The first 200 lines.
بیش از ۳۰۰ هزار سال پیش
آفریقا گهواره بشریت بود.
جایی که انسانها تکامل یافتند.
از جمله اولین افراد یک گونه جدید.
هومو ساپینس.
گونه ما.
از آغازهای فروتنانه، فرهنگ رو به رشد ما
و ارتباطات به ما کمک کرد در سراسر آن قاره پهناور پراکنده شویم.
و بعد به بیرون گام نهادیم.
دور از خانه خود و به دنیای وسیعتر.
اجداد ما کاری واقعاً قابل توجه انجام دادند.
از ساحلی نه چندان متفاوت با این یکی،
احتمالاً خیلی نزدیک به اینجا.
آنها به اقیانوسی باز سفر کردند.
تنها با افقی خالی پیش رویشان.
و پس از روزها و شبهای بسیار روی آب،
سرانجام به این خشکی جدید رسیدند که در آن ساکن شدند.
ما آن خشکی را استرالیا مینامیم.
این لحظهای سرنوشتساز در تاریخ گونه ما بود.
اما از بسیاری جهات، در واقع مقصد
مهم نیست.
مهم هر آن چیزی است که لازم بود؛
تمام چالشهایی که باید بر آنها غلبه میکردند
تا این همه راه را از جایی که شروع کرده بودند، یعنی آفریقا، طی کنند.
ما اولین انسانهایی نبودیم که آفریقا را ترک کردیم.
خیلی پیش از آنکه ما تکامل یابیم،
اجداد خویشاوندان ما،
نئاندرتالها، راه افتادند.
و هومو ارکتوس، یکی از باستانیترین انسانها،
تا اعماق آسیا پیش رفته بود.
اما هیچیک هرگز به استرالیا سفر نکرده بودند.
هر گونه دیگری از انسانها به نقطهای رسیدند و سپس متوقف شدند.
آنها با مانعی روبرو شدند که یا نمیتوانستند یا نمیخواستند از آن عبور کنند.
اما ما نه.
این داستان چگونگی است که، بارها و بارها،
ما سفرهای خطرناک را به جان خریدیم.
چگونه آخرین گونه انسانی که تکامل یافت،
محیطهایی را پذیرفت که هیچکس دیگر نپذیرفته بود.
تا به تنها گونه جهانی انسان تبدیل شود.
این عنوان مال ماست و فقط مال ما.
این داستان بیش از ۱۲۰ هزار سال پیش آغاز میشود.
در حالی که گونه ما فراتر از مرزهای آفریقا گسترش مییابد،
از بیشتر جهات توسط وسعت اقیانوسها مسدود میشوند.
یکی از معدود جاهایی که میتوانند بروند، شرق است.
به خشکی وسیعی که امروز از
عربستان و شام تشکیل شده است.
در این زمان، یکی از معدود دروازههای خروج از آفریقا
به بقیه دنیا.
از میان تمام گونههای انسانی که تا به حال وجود داشتهاند،
به نظرم ما، هومو ساپینسها،
گونهی کاوشگر هستیم.
نمیتوانیم جلوی خود را بگیریم، باید پرسه بزنیم.
سفر کردن در سرشت ماست.
و این مکان، خشکی همسایه بود.
از آفریقا میشد آن را دید.
و نگاه کنید به آن! کاملاً نفسگیر است.
اما دقیقاً مهماننواز نیست.
هیچ چیز این مکان حس خانه را نمیدهد.
و بنابراین، سؤال این است که
چرا هومو ساپینسها به اینجا آمدند؟
ما میدانیم که آمدند.
به لطف یافتههایی از اسرائیل و عربستان سعودی،
تا کشورهای حاشیه خلیج فارس،
و حتی فراتر - تا حاشیه اروپا و آسیا.
که توضیح دادنش دشوار است،
در حالی که امروز این سرزمینها به اندازه هر اقیانوسی یک مانع به نظر میرسند.
من همیشه میگویم باستانشناسی کمی شبیه یک پازل است.
و شما دائماً به دنبال قطعات آن پازل هستید
تا به شما کمک کند تصویر کامل را به دست آورید.
و این یکی از آن قطعات است.
این قطعه خاص،
یک کپی از دندان است.
حالا، این یک دندان تنهاست که به شما ایدهای میدهد
که این حیوان چقدر بزرگ بوده است.
چون از یک آجر بزرگتر است. یعنی،
یعنی، تقریباً به اندازه سر من است.
این دندان یک فیل منقرض شده است.
و در اردن پیدا شد.
و ما همچنین فسیلهای اسب آبی داریم
از صحرای عربستان.
حالا، اسبهای آبی و فیلها
به این چشمانداز تعلق ندارند.
اطراف را نگاه کنید!
آب کجاست؟
اسبهای آبی در واقع به آبهای راکد نیاز دارند
و به فضای سبز نیاز دارند.
و نکته همینجاست در مورد بعضی از فسیلها.
آنها به ما میگویند یک چشمانداز قبلاً چگونه به نظر میرسید.
چون اینها به اینجا تعلق ندارند.
این یافتهها به عربستانی بسیار متفاوت اشاره دارند.
یکی که، اگر بدانید کجا را نگاه کنید،
هنوز هم میتوانید نشانههایی از آن را ببینید.
اگر به آنجا نگاه کنید، تقریباً شبیه یک سراب است،
آن سفید و نقرهای در چشمانداز.
پس آنجا قبلاً یک دریاچه بوده است.
و آن سفید و نقرهای در واقع نمک و گچ است
که پس از تبخیر آب باقی مانده است.
و دانشمندان واقعاً نه تنها به تاریخگذاری آنها علاقهمندند،
بلکه به کشف این سیستمهای آبی باستانی،
این سیستمهای آبی منقرض شده نیز علاقهمندند.
و یکی از راههایی که این کار رو انجام میدن، اینه که خودشون میرن روی زمین
و تو این مناظر زیبا اما فوقالعاده طاقتفرسا راه میرن
به نقشهها و تصاویر ماهوارهای نگاه میکنن
و این نتیجهی بخشی از اون کارهاست
حالا، اگه اینجا رو ببینید
این یه نقشهی از منطقه است
فقط کمی شمال اینجا
پس اینجا عربستانه که سمت شرق ماست
و اونجا شبهجزیرهی سینای مصرـه
میبینید که اساساً ترکیبی از رنگهای کرم و طوسیـه
حالا، ببینید!
خب، این حدود ۱۲۵ هزار سال پیشه
آب سراسر این چشمانداز رو فرا گرفته بود
منظورم اینه که رگههای آب رو میبینید که توش جاریه
محاله که این زمین
سبز نبوده باشه
دریاچههای باستانی و رودخانههای باستانی، همه جا بودن
و این منطقهایه که ما هرگز این شکلی ندیده بودیمش
حالا، یادتون باشه این دنیایی بدون مرز بود
و اینجا سرزمینی پر از فراوانی بود
که دسترسی بهش آسون بود
خب، پس چرا هومو ساپینها نباید به اینجا میاومدن؟
اما چیزی که نمیدونستن
چیزی که محال بود بدونن
این بود که این منطقه به تلهای تبدیل میشد
روزهای سبز عربستان به شماره افتاده بود
بیابان در حال پیشروی بود
تغییرات ظریفی تو مدار زمین
باعث تغییر آب و هوا شد
تو کمتر از چند صد سال، بارانها ناپدید شدن
کل این منطقه رو از آب محروم کرد
انسانها رو به رحمت بیابان سپرد
اگه قصد داشتید محیطی رو بسازید که کاملاً
و کاملاً برای زیستشناسی ما خصمانه بود
به این میرسیدید
گرما چنان محسوسه
که میتونم روی پشتم حسش کنم
خورشید حتی تو این ساعت صبح
حس میشه که تقریباً شکنجه است
و هیچ آبی وجود نداره
تا چشم کار میکنه، هیچی نیست
و اون زمان خیلی بدتر از این بوده
خشک نبود
اون چیزیه که ما بهش میگیم "فراخشک"
تصور میشه که سالها پشت سر هم باران نیومده
و بنابراین ما از اینکه چندین مکان رو میبینیم
که انسانها تو این منطقه زندگی میکردن، به هیچی میرسیم
به نظر میرسه برای هزاران سال ناپدید میشیم
و این به راحتی میتونست پایان سفر ما باشه
که در برابر بیابان خشن شکست خورده بودیم
ما فکر میکنیم که بعضی از هومو ساپینها
تو نقاطی که ما بهشون "پناهگاه" میگیم، دوام آوردن
اینها پناهگاههایی هستن که آب و هوا ملایمتره
اما بر اساس تمام شواهدی که داریم
اونها خیلی کم و پراکنده بودن
و اونها عملاً از بین رفتن
و بنابراین، عملاً
هومو ساپینها خارج از آفریقا شکست خورده بودن
و نکتهی جالب اینه که
گونههای دیگه انسان تونسته بودن
از پس زندگی کردن خارج از آفریقا بربیان، اما ما نه
خب، پس این چطور اتفاق افتاد؟
آدمهایی مثل من، مثل خیلی از شما
چطور تبدیل شدیم به تنها گونهی انسان
که در سراسر جهان وجود داره؟
این شرایط سخت و طاقتفرسا
سالها پشت سر هم ادامه پیدا کردن
تا اینکه بالاخره، یه تغییر ظریف دیگه تو آب و هوا اتفاق افتاد
که اجازه داد شرایط کمتر افراطی بشن
و به هومو ساپینها شانس دوبارهای داد
بارانهای فصلی گهگاهی برگشتن
فقط به اندازهی کافی که آب ارزشمند رو به بیابان برگردونه
حالا، شرایط اینجا واقعاً بهتر شد
خب، بله، بیابان و تپههای شنی وجود داشت
اما دریاچهها و رودخانهها هم وجود داشتن
و این باعث شد که بتونیم تو این مکان دوام بیاریم
اما نه فقط اینجا دوام بیاریم
از یه واحه اینجا تا یه سیستم رودخونه و چشمه اونجا
ما تونستیم واقعاً شبهجزیرهی عربستان رو ترک کنیم
و با بقیهی دنیا روبرو بشیم
همونطور که این کار رو کردن، این موجهای جدید احتمالاً هر گونه گروه کوچک
از هومو ساپینها که دوام آورده بودن رو جذب کردن
و حالا دانشمندانی که کدهای ژنتیکی رو مطالعه میکنن
از انسانهای امروزی، باور دارن که این لحظه
نقطهی عطف تاریخ ما بوده
دیانای ما قدرت این رو داره که داستانهایی دربارهی ما بگه
اما بعضی از اونها فقط داستان نیستن، حماسهاند
و فوقالعادهان
و یکی از اونها اینه که تک تک ما
که منشأشون خارج از آفریقاست
از جمعیت کوچکی از هومو ساپینها میآییم
ما در آفریقا شروع کردیم، از جمعیتهای متعددی در سراسر قاره
اما بعدش فقط گروه کوچکی از ما خارج شدن
شاید به تعداد کمتر از ۱۰ هزار نفر
و بنابراین، همهی ما که خارج از آفریقا هستیم
از این جمعیت بسیار کوچک میآییم
که بعداً به جمعیتبخشی پرداختن
نه یک، نه دو قاره، بلکه پنج قاره رو
اما سفر ما از طریق بیابان
فقط یکی از انبوهی از چالشها بود
No comments yet. Be the first to leave one.