DMV

DMV

Download Farsi/persian Subtitle

Season 1

Release info

DMV 2025 S01E18 1080 x265 ELiTE Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-19
Downloads: 6
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏و حالا، «آفرین‌های بزرگ بارب»!‏

‏یه آفرین بزرگ برای لوییس‏ ‏و خالکوبی گردنش‏

‏یه آفرین بزرگ هم‏

‏برای این شعبه که زمان رسیدگی رو‏ ‏نصف کرده‏

‏و یه آفرین خیلی بزرگ برای کولت‏

‏که به یه صدساله کمک کرد‏

‏ـ گواهی‌نامه‌ش رو تمدید کنه‏ ‏ـ اوه!‏

‏صبر کن، مرد-اسبی؟‏

‏اونا که واقعی نیستن‏

‏اون سانتوره، کودن‏

‏صدساله یعنی کسی‏ ‏که تا صدسالگی زنده می‌مونه‏

‏نمی‌دونستم والتر این‌قدر پیره‏

‏البته کلی کلمه استفاده کرد‏

‏که دیگه اجازه نداریم به زبون بیاریم‏

‏خوشبختانه راز طول عمرش رو گفت‏

‏من بیشتر دنبال راز کوتاه‌عمریم‏

‏هر روز آزمون نشستن و بلندشدن رو انجام می‌ده‏

‏یعنی مطمئن می‌شه می‌تونه‏

‏بدون کمک دست‌ها از حالت چهارزانو بلند شه‏

‏درسته؟‏

‏ـ تمرکز کنید، ملت!‏ ‏ـ من که راحت انجامش می‌دم‏

‏دو هفته مونده تا مشاورها انتخاب کنن‏

‏کدوم شعبه رو ببندن‏

‏ملت!‏

‏نباید با یه آزمون مسخره حواسمون پرت شه‏

‏که دارم می‌میرم امتحانش کنم‏

‏جا باز کنید!‏

‏آره، آره. بزن بریم‏

‏بارب،‏

‏ـ من بی‌خیال می‌شم‏ ‏ـ فکر خوبیه، گرِگلز‏

‏تو خودت به طول عمر رسیدی‏

‏ بالا! ‏

‏بس کن‏

‏نزدیک بود بلند شم‏

‏آخ! این پوتین لعنتی، بچه‌ها!‏

‏بجنب، بارب‏

‏از پسش برمیای. فقط...‏

‏عضلات مرکزیت رو درگیر کن‏

‏مافین انگلیسی!‏

‏همه عضلات مرکزی دارن، نه؟‏

‏این سوختگیِ فرشه‏

‏اشکالی نداره‏

‏پس توافق داریم؟ همه‌مون‏ ‏یه سطح آمادگی جسمانی داریم‏

‏آره‏

‏هی، دختر ‏

‏گفتم این‌طوری صدام نکن‏

‏هنوز به اون مرحله نرسیدیم‏

‏دقیقاً برای همینه‏ ‏جواب پیام‌هات رو نمی‌دم‏

‏منطقیه‏

‏به‌هرحال یه لطف می‌خوام‏

‏ـ حتماً‏ ‏ـ از گرگ‏

‏امروز مامان‌بزرگ روزا میاد‏ ‏آزمون رانندگی بده‏

‏و باید ردش کنی‏

‏نباید سخت باشه‏

‏به شرطی که توی حال‌وهوای مناسب باشم‏

‏و من همیشه توی یه حال‌وهواییم‏

‏وایسا، وایسا، وایسا. پس من چی؟‏

‏سِسی، من همیشه پیرها رو می‌گیرم‏

‏این رو یادته؟‏

‏برای قبول‌کردن یه صدساله بردیش‏

‏ـ آره‏ ‏ـ نه، نه، باید رد بشه. خطرناکه‏

‏توی عمرش یه روز هم رانندگی نکرده‏

‏حالا یهو در هفتادسالگی‏ ‏می‌خواد بزنه به جاده؟‏

‏ نگو بابا ‏

‏خودم از پسش برمیام. هوات رو دارم‏

‏من دخترِ خودتم‏

‏همون گرگ رو ترجیح می‌دم‏

‏اون بیشتر به دخترم بودن نزدیکه‏

‏وای‏

‏باشه‏

‏هرچی. می‌رم‏

‏جامم رو برق بندازم، همونی که‏

‏برای خوب‌بودن با پیرها بردم‏

‏هی، بازم ممنون، گرگ‏

‏و چون طول عمر برات مهم نیست،‏

‏اگه تصادف کنه و تو رو بکشه‏ ‏کمتر عذاب وجدان می‌گیرم‏

‏عالیه‏

‏باشه، پیرمرد‏

‏ببینیم چقدر زنده می‌مونی‏

‏با این چالش مسخرهٔ بدون دست‏

‏باشه‏

‏تا انجامش ندم ول نمی‌کنم‏

‏باشه‏

‏اون پلاک دندون باربه؟‏

‏اه‏

‏سلام‏

‏خیلی خوشحالم گیلبرت رو‏

‏ـ دوباره آوردی اداره، ویک‏ ‏ـ آره‏

‏تقریباً دوست‌داشتنی‌ت می‌کنه‏

‏ـ آره، می‌کنه‏ ‏ـ این همه سروصدا چیه؟‏

‏یکی امروز حیوون خونگیش رو آورده سر کار؟‏

‏ـ اِم...‏ ‏ـ چون عاشقشم!‏

‏سلام، آقا‏

‏اوه!‏

‏اوه‏

‏وای. آروم باش‏

‏گیلبرت! ببخشید، بارب،‏ ‏نمی‌دونم چی‌ش شده‏

‏داره شوخی می‌کنه‏

‏فقط شوخی می‌کنه‏

‏ما همیشه سربه‌سر هم می‌ذاریم، می‌دونی؟‏

‏شوخی‌مون این‌طوریه‏

‏ـ وای، واقعاً دوستش داره‏ ‏ـ بله، قربان‏

‏آره‏

‏اِم، جِرِم... ی؟‏

‏آره، خودمم‏

‏ببخشید‏

‏خانم رودریگز؟‏

‏ـ بله ‏ ‏ـ اوه!‏

‏من کولتم‏

‏دوست نوه‌تونم‏

‏تقریباً‏

‏یه پیش‌زمینهٔ کوچیک...‏

‏ما توی اداره‏ ‏رابطهٔ «دوست می‌شن یا نه» رو داریم‏

‏در زمینهٔ دوستی‏

‏باشه‏

‏ـ آره‏ ‏ـ آره‏

‏بریم، بریم‏

‏بجنبید‏

‏آره، آره. زود باشید. ممنون‏

‏ـ هی، گرگ‏ ‏ـ نوآ‏

‏داری چالش بدون دست رو امتحان می‌کنی؟‏

‏نه، فقط... خودکارم افتاده‏

‏ـ برای همین این پایینم‏ ‏ـ آها‏

‏همینی که کنارته؟‏

‏بفرما‏

‏آدم نمی‌تونه سر کار‏

‏در آرامش روی زمین بشینه؟‏

‏باشه‏

‏وای خدا. این‌ها رو برای همین گذاشتیم!‏

‏خبر خوب، ملت! منبع بو رو پیدا کردیم!‏

‏یه راکون توی هواکش مرده!‏

‏خبر بد... هیچ کاری از دستمون برنمیاد‏

‏روز سختیه، نه؟‏

‏می‌خوای من جایت بیام؟‏

‏نوهو... بو‏

‏نه، بوهو‏

‏بو، مدیر نوهو‏

‏ـ اینجا چی‌کار می‌کنی؟‏ ‏ـ اوه، سلام باربارا‏

‏فقط اومدم قایق جدیدم رو ثبت کنم‏

‏نمی‌تونی توی شعبهٔ خودت انجامش بدی؟‏

‏اوهوم. حالا که پرسیدی، کاتامارانه‏

‏که از نظر فنی دو تا قایقه‏

‏و این اطراف بودم‏

‏ولی برچسب‌ها رو فوری لازم دارم،‏

‏چون آخر هفته دَن و کشیتیجا رو‏ ‏باهاش می‌برم گردش‏

‏فکر می‌کردم فقط‏

‏با مدیر هر شعبه شام می‌خورن‏

‏اوه، ما دیشب شاممون رو خوردیم‏

‏ترکوندیم. چشم‌اندازم رو برای آینده گفتم‏

‏و یه‌کم سویچه خوردیم‏

‏از یه جایی که خودم معرفی کردم‏

‏تابه‌حال لِچه دِ تیگره خوردی؟‏

‏شیر ببر؟‏

‏ـ غیرقانونی نیست؟‏ ‏ـ چی؟‏

‏نه، یه چیزی مثل صدف یا میگو‏ ‏با آب‌لیمو و این‌جور چیزها بود‏

‏ولی محشر بود‏ ‏یا باید بگم اینکرئیبله ؟‏

‏اوه. یعنی «خوشمزه» به اسپانیایی‏

‏شنیدم شام تو امشبه‏

‏آره‏

‏اوه، انگار هنوز ادامه داره‏

‏مثل یه هدیهٔ خداحافظی کوچیک‏

‏همه می‌دونیم کدوم شعبه رو می‌بندن‏

‏یه راهنمایی... توش ایستادیم‏

‏و بوی راکون مرده می‌ده‏

‏ـ اوه! این آقای کوچولو کیه؟‏ ‏ـ مواظب باش‏

‏از آدم‌ها خوشش نمیاد‏

‏اوه!‏

‏اوه! از آدم‌ها خوشش میاد!‏

‏مدیرهای خوب رو دوست داره‏

‏کی عاشق بوسه‌ست؟‏

‏بو عاشق بوسه‌های سگه‏

‏گیلبرت باید بره‏

‏ـ همین الان‏ ‏ـ چی؟‏

‏همین الان با مرکز تماس داشتم‏

‏و واقعاً بیضه‌هام رو می‌سوزونه،‏

‏ولی ورود سگ‌ها رو به محل کار ممنوع کردن‏

‏این تبعیض علیه سگه‏

‏می‌دونم‏

‏دست من بسته‌ست‏

‏صبر کن‏

‏این هیچ ربطی به این نداره‏

‏که گیلبرت ازت خوشش نمیاد؟‏

‏چی؟ چی؟ نه‏

‏خیلی اتفاقی به نظر می‌رسه‏

‏که بیگ سَک همون روزی سیاستش رو عوض کرده‏

‏که من گیلبرت رو آوردم‏

‏تازه همه می‌دونن‏

‏وقتی دروغ می‌گی از استرس غذا می‌خوری‏

‏چی؟‏

‏نه، نمی‌خورم‏

‏پس معمولاً آووکادو رو مثل سیب می‌خوری؟‏

‏مواد مغذی توی پوستشه، ویک‏

‏انگار گرگ تنها دخترت نیست،‏

‏چون... مأموریت انجام شد...‏

‏مامان‌بزرگ رد شد‏

‏لازم نیست تشکر کنی‏

‏حق با تو بود. رانندهٔ افتضاحیه‏

‏ولی محکم ایستادم،‏

‏حتی وقتی زد زیر گریه...‏

More Farsi/persian subtitles for DMV

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left