The first 200 lines.
. . . آنچه گذشت
قاتل فاحشهها اومده به بخش شرقي
بيخيال دستوپا کردنِ يه اسم واسه خودت بهعنوان شکارچي فوقالعادهي قاتلها بشو
اون يه چاقو داشت - مشتري ـت ؟ -
من رفتم کاندوم رو براش بزنم، و عوضي منو زد سعي کرد بهم تجاوز کنه
بذارش توي ساک - بذارش توي ساک -
بذارش توي ساک - بذارش توي ساک -
از زمان گرندمستر فلش، خيابونها کوکائين به اين خوبي به خودشون نديدن جوزف سدلر ملقب به گرندمستر فلش، متولد کشور باربادوس ] [ که يکي از پيشگامان ديجيهاي هيپهاپي به شمار ميرود
مطمئني که شش بسته بود ؟
شش يا هفت بسته مسلماً بيشتر از چهار بسته بود
مکي کجاست ؟
کجاست ؟ - نميدونم منظورت چيه -
هـي، اگه ميخواي، آزادي بگي اينجا رو زير و رو کنن
من به دينگدانگ ـم نياز دارم و تو برش داشتي، مگه نه؟ - درسته -
از من و ميزـم، دور بمون
اوه، حتماً داري باهام شوخي ميکني
يا پيغمبر. اين يکي چندسالشه، سيزده سال؟
اوه، پسر
فاحشه ـست؟ مثل اون چهارتاي ديگه، صورت ـش رو به زمين ـه؟
اينطور بهنظر مياد
من در مورد اين يارو، بهتون هشدار دادم
آره، دادي
يه زنوشوهر يه ماشين سبز ديدن که حدوداً يک ساعت گذشته هـي اينجا پرسه ميزده
حرفي از مدل ماشين زدن ؟ - فقط گفتن سبز بوده -
راننده چي ؟ - هوا خيلي تاريک بوده -
چراغ عقب ـش خراب بوده - راستي يا چپي ؟ -
چيزي نگفتن - برگرد، استنطاق ـشون کن، تمام جزئيات رو ازشون بکش بيرون -
اين توي ناحيهي ما اتفاق افتاده
تو منابع رو در اختيار من بذار خودم طرف رو ميگيرم
چهنوع منابعي؟
هر تعداد نيرو، تا زمانيکه ميتوني در اختيارم بذار
همين الان ـشم نيرو کم داريم - من 48 ساعت نياز دارم -
نميتونم - . . . يه درنده، کمتر از دوساعت پيش -
همينجا وايستاده بوده
الان ما چقدر براي گرفتنش، متعهديم ؟
براي 24 ساعـتِ آينده اين تنها پروندهي شماست
گزارش اوليهي پزشک قانوني ميگه که سن قرباني، دوازده تا چهارده سال ـه
يه فاحشهي دوازده تا چهارده ساله . . . فرانک، تو و افرادت
بريد سراغ هر جاکش و فاحشهاي که ميتونيد پيدا کنيد بياريدشون پاسگاه
همسايهها قبل از اينکه جنازه پيدا بشه يه ماشين سبز ديدن که اطراف پارک، ميچرخيده
چراغ عقب سمت راست اون ماشين، شکسته
تمام پمپبنزينها، کارواشها، پيشخدمتهاي محله رو بررسي کنيد پيشخدمتهايي که در هتل، رستوران و چنين مکانهايي کار ميکنند ] [ و سوئيچ افراد را ميگيرند و ماشين را برايشان پارک ميکنند
:جون، يه آگهي پاداش ترتيب بده . . . يه عکس از دختره
توصيفي از ماشين، به چراغ عقـبِ شکستهي ماشين هم اشاره کن - فهميدم -
چندتا کليد هم توي کيفـش داشت ويک، تو و افرادت يه قفلساز پيدا کنيد. ببينيد ميتونيد ارقام رو پيگيري کنيد
ببخشيد؟ - يه قفلساز پيدا کنيد -
تو ازم ميخواي که برم توي خيابونها و اون دستخري که اينکارو کرده رو پيدا کنم
. . . يا طي 24 ساعت آينده، قاتل رو ميگيريم
يا احتمالاً تا زمانيکه يه قتل ديگه انجام بده شانس ديگهاي گيرمون نمياد
بريم
!ويک
بله، آقا واقنباخ؟
اگه با طرز کار من مشکل داري امشب رو مرخصي بگير
فکر کردم دوست داري اين پرونده حل بشه - همينطوره -
نه. تو فقط به اين اهميت ميدي که خودت اون کسي باشي که حلش مينه
و زمانيکه حلش ميکنم، نميخوام به خاطر روشهاي تو پرونده فرستاده بشه به دادگاه
يهذره اطمينان داشته باش، داچ
يه نفر يه دختربچه رو توي حياط پشتي خونه ـم بکشه من دست به کار ميشم
من اين پرونده رو با يا بدون تو، حل ميکنم - انگار بايد باوجود من حلش کني -
من اين تحقيقات رو اداره ميکنم چيزي پيدا کني، سريعاً به من گزارش ميدي
طرف رو بيارم پاسگاه، تو اولين نفري خواهي بود که خبردار ميشي، داچجون
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـيکـنـد »
هــومــن تــرجــمــه از Raylan Givens
مردم اينجا منو به عنوان يه جوک ميبينن منِ واقعي رو نميشناسن
مطمئن نيستم گروه، براي شناختن خودِ واقعي ـت، آمادگي داشته باشه - شوخي نميکنم -
خودم ميدونم - خب، حالا اونا هم خواهند دونست -
من اين طرف رو ميگيرم
يهذره واسه وعده وعيد دادن، زوده، مگه نه؟
تنها چيزي که بهش احترام ميذارن، موفقيت ـه
خب، پس بهنظرم بهتره اين يارو رو بگيريم چي ميدونيم؟
. . . جنازه در نيمه شب پيدا شد
ماشيـنِ سبز، ساعت يازده در پارک ديده شد
قرباني، هيچ کارت شناسايياي نداره
فاحشه، سن دوازده تا چهارده سال به خوراکيهاي شيرين، علاقه داشته
قرصهاي جلوگيري از حاملگي
دوازدهسالههاي الان، مثل قديم نيستن
در تعجبم بدونم، قضيهي گروه ضربت چي بوده
نتيجهي جستجوي اون آپارتمان براي کوکائين، به جايي نرسيد هيچ مدرکي دال بر گناهکار بودن مکي نداريم
اين به اين معنا نيست که ويک و افرادش اون مواد رو ندزديدن
. . . ميدونم، ولي بدون مدرک موثق
گذاشتـنِ کوکائين توي ساک رو ديدم. دزد ماشين رو بياريد تا شهادت بده که مواد رو داخل صندوق عقب، پيدا کرده
به اين آسونيها نيست - چرا نيست؟ -
چون من چنين مسئوليت سنگيني رو نميذارم روي دوش ـت
فکر ميکردم ميخواي مکي رو از توي خيابونها برداري
بيشتر از چيزي که بدوني که به همين خاطر هم نميذارم تو اينکارو بکني
سروان، متوجه نميشم - دقيقا، متوجه نيستي -
بنابراين به نصيحت من گوش کن و بيخيال اين قضيه شو
. . . سروان، من ديدم که - جولين -
بيخيالـش شو
چطوري؟
مثل خر کار ميکردم
شايد وقت ـشه بري تعطيلات
از پس مخارج ـش برنميام
مجبور شدم قيمت ـمو بيارم پايين
چرا؟ - تو باشي، واسه اين قيمت بالا ميدي؟ -
بهنظرم ميتونست بدتر از اين هم بشه
چند ساعت پيش پيدا شده ميشناسي ـش؟
انگار اون دختره ـست که واسه دوستم تريسي کار ميکنه - کجا؟ -
اونطرف ميخانهي بوريتو بغل اون مغازه
جاکش ـشو ميشناسي؟
نه
ولي تريسي ميشناسه
ممنون
اين يارو يه علاقهاي به دخترهاي شاغل داره
مطمئن شو که يه نفر هواتو داشته باشه - فکر ميکردم اين، کار توئه -
نميخوام دوباره آسيب ديدن ـتو ببينم
نميذارم دوباره اتفاق بيوفته
کسي اين دختر رو ميشناسه؟
نگاش کنيد
کي ميشناسدش؟
هـي، اون سالي ـه
فاميليش چيه؟
سالي استرادرز؟
«سيتکامِ «آل اين د فميلي - خودم سالي استرادرز رو ميشناسم - [ بازيگري که در سريال «آل اين د فميلي» که از 1971 تا 1979 پخش ميشد، نقش گلوريا سيتويک را ايفا کرد ]
شايد توي يکي از اون آگهيهاي تلويزيوني «بچهها رو نجات بديد» بود
به هر حال، اين اسمي ـه که ازش استفاده ميکرده
خبر خوب اينه که، داريم به يه ترتيب زماني دقيقتر ميرسيم
دوستش گفت، سالي معمولاً شيفت کاري ـشو . . . حوالي ساعت ده، شروع ميکرد
ولي ديشب پيداش نشده
يه نفر ديگه گفت، ساعت هفت عصر داشته ميرفته به يه داروخونه در ورمانت
تو يه دختر جووني، در يک شب جمعه بين ساعت هفت تا ده، چي کار ميکني؟
خريد ميکنم، غذا ميخورم، يه فيلم ميبينم
جيم رايت، افبيآي. کسي با ادارهي کل تماس گرفت درخواست کمک کرد؟
من تماس گرفتم. داچ واگنباک. سريع اومدين
ايشون همکار من ـه، کلادت ويمز - خوشوقتم -
. . . خب
يه قاتل داريم که فاحشهها رو ميکشه، آره؟
توي اين موقعيت بوده ـم، اينکارو انجام دادم - اين دختره تنها دوازده، سيزده سال داشته -
کار درستي کردي که با ما تماس گرفتي . . . اکثر پليسهاي محلي ميترسن ما بيايم
جلووي دست و پاشونو بگيريم - من اينطور نيستم. نميتونم براي استفاده از تجربيات شما صبر کنم -
خب، بذار رک بگم اين پروندهي توئه
من فقط براي کمک، اينجا حضور دارم
!هـي
شما پسرا چي داريد ميجوييد؟
ما چيزي نداريم
در مورد مزده کردن دنده فکر کردي؟ - چي ميخوايد؟ -
رفيق ـت سالي رو به ياد داري؟ - نچ -
واقعاً، تابحال جاکشي ـشو نکردي؟
نچ - مطلقاً چيزي نميدوني؟ -
مطلقاً هيچي - واقعاً؟ -
پس اون آپارتمان توي غرب رو هم که وسايل الکترونيکي دزدي رو توش نگه ميداري
به ياد نداري ؟
نظرتون چيه پسرا، دوست داريد امروز رو بريم به دايرهي سرقت ؟ - اوه، آره. عالي بهنظر مياد -
خيلي عالي
براي گرفتن حکم، تماس ميگيرم
هـي، خانم، تلفن ـتون کجاست؟
اونجاست - آره، خيليخب -
تو جاکشي ـشو ميکردي؟ - خودش اومد سراغ ما. ما بهش لطف کرديم -
پس هرگز سهمي برنداشتي؟ - بيست درصد -
بهعلاوهي چندتا سيخونک در هفته
اون لبخندارو از روي صورت ـتون برداريد، عوضيا
سکس کردن با يه بچهي دوازده ساله باعث نميشه از نظر من، آدماي باحالي باشيد
قبل از اينکه جاکشي ـشو بکني ، چيکار ميکرد؟
شنيدم توي اين سکسکلاب کار ميکرد [ کلابي که با فاحشهخانه تفاوت دارد و مشتريها بايد حق عضويت و حق ورود پرداخت کنند و تنها ميتوانند با مشتريهاي ديگر سکس کنند نه، با فاحشهها ]
اون که يه بچه بوده - خب؟ -
خب، اون چه کاري ميتونسته واسه سکسکلاب انجام بده؟
بايد از خودشون بپرسي - اوه، نگران نباش، همينکارو ميکنم -
تحت تأثير قرار گرفتم که تونستي اين يارو رو بشناسي
کلي بررسي روي جرمشناسي انجام دادم واحد علم وابسته به رفتار
معلومه
هـي، داچ
من يه متصدي پمپبنزين آوردم اينجا که ميگه ممکنه ماشين سبزي که دنبال ـشي رو ديده باشه
کاراگاه، يه نفر رو آوردم که شخص فراري رو ديده گفت اون قبلتر، به قرباني، مواد فروخته بوده
بايد عاشق ـش باشي وقتي يه پرونده هيجانانگيز ميشه
. . . پس من داشتم کار ميکردم و يه مرد سفيدپوست مشکوک ديدم
مشکوک از چه نظر؟
خب، سفيدپوست بود
رفتم بيرون تا قيافه ـشو ببينم و اون روشو برگردوند نميخواست چهره ـشو ببينم
در مورد ماشين بهم بگو - سبز بود -
دو در؟ چهار در؟ فورد؟ شوي؟
تو داخل پمپبنزين کار ميکني، درسته؟
همين الان شماره پلادک ـشو توي سيستم جستجو کردم
تو امشب به سالي، مواد فروختي؟
يه علاقهي خاص به اکستازي داشت - داري به يه جرم، اعتراف ميکني؟ -
من زير سن قانوني ـم. وکيل ـم ميتونه استدلال کنه که [ براي استفادهي شخصي بوده [ نه واسه فروش
سالي هم براي استفادهي شخصي بود؟
اون يه مشتري بود - ميدونستي که اون يه فاحشه ـست؟ -
به نظرت چطوري باهام حساب ميکرد؟
طرفاي ساعت هشت و نيم، پنج خط مواد بهش دادم - پنج خط. هميشه همينقدر ميخره؟ -
گفت واسه شب تا صبح، کارشو راه ميندازه
. . . پس
اين پاداش، چقدره؟ - پاداش؟ -
پاداش «براي اطلاعات مفيد». ميدوني، همونطور که توي آگهي نوشته بود، به همين خاطر من اومدم
پس، پاداش من چي ميشه؟
فروختن مواد به شخص زير سن قانوني زنا با صغير زنا با صغير: جماع با دختر كمتر از سن قانوني، كه ] [ جرم محسوب ميشود و در امريكا تا 15 سال زندان دارد
شش ماه تا يکسال، چطوره؟ - چي؟ -
شماره پلاک رو برداشتي؟ - بهتر از اون. مدرک دارم -
با يه کارت اعتباري، حساب کرد؟ - نه، پسر، نقد -
پسره هفده دلار بنزين زد، ولي بيست دلار به متصدي داد
هرگز براي گرفتن باقي پولش، برنگشت کي از سه دلار باقيمونده ـش ميگذره؟
پس بيست دلار رو نگه داشتي؟ - نه -
اون بيست دلار، بخشي از پول واريزي پايان شيفت ـم بود باقي پول ـشو نگه داشتم
سه دلار باقيمونده رو نگه داشتي؟ - آره، واسه انگشتنگاري نگه ـش داشتم -
ولي اونکه اصلاً به اون سه دلار، دست نزد - نه، ولي خب اون سه دلار، واسه اونه -
يه جورايي کمک ميکنه، درسته؟
سروان، ما يه مشکلي داريم - چه مشکلي؟ -
مستراحهاي دستشويي زنانه، کار نميکنن
منظورت چيه، کار نميکنن؟ - پر شدن -
به من نگاه نکن
پس حالا توالت سالم نداريم؟ - درسته -
No comments yet. Be the first to leave one.