The first 200 lines.
قبلاً در «بارانساز»
بروزر، یه قاتل داره آزاد میگرده.
باید این عوضی رو گیر بندازم.
فقط ما دو نفر اینو میدونیم.
اصلاً روت فشار نمیاره؟
دیشب خیلی خوش گذشت.
جکی لمانسیزک نگرانیهاشو به تو گفت.
در مورد ملوین پریچر که باعث شده بود
دانی ری بلک بمیره.
کمیته پزشکی هیچ شواهدی از خلاف پیدا نکرد.
خوش برگشتی.
شاید برد، سلطهپذیری نقطه ضعف توئه.
یه چیزی بهم میگه سارا اون اسلحه رو میخواد.
شرکت میخواد ازم حمایت کنه.
بذارید منم از شرکت حمایت کنم.
بابا. - تو که قانون رو زیر پا نمیذاری.
داری انعطافپذیریشو میسنجی.
توی اون مدارک چی هست؟
میدونی جکی ممکنه چیزی رو تو خونهتون قایم کرده باشه؟
نه، فکر نکنم.
نمیتونی منو اخراج کنی. موضوع شخصی نیست.
داری یکی دیگه رو میاری جاش.
سه تا دستگاه شنود اونجا پیدا کردی؟
کار فدرالهاست.
میدونی اون کیه؟
پدرت میخواد چند روز مراقب کسی باشی.
بروزر، به روزالی سلام کن.
بابی، باید بفهمم بابام سرگرم چه کاری بود.
ما تلفن او و پرینس رو کنترل میکردیم.
ببخشید، داشتم قفسهها رو پر میکردم.
نفهمیدم اومدی داخل.
چی میل دارید؟
من یه کلاب سودا میخوام.
دایت کوک.
ما رئیس شما رو میشناسیم.
آره، پرینس الان اینجا نیست.
داریم در مورد جاسلین استون صحبت میکنیم.
چقدر در مورد خانم استون و پدرش میدونی؟
شماها کی هستید؟
سوال بهتر اینه که شما کی هستی؟
منظورت چیه؟
میدونی برای کی کار میکنی؟
دوباره ازت میپرسم.
شما کی هستید؟
من مأمور ویژه کاتلر هستم.
ایشون مأمور سیستولی هستن.
فکر نکنم بخوام بدون وکیل با شما صحبت کنم.
ولی آقای بایلر، شما که خودتون وکیلی، مگه نه؟
شما فقط میتونی گوش بدی.
شاید در مورد روزالی ساتن شنیده باشی.
چند سال پیش، اون یه افشاگر بود
توی پروندهای علیه گروه گرینلند-یارو.
همون شرکت کود شیمیایی.
لایمن استون امروز از زندان آزاد میشه.
به خاطر دستکاری شاهد تو همون پرونده.
روزالی ساتن همون شاهد بود.
جسدش رو دو هفته پیش پیدا کردیم، به قتل رسیده بود.
هنوز نمیفهمم شما چرا اینجایین.
ما فقط میخوایم بدونی داری برای کی کار میکنی.
واقعاً؟
فکر میکنین بروزر... ببخشید، جاسلین استون
ربطی به این قضیه داره؟
رودی، کارتمو بگیر.
اگه چیزی میدونی، چیزی میشنوی،
بیا تو مسیر درست این ماجرا.
به خاطر همینه که دفاتر ما رو شنود میکنید؟
جالبه.
چرا جالبه؟
ما دفاتر شما رو شنود نمیکنیم.
سلام؟
روزالی؟
نمیتونم کاری کنم ساکت بشه.
میدونی باید چیکار کنی؟
اووه، یه کلونوپین چطوره؟
شوخی کردم... تقریباً.
شاید گرسنشه.
نه، بهش غذا دادم.
پوشکشم عوض کردم.
باید برم دستشویی.
میشه یه دقیقه نگهش داری؟
اووه، من... واقعاً تو کارم نیست.
لطفاً؟
فقط یه دقیقه طول میکشه.
هی.
هی.
هوم.
همین؟
اگه خفه شی، میذارم مال خودت باشه.
چیکار کردی؟
مذاکره کردم.
نمیخوای ازم بپرسی...
قطعاً نه، عمراً.
حتی نمیخوام فامیلیتو بدونم.
ازم خواستن دو روز بهت جای خواب بدم.
فردا شب دنبالت میان.
بعدش خداحافظی میکنیم و تموم.
میتونی یه لطف در حق من بکنی؟
بعیده.
میخوام بذارمش پیش خواهرم.
او ساکن سامرویل هست.
وقتی جا بیفتم و مطمئن شم امنه، اون بچه رو برام میاره.
مـ... من... نمیتونم کمکت کنم.
متاسفم.
من همین الانشم بیشتر از حد توانم انجام دادم.
اون فقط یه بچهست.
و...
میترسم.
بابا.
من منتظر پرینس بودم.
آره، خب، زنگ زد.
گفت درک میکنه، و اینکه...
به هر حال از دیدن من خوشحال میشی.
من همیشه از دیدن تو خوشحال میشم.
باباتو بغل کن.
ما تنها نیستیم.
افبیآی؟ آره.
دفتر منو شنود گذاشتن.
اون دفتر منه.
بزن بریم بیرون.
برویزر، یه...
شما کی هستی؟
جی. لایمن استون. تو برای من کار میکنی؟
نه، من برای برویزر کار میکنم.
برویزر برای من کار میکنه، پس تو هم برای من کار میکنی.
تو بایلر هستی. آه، خوبه.
شما دو تا همو دیدید.
میتونم میزمو پس بگیرم، لطفاً؟
ام، باید باهات حرف بزنم.
باشه. همشون اینان.
معلومه که باتریهاشون رو درآوردم.
میخوای درباره چی حرف بزنی؟
اونا.
اونا شنود افبیآی نیستن.
دقیقاً همینو میخواستم بگم.
و تو از کجا میدونی؟
اونا اومدن با من حرف زدن.
پلیس فدرال؟
چی گفتن؟
میتونیم تنها حرف بزنیم؟
تو تنهایی.
ما الان وکیلهای توایم، پس حق محرمانه بودن داری.
یادت رفته، تو ممنوعالوکاله شدی؟
بیخیال، بابا.
برید واسه خودتون یه قهوهای چیزی بگیرید. هر دوتاتون.
من و رودی باید یه لحظه تنها باشیم. آره، بیا مرد گنده.
آخرین بار کِی پیراشکی خوردی؟
یه جای جدید باز شده به اسم بِیک شاپ.
عاشقش میشی.
یه کم رویه توت فرنگی روش داره...
روی توت فرنگیهای ارگانیک، اوه، نلی.
محشره.
چی شده؟ پیداش کردن.
کیو؟
روزالی ساتون.
اون به قتل رسیده.
فکر میکنن کار لایمنه.
پدر من خیلی کارهای نامناسبی میکنه،
ولی قاتل نیست. مطمئنی از این قضیه؟
خب، من مطمئنم که اصلاً به تو ربطی نداره.
میخوای به افبیآی چی بگم؟
میخوام بهشون حقیقت رو بگی.
که اصلاً نمیدونی چه مزخرفاتی دارن میگن.
بالاخره تونستیم پروندهها رو به دست بیاریم.
و به نظر میاد یکی از پرستارهای گمشده، جکی لمانچیک،
شک خودشو بهشون گفته بوده که پرستار گمشدهی دیگه،
ملوین پریچر داره...
آمادهای برای این؟
بیماران رو میکشه.
که یکیشون پسر موکل ما بوده.
دیوونه کننده نیست؟
همه چی خوبه؟
آره. همه چی خوبه.
اگه اینا شنود فدرال نیست، پس مال کیه؟
من یه پرونده حسابی اینجا دارم.
آره. و تو میخواستی که من حل و فصلش کنم.
یه چیز قطعیه.
موکل ما... موکل من.
موکل ما بزرگترین مشکل اونا نیست.
پس کیه؟
خانوادههای تمام بیمارهای دیگهای که این روانی به قتل رسونده.
اگه ما برنده شیم، همهشون به سراغ گریت بِنِفیت میان.
پس میتونی؟ برنده شی؟
آره. نه.
هنوز نه.
اونا اینو نمیدونن.
واسه همینه که به این پرونده کوچیک
به چشم یه هیولای بالقوه نگاه میکنن.
و اگه بدونی یه بچه
بزرگ میشه یه هیولا از آب در میاد، چیکار میکنی؟
تو گهوارهش لهش میکنی.
این یکم خشنه.
لئو دفترو شنود گذاشته بود.
و هر چی اینجا حرف زدید رو میدونه.
برای بردن به چی نیاز داری؟
ما باید جکی لمانچیک رو پیدا کنیم.
برخیزید.
در خصوص پروندهی دولت علیه ملوین پریچر،
دادگاه عمومی شعبه نهم...
رسمیت جلسه را اعلام میکند.
قاضی محترم مونرو ریاست جلسه رو به عهده دارن
No comments yet. Be the first to leave one.