The first 200 lines.
[برخی از صحنهها شامل تصاویری با نور چشمکزن یا پیوستهاند که ممکن است برای بینندگان حساس به نور آزاردهنده باشد.]
آنچه در «آنان که در شرف مرگاند» گذشت
،اگه مرد صورت زخمی گنده اومد یکیتون تعقیبش میکنه
و اونیکی میاد منو پیدا کنه
برادر و خواهرت دارن برای زندگیشون میجنگن
و تو طوری صحبت میکنی که انگار این یه ماجراجویی بزرگه
باکرههای وستال
محافظان شعلهی ابدی
میتونی کمکم کنی؟
کاش مادرم مثل تو برای دخترش اشک میریخت
و برای خانوادهمون
کل امپراتوری رو به آتش میکشیم
پناه بگیرید
در رو ببند
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
کنف رو بیار! زود باش
گاوروس
اسکورپوس، برگرد
اسمت چیه؟
زینا
وزوویوس فوران کرده
بادها ابرهای خاکستر رو
تا ۸۹ فرسنگ اونورتر در سراسر روم و حتی فراتر از اون پخش کردن
پمپئی و هرکولانیوم از بین رفتن
کسی هم زنده مونده؟
حدود ۱۵ تا ۱۸هزار نفر که عازم روم هستن
تعدادی اندکی از کشتیها تونستن قبل از فاجعه به راه بیفتن
و با چند صد مسافری که جون سالم به در بردن به اوستیا خواهند رسید
یک دسته از پرتورینها رو میفرستیم
تا جلوی کسانی که در مسیر جاده آپیا هستن برن
غذا، طبیب و لباس براشون ببرن
خبرهای دیگهای هم رسیده
خبری شوم
شعلهی وستال خاموش شده
عقوبتی خموش از سراسر روم
...کسی ازش محافظت نمیکرده
دوباره روشنش کردن و کاهنه اعظم
تازیانه خورده و جسدش رو به کفاره گناهی که مرتکب شده آویزون کردن
خیمه برپا کنید و آذوقه جمعآوری کنید
جارچیها رو بفرستید تا به همه اعلام کنند که رُم درهاش رو به روی نیازمندان باز میکنه
الساعه
« مترجم: عاطفه بدوی » ::. Atefeh Badavi .::
چه مشکلی پیش اومده؟
اون گلادیاتوره، نومیدیاییه
وقتی داشتم جایزهش رو بهش میدادم
داشت به سمت نگهبانانم حرکت میکرد تا گلادیوس یکیشون رو بگیره
قصد داشت من رو بکشه
میتونی تصور کنی؟
مردی با قدرت و کاریزمای من
به دست یک موش کثیف کشته بشه
خب پس روش پا بذار
فکر میکنم فلاما این کار رو خواهد کرد
آمادهی انتقامه
...این سرگرمکنندهترین روشِ
خرد کردن موجودات پست و حقیره
هی
هی - چه خبر شده؟ -
جلو نیاین
مگه چی کار کرده؟
عناد دومیتیان رو برانگیخته
معرکهی مجددی برای فلاما برگزار خواهد شد که برای کوامه
مرگی ویژه به ارمغان خواهد آورد
ببریدش - حرومزاده -
فقط آب بهش بدین. غذایی در کار نباشه
اینطوری بنیهش ضعیف میشه و نمیتونه خوب مبارزه کنه
شراب
به تازگی از گال رسیده
نگاه کن
پسرمونه
مثل پدرش خوشسیماست
هزاران هزار پناهنده دارن از پمپئی به رُم سرازیر میشن
و خیل عظیم دیگهای هم در راهه
تیتوس بهشون وعدهی سرپناه و غذا داده
همون فرصتیه که منتظرش بودیم
برو بیرون
با تیلیا و سارو
و چند تن دیگه از محافظهکاران سنا صحبت کردم
مرددن
خب انتظار زیادی ازشون داریم
خانواده و داراییشون در سال چهار امپراتور
متحمل صدمات زیادی شده
حساب باز کردن روی مرگ یک امپراتور
و جانشینیش توسط تو قمار بزرگیه
اینکه سنا متوجهه تیتوس داره خزانه رو خالی میکنه هم کمک شایانی به هدفمون میکنه
فردا شب جلسهی محرمانهای تشکیل میدن
تا به صحبتهای من گوش بدن
اینجا نیست
فوریه
گوش کن خواهر
تناکس مجبورت کرده اینجا کار کنی؟
آره. ولی حالا دیگه آزادم
جولا. فرصتی نصیبم شد تا آزادیش رو بخرم
قول میدم برای تو هم همین کار رو بکنم
خیلی برات خوشحالم
کاش تو جای من آزاد شده بودی
چیزی برام آوردی؟
همهشون؟ - آره -
آفرین. برو
خیلی وقته ازت دور بودیم
حق با اونه. باید قبل از اینکه ارباب بانوم متوجه بشه برگردم
برو. مراقب خودت باش
فکر کنم از این طرف بود
ببخشید
ما راهمون رو گم کردیم
زیاد پیش میاد
خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم
باید به اسکیلین برم
میتونم راه رو نشونتون بدم. دنبالم بیاید
این راه خروجیه. سمت چپ
ممنونم
خیابونها در شب خطرناکن
اجازه بدید همراهیتون کنم
ممنون میشم
بریم
مطمئن میشم به سلامت به خونه برسه
ازش سوءاستفاده نکن
از این طرف
...پس برده شدی
در سرای کنسول مارسوس
و اجازه داری تنها از خونه خارج شی؟
بله اما باید احتیاط کنم
از بردارهات برام بگو
بهنظر خیلی شیطون میان
حالا تصور کن باهاشون هماتاقی باشی
حداقل تو خونه فضای مختص به خودمون داشتیم
تپههای مواج، علفهایی اونقدر بلند که میشد تو عمقشون شنا کرد
حتما اسبهاتون عاشقش بودن
این اواخر یه حسی بهم دست داده
حس میکنم دیگه هرگز نمیتونم به زادگاهم برگردم
این حس رو تجربه کردم
ممنون که من رو تا خونه همراهی کردی الیا
میتونم باز هم ببینمت؟
شاید
تیتوس فلاویوس دومیتیانوس مردی با استعدادهای فراوان
که کوچکترین نمونه اون برافروختن خشم برادرش بود
یا میخوای بگی غارت اورشلیم ایدهی پاسوس بوده؟
بهش افتخار میکنم
درضمن من رو با اسم کثیف برادرم صدام نزن
دومیتیان این کار رو میکنه
میدونم چطور میتونی اعتماد برادرت رو جلب کنی
تا تیممون رو دوباره راه بندازیم
گوش میکنم
مارسوس ترتیبی داده که یک جلسهی سنا تشکیل بشه
به صورت مخفیانه
،پس من یواشکی میام تو همهشون رو دستگیر میکنم
و امپراتور رو نجات میدم
فقط کافیه اونجا حضور پیدا کنی
همه چیز رو از نزدیک مشاهده کن و اجازه بده خودشون با حرفهاشون طناب دار رو به گردنشون بیاویزن
یه گروه دیگه از پناهجویان در راهن
خیمهگاهی در دشتهای کمپوس مارتیوس مهیا کن
آذوقه، هیزم و نگهبانان شهری براشون فراهم کن
.کارت رو بگو و برو سرم شلوغه
اگر کمی بیشتر از زیردستان یا پیشکارانت بهم احترام میذاشتی
میتونستم بهتر از اینها بهت خدمت کنم
از روی عادته
به سبب مدت زیادیه که فرماندهی میکنم
بیرون
خطر بزرگی تهدیدت میکنه و همینطور من رو
برای اینکه بتونم از هردومون محافظت کنم
ازت میخوام حکم حصرم رو تعلیق کنی
برادر
این مردیه که درموردش صحبت میکردم
پیشکارم، تناکس
از این طرف سزار
شما دوتا همراه من بیاید
من از شجاعت و صلابت شما در عبور از این دوران سخت و ناآرام قدردانی میکنم
برای قرنهای متمادی، خانوادههای ما
موظف به محافظت از شهر و امپراتوری محبوب ما
در برابر کسانی بودند که خدایان را خشمگین میسازند
اما اکنون، قضاوت هولناک اونها از بالا بر ما نازل میشه
همه ما میدونیم که با خاموش گردیدن شعلهی وستال
وستا و دیگر خدایان دیگه از ما محافظتی به عمل نمیارن
و این میتونه به واقع پایان رو رقم بزنه
پس از خودم پرسیدم که چه چیزی
نسبت به ایام خوب گذشته تغییر کرده برادران؟
...و جواب این سوال چیزی نیست جز
امپراتور جدید
مراقب حرفهات باش کنسول
همه ما امروز با احتیاط به جلو گام برمیداریم سناتور
بر روی خاکستر
تصور کنید که امپراتوری بر تخت نشسته
که مصلحت کشور رو به رُم ترجیح میده
و با یه ملکهی مرتد یهودی همبستر میشه
تعجبی نداره که خدایان ازمون رو گردوندن
اما اون ملکهی یهودیش رو رها کرده
و زنی رومی اختیار کرده
این نکته فقط بر جنایاتش دامن میزنه
چون هنوز بسترش رو
با اون افعی یهودی شریک میشه
و اون هم با زمزمههاش افکارش رو مسموم میکنه
خدای عبری با شور و شعف از به زانو دراومدن رُم استقبال میکنه
پس مردم رُم چه میشن؟
مردمان ما؟
پیشکارانمون؟
و وظیفهی مقدسی که به دوشمونه؟
شهروندان ما در فاضلابها میخوابن
و اونوقت تیتوس دروازهها رو
به روی هزاران هزار پناهنده باز کرده
اون غریبهها رو تغذیه میکنه
و هرچه باقی موند رو صرف ساخت و آراستن مجسمههایی از خودش
No comments yet. Be the first to leave one.