The first 200 lines.
سلام
چی کار میکنی؟
چی کار به نظر میاد دارم میکنم؟ اولیویا! من به طور مشخص بهت گفتم
.که مادرت نباید آزاد بشه
.و با این حال، به نحوی من آزادش کردم
آره. چون باید انجام میشد. هر لحظه ممکنه مادرم بره با کسی ملاقات کنه
که بهش پول داده تا مِلی رو ترور کنه
.و وقتی این کارو بکنه، بالاخره همه چیز تموم میشه
این چیزیه که به خودت میگی؟
.اگه اشتباه میکنی چی؟ اشتباه نمیکنم
.فیتز، من بهش اعتماد دارم
.تو باید به من اعتماد کنی. این کارو نکن
.این کارو نکن. نه امشب. نه الان. نه اینجا
.فردا مراسم تحلیفه
.تو فردا میری. میری ورمونت
.من رئیس ستاد میشم. برای ما همینه
.ما قرار نیست آخرین شبمون رو با هم با دعوا بگذرونیم
.نمیذارم. بیا اینجا
بیا
این
.ور
.تو خیلی دستور میدی
.و تو عاشقشی
.ممنون، عزیزم
دستشویی خانمها کجاست؟
.چیزی پیدا کردیم. شبیه یه معامله یا تحویله
.- باشه، داره حرکت میکنه. بگیرش
!دستات پشت سرت. دستات پشت سرت
.زانو بزن
.اون فقط به من پول داد که برم. من اصلا نمیشناسمش
!لعنتی
.یالا، مامان
مایا ردیابش رو درآورد. همین الان؟
.لیو فکر میکنه دلیلی داره که از دستمون در رفته
.از ما کمک خواسته تا ته و توش رو دربیاریم
.- برای کشتن ملی گرانت. لیو فکر میکنه مایا داره به ما کمک میکنه
با کشتن ملی گرانت؟
شاید مایا درش آورد
.قبل از جلسه، در صورتی که دنبال شنود بودن
.- که یعنی... هر کی مایا رو استخدام کرده بود، نزدیک بوده
رفقا، فقط چند ساعت دیگه مونده تا شاهد رقم خوردن تاریخ باشیم
امروز صبح در پایتخت کشور، وقتی سناتور ملودی مارگارت گرانت
.به عنوان چهل و پنجمین رئیسجمهور ایالات متحده سوگند یاد میکنه
متاسفم، ما که هنوز داریم در مورد واقعا انجام دادن این کار صحبت نمیکنیم، نه؟
جمعیت عظیمی رو دیدی که اون بیرون جمع شدن؟
.و لحظه به لحظه هم بیشتر میشن
.دیگه کار از کار گذشته. این مراسم تحلیف برگزار میشه
.- نظرت چیه؟ بهترین افرادم دارن روش کار میکنن
.تکتیراندازها روی پشتبومها. سگها روی زمین
تکنولوژی اسکن جمعیت که حتی وبلاگهای توطئه هم
.هنوز ازش خبر ندارن. نمیتونم تضمین بدم
اما میتونم بهت قول بدم که این امنترین رویداد
در تاریخ بشریه. میتونم چیزی بگم؟
.اگه تو اونجا میری، من هم کنارت میمونم
.اما راحت نیستم که بچههام رو روی اون سکو بیارم
.و فکر نمیکنم بچههای تو هم باید اونجا باشن
.بیاحترامی به هیچ کدومتون نباشه
.قابل درکه
.ملی، باید اینجا تصمیم درستی بگیری
.هیچ بچهای روی سکو نباشه
.یه تیم امنیتی اضافی برای بچههای من و لونا
.هر چند تا تکتیرانداز که الان داری؟ دو برابرش کن
.و جیک، تو خودت شخصاً مسئول این عملیات هستی
.بیا انجامش بدیم
.یه پیشنویس سریع بود، اما چیزی رو که درخواست کردی انجام میده
درصدی از بودجه اختصاصیافتهی
.پنتاگون رو در یک صندوق اضطراری کور رزرو میکنه
ممکنه بعضی از طرفداران بودجهی سختگیر گله کنن،
.اما به احتمال زیاد حتی متوجه هم نمیشن
میشه بپرسم دقیقاً قصد داری از این برای چی استفاده کنی؟
.یه چیزی در این لحظهی آخر... حتماً مهمه
.ممنون، دیوید
کاروان ریاستجمهوری همین الان به کنگره رسید،
جایی که جمعیتی بیسابقه، بیش از یک میلیون نفر
و رو به افزایش، جمع شدن تا شاهد مراسم تحلیف
.چهل و پنجمین رئیسجمهور ایالات متحده باشن
یکی از غایبین قابل توجه روی سکو امروز
.کاندیدای معاونت رئیسجمهور فرانک وارگاس، سایرس بین، هستش
.که تصمیم گرفته در مراسم تحلیف شرکت نکنه و حتی نظری هم نده
.باید تعجب کرد که الان داره به چی فکر میکنه
.اوه، نوآ. باور کن. تو نمیخوای بدونی من به چی فکر میکنم
خانمها و آقایان، رئیسجمهور ایالات متحده
.فیتزجرالد توماس گرانت سوم
!ادای احترام کنید
خانمها و آقایان،
معاون رئیسجمهور منتخب ایالات متحده،
.لونا ایزابلا وارگاس
و رئیسجمهور منتخب ایالات متحده،
.ملودی مارگارت گرانت
.سلام. خوشحالم میبینمت
.همین که چشمت بهش افتاد، شلیک کن
قرار است رئیسجمهور جدید سوگند یاد کند
.تقریباً تا ۱۰ دقیقه دیگر
مطمئن بشیم که این اتفاق میفته. آیا اینا همهی موبایلهای توی منطقه بودن
زمانی که مایا ناپدید شد؟ آره. شماره تلفنها،
.همراه با اسمها و آدرسهای ثبتشده
.مقایسه اسمها با پایگاه داده امنیت ملی
.هیچ مورد مشکوکی نیست. شاید کارفرمای مایا از یه گوشی یکبار مصرف استفاده میکنه
میتونی اسمهای اینا رو پیدا کنی؟
.لطفاً بایستید
به عنوان رئیس دیوان عالی کشور
.مراسم تحلیف ریاست جمهوری رو برگزار میکنه
.تکتیراندازا گزارش بدن
.اینجا همه چی خوبه
.چیز غیرعادی نیست، دریاسالار
.از دید من همه چی اوکیه
.این امکان نداره
.میگه یکی از گوشیهای یکبارمصرف تو کاپیتوله
همین الان؟
.لطفاً دست راستتون رو بالا بگیرید و بعد از من تکرار کنید
اونجا یک میلیون نفر هستن. ما عملاً یک در یک میلیون شانس داریم
برای پیدا کردن اینکه کی مایا رو استخدام کرده؟
من، ملودی مارگارت گرانت، سوگند یاد میکنم
من، ملودی مارگارت گرانت، سوگند یاد میکنم
که وفادارانه انجام دهم
که وفادارانه انجام دهم
وظیفه ریاست جمهوری ایالات متحده را
وظیفه ریاست جمهوری ایالات متحده را
و به بهترین شکل ممکن،
و به بهترین شکل ممکن
مامان؟
.هی، لیوی
میتونی لطفاً چند فوت بری سمت راست؟
!مامان
تقریباً مطمئنم باد جانبی رو حساب کردم
ولی معلوم نیست این گلوله چی کار میکنه
.وقتی از یه جمجمه رد بشه
.نمیخوام به تو هم آسیب بزنم، عزیزم
چی؟
.سیگنال گوشی یکبارمصرف از خود صحنه میاد
یکی از ویآیپیها مایا رو استخدام کرده تا مِلی رو بکشه؟
.تماسها از داخل خود ساختمان میاد
حفظ، حمایت و دفاع
.ازت میخوام. التماست میکنم
.به ملی شلیک نکن. رئیس جمهور رو نکش
ملی؟ کی حرف از شلیک به ملی زد؟
قانون اساسی ایالات متحده
چی؟
.یه اسم میخواستی. من یه چیز بهتر بهت میدم
.حل شد، عزیزم
قانون اساسی ایالات متحده
فقط بگو کیه. کیه؟
.برو کنار، دختر
.میتونی بیای، مامان. علیهشون شهادت بده. من ازت محافظت میکنم
.از من محافظت کنی؟ عزیزم. مادری که اینطوری نیست
.من ازت محافظت میکنم. پس خدا کمکم کن
...حالا، اگه اون سر گنده حبابیت رو تکون بدی
!وایستا
.تبریک میگم خانم رئیس جمهور
.هدف از بین رفت. تکرار میکنم، هدف از بین رفت
!مامان؟ مامان
مادرت خنثی شد. یعنی چی؟
.بابا، چی کار کردی؟ کشتیش؟ هنوز نفس میکشه
.اون طرف ما بود، بابا. داشتم یه اسم پیدا میکردم
.تموم شد، اولیویا
رئیس جمهور گرانت داره از کنار
بایگانی ملی رد میشه، در مسیر خیابون پنسیلوانیا
به سمت جایگاه ویژه ریاست جمهوری، جایی که ریاست رژه رو بر عهده خواهد داشت
.از بیرون کاخ سفید
بعد از پایان رژه، رئیس جمهور گرانت به بچههاش ملحق میشه
.تا با پدرشون خداحافظی کنن
پدری که تا چند ساعت دیگه سوار مارین وان میشه
.و با کاخ سفید خداحافظی میکنه
هی، تدی، میتونی بری خواهر بزرگت رو برام پیدا کنی؟
.ممنون، رفیق
کی این دستور لعنتی رو داد؟
!باید سپاسگزار باشی. سپاسگزار؟ مامانم داشت به ما کمک میکرد
حالا تو اتاق عمل داره برای زندگیش میجنگه
.و نمیتونه بهمون بگه هدف اصلیش کی بوده
.اون یه تفنگ گرفته بود سمت ملی
.اون یه تفنگ گرفته بود سمت کسی که استخدامش کرده بود
و اگه بابام بهش شلیک نکرده بود
.اگه بابات بهش شلیک نکرده بود، ملی مرده بود
.این حقیقت نداره! کافیه
لازمه یادت بندازم دولت فدرال هر روز چقدر پول خرج میکنه
.برای امنیت یه رئیس جمهور؟ ۲ میلیون دلار
.که هر جا میرم یه مرد دنبالم میاد که خون منو با خودش داره
.خون من
.که سوار ماشینی میشم که میتونه نارنجک پرتاب کنه
.شیشههاش پنج اینچ ضخامت دارن
.درهاش به اندازه درهای یه بوئینگ ۷۵۷ وزن دارن
مامانت اونجا بود تا منو بکشه؟
.نمیدونم
ولی چیزی که میدونم اینه که من یه پیشخدمت و یه طراح لباس دارم
.که منتظرن تا لباس شبم رو انتخاب کنم
.برای ۴۴ رئیس جمهور دیگه، این کار کلاً ۱۰ دقیقه طول کشید
ولی برای رئیس جمهور زن، این یعنی انتخاب لباسی
که وبلاگهای مد نیویورک رو تحت تاثیر قرار بده
.بدون اینکه به محافظهکارای واشنگتن توهین کنه
پس، به جای اینکه اینجا بشینم و در مورد همه راههایی که ممکنه امروز بمیرم حرف بزنم،
میرم یه لباس انتخاب میکنم تا از این مسخرهبازی خلاص شم
.و رو چیزی که واقعاً مهمه تمرکز کنم: اداره کردن این کشور لعنتی
.دیوید روزن پشت خطه. گفت خودت میدونی جریان چیه
.تو سالن جواب میدم
.چیدمان صندلیهای مراسم تحلیف. هیچ سوالی پرسیده نشه
اگه چیز دیگهای از من میخوای
.ابی، وایستا
.میخوام تو جای من رو تو او.پی.اِی بگیری
.داری میری؟ کجا میری؟ یه جای عادی. جایی که بتونم دوباره شروع کنم
.یه کار معمولی داشته باشم. براونی بپزم. عضو انجمن اولیا و مربیان باشم
No comments yet. Be the first to leave one.