The first 200 lines.
قسمت12 اين قسمت:اين قسمت:ليو بو طلب پناه از ليو بِي ميكنه (متــــرجم:چــــيااُ فنگ(مهدی
قسمت12 اين قسمت:اين قسمت:ليو بو طلب پناه از ليو بِي ميكنه (متــــرجم:چــــيااُ فنگ(مهدی
ارباب،ليو بِي يك نامه براي ما فرستاده
من انتظار داشتم برامون نامه بفرسته
حدس بزن چي توي نامه گفته؟
اين... من نميتونم حدس بزنم
اگه تو نتوني اينو حدس بزني
،چطور ميتوني كسي بشي كه حركات دشمن رو حدس بزنه
و چطور ميتوني فرمانده يك ارتش بشي؟
...اين
من براي تو حدس ميزنم،در نامه ليو بِي
اون حتما شروع كرده به چاپلوسي كردن براي من
از طرف تااُ چي ين عذرخواهي كرده
چون در هر حال فرماندار اون بوده كه پدر منو كشته
بعدش نامه رو با نصيحت كردن من براي عقب نشيني خاتمه داده خودت بخونش
برادر مورد احترام من مونگدو،شواِندو درود ميفرسته ملاقات كوتاه ما در چانگ آن در ذهنم تاثير گذاشت
برادر مورد احترام من مونگدو،شواِندو درود ميفرسته ملاقات كوتاه ما در چانگ آن در ذهنم تاثير گذاشت
برادر استعدادهاي تو مثل خورشيد روي كوه مي درخشه
جاه طلبي هاي بي باكانه تو مثل امواج بي پرواي اقيانوس مي باشه
من بزرگترين تحسين رو براي تو ميكنم فرماندار استان شو،تااُ چي ين مردي درست،مهربان و بخشنده هست
من بزرگترين تحسين رو براي تو ميكنم فرماندار استان شو،تااُ چي ين مردي درست،مهربان و بخشنده هست
اون نمي تونه كاملا مسئوليت توطئه جنايتكارانه اي كه فرماندارش كرده رو بگيره
برادر،پدر مورد احترام تو ديگه درگذشته مثل اب رودخانه دور شده و هرگز برنميگرده
برادر،پدر مورد احترام تو ديگه درگذشته مثل اب رودخانه دور شده و هرگز برنميگرده تااُ چي ين از پشيماني پايمال شده
و حاضره خزانشو به خاطر تلافي تو خالي كنه
تا بتوني كمي خودشو رها كنه برادر ببخشيد به اين ركي نصيحتت ميكنم لطفا عقب نشيني كن و جنگ رو كنار بزار
لطفا عقب نشيني كن و جنگ رو كنار بزار و شمشيرها رو داخل غلافشون بزار
اگه اينكارو كني،نه فقط مردم استان شو مديون بخششت ميشن
اگه اينكارو كني،نه فقط مردم استان شو مديون بخششت ميشن
همه در تمام كشور به خاطر سخاوتمنديت ستايشت ميكنن
وگرنه وقتي جنگ اغاز شه خشك و تر با هم خواهند سوخت
در حالي كه ليو بِي شايستگي كمي داره با يد زندگيشو به خاطر ارباب تااُ گرو بزاره
گستاخ
ليو بِي فقط يه ادم حصير بافه،كفش دوزه بي شرم هست
ليو بِي فقط يه ادم حصير بافه،كفش دوزه بي شرم هست
چطور جرات داره مقابل من وايسته؟دستورمو اعلام كن
وقتي شهر گرفته شد،همه مردم استان شو جو از پير و جوون
بايد كاملا كشته بشن،تا روح پدرم در اسمان تسكين بيابه
...ارباب،اين
ما غذاي كافي براي اينكه صدها هزار اسير رو سير كنيم نداريم
ما غذاي كافي براي اينكه صدها هزار اسير رو سير كنيم نداريم
خدمتكارتون متوجه شد
ارباب،خبر بدي دارم
يان جو در مشكله؟
درسته،ديشب
ليو بو اقدام به يك حمله پنهاني در يان جو كرده
ديوارها شكسته شدن،باقيه مردانمون در شهر هنوز دارن در يك قتل عام مي جنگن
ديوارها شكسته شدن،باقيه مردانمون در شهر هنوز دارن در يك قتل عام مي جنگن
ليو بو يك حيوون صفته
چطور تونسته اينقدر موذيانه اقدام به حمله پنهاني در يان جو كنه؟
چطور تونسته اينقدر موذيانه اقدام به حمله پنهاني در يان جو كنه؟
ارباب،چن گونگ شده مشاور ارتش ليو بو
پس تعجبي نيست پس تعجبي نيست
پس چن گونگ تَي بوده كه اونو راهنماي كرده
ارباب،حالا كه يواِن شو سقوط كرده
تمام ارتش ما الان بي خانمان شده
دستور ميدم،تمام ارتش بلافاصله به يان جو عقب نشيني كنن
ارباب،پس شي جو چي ميشه؟
بعد اينكه به حساب ليو بو رسيديم سراغش ميريم
و الان،بخشيدن اين مرحت براي ما هيچ مشكلي نداره
اين مرحمتو به ليو بِي ميكنيم
برو يك نامه در جواب به ليو بِي بنويس
بگو من اين پيشنهاد رو قبول ميكنم عقب نشيني ميكنم و اتش بس ميكنم
اطاعت
شوجو
متشكريم ارباب ليو
اينطور نيست،اينطور نيست
يك نامه از شواِندو
نيروي 50 هزار نفريه سااُسااُ رو راضي كرد عقب نشيني كنه
و شو جو رو از بدبختي نجات داد و امنيت رو به همه ما برگردوند
اين به اندازه كافي ثابت ميكنه كه شواِندو مرد با افتخار و دليريه
و پرهيزكاريش تا ابد ستوده ميشه ما 500 هزار مردم شو جو
به شواِندو براي اجازه زندگي جديدمون تا ابد مديونيم
متشكريم ارباب شواِندو
برادر شواِندو عزيزم،من هر روز دارم پيرتر ميشم و روزاي اخر زندگيمه
فقط تحت حكمرانيه تو 6 فرمانديه استان شو جو ميتونه در صلح باشه و به موفقيت هاي بزرگ برسه
فقط تحت حكمرانيه تو 6 فرمانديه استان شو جو ميتونه در صلح باشه و به موفقيت هاي بزرگ برسه
من نظرات همه وزيرهاي استان شو جو رو بررسي كردم
من نظرات همه وزيرهاي استان شو جو رو بررسي كردم
اونا همه ميخوام تو بر استان شو جو حكمراني كني
لطفا به خاطر همه ما اين مسئوليت رو قبول كن
ارباب تااُ،خلوص نيت و سخاوتمندي شما خيلي منو حركت داد
ارباب تااُ،خلوص نيت و سخاوتمندي شما خيلي منو حركت داد اما من جرات ندارم مسئوليت اين مهر رو قبول كنم
اما من جرات ندارم مسئوليت اين مهر رو قبول كنم همونجور كه قبلا گفتم
فقط اومدم استان شو رو نجات بدم و هيج قصد شخصي اي ندارم
حالا كه ارتش سااُسااُ عقب نشيني كرده
بايد اين چاي رو تموم كنم و سر قولم بمونم
و به پينگ يواِن برگردم
لطفا بمونيد،ارباب ليو،لطفا بمونيد لطفا بمونيد و از شو جو حفاظت كنيد
لطفا بمونيد،ارباب ليو،لطفا بمونيد لطفا بمونيد و از شو جو حفاظت كنيد
لطفا بمونيد،ارباب ليو،لطفا بمونيد لطفا بمونيد و از شو جو حفاظت كنيد
جنتلمن ها لطفا بلند شيد لطفا بمونيد و از شو جو حفاظت كنيد
برادر شواِندو
خودت ميبيني؟ارزوي مردم من اينه كه تو فرمانديه استان شو جو رو بگيري
خودت ميبيني؟ارزوي مردم من اينه كه تو فرمانديه استان شو جو رو بگيري
اين به اين معني نيست كه طمع استان شو جو رو داري
لطفا به خاطر مردم اين مسئوليت رو قبول كن
نميتونم،ارباب تااُ
شما داريد منو مجبور ميكنيد بلافاصله شو جو رو ترك كنم
صبر كنيد
ارباب ليو لطفا بمونيد
حتي اگه فرماندهيه استان شو جو رو نگيري نمي توني استان شو جو رو رها كني بري
حتي اگه فرماندهيه استان شو جو رو نگيري نمي توني استان شو جو رو رها كني بري
وگرنه سااُسااُ حتما برميگرده
و استان شو جو دير يا زود در دستان اون ادم شرير ميوفته
درسته
اين چطوره؟من فرماندار شهري مرزي شيااُ پِي ميكنمت
براي اينكه موقتا اونجا مستقر شي
اينجوري مي تونيم با يك تير دو نشون ميزنيم
وقتي احتياجي بود مي تونيم به هم ديگه كمك كنيم
در مورد تداركاتي كه سربازات بهش احتياج دارن من تامينشون خواهم كرد
فكر ميكني چطوره؟
ليو بِي با احترام دستور ارباب تااُ رو ميپذيره
خوبه خوبه خوبه مهماني بگيريد،شراب بياريد
عاليه،عاليه
بفرمائيد
ارباب ليو،بفرمائيد،زود باشين
شواِندو،چه مصيبتي
ارباب تااُ،بيماري شما كه مصيبت نيست
وقتيكه بهار بياد شما حتما خوب ميشيد
حالا فقط بايد استراحت كنيد
من منظورم اين نبود كه مريض شدم
منظورم اين بود كه يك فاجعه حتمي داره براي شو جو مياد
يك گزارش دريافت كرديم كه سااُسااُ به جنگ با ليو بو رفته و پيروزي كاملي داشته
اين معني ميده كه اون تونسته قدرت ذخيره كنه
تا دوباره اقدام به حمله در مقابل شو جو بكنه
شواِندو،گريه كردن پرنده اي كه داره ميميره غمناك هست
و اين كلمات درست حرفاي مرديه كه داره ميميره
چيزايي هست كه من ميخوام بهت بگم
اما اميدوارم كه از الان به بعد
ديگه بين ما حرف هاي ظاهري كه وابسته به ادب و نزاكت هست،نباشه
ديگه بين ما حرف هاي ظاهري كه وابسته به ادب و نزاكت هست،نباشه قبول ميكني؟
خب
من ميدونم كه شما سه تا برادر
در حقيقت براي تاسيس كردن خودتون به يك مكان احتياج دارين
من همچنين ميدونم
اين نيست كه تو داشتن استان شو جو رو دوست نداشته باشي
اما ترجيح ميدي ضد باشي،دربارش فكر كن
تو بيشتر از هر كس ديگه ارزوي استان شو جو رو داري
درست نميگم؟
تو به نام خوبت و داشتن درستكاريت بيشتر از زندگيت ارزش ميدي
به اين خاطر نمي خواي از من سوء استفاده كني
ارباب تااُ باهوشن
لطفا اينو بگير،استان شو جو فقط ميتونه به تو داده بشه
نه كس ديگري.نامه اي كه من به دربار امپراطوري نوشتم
اين خواسته منو درش عنوان كرده
من بعد مرگم همه چيزو به تو مي سپارم
ارباب تااُ،مردان تواناي زيادي در كشور هستن
هر جور شما نگاه كنيد،ليو بِي هرگز مناسب نيست كه فرماندار استان شو جو بشه
هر جور شما نگاه كنيد،ليو بِي هرگز مناسب نيست كه فرماندار استان شو جو بشه
پس كي هست؟
يواِن شااُ يك مرد با ريشه اصيل هست و در كشور مشهوره
نه
يواِن شو جاه طلبي داره دشت هاي مركزي رو گسترش بده
نه
همچنين ليو بيااُ از استان جينگ
اونم يك فرزند از دربار امپراطوري هست
نه نه نه،استان شو جو بايد دست تو باشه
ليو بِي فرمان ارباب تااُ رو ميپذيره و موقتا بر استان شو حكومت ميكنه
تا وقتي امپراطور دستو بدن من اين كار رو انجام خواهم داد
چرا زنگ به صدا در اومده؟
چرا زنگ به صدا در اومده؟
به نظر ميرسه هشدار دربازه غربي باشه
محافظان دارن به علامت هشدار صداي زنگ رو در ميارن
ارتش سااُ بالاخره اومد
گزارش،گزارش،فرماندرا،ليو بوبا چند صد هزار سواره نظام ميخواد باهاتون صحبت كنه
گزارش،گزارش،فرماندرا،ليو بوبا چند صد هزار سواره نظام ميخواد باهاتون صحبت كنه
اون ليو بوئه؟
جنرال ليو
فكر ميكنيد ليو بو قصد داره به استان شو جو حمله كنه؟
ارايششون به نظر نميرسه كه بخوان به ما حمله كنن
ليو بو جنرال نيروي بارز در خواست ملاقات دارن
نامه ملاقات رو بياريد
اقاي گونگ تَي
اگه ليو بِي ما رو به شهر نپذيرفت انوقت چي كار كنيم؟
اگه ليو بِي ما رو به شهر نپذيرفت انوقت چي كار كنيم؟
چن گونگ معروف به گونگ تَي
جنرال نگران نباشيد،ليو بِي يك فرماندار درستكار و باافتخاره
الان بزرگترين دشمن اون سااُسااُ هست
براي اينكه در مقابل سااُسااُ بايسته
كمك ما رو نياز داره
خب،و اگه ليو بِي ما رو بپذيره،بعد بايد چي كار كنيم؟
خب،و اگه ليو بِي ما رو بپذيره،بعد بايد چي كار كنيم؟
اينجوري اسونه
وايميستيم وقتي فرصت اومد عمل ميكنيم
خوبه،بعد اينكه ليو بو به وسيله سااُسااُ شكست خورده
هيچ جا رو نداشته كه بره،حالا ميخواد كه به ما پناه بياره
حالا لشكر شكست خوردشو براي ما اورده
اون بايد از ستاره هاي شانسش تشكر كنه وقتي كه در اون جنگ بهش ضربه زديم سرشو از دست نداد وگرنه الان اينج نبود
اون بايد از ستاره هاي شانسش تشكر كنه وقتي كه در اون جنگ بهش ضربه زديم سرشو از دست نداد وگرنه الان اينج نبود
الان با اون موقع فرق داره،يادت باشه
ليو بو يك ادم ديگه شد و با دستاي خودش سر دونگ جو خيانتكار رو قطع كرد
ليو بو يك ادم ديگه شد و با دستاي خودش سر دونگ جو خيانتكار رو قطع كرد
اون خدمت بزرگي به هان انجام داد و سزاواره اينه كه قهرمان دوره ما صدا زده بشه
اون خدمت بزرگي به هان انجام داد و سزاواره اينه كه قهرمان دوره ما صدا زده بشه
با كاري كه انجام داد مورد تحسين همه در كشور قرار گرفت
به علاوه،ليو بو يك جنگجو بي باكه
و 8 هزار سواره نظم تحت فرمانش داره
اگه ما بتونيم كمك اونو به دست بياريم
ديگه دليلي نداره از هجوم سااُسااُ بترسيم
No comments yet. Be the first to leave one.