The first 200 lines.
آنچه در رسوايي گذشت... خانم بعدي ميگه که شوهرش براي
يه آژانس سوپر جاسوسي کار مي کرده که خارج از فرماندهي
دولت ايالات متحده ي آمريکا بوده
بهش ميگن بي 613
بايد اين ماجرا رو خاموشش کني روزن... همين حالا
من اين کار رو نمي کنم چي ؟
تو اون فايل ها رو بهم دادي. خودت گفتي برو و آدم بدها رو بگير
منم مي خوام آدم بدها رو بگيرم
اين چيه؟
توافق مصونيت
تو موافقت کردي که برعليه فرمانده شهادت بدي
و دولت هيچ وقت محاکمه ات نمي کنه
فکر کردي مي خوام بر عليه فرمانده شهادت بدم
و به سقوط بي 613 کمک کنم؟
من هاک و کوئين رو هم دارم، حتي چارلي
اما به تو نياز دارم
تو طعمه ي بزرگي هستي
تو براي روان کار کردي تو پا توي کفشش گذاشتي
تو مي دوني جنازه ها کجا دفن شده
يه شاهد باش، و حالا مي تونيم پرونده مون رو بسازيم
به هيچ مامور ديگه اي نياز نداريم من نمي تونم
اين اخطار مرگ منه، مي فهمي؟
اگر امضاش کنم، مي ميرم. هممون مي ميريم روزن
نه من نيستم
کار من تمومه
کلاه سفيدها جيک. ما آدم هاي خوبي هستيم
به هر قيمتي که باشه عدالت رو اجرا مي کنيم
خداحافظ روزن
اگر شهادت ندي، نمي تونم ازت محافظت کنم جيک
اين يه تهديده؟
ما داريم فرمانده رو مي کشيم پايين، و تو هم يه زماني فرمانده بودي
هي
من به محافظت تو نيازي ندارم روزن
تو به محافظت من نياز داري
اين پرونده رو رها کن اگرنه من به خاطرت مي ندازمش
هي، نقشه ها تغيير کردن
چارلي؟
مکس
خيلي وقته نديديم همديگه رو
مکس باتلر
بازنشسته از بي 613
در سوريه در پايان دهه 90 با جيک بالارد کار مي کردم
مکس و جيک شش مامور لبناني رو با هم کشتن
اونا رو توي حمام يه خونه توي دمشق سلاخي کردن
خاطرات خوب از دمشق
البته هوا خشک بود ، اما دخترها.... چارلي
ببخشيد. خانم ها
ما مکس رو مي خوايم
سلام مارگوت
مارگوت راس در کنار جيک کار مي کرد
در طول عمليات هاي متعددي در جنوب غربي آفريقا بعد از 11 سپتامبر
ما بهش نياز داريم و به سيمون هم نياز داريم
سيمون؟
تو ديگه کدوم خري هستي؟
من کوئين هستم. مي تونيم با هم حرف بزنيم؟
جيک از سال 2003 تا سال 2007 تحت فرمان سيمون در اروپا کار ميکرد
اونا مجري 37 عمليات ترور بودند
از هامبورگ تا گرنادا اره، اما بعضي هاشون هم بمب گذاري بودن
پس؟ پس اين تقلبه
قتل قتله هواي من رو داشته باش،ادم بزرگ
نه بمب گذاري تقلبه. گوش کن، نقشه اينه ....
ما ه اين سه مامور فشار مياريم اعتمادشون رو جلب مي کنيم
پيشنهادت چيه؟
ما بهشون پيشنهاد مصونيت کامل از پيگرد ميديم
مصونيت براي تمام عمليات ها ؟ خارجي و بين المللي؟
همشون
ببرشون توي يه خونه ي امن
تا من بتونم يه هيئت منصفه ي سري جور کنم
و براي خودمون يه پرونده ي قوي تنظيم کنم
اين طوري مي تونيم جيک بالارد رو هم بکشيم توو
اون داره طفره مي ره
پس، ما بهش پيشنهاد مصونيت مي ديم، وادارش مي کنيم شهادت بده
به محض اينکه اون بياد جلو ، بقيه ي مامورها هم قدم جلو مي زارن
و اين طوري مي تونيم براي هميشه بي 613 رو بکشيم پايين
مترجم: صفا
تو جيغ مي زني.... توي خواب
درباره ي يه در قرمز و يه حلقه به يه زبون ديگه
تو بايد بري
فرانسه، روسي، فارسي، چيني
و مي خوام بگم.... سواحيلي؟
زولو؟
هر دو
گوش کن، راسل....
اسم من واقعا راسل نيست
منظورم اينه که... هست، اما فرانکلين....
فرانکلين راسله....
تو بهم اسم جعلي دادي
باهاش مشکلي داري الکس؟
هنوزم چسبيديم به الکس يا مي تونيم شروع کنيم به اوليويا صدا زدنت؟
ام، خب، نيازي نيست
که منو به اسم خاصي صدا کني چون همينه که هست
خب، موضوع اينه، الکس....
فکر نمي کنم همينه که هست باشه
الو؟
بله
همين الان ميام اونجا
هنوز خيلي دير نشده
جناب نماينده، دلم مي خواد باور کنم که حقيقت داره. با اين وجود...
اما باور نمي کنيد، و فکر ميکنيد پدر من گناهکاره
موضوع چيزي که من باور دارم نيست
نمي دونم فکر مي کنيد که در اين لحظه چه کاري از من برمياد
اگر حرفاش رو مي شنيدي...
نمي توني تصور کني
من توي اوتاقم بودم وقتي پيداش کرد
جيمي رو پيدا کرد
که با يه طناب توي کمدش خودش رو دار زده بود
اون 15 سالش بود
صداي جيغ ها، شيون ها
فکر کردم بچه ي همسايه ست
يا يه جور حيون
حالتي که چشمهاش داشت
صدايي که از خودش در مي آورد وقتي که طناب رو مي بريد
و بارها و بارها تلاش مي کرد
تا نفس رو به ريه هاش برگردونه
وقتي پليس دفترخاطراتش رو پيدا کرد
و بهش گفته اون براي چي خودش رو کشته
چون اون آشغال قلبش رو شکسته
معلم رياضيش
اون 14 ساله بود وقتي ماجرا بينشون شروع شد
اون 29 ساله بود. مي توني تصور کني؟
پدرم دلايل کاملي داشت که به اون ضربه بزنه
اما اين کار رو نکرد. مي دونم
فکر مي کني چه اتفاقي افتاد وقتي
پدرت رفت که باهاش مقابله کنه ؟
ديشب حدود ساعت 9
من اسلحه اي رو که پشت ميزم مخفي کرده بودم رو برداشتم
يه جعبه فشنگ هم از توي کشو برداشتم
به سمت خونه ي دن هافمن رانندگي کردم و زنگ در رو زدم
وقتي اون حرومزاده در رو باز کرد
اسلحه رو به سمتش گرفتم و دوبار به سينه اش شليک کردم
شايد هم سه بار
بايد بيشتر از اينها باشه
بايد کل فشنگ هاي اسلحه رو توي اون حرومزاده خالي مي کردم
اما اين کار رو نکردم
رفتم خونه. همين
اعتراف خونسردانه ي جورج ريد در
ايستگاه پليس سلبيويل، دلور
در چنين روزي 15 سال پيش ثبت شد
رئيس جمهور گرانت درخواست پسر جورج ريد را رد کرد
نماينده ي کنگره نيکولاس ريد
براي تحت فشار قرار دادن فرماندار دلور
در مورد برنامه ي اعدامي
که براي ماه بعد تنظيم شده
البته رئيس جمهور با نماينده کنگره همدري مي کنند
در مورد اين پرونده ايشون با خانواده ي مقتول هم همدردي مي کنند
و حقوق قانوني ايالت دلور
که به طور مستقل سيستم دادگستري خود را کنترل کنند
سوال بعدي
نماينده ي کنگره ريد تلاش خستگي ناپذيري براي
تغيير حکم محکوميت پدرش در 15 سال گذشته کرده
اما امشب، تقلاي طولاني مدتي
که براي رهايي پدرش از حکم اعدام مي کرد
به پايان رسيد
نمي دونم اون چرا اعتراف کرد
چرا هنوز، تا امروز، روي اعترافش پابرجاست
شايد آرزوش اين بود که يارو رو خودش بکشه
من فقط.... من من نمي دونم
باز هم ميگم، جناب نماينده ، من متاسفم
اما نمي دونم چه کمکي مي تونم بکنم
فقط، لطفا، اوليويا، باهاش ملاقات کن
بهت قول مي دم خودت مي فهمي
من پسري نيستم که به قضيه ي انکار متوسل شده باشه
پدر من بيگناهه. اون به دن هافمن شليک نکرده
تو آخرين اميد من براي اثباتشي
پس، من فقط چند تا سوال کوچيک دارم و بعدش کارمون تمومه
خودتي و خودت... تو صابون مي سازي؟
اره، من يه شرکت کوچک صابون سازي گرفتم
کوچيک
يه چيزي توو مايه هاي وال مارت و اينا نيست، اما بازم خوبه
و دفتر دستکش هم درسته
دفترهاي صابون سازي پاک پاکن
فکرش رو مي کردم
گرفتيش؟
اها
اکي، ديگه چي مي خواي ازم بپرسي؟
با سياست هاش موافقي؟
عاشق سياست هاشم
ديوانه وار عاشق شوهرش هم هستم
اون قبلا يه جمهوري خواه بود، اما تقصير خودش نيست
ديگه چي؟
اه، آخرين باري که رفتي کليسا کي بود؟
تو توي بخش جنوبي هستي عزيزم همين الانشم توي کليسايي
فکر مي کنم اين تمام چيزي بود که مي خواستم
هارموني، خيلي خوش وقت شدم از صحبت کردن باهات
مي دونم که ملي بابت وقتي که گذاشتي ازت قدردانه
حالش چطوره؟
ملي؟
خيلي وقته که با اون دختر حرف نزدم
بچه ها هميشه مي پرسن، چرا هنوزم اين قدر بهش وفاداري؟
مي دوني، بعد از همه ي ماجراها، مي فمهمش . واقعا
اما مي دوني چرا؟
چون اون عضوي از خانواده ست
و من هميشه پشتت مي مونم
اينو از طرف من بهش بگو، باشه؟ بهش بگو من هواشو دارم
و اينکه خواهر کوچيکش سلام رسونده
هرگز نبايد بدون اينکه به من بگي به ديدنش بري
همه کس رو بايد بررسي کنم همين طور خواهرت رو
اون همين الانش هم بررسي شده، ما قبلا چکش کرديم
شما قبلا کانديدا نبوديد
شما همسر کانديدا بوديد
No comments yet. Be the first to leave one.