The first 200 lines.
TAMAGOTCHi ترجمه و زیرنویس از
توی سیاره ی من، زن ها عقیم اند
...من مخفیانه به اینجا اومدم
در عمق کهکشان ها سفر کردم ...و خودم رو به شکل انسان درآوردم
...تا بیام و بتونم با زن های زمینی آشنا بشم
و بتونم باعث شم نسل موجودات سیاره م که رو به نابودی ـه، ادامه پیدا کنه
میخوام اسم واقعیم رو بهت بگم زونابولکس
زونابولکس؟ آره
موجودات سیارۀ ما فقط یه بار عشق بازی میکنن
تمام انرژی مادی مون رو توی این عمل که مثل انفجارـه میذاریم
و بعدش، مثل اون حشره های زمینی که فقط یه روز زنده اند
با خشنودی و رضایت کامل میمیریم
میخوام باتو عشق بازی کنم چون اینکار به نفع مردم سیاره م ـه
میخوام این آخرین کاری باشه که میکنم
همینطوری ادامه بده راد تا کاری کنم که واقعا آخرین کارت تو زندگیت باشه
من تا مأموریتم رو کامل نکنم نمیتونم برگردم خونه
!گفتم بس کن
من دوست دارم که اولین بارم باتو باشه خب منم همینطور
خوبه، درک میکنم لطفا، استیسی
این دیگه چه کوفتیه؟
یه لحظه صبر کن
!بِن !کونتو جمع کن بیا اینجا ببینم
مارک، تویی؟
!اصلا شوخی بامزه ای نیست
...این چه وضعشه
!راد
!نه، راد
...استیسی
...استیسی
!استیسی
!استیسی
!نه، راد
!وای، خدای من
!من مثلا یه ربع پیش قرار بود خونه باشم
کلاس شیشم ها بیشتر از تو میتونن بیرون بمونن
...نه، عزیزم، بیخیال
...نه، نه، نه، نه !نه
نه
تمومش کن
این قضیه که ممکنه بمیری ولی هنوز باکره باشی رو مُخت نیست؟
چرا، در حد گرم شدن کره ی زمین مهم و خطرناک ـه
فکر کنم بهتره که از هم جدا شیم و با کسای دیگه ای دوست شیم
یعنی چی؟
...ببین ما الان حدود یه سال ـه که با همیم
و فکر نکنم اینجوری واقعا شدنی باشه، خب؟
سلام، خانم مارکِن دارید خوش میگذرونید؟
سلام، مامان
کِنی، امکانش هست که اتفاقی سیگار همرات باشه و یه دونه بهم بدی؟
آره، حتما
خانم مارکن، سیگار کشیدن واقعا براتون ضرر داره
سنگینم هست آدمو میگیره
یکی طلبت
مجبورم همین بیرون وایسم بکشم
بِرنت خوشش نمیاد که تو خونه سیگار بکشم
تنها کارِ بد لذت بخشی ـه که میکنم بابا هنوز بیدار ـه؟
میخوای تا نصف شب بیرون بمونی، هوم؟ کِنی دیگه داشت میرفت
حیف شد
به نظر میرسه که امن ـه و خوابیده
اگه هنوز میخوای خوش بگذرونی و بعد بیای بهترـه عجله کنی
خانم مارکن؟ هوم؟
چراغ جلوهاتون روشن موندن !چه حواس جمع
مرسی، شب بخیر شب خوش
خب، حالا باید بگیم خداحافظ یا شب بخیر؟
یکیشو انتخاب کن
انتخاب کن به نظرم به خودت بستگی داره
!درو محکم نبندی
مثل یه موش کوچولو آروم و بی صدا برو
شب خوش شب بخیر
میدونی ساعت چند ـه؟ بابایی، اینجوری منو نترسون
تا دو هفته دیگه اجازه نداری شب جمعه بری بیرون
حتی بیشتر کلاس شیشم های مدرسه مون هم دیرتر از من میرن خونه
اونا که دختر کلانتر نیستن
مارکن، بفرمایید
خیلی خب، به محض اینکه بتونم خودمو میرسونم اونجا
بابایی
فقط تو اینجایی؟ اولین نفری ام که به صحنه ی جرم اومد
دایره جنایی و پزشک قانونی هم تو راه اند دارن از ریچموند میان
ماشین قربانی اونجاست غرق خون ـه، کلانتر
پسر رو اینجا پیدا کردم دَمَر خوابونده شده بود و صورتشم توی آب بود
جای هزارتا ضربه ی چاقو هم توی پشتش ...و دخترِ هم
خب، به درخت میخکوب شده
کلی خونم از زخماش بیرون اومده ...که یعنی
یعنی وقتی هنوز زنده بوده باهاش این کارا رو کردن
جودی عروسک ...گوش کن
میخوام تا قبل از وقت ناهار یه ویژه نامه واسه روزنامه ردیف کنم
و اگه تو هرچی که میدونی رو بهم بگی ...من از این به بعد بهترین دوستت میشم
...بهترین و صمیمی ترین دوستت و میتونی ادیتور روزنامه هم بشی و باهام همکاری کنی
و ورودی همه ی دانشگاه های خفن هم بگیری
اونایی که پر از پسرهای جوون با شرایط ازدواج اند نظرت چیه؟
اینجوری سکوت نکن، نه، نه، نه
میخوام با بابات حرف بزنی و واسم آمار بگیری و خبر بیاری میگیری که چی میگم؟
تیمی، من اصلا نمیفهمم که داری چی میگی
مگه از جریان راد و استیسی خبر نداری؟
داری واسه ستون اخبار خاله زنکیِ مسخره ت خبر جمع میکنی؟
باهم بهم زدن؟ !بهم زدن؟ به خودت بیا، اونا مُردن
رفتن اون دنیا از این دنیای فانی پر کشیدن
فوت کردن !رفتن خالقشون رو ببینن، اصلا تو باغ نیستی
چطور ممکنه اینقدر از دنیا بی خبر باشی؟
یه نگاه بنداز جو این قضیه کل مدرسه رو فرا گرفته
!اونجارو ببین فکر کنم یه چیزیم واسه ستون مسخره ی اخبار خاله زنکیم پیدا کردم
ببین البته من اصلا برام مهم نیستا
آقای سیسلر، کلانتر مارکن میخوان ببیننتون
اجازه بدم بیان تو؟ آره، مرسی دایانا
اوه، برنت، خیلی وقته ندیدمت تام
نیازی نیست من بهت بگم که چه غوغایی تو مدرسه به پا شده
همه ی کلاس های عادی امروز رو کنسل کردم
از معلم ها خواستم که به بچه ها مشاوره بدن و نصیحتشون کنن و توصیه های لازم رو بکنن
میدونم که واسه این کارها و موقعیت ها افراد متخصص لازم ـه ...ولی
...فکر کردم در حال حاضر بهترین کار ـه که گوش کن، تام
مجبورم که مزاحم یه سری کلاس هات بشم واسه بازجویی و سوال پرسیدن
و با کلاسی که اون دوتا بچه توش بودن شروع میکنم
...طبیعی ـه که همه تون وحشت کردین
به خاطر اینکه دوتا همکلاسی تون رو به طور ناگهانی و در کمال بی رحمی از دست دادین
شاید بعضی هاتون عذاب وجدان گرفته باشین که مثلا چرا با راد و استیسی
تا وقتی زنده بودن، مهربون تر نبودین یا شاید مثلا...نمیدونم
یه حرف زشتی که مثلا قبلا به اونا زده باشین عذابتون بده
وقتی کلاس هشتم بودیم ...من یه بار با راد دعوا کردم
!و بهش گفتم بره گم شه و بمیره
هی، بیخیال بچه ها
اشکال نداره، هِتِر
شاید صحبت کردن در مورد همکلاس هامون که از دستشون دادیم و احساسمون نسبت به این موضوع، حس بهتری بهمون بده
مارک، تو با راد دوست بودی نمیخوای چیزی بگی؟
...اوه، مرد
...نمیدونم، من
ممنونم، مارک
تو چی، سندی؟
!سندی
...اوه ...من، من
...فکر کنم یه همچین وقتایی
...آرزو میکنم واقعا بهشتی درکار باشه
اُسکل خزِ بیچاره
سیندی، بیخیال
به نظرم خیلی مهم ـه که همچین وقتایی هوای همدیگه رو داشته باشیم
من ترجیح میدم که به جای این کارا اون قاتل کونده رو بفرستم روی صندلی الکتریکی
خب خواستت قانونی ـه
ولی متاسفانه اعدام توی این ایالت با تزریق انجام میشه
بن، میدونم که نظر تو در مورد این واقعه ی دردناک میتونه متفاوت باشه
...خب
بگو ببینیم
خب، من دوست دارم بدونم که این قاتل
جایی از بدنشون رو قطع کرده یا کار کثیف جنسی با سوراخاشون کرده یا نه؟
به طور تأسف انگیزی مریضی
میخوام بدونم خب چون اگه از این کارا نکرده باشه
به نظرم این قاتل بدبخت واقعا ریده
چطور میتونی اینقدر بی احساس باشی؟
حالا دیگه واسه ما فاز مادر تِرِزا برداشتی؟ تو اونی هستی که به راد گفته برو بمیر
سعی داری خودتو متفاوت نشون بدی ولی فقط خودتو حقیر میکنی
هی، چاقال !اینجا بازی دث کوئک نیست، دنیای واقعی ـه
گور بابات
این روش رقت انگیز بن واسه اینه که خودش رو باحال نشون بده میخواد وانمود کنه که نمیترسه
!خب، سیندی فروید م زبون باز کرد
شما به چی میگی باحال دکتر؟
اینکه بری به کل پسرهای سال آخری بدی و از کلاس اِی شروع کنی باحاله؟
اگه همه منو کردن، پس چرا صبح تا شب سعی میکنی مخ منو بزنی و با من بخوابی؟
!به نظرم اینکه منم تجربه ش کنم جالبه خیلی خب، ممکنه همه تون خفه شید؟
!همگی ساکت !خدایا
آخه شما چه مرگتونه؟
...جودی
مطمئنم میتونم رو تو حساب کنم که چهارکلمه حرف حساب بزنی
بابا؟
ببخشید مزاحم کلاستون میشیم آقای مارلیستون
ولی کلانتر مارکن میخوان که با بچه های کلاس صحبت کنن
سلام کلانتر، لئونارد مارلیستون هستم خوشحالم میبینمتون، جناب
منم همینطور
بچه ها، لطفا حواستون رو جمع کنید و به حرفای کلانتر گوش کنید
دوتا از دانش آموزهای اینجا ...راد هارپر و استیسی تولفمن
...دیشب نزدیک آبشار به قتل رسیدن
به طرز بیرحمانه ای و توسط کسی که هویتش نامعلوم ـه
دلیل اومدنم به اینجا اینه که ... به عنوان دوستان و شهروندان خوب
بیاید و هر اطلاعاتی که به این جریان وحشتناک مربوطه رو
به من یا افرادم بدین
هنوز به کسی مظنون نشدین، کلانتر؟ نه
خب، اطلاعات بیشتری هست که بتونید با ما در میون بذارید؟
اجازه ندارم که بیشتر از این در مورد پرونده صحبت کنم
ولی، کلانتر پلیتو میگه که جامعه فقط در صورتی سالم میمونه که
همه ی شهروندان از حقیقت باخبر باشن
خب، پلیتو هر وقت کلانتر اینجا شد میتونه همه ی جزئیات رو در اختیارتون بذاره
داره عمدا این کارا رو میکنه
معلومه که عمدا میکنه
به خاطر همین باید بهش بی توجهی کنی
به نظرت اون دخترِ اجازه میده تا تهش بره؟
شک دارم
آخه اصلا کی دلش میخواد اونو بکنه؟
اونجارو
کثافت
!اینقدر چیز پرت نکن
!گور بابت یا خدا
خیلی خب، من که دیگه حوصله ی با کسی دوست شدن رو ندارم
ولی فکر کنم واسه تو بشه یه کارایی کرد زودباش، پاشو بیا
نه، جودی، نه زودباش، خیلی زشت و داغون ـه
هر روز موقع غذا خوردن اونو نگاه میکنی ولی هیچوقت باهاش حرف نمیزنی
مامان بابای من 25 سال ـه ازدواج کردن ولی فقط باهم تلویزیون نگاه میکنن
زودباش، باید باهاش صحبت کنی الان باهاش حرف میزنی
!نیای شلوغ بازی راه میندازما
حالتون چطوره؟
امروز خیلی روز دیوونه کننده ای ـه، مگه نه؟
آره، فکر کنم
!کثافت دروغگو
!میکشمت
!بهتر از دروغگویی ـه که واسه مردم دهنی میره
No comments yet. Be the first to leave one.