده باد پادشاه
!و درود بر سلطنتش
!زنده باد پادشاه
!و درود بر سلطنتش
دیوید مغرور، پادشاه اسکاتلندی ها
چه باعث شد که مهمترین قانون ما رو نقض قانون کنی؟
نافرمانیم از قصد نبود، سروررم
نافرمانیم از قصد نبود
سرورررم
نافرمانیم از قصد نبود، سروررم
نافرمانیم از قصد نبود
!اوه
...نافرمانیم از قصد نبود
!سرورم
آمین - آمین -
خدا بهتون برکت بده، پدر - خدا بهتون برکت بده، پدر -
خدا بهتون برکت بده، پدر
پدر ساوتول
"بندیکت"
از نامه پسر عموم و نامه چه خبری شده؟
هیچی
سر فرانسیس
از طرف آقای تاپکلیف
حکم باطل شده
...لرد واسینگهام، من شخصا به اعلیحضرت نامه نوشتم
شما با خواهر زاده من آشنایی دارید؟ توماس؟
اوه بله خیلی باهم آشنا هستیم
باکستر داشت برای ساوتول خیانتکار یک نامه میبرد
شواهدت خیلی بی پایهست
...حیف شد که شما مظنون رو
قبل از اینکه مطمئنشین زندانی نکردین
آینده به شکنجه کردن نیست، اقای تاپکلیف
بلکه به هوش وابسته است
چیزی که آرزو داشتم یکم بیشتر داشتی
چه تعداد از زندگی های مردمان رو میتوانستی نجات بدی
که نا بهنگام درون قبر هایشان غرق شدند؟
میخونه کاکرل، ساعت شیش
من امیدوارم که به آنجا برسیم
سه شاه، دو شاهزاده
!و یک ملکه
...استاد باربیج
برو کنار
دیدی ریچارد چیکار کرد؟ - .باسکمن، تاج شاه -
ریچارد - اون دختر رو دیدی؟ -
یه 85 واقعی بود - آره دیدم -
به سمت چی آینه نگه می داریم؟
!طبیعت
...پس محض رضای طبیعت
چرا آخرین سخنت رو به یه زن گفتی؟
اون خوشگل بود
اون طبیعی ترین چیز دنیا بود
آه، گمشو
مراقب رفتارت باش، کافر
هر چیزی داغون میشه گردن توئه
!خفه شو بابا، هیولای تک چشم
آقای کمپ، شیرین کاری های شما فوق العادست
ولی آخر ماجرا حال و هوا غم انگیزه
پس میشه اون موقع آروم باشین؟
فکر کردی داری با کی حرف میزنی؟
اون با حرف های کمترم آدم کشته
من فقط پیشنهاد میکنم که اگر بازیتون رو مطابق نمایشنامه پیش ببرین
عظمت بیتردیدتون بیشتر میشه
مثل موقعی که شاهزاده ها به پادشاه تبدیل میشن
!من همین الانشم پادشاهم
بذار یه چیزی رو حالیت کنم، پسرک
جیمز باربیج و من این تئاتر رو با دست خالیمون ساختیم
کار تو اینکه بخش هایی رو بنویسی
که من رو بدرخشونه
!اوه لعنتی
اجاره و هزینه ها، سه پوند
سهم هر کی ده تاست
که میمونه... 5 پنس
5 پنس برای افراد استخدامی
برای شما
درست
استاد شکسپیر
من باید بیشتر بگیرم
امروز نمایشنامه من رو اجرا کردیم
نمایش شما؟ نه، نه، نه
تو واسه ما یه چیز نیمه خوب آوردی
و ما تبدیلش کردیم به یه چیز نیمه نجیب
البته که با کمک باکستر بیچاره
که توی شرایطی به طور عجیبی زندانی شده
من نمیتونم کمک کنم باکستر آزاد شه
منم نمیگم تو میتونی
زمونه که توش زندگی میکنیم خیلی بده
و نمایش باید ادامه پیدا کنه
قردا " بیکن سرخ و بونگای سرخ" رو اجرا میکنیم
چی دوباره "بیکن سرخ"؟
یه کمدی! که خوب میتونیم اجراش کنیم، استاد کمپ
امروز تئاتر پر بود
قیمت نمایش خیلی ارزون بود
...ولی دیروز - یه نمایش مجانی بود -
اگه فردا نمایشت رو اجرا کنم، پول از کفم میره
همراهم بیا
نمایش ها معمولا دو روز تو هفته دووم دارن
اگر نمایش خوبی بود، دوباره اجراش میکنیم
بیکن سرخ یه اثر قابل اعتماد کلاسیکه
ولی مردم اشتیاق سیری ناپذیر دارن
برای نمایش جدید
نمایش جدید درست کردن یه کابوس لعنتیه
هنسلو پدرم رو دراورده
اون با همه نویسنده ها قرارداد بسته
و برای من یه مشت تفاله مونده - مثل من -
نمایشنامه های تو چنگی به دل نمیزنن
بیشتر شیرین کاری های کمپ بود که مردم رو شاد کرد
میدونی، اون بزرگترین دارایی مونه
و به به جای اینکه نقدش کنی، باید خداتو شکر کنی
تماشاچی ها میخوان سرگرم شن
و من شک دارم که تو استعداد داری
برام یه نمایش بنویس، اگر خوب بود، پولشو میدم
قربان، منم یه نمایش مینویسم که هم جدید و خوب باشه
و برای اون نمایش، بی تردید باید بهم پول خوبی بدید
برو سرش
من پولی واسه کاغذ ندارم
بیا شاهکارت رو روی این آشغال بنویس
،ریچارد میخوام برات یه نقش بنویسم تا با تامبولرین بزرگ رقابت کنه
...پس باید یه آینه روبروی
طبیعت نگه داری
میدونم
!آلیس
یه ایده واسه یه نمایش دارم که هم تراژدیـه هم کمدی
به نظر میرسه با بابام حرف زدی
آلیس هنوز داستانش رو بهت نگفتم
این ماله توئه؟ - آره -
اگر دوباره اینارو توی تئاتر ببینم
کیرت رو میبرم و برای صبحونه میدم بخوریش
یه اتاق نیاز دارم
کله گراز
با کیفیت ممتاز
ارزونه
!هی
دروغگو ها، خیانت کار ها، دزد ها
بی خدا ها، منحرف ها، فقیر فقرا
و بدتر از همه مبتلا های به مالیخولیا
نه بازیگر
خانم محترم، من هیچکدوم از اونا نیستم
و مهمتر از همه مالیخولیا ندارم
اون در واقع یه نابغه اس - یه نابغه شاد -
...خب، من
...مهربون میشم
وقتی بحث جوون های خوشگل مطرح باشه
No comments yet. Be the first to leave one.