The first 173 lines.
بدون کمک واکس ماکینا هرگز نمیتونستم به این نقطه برسم
هیچکدوم از اتفاقاتی که قراره در آینده رخ بده هم ممکن نمیشد
الان چی شد؟
بردش
جسد ثورداک رو با خودش برد
کیکی، خوبی؟
البته که نیستم
برامون دام پهن کرد و ماهم صاف افتادیم توش
خب نمیدونستیم که - من میدونستم -
تمام این مدت میدونستم اما نتونستم هیچکی رو متقاعد کنم
نباید بابتش خودت رو شماتت کنی
نه نمیکنم وکس
هربار که بهش اشاره کردم
هربار موضوع رو مطرح کردم
مورد سوال قرار گرفتم، بهم شک کردین یا کلا محلم نذاشتین
اون هم توسط اعضای تیم خودم
صبر کن
چی کار میکنی؟
دیگه منتظر تایید کسی نمیایستم
و به هیچکس اتکا نمیکنم
...کیلث؛ لطفا - نکن. دنبالم هم نیا -
کیلث
::. تیم ترجمه سابلایمتایتل تقدیم میکند .:: @SublimeTitle
«افسانه واکس ماکینا» «قسمت دهم: تا انتهای مرزهای جهان»
« مترجم: عاطفه بدوی » ::. Atefeh Badavi .::
حق با کیلث بود
خودمون رو گول زدیم
متقاعد شده بودیم اگه باهم باشیم از پس هر مشکلی برمیایم
یعنی اینطور فکر نمیکنی؟
قبل از تشکیل واکس ماکینا فقط خودمون دوتا بودیم
و اون موقع هیچ کاری رو نصفه و نیمه نمیذاشتیم
پس میخوای بری دنبال ریپلی
فکر میکردم گرفتن انتقام مادر حالم رو بهتر کنه
ولی اینطور نشد
چون میدونم هنوز یه کار دیگه هست که باید تکلیفش رو یه سره کنم
پس تیم چی میشه؟
دیگه تیمی باقی نمونده
...اگر واقعا اینطور میخوای
همراهت میام
چه بلایی داره سرمون میاد؟
هنوز هیچ خبری نشده؟
جسمش بهبود پیدا کرده ولی به هوش نمیاد
سعی کردی براش دعا کنی؟
نمیدونـ... فکر نکنم کمکی بکنه
بذار یه روشی رو امتحان کنم
اسکانلان؟
اسکانلان؟
هی اسکانلان
!پاشو ببینم کون گشاد مشروب آوردم! با یه عالمه زن لخت و عور
کلی زن لخت هست که سرتا پا خیس شرابن
ای بابا. این کلکه همیشه جواب بود
شاید دلش نمیخواد بیدار شه
شاید حق با تو باشه رفیق جون
باید آلورا رو پیدا کنم
از جات جم نخور تا برگردم
چی؟
.شرمنده. پایکم. سلام من رو میشناسین
.یعنی یه جورهایی ببین یه سوال، کیلی تو کدوم اتاقه؟
شیش
مرسی دکی
من رانندهشم
.خب شفادهنده که توئی چه کاری از دست من برمیاد؟
.به تو خیلی اهمیت میده از صمیم قلبش
تا حالا ندیده بودم نسبت به هیچکس چنین حسی داشته باشه
به غیر از خودش
یه مدته که داشته روی این آهنگه کار میکرده
برای تو نوشتتش
جدا؟ پس چرا هیچوقت نیومد دیدنم؟
اومد. یعنی خب تلاشش رو کرد
برای پیدا کردنت همه چی رو به خطر انداخت
ببین، من خیلی وقته میشناسمش
و کلی ماجراهای مختلف رو باهم از سرگذروندیم
یعنی شما دوتا...؟
...نه. خدا نکنه. یعنی خب
...خیلیخب. باشه. میخواستیم سعیمون رو
اصلا نیازی نیست دربارهش صحبت کنیم
ببین تاثیر مثبتی که تو روش داری رو هیچکس دیگهای نداره
شاید حتی بتونی بهش انگیزه زندگی ببخشی
اسکانلان شورتهالت لعنتی
این هم از این دوستهای سبز خوشگلم
کیلث
وقتی حتی نمیتونم 6 نفر... 6 تا از دوستهام رو متقاعد کنم که به حرفهام گوش کنن
چطور میخوام آشاریها رو رهبری کنم؟
اشتباه کردن هم بخشی از مسیر رشده
درست مثل من و باغ مادرت
وقتی که رفت، یه مدت زیادی آبشون دادم
،یه مدت بیآبی کشیدن همهشون پژمرده و پلاسیده شدن
اما هرگز ازشون دست نکشیدم
بذرها هنوز سرجاشون بودن، زیر خاک
منتظر بازگشت و شکوفایی
با این تفاوت که قرار نیست فرصت دیگهای نصیبم شه
اگر نتونم رایشان رو پیدا کنم هیچکدوم از اینها دیگه اهمیتی نداره
یه چیزی میدونی
هرچی هست بگم بگو بابا
یه آیین باستانی وجود داره
میتونه کسی رو که فرسنگها دورتره رو هم پیدا کنه
.دقیقا به همچین چیزی نیاز داشتم چطور باید انجامش بدم؟
نمیتونی
به شدت خطرناکه و فقط تعداد انگشتشماری از آشاریهای زمین بلدنش
،و بدون اجازهی شورا در اختیارت قرارش نمیدن
پس یه جلسه تشکیل بده
استیلبن
خانهی غیرقابلاعتمادترین کثافتهای سراسر قلمرو
مطمئنی میخوای این کار رو بکنی؟
وقتی بخوای دنیا رو پاکسازی کنی ناچارا باید به دل کثافت بزنی
خب پس... اول شما بفرمایید
.شورا گرد هم اومد کورین به چه علت ما رو به اینجا فراخوندی؟
.یووِندا، از تو و سایر اعضای شورا متشکرم ...من
راستش من میخواستم موضوعی رو مطرح کنم
...من کیلثم، دخترِ
مگه الان نباید مشغول تکمیل آرمانتهت باشی؟
بهتون اطمینان میدم که اگر مسئله ضروری نبود، احضارتون نمیکردم
،در نبرد ایمان من دوشادوش آشاریهای جسور آتش جنگیدم
کسانی که جانشون رو در راه مبارزه با ثورداک فدا کردن
در این نبرد پیروز شدیم. یا حداقل شده بودیم تا اینکه رایشان بهمون خیانت کرد
...و فکر میکنم
میدونم که وظیفه دارم جلوش رو بگیرم
برای همین میخوام بهم اعتماد کنید
و آیین بینش آشاریهای زمین رو در اختیارم قرار بدین
چی؟
امکان نداره. هنوز آمادگیش رو نداری
با اون دختری که قبلا میشناختین خیلی فرق کردم
از قلمرو پریان و دوزخهای عذاب گذشتم
از آتش عبور کردم و باهاش یکی شدم
نمیدونین از رایشان چه کارهایی برمیاد
آشاری قبلا با این اژدهای بهخصوص سروکار داشته
بزرگان با با طلسمی بیمارش کردن که روزی منجر به نابودیش خواهد شد
وایسا ببینم
ما اون رو به اون بیماری مبتلا کردیم؟ ...من نمی
هنوز خیلی چیزها هست که نمیدونی کیلث
هنوز نصف آزمونهات رو تکمیل نکردی
و حالا میگی میخوای آرمانتهت رو نیمهکاره رها کنی
و همچین آیین خطرناکی رو یاد بگیری؟
میتونه بکشتت
از پسش برمیام
مطمئنی؟ مادرت هم همین رو گفت
ولی رفت و دیگه هرگز خبری ازش نشد
ما، به عنوان آشاری، وظیفه داریم از شکافها پاسداری کنیم
شاید رایشان ما رو مسبب بیماریش بدونه
و شاید تو باهاش خصومت شخصی داشته باشی
اما به هر صورت این وظیفهته که مقدمه و خطرات این اقدام رو توجیه نمیکنه
درخواستت رد میشه
...بابا - متاسفم کیلث -
باید از مشارکت در این تصمیمگیری کنار بکشم
شیاد کثیف
احمقها. اینطوری توجهات رو به خودتون جلب میکنین
از جلوی چشمهام گم شین
پپرباکس داره
این رو میگی؟ از دارکتو گرفتمش
زیرنویس بدون سانسور @SublimeTitle :تلگرام
در اشتباهی رو انتخاب کردی رفیق
فقط میخواستم چندتا سوال راجع به پپرباکست ازت بپرسم
...میتونم جواب بدم یا اینکه گلوت رو جر بدم
به نفعته به همصنفهای خودت آسیب نرسونی
مخصوصا اگر طرف شنلپوش باشه
مهرهای روی نشانت نیست
پس گمونم میتونیم دوست باشیم
وکس! ولش کن - میخواست بکشتت -
نه. از اعضای کلسپه
...عذر میخوام. یه مقدار
...گاهی اوقات یه خرده - اشکالی نداره -
خودم هم خواهر دارم. عاشقشم
بذار از اول شروع کنیم، باشه؟
همیشه همراهم خواهی بود
و روزی برای سفر خودت آماده میشی
فقط کافیه توجه کنی
یک کشتی در امتداد سواحل لوسیدین حرکت میکنه
و این سلاحها رو تحویل میده
نه پرچمی داره
و نه نشونی
برای تامین کالا اینجا توقف میکنه
میدونی کِی دوباره برمیگرده؟
فقط شبها پهلو میگیره
No comments yet. Be the first to leave one.