The first 200 lines.
گیج، کولر، پنکه، مریض، مونوپولی، انار، آویشن، یوم کیپور، شب سال نو،
دوستدختر پریودش، خوانندهها، کمدینهای استندآپ،
ساک زدن، زنهای هات، هیتلر، پرتغالی، بازیهای المپیک، بازیهای پارالمپیک...
زنهای هات در حال ساک زدن... گیج، کولر، پنکه،
مریض، مونوپولی، انار، آویشن،
ریتالین، مدرسه، ایگور.
ایگور، جدی میگی؟
سر کچل.
بابا رفته، مامان سیگار میکشه و شیر میده، من دود رو از سینه فوت میکنم، انگار که...
کیر کوچیک دارم، ولی باریک.
رفتم بروشیم. همه اونجا ریتالین میخوردن.
کل بچگیم ریتالین میخوردم.
بیا رو راست باشیم، «نمیتونم تمرکز کنم» الکیه.
ریتالین یه داروئه. «خستهکننده» واقعیه.
کسی تا حالا گفته، «آخ لعنتی، انگار نمیتونم بجنگم»؟
بدون ریتالین، تو کلاس گند میزدم.
اخلال، آشوب...
تفاوت اساسیه.
«آشوب» یعنی وقتی چارهای نداری، آسیب دیدی...
جیغ و داد. با تفنگ بادی خرس بهم ریتالین شلیک میکردن.
ریتالین رو میگرفتم، تو زنگ تفریح اثر میکرد روم، و دیگه برنمیگشتم.
تمام روز فقط اونجا مینشستم، مبهوت نگهبان.
بهم داستانهایی میگفت که من...
نمیدونم چطور به عنوان یه بچه کلاس چهارمی تحملش میکردم.
میگفت: «تو روسیه، من تراجنسیها رو کشتم.»
واقعاً؟ ایگور، جدی میگی؟
ایگور، جدی میگی؟
همزمان، اون همینطور داستانهای احمقانه و پیش پا افتادهای برام تعریف میکرد.
میدونستی قبلاً موهامو بابی کوتاه میکردم؟
ها؟
بهت گفتم که موهامو بابی کوتاه کرده بودم؟
ها؟
من موهامو بابی کوتاه میکردم. خیلی دلم براش تنگ شده.
من هم گرسنه بودم. مامان برام غذا درست نمیکرد.
یه روز برام ساندویچ آورد.
میخوای؟ یه چیزی برات دارم.
بگیرش.
دهنتو ببند و باز کن. بیا.
تنهام بذار.
چرا؟ مگه چیه؟
چرا؟ قرص خوردن که خجالت نداره. معلمات میگن کمکت میکنه.
آرومت میکنه. من که از خودم درنمیآرم.
نه این قرص، نه هیچ قرص دیگهای.
هیس.
لااقل امتحان میکنی؟
نه.
اگه من معتاد شم کی مراقب توئه؟
تو یه بچه حسابی به هم ریختهای، میدونی؟
و شما که عقل کُل هستی، نه؟
شب بخیر، مامان.
شب بخیر، عزیزم.
سلام. تامارا شایمن؟ مادر دین شایمن؟
بله، ولی...
ما داریم--
ما حکم تفتیش از دادگاه داریم.
حکم تفتیش؟ چرا؟ واسه چی؟
چرا حکم تفتیش دارید؟
سلام. عصر بخیر.
چرا حکم تفتیش؟ بفرمایید؟ ببخشید؟
بیدار شو بیدار شو.
سلام، دین.
اسم من رناناست. مددکار اجتماعی هستم.
پلیس خونه شما رو تفتیش میکنه. حکم دارن.
یه لحظه.
مامان، من چیکار کردم؟
تو کاری نکردی. میشه توضیح بدید چه خبره؟
دین، لباس بپوش.
مامان، پسر کوچیکه رو ببر.
آروم باشید. یه تفتیش سریع انجام میدیم و بعد اون رو به بازداشتگاه میبریم.
چه بازداشتگاهی؟
بیا عزیزم.
اشکال نداره. اون با منه.
پاشو. شما دستگیر شدی.
بریم بیرون.
بریم بیرون، توضیح میدم.
دین، بجنب.
اینو بگیر.
ازشون خواستم نیان. من زنگ زدم چون ترسیده بودم.
یه کیف بردار و لباس بپوش. داریم میریم.
ولش کن. اون مال داداشمه.
ما حکم تفتیش داریم.
حکم تفتیش؟
واسه چی؟ من کاری نکردم.
میخواستی مرد باشی؟ مرد باش پس.
پس مثل یه مرد از اینجا میرم بیرون. بدون لباس.
بیخیال، جانی. اون فقط یه جوجهس.
مامان! بیا تو.
مامان!
یه کیف برای پسره ببند.
یه پیرهن بنداز توش، شلوار، لباس زیر، کاپشن.
تو بازداشتگاه سرده.
حتماً برش میگردونن. باشه عزیزم؟
اشکال نداره. همه چی خوب میشه.
به مامانه بگو عقب بمونه.
همینجا بمون.
بیا اینجا.
برگرد اینجا!
ولم کن، حرومزاده!
خفه شو!
ولم کن، حرومزاده!
نگران نباش.
دین، نمیخوام بهت آسیبی بزنم.
ولم کن!
ولم کن!
سرتو ببر تو.
حرومزادهها.
کنتور داره میندازه، آره؟
منی، آخرین وضعیت مظنون رو بگو. کجایی؟
دین شیمن، مائوز آویو، آسیب جسمی ندیده، داریم میایم.
عالیه. مدرکا رو ببر بخش نوجوانان.
چرا اومدی خونهی من؟
مامانم بهت گفت بیای؟
اون یه دروغگوی دیوونهست. چرا بهش اعتماد میکنی؟
فندک؟
فندک!
هی، بچه، بیارش اینجا.
گولم نزن!
میشه...?
ولم کن.
جیگرتو درمیارم!
لباسات کجاست؟
هیچی نیاوردم.
تا حالا یه فاحشه رو نکردی، آره؟
میتونم کمکت کنم.
چطور؟
آره، مطمئناً خیلی هم سالم نیستن،
ولی خب آمنه تروریست رو هم اینجا داریم، همونی که خانوادههامون رو منفجر کرد.
اونم گزینهی خوبیه.
مرسی.
غمت نباشه. دلم نمیخواد بری زندان بدون اینکه طعم یه زن رو چشیده باشی.
من که قرار نیست برم زندان. به زودی میرم خونه.
و پولم ندارم.
مهمون من باش، بچه. مهمون من.
نگران نباش، هفت تا خواهر دارم، هر روز ازم حشیش و مروارید میخوان.
اشکالی نداره.
خیالم راحته که پولم صرف یه کار خیر شده.
کدوم رو ترجیح میدی؟
باید زنگ بزنی؟
نه، من به زودی میرم خونه.
یک دقیقه وقت داری.
چطوری مامانبزرگ؟
عزیزم، چطوری؟ داری میای اینجا؟
امروز با مامان حرف زدی؟
نه، چرا؟
هیچی. من...
صدات رو خوب نمیشنوم.
اتوبوس ساعت یک بعدازظهر رو سوار شو که قبل از فیلم وقت کنیم بریم کادوری.
و وقتی رسیدی ایستگاه اتوبوس بهم زنگ بزن که نگران نشم.
مامانبزرگ، امروز نمیتونم بیام دیدنت.
اوه. چرا؟ چی شده؟
هیچی نشده، فقط من...
سهشنبهی دیگه میام.
باشه، عزیزم. ولی همه چیز خوبه؟
همه چی خوبه.
از این بهتر که نمیشه.
باشه، پسر شوخ من. خداحافظ.
خداحافظ.
اونجا با کسی قاطی نشو.
باشه؟
آدرس رو اشتباه اومدم؟
استریپر رزرو نکردی؟
اون لبخند چیه؟
دست خالی برنمیگردی، فهمیدی؟
گمشو.
از اینجا برو بیرون.
واقعاً فکر میکنی فردی بهت اجازه میده این دور و برا بچرخی
اگه کاری رو که میگه انجام ندی؟
از این فردی خسته نشدی؟
خسته شدم.
من دیگه برنمیگردم افک.
از دادگاه میرم خونه. همین.
فکر میکنی کی هستی؟ شاهزادهی رویاها؟ هر چی تو بخوای همون میشه؟
من خدا هستم پس من تصمیم میگیرم، و شانس باهات یار نیست.
باشه، هر چی تو میگی.
چطوری رفیق؟
اسمت چیه؟
خیلی کوچیکی.
آنخیسی.
از آشناییت خوشبختم.
میدونی چی تو زندان منتظرته؟ افک جای سختیه.
افک چیه؟
زندان نوجوانان.
تو رفتی اونجا؟
چرا داری برمیگردی؟
نه، انشاءالله. باور دارم امروز آزادم میکنن.
امیدوارم تو رو هم آزاد کنن. تو که... شبیه زندانیها نیستی.
نگران نباش.
دارم میرم خونه.
ولی شاید اول لباس بپوشی.
باکلاس.
بهت میاد.
آنخیسی، برای خودت یه عروسک پیدا کردی؟
دخلشو بیار!
یالا، بزن دهنش!
بزن دهنش!
بزن دهنش!
یالا! لت و پارش کن!
خوب گوش کن. نمیذارم جذبش کنی.
کثافت ترسو.
من اصول دارم، پس الان نمیکشمت چون بیسلاحی،
No comments yet. Be the first to leave one.